۱۳۹۶/۰۲/۲۰

بازدید از پارک ایران لب مرزهای دشمن

حتما تا به حال شنیده اید در مرز با فلسطین اشغالی، پارکی به نام پارک ایران وجود دارد که پرچم ایران در آن به اهتزاز درآمده است. در طول تاریخ لبنان، تنها چند ایرانی تاثیرات مستقیم و عمیقی بر لبنان گذاشته اند. امام موسی صدر، شهید چمران و در نهایت تا اندازه ای شهید خوشنویس. وی که مسئولیت هیئت بازسازی لبنان را بر عهده داشت به سهم خود مورد احترام و علاقه لبنانی ها قرار دارد. پارک ایران یکی از پروژه های ایشان است. در سفر به پارک ایران با ما همراه شوید. (تصاویر این مطلب در حجم بزرگ هستند. اگر با موبایل در حال خواندن هستید، می توانید برای صرفه جویی در مصرف 7 و نیم مگابایت، لود شدن تصاویر را متوقف کنید. در غیر این صورت با کلیک روی عکسها می توانید در حجم اصلی آنها را مشاهده کنید)
پارک ایران در نقطه صفر مرزی جنوب قرار دارد. از بیروت تا آنجا 115 کیلومتر راه است که بیش از دوساعت به طول می انجامد. باید اول به طرف شهر صور رفت و از آنجا به سمت بنت جبیل. می گویند اسم این شهر در قدیم جبیل بوده که در زبان آرامی یعنی کارگاه صنایع دستی و سفال. اما پس از سفر یکی از شاهزاده خانم های تنوخی در 300 سال قبل، اسم این شهر به دختر جبیل تغییر کرد. این شهر جنوبی در واقع پایتخت تجاری جنوب از قدیم الایام بوده است. در زمان مقاومت علیه عثمانی ها، و سپس علیه استعمار فرانسه، و در زمان مبارزات شهید چمران و بالاخره در هجوم سال 2006، این شهر با مقاومتی مثال زدنی، خاطرات تلخی برای دشمن زبون و شکست خورده به جای گذاشته است.
از بنت جبیل به سمت مارون الراس می رویم. مسافت زیاد نیست و حدود 5 دقیقه فاصله دارد. هرچند پنج شش سال قبل بجز معدود تابلوهایی که ایران در راه ها گذاشته بود، تابلوی راهنمای دیگری نبود ولی امروزه شهرداریها در تمام راه ها و دو راهی ها تابلوهای راهنما و اسم شهر و روستاها را نصب کرده اند و پیدا کردن مقصد راحت شده است. به پارک ایران می رسیم. جوان مسئول پارکینگ وقتی می فهمد ایرانی هستیم پولی بابت قبض ورودی نمی گیرد.

 وارد می شویم. پارک سرسبزی به سبک پارکهای ایرانی با امکانات مختلف. آلاچیق های سقف دار این پارک هرکدام به اسم یکی از استانهای ایران نامگذاری شده اند. کنار هرکدام تابلوی بزرگی به معرفی استان می پردازد. بنا بر فرهنگ لبنانی که کمتر روی زمین می نشینند، سکوهایی دورتا دور آلاچیق با سیمان ساخته شده است. بیرون هر آلاچیق یک منقل بزرگ برای کباب درست کردن وجود دارد. روز یکشنبه است و پارک بسیار شلوغ. هیچ آلاچیقی خالی نیست.
نبود مدیریتی قوی برای رسیدگی به پارک و نگهداری آن مشهود است. هرچند به خاطر گذشت زمان و آفتاب خوردگی، خیلی از تابلوها و وسایل رنگ و رویشان رفته است، اما سرسبزی و پرپشتی درختان آن بیشتر از قبل شده است. با این حال پارک در حد قابل قبولی تمیز و مرتب است.
پارک دارای زمین چمن مصنوعی، سالن اجتماعات، تاب و سرسره برای کودکان و چند فروشگاه برای تهیه خوراکی و یادگاری است.

 در قطعه زمین بزرگی برج و باروهای بلندی وجود دارد که بین آنها پل های لرزان طنابی قرار گرفته. برای لذت بردن از این سرگرمی پر هیجان باید بلیط تهیه کرد. وقتی از بالای برج به سرزمینهای دشمن می نگری، آن را پست و زبون می بینی و به یاد جمله سید مقاومت می افتی: اسراییل از خانه عنکبوت سست تر است.
 چند سال پیش در پارک مجسمه ای از زنده یاد حاج احمد متوسلیان نصب کردند که به سوی قدس اشاره می کند. پشت سر وی تمثال امام موسی صدر به عنوان پشتوانه و حامی مقاومت، قرار گرفته است. جلوتر، برجکی قرار دارد که از پله ها بالا می روید و با دوربین دو چشمی بزرگی به سرزمینهای اشغالی خیره می شوید.
 شهرک صهیونیستی آویویم روبروی شماست. باغها و زمینهای کشاورزی به خوبی قابل رویت است. گاهی وانت یا اتوموبیل یا اتوبوسی رد می شود. نظم زمینهای کشاورزی آنان و انبوه درختان و کاشتنی ها، در مقایسه با زمین خالی اینطرف مرز، تحسین برانگیز و در عین حال سوال برانگیز است. در جاده خاکی پشت سیم خاردارها، فقط جیپ ها و ادوات نظامی تردد می کنند و گشتی های دشمن هر از گاهی طبق برنامه خودشان رد می شوند.
 با دوربین، یک ساختمان اداری نظامی که در آنجا تعدادی جیپ و کامیون پارک شده را رصد می کنیم و جناب گوگل به ما می گوید این ساختمان، اداره پلیس شهرک آویویم است.
نوجوانی کنار دوربین ایستاده. فکر کردم متصدی دوربین است. اما معلوم شد او هم برای تماشا آمده. کمی فارسی بلد بود و از این بابت خوشحال بود. فارسی را در مدرسه به آنها یاد داده بودند. در مدارس لبنان عموما دروس اصلی مثل ریاضی و فیزیک و شیمی به زبان خارجی تدریس می شود؛ یا فرانسه یا انگلیسی. در برخی مدارس، زبان خارجه دوم تدریس می شود. مدرسه های المهدی، زبان فارسی را به عنوان زبان خارجه دوم یاد می دهند.
سر ظهر رسیده ایم و برای نماز به مسجد می رویم. مسجد پارک مشابه مسجد گنبد طلایی فلسطین ساخته شده است. هرچند در واقع اسم مسجد گنبد طلایی در فلسطین، قبه الصخره است و مسجد الاقصی نیست اما در هر حال به نماد فلسطین تبدیل شده است.
رستوران بزرگی در پایین پارک ساخته شده که هنگام غذا خوردن می توانید سرزمینهای سرسبز اشغال شده را نظاره کنید. روز تعطیل آخر هفته است و رستوران خیلی شلوغ است. بعد از آنکه حدود یکساعت از سفارش غذا گذشت و تحمل همه به سر آمد، برای پیگیری به آشپزخانه می رویم. به جهت عجله، زمین پر است از تکه های سیب زمینی سرخ شده و ریزه های گوشت و مرغ که زیر پا له شده اند. با اینکه سفارش ما تقریبا آماده شده بود، سلامتی خود را بر گرسنگی ترجیح دادیم و پس از تذکر به مدیر رستوران از آنجا رفتیم.
مجموعه رستورانی بزرگی در وادی الحجیر را مقصد خود قرار دادیم. وادی الحجیر همان دره معروف است که جهنم تانک های اسراییلی شد. قبلا هم در تهاجم های گذشته این رژیم، رزمندگان حرکت امل، جهنمی برای متجاوزان تدارک دیده بودند (اینجا را ببینید). این دره ها بسیار سرسبز و زیبا و پیچ درپیچ است. در نقاط مختلف آن مجموعه های تفریحی و رستوران ایجاد شده است که بسیار با صفا است. از پارک ایران که راه افتادیم، برای صرفه جویی در وقت، تلفن یکی از رستورانها را پیدا کردیم و سفارش غذا دادیم و وقتی رسیدیم غذا روی میز حاضر شد. این رستوران همچنین کلبه های چوبی کوچکی برای اجاره داشت که در لبنان به آن شاله می گویند.
پارک ایران جای مناسبی برای دیدن ثمره ی مقاومت و پایداری است. اگر قصد دارید ناهار بخورید حتما بساط جوجه و کباب همراه ببرید.

هیچ نظری موجود نیست: