۱۳۹۵/۱۱/۰۱

درد دل بابت اتفاق ناگواری که سردرد می آورد

حادثه دردناکی که برای آتش نشانان فداکار رخ داد رو تسلیت عرض می کنم. خبر ناگواری که با پیگیری آن و حرص و جوش و نگرانی، سر درد گرفتم. با تصور پدر مادر ها و همسرهایی که با شنیدن این خبر کمرشان شکست.
اولش که خبر منتشر شد فقط مربوط به آتش سوزی یک طبقه از ساختمان پلاسکو بود. بعد گفتند خاموش شده. بعد از مدتی گفتند دوباره جان گرفته. خبر فروریختن را با ناباوری خواندم و فیلمش را دیدم. وقتی نوشتند 30 آتش نشان در داخل بوده اند و احتمالا شهید شدند قلبم گرفت. تا پایان روز سردرد گرفتم. برخی آمار بالاتری دادند و نوشتند 300 نفر اقلا در ساختمان بودند. بغض گلویم را گرفت. حتی همان سی نفر هم زیاد است. سی جوان دسته گل، سی نفر که پدر و مادر و زن و فرزند چشمشان به در است تا برگردد. چقدر پدر و مادرش خون دل خوردند تا بزرگ شد، مدرسه رفت، تحصیل کرد و شاغل شد. اگر تصادف می کرد یا مریض می شد، اینقدر سوزناک نبود. له شدن زیر آوار و آتش و دود و خفه شدن، مرگ دلخراشی است.
این درد با افاضات سفیهانه یک عده که دنبال بهره برداری سیاسی یا عقده گشایی هستند بیشتر می شود. یک عده بیشرف در این میان، شهردار و شهرداری را مقصر معرفی می کنند. اینها همانهایی هستند که وقتی شهرداری طبقات بدون مجوز یک پاساژ را پلمب می کند می آیند فحش می دهند و می گویند اینها حق حسابشان را نگرفته اند! اما وقتی حادثه رخ می دهد، می گویند تقصیر شهرداری است! نمی فهمند این سرمایه داری که معلوم نیست از کجا اینقدر آورده که چند پاساژ ساخته، ننه بابای شما نیست و یک ریالش هم به شما نمی رسد. یک ساختمانی زمان شاه توسط یک یهودی ساخته شده و عمرش بالاست و ایمنی آن پایین است و بارها و بارها شهرداری و آتش نشانی تذکر داده اند، صاحبانش می گوید عیب ندارد بیمه هستیم! آنوقت زمان حادثه، شهرداری و دولت و نظام و جمهوری اسلامی می شوند مقصر!!!
نه خیر مقصر مردمی هستند که چشم و گوششان را اراجیف شبکه های دشمنانشان پر کرده و کورکورانه به حمایت از سرمایه دار حامی غرب و غرب گرا بر می خیزند. مقصر مردمی هستند که جلوی حرکت خودروهای امدادی را می گیرند تا با این اتفاق سلفی بگیرند! آمبولانس باید التماس کند راه را باز کنید! هر کجای دنیا بود افراد مزاحم مجرم تلقی می شدند و خودروهای امدادی هم حق داشتند زیرشان بگیرند.
بی شرفهایی که قبله آمالشان امریکاست اقلا آمریکایی باشند! هنگام حادثه تجمع نکنند، به مسئولین فحاشی نکنند، وقتی با پلمب یک پاساژ در عمل یا در فضای مجازی مخالفت می کنند یادشان باشد وقتی حادثه رخ داد خود را شریک جرم بدانند نه دادستان!
از این پس شهرداری باید طی بازرسی های دوره ای از تمام اماکن عمومی نسبت به امنیت و استانداردهای امنیتی ساختمان اطمینان حاصل کند. پاساژها و مول ها سیستم هشدار و اطفای حریق و راهروهای اضطراری داشته باشند و بطور استاندارد همه چیز مشخص شده باشد. اماکن متخلف هم با اقتدار کامل پلمب شود.
باشد که ببینیم چه کسی می خواهد با بیشرفی جلوی این اقدامات پیشگیرانه را بگیرد و جان مردم را به خطر بیاندازد؟
آنهایی که دنبال مقصر می گردند و قالیباف را مقصر می خوانند بگویند آیا کدخدایشان که وسایل پیشرفته آتش نشانی را هم برای ما تحریم کرده مقصر نیست؟ تحریم وسایل آتش نشانی چه معنایی دارد؟ یعنی برنامه ریزی برای سوختن مردم. مقصر سازان بفرمایند از ششصد میلیاردی که دولت باید برای آتش نشانی بودجه می داد، چرا فقط 25 میلیارد پرداخت شده؟ چرا تجهیزات آتش نشانی شش ماه است در گمرک خاک می خورد و ترخیص نمی شود؟
بگذریم از آن شخصیت رژیم آدمکش صهیونیستی که گفته کاش می شد کمک کنیم، در این زمینه تخصص داریم! کسانی که تخصصشان در تخریب خانه های مردم و آتش زدن مزارع است برای ما دل می سوزانند؟ یا شبکه های تلوزیونی معاند که بدون هیچ تسلیت و ابراز هم دردی به جای صحبت از شهادت سی فداکار، از اعدام مالک صهیونیست این ساختمان در اول انقلاب صحبت کردند و عقده گشایی نمودند. آنها برای ما شمع روشن نمی کنند. آنها با همه ایرانی ها دشمنی دارند.
و بگذریم از شبکه های عربی وابسته به عربستان که با شادی تمام خبر را مخابره می کردند و کاربرانی که همگی در دلشان عروسی برپا شده بود و از شهادت انسانهای فداکار ابراز خوشحالی می کردند. همانهایی که در کشورهای مختلف با حملات انتحاری، مردم معمولی را به خاک و خون می کشند و ساختمانها و مساجد را فرو می ریزند و به آتش می کشند، همانها که در یمن با حمایت تسلیحاتی و پشتیبانی سیاسی و دیپلماتیک آمریکا و اسراییل صدها یمنی را زنده زنده در آتش سوزاندند. این لاشخورها آبشخور تفکراتشان تفکر صهیونیستی است. هر انسان دیگری از هر دین و ملیتی باشد اگر ذره ای از پادشاهشان اطاعت نکند مستحق مرگ است.
البته لاشخور وطنی هم داریم. همانها که برای فرانسوی ها گل بردند اما اینجا به جای دلسوزی و همدردی، به فحاشی و عقده گشایی مشغول شدند، مسئولین را زیر سوال بردند، به دعوت شبکه های خارجی برای ارسال فیلم و عکس (بخوانید جاسوسی مجانی) به محل حادثه شتافتند. عکس تابلوی یا حسین بالای ساختمان را گذاشتند و نوشتند حسین کمکتان نکرد! (این لاشخور بی شرف نمیفهمه حسینی ها رفتند برای کمک، یزیدی ها جان مردم رو به خطر انداختند و از سوختن مردم خوشحالند)
یادی کنیم از فیش حقوقی آتشنشانها و فیش های نجومی، یادی کنیم از تحریمهای ظالمانه ای که در اولین روز توافق برداشته نشد، یادی کنیم از مسئولینی که در حوادث مربوط به حیطه کاریشان خونسرد نشستند و گفتند خودش خاموش می شود، یا گفتند مسافران بیمه هستند!
یادی هم بکنیم از مدافعان حرم، خصوصا داوطلبانی که وظیفه شغلی شان هم نبود بروند، اما جانشان را گذاشتند کف دستشان و رفتند. یادی کنیم از مردم فوعه و کفریا که چندین سال است محاصره اند و هر روز صحنه انهدام ساختمان و شهادت همشهریانشان زیر آوار هستند. آنهایی که هیچ سازمان حقوق بشری برایشان گریبان نمی درد و هیچ شبکه ای از دردهایشان نمی گوید. صحنه های آتش و دود ناشی از انفجار و تخریب در لبنان و عراق و سوریه بارها دیده شده و مردم دلشان لک زده برای امنیتی که در ایران هست. اما یک عده از هموطنان مثل ماهی های ساده لوحی که در دل اقیانوس می گویند آب کو، قدر مملکت را نمی دانند. برایشان متاسفم.
مطلب مرتبط: آتش سوزی گسترده در لبنان که تا نزدیکی کاخ ریاست جمهوری هم رسید.

هیچ نظری موجود نیست: