۱۳۹۶/۰۵/۲۶

پیروزی تیم بسکتبال ایران در برابر میزبان لبنانی خود

مسابقه بسكتبال یک چهارم نهایی جام آسیا دیروز در لبنان برگزار شد. در این مسابقه تیم ایران به مصاف تیم لبنان رفت.
استادیوم نهاد نوفل میزبان این بازی بود. این استادیوم در دهکده ذوق مکایل قرار دارد که یک دهکده مسیحی نشین است و امروزه تقریبا به بیروت متصل شده است. کوچه های باریک دهکده باعث ترافیک شدید برای رسیدن به استادیوم شده بود. با هماهنگی مقامات سفارت و رایزنی فرهنگی ایران، تعدادی سهمیه برای تماشاچی های ایرانی در نظر گرفته شد و سرویس برای رسیدن به آنجا هماهنگ شد. وقتی به استادیوم رسیدیم تا هماهنگی برای ورود صورت بگیرد بازی شروع شد. یعنی سرود ملی دو کشور را شروع کردند به پخش کردن. از صفحه نمایش بزرگ بیرون سالن می شد تصاویر داخل را دید و صدایشان هم شنیده می شد. بالاخره وارد شدیم و کنار دوربینها و بازرس های خارجی در آخرین صف نشستیم. 

بازی بسیار پر هیجان بود. سالن، گروهی برای جو دادن با طبل و سنج داشت که البته جانبدارانه هنگام پرتاب آزاد برای تیم ما، بشدت سر و صدا می کرد.
چند خانواده ایرانی حضور داشتند و بقیه هم معلم ها و چند تا از بچه های دیپلمات ها بودند. صدای بوق گازی که بچه ها همراه آورده بودند واقعا گوشخراش بود و باعث ناراحتی لبنانی هایی بود که پایین تر از ما نشسته بودند و اعتراض می کردند.
از آنجا که بازی بسکتبال در لبنان بازی فقرا نیست و بلیط تماشای آن هم گران است، همه جوانهای حاضر در سالن از طبقات مرفه بودند و خیلی با کلاس نشسته بودند و تشویق می کردند و از گل خوردن تیمشان شاکی می شدند.
قیمت بلیط VIP چهل دلار و قسمت معمولی 26 وخرده ای دلار به فروش رسیده بود. ارزانترین بلیط مربوط می شد به قسمتی که از طبقه بالا بازی را تماشا می کردند. انگار از پشت بام، منزل همسایه تان را ببینید. هیچ جالب نیست. با این اوصاف می گفتند 13 دلار بابت همین نیمچه تماشا هزینه باید پرداخت. ضمن اینکه هزینه سفر از بیروت به ذوق مکایل را هم نباید از نظر دور داشت.
وقتی رسیدیم شش پلیس جوان آمدند جلوی ما ایستادند. ظاهرا برای حفاظت بود. سرگروهبانشان فریاد زد پشت تماشاچی بایستید. و یواش تر به آنها گفت، اگر دعوا شد به ما ربطی ندارد!
ایرانی ها که حدود 30 نفر می شدند از تشویق کردن خسته نشدند.اما لبنانی ها وقتی عقب افتادند حالشان گرفته شد و صدای تشویقهایشان خوابید. تنها بابت گل زدن تیمشان یک فریاد شادی می کشیدند. بچه های ما خصوصا نوجوان ها فریاد ماشالله حدادی و ماشالله ماشالله سر داده بودند. یکی از جوانهای لبنانی چند صندلی پایین تر عصبانی شده بود و بغل دستی اش او را گرفته بود. سریع یک پلیس رفت نزدیکش و سرش داد کشید. بعدا فهمیدیم صدای تشویق ما را شعار نصر الله حزب الله شنیده است! پلیس به بچه های ما تذکر داد و می خواست بوقشان را هم بگیرد.
چند دقیقه یک پرچم لبنان را تماشاچیان لبنانی باز کردند که روی آن نوشته شده بود نزار زاکا را آزاد کنید. دعوتش کردید و بعد ربودید. نزار زاکا طبق مدارک غیر قابل انکار یک جاسوس آمریکایی بود که حدود دو سال پیش با دعوت وزارت ارتباطات به ایران آمد و توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد. پرچم را به سرعت ازشان گرفتند.
از تجربه ای که سالها قبل از بازی فوتبال لبنان داشتم، می ترسیدم اگر ببریم به ما حمله کنند. اما ظاهرا تفاوت بنیادین در تماشاچی های این دو بازی هست. خیلی متمدنانه در پایان ایستادند و تشویق کردند و سپس همگی آرام از دربهای خروجی خارج شدند. ظاهرا خودشان را برای خوشحالی و پایکوبی محروم کرده بودند ولی خوشبختانه از تماشای رقاصی دختر و پسرهای مسیحی محروم شدیم.
اما امروز در شبکه های اجتماعی چنین منتشر شد که 5000 لبنانی به سرود ملی ایران توهین کردند! هرچند من در آن لحظه هنوز داخل سالن نشده بودم اما صدای خاصی نه از سالن و نه از صفحه نمایش بزرگ بیرون سالن نشنیدم.
عقیده دارم چنین اقدامی از آن جمع بعید بود اما ممکن است عده اندکی از آنها چنین کاری کرده باشند.
باید توجه داشت لبنانی ها همه شیعه نیستند و تازه همه شیعیان هم عاشق چشم و ابروی ما نیستند. استادیوم در منطقه ای مسیحی قرار داشت و اکثر قریب به اتفاق تماشاچی ها از مسیحیان لبنان بودند. قیمت بالای بلیط بازی و دوری آن از محل زندگی شیعیان باعث شده بود کسی از آنان در استادیوم حاضر نشود یا اگر آمده بودند، تعدادی انگشت شمار بودند. قسمتی از مسیحیان لبنان بشدت با ایران از لحاظ سیاسی دچار مشکل هستند و بعید نیست همانطور که ما ایرانی ها از بازیکن های عربستان نفرت داریم، آنها هم از ما نفرت داشته باشند. کمک های مالی ایران هیچ وقت به مردم خصوصا این اقشار نمی رسد و اهانت احتمالی آنها، مانع از تجدید نظر در امر مهم حفظ امنیت کشور نخواهد شد.
یک نکته دیگر اینکه سوت زدن در لبنان نشانه بی احترامی نیست. مثلا اگر گاهی سید حسن نصر الله بصورت زنده در مراسمی حاضر شود، ابراز احساسات از طریق کف و سوت و جیغ و ایستادن روی دسته صندلی های پلاستیکی، از اوجب واجبات است.
با این حال چون در زمان پخش سرود ملی دو کشور در سالن نبودم نمی توانم بطور قطعی بگویم آیا اهانتی صورت گرفته یا نه و اگر چنین است چند درصد از تماشاچی ها بودند.
پس بهتر است عده ای که همیشه منتظر فرصت برای کوبیدن سیاست کشور در زمینه حمایت از لبنان هستند اولا اطلاعات خودشان را از لبنان بیشتر کنند، دوم اینکه بر اساس احساس یک بازیکن یا مربی که با دیدن مناطق زیبا و پیشرفته مسیحی نشین لبنان کل تصوراتش از لبنان آوار شده و ریخته و فکر می کند این پیشرفت و زیبایی و مدرنیته با پول ایران فراهم شده، نمی توان در مورد کل یک کشور نظر داد. اگر کسی از روی ندانستن و جهالت تصور می کند ایران ربطی به این مناطق دارد و مردم این مناطق باید بابت زندگی خوبشان شکرگزار ایران باشند، بهتر است با واقعیت روبرو شود. مردم این مناطق، اتفاقا ایران را عامل جنگ و مشکلات کشورشان می دانند و خواهان دست برداشت ما از سرشان هستند! یعنی به معنای دقیق تر، می گویند حزب الله را رها کنید و با اسراییل جنگ راه نیندازید. جلوی سردمداران ما را (در چاپیدن) نگیرید. خواسته این افراد این است که شیعیان به محرومیت نیم قرن گذشته بازگردند و مملکت طبق نظر آنها بچرخد (بخوانید طبق نظر آمریکا).

هیچ نظری موجود نیست: