۱۳۹۴/۱۱/۳۰

گرانبها ترین هدیه ولنتاین در لبنان

لبنان کشوری با طایفه ها و ادیان و فرقه های مختلف است. در چنین کشوری فرهنگ غالب واحدی وجود ندارد و هر فردی می تواند آزادانه عناصر مختلف فرهنگی مورد نظر خود را بپذیرد یا قبول نکند. لذا می بینیم ممکن است یک مسلمان، ظاهر و سبک زندگی اسلامی نداشته باشد.
در کشوری مثل ایران که فرهنگ یکپارچه تر و فراگیرتر است، طبیعتا عناصر نامطلوب فرهنگی بیشتر مورد مخالفت قرار می گیرند. نفوذ و هجوم فرهنگ بیگانه به آن، خصوصا در مواردی که با اصول فرهنگی کشور در تعارض است، پذیرفته نیست و با آن مقابله خواهد شد. در این صورت یا عنصر فرهنگی بواسطه مخالفت (چه با اجبار چه داوطلبانه)، حذف خواهد شد، یا استحاله شده و با فرهنگ جامعه وفق داده می شود، یا آن تهدید فرهنگی، تبدیل به فرصتی جدید خواهد شد.

مثلا جشن ولنتاین که چند سالی است بیش از پیش به آن اهمیت داده می شود، از سوی مسئولان فرهنگی و دلسوزان فرهنگ و ادب فارسی مورد مخالفت قرار می گیرد. صرف نظر از اینکه ریشه این جشن در کجا بوده باید بفهمیم چرا ناگهان در دهه گذشته به شکل وسیع مورد تبلیغ قرار گرفت.
ریشه و داستان واقعی کشیش ولنتاین مشخص نیست و حکایات و افسانه های مختلفی در این زمینه وجود دارد. برخی می گویند کشیش ولنتاین عشاق را به عقد هم در می آورد. برخی می گویند عاشق زنی شده بود. در هر حال روز کشته شدن وی به نام روز عشق نامیده شده است.
برخی با نگاه مثبت به آن می نگرند و آنرا معادل سپندارمزگان ایرانیان می دانند و معتقدند نباید آنرا تحریم و تخریب کرد. برخی نگاه منفی دارند و می گویند فقط باید سپندارمزگان را مورد توجه قرار داد که ریشه ایرانی دارد. برخی مخالف آنند چون نباید تمایلات شهوانی و بشری یک کشیش نمادی برای مخالفت با خدا شود.
با وارد شدن این عنصر فرهنگی جدید به جامعه ایران، تا حدودی استحاله شد و بسیاری از مردم به جای هدیه به دوست دختر یا رفیقه (با مزایای اضافه!)، به همسر و مادرشان هدیه می دهند. اما برخی هم به همان شکل غربی عمل می کنند. آماری از میزان هزینه برای هدیه و نوع آن در دست نیست. اما باید گفت گاهی برخی دخترها به گل رز و شکلات قلبی و خرس عروسکی قرمز راضی نمی شوند و باید سوییچ یک ماشین یا یک ویلا تحویل بگیرند تا روی خوش به آقای هدیه دهنده (اعم از همسر یا دوستشان) نشان دهند و عشق وی را واقعی بدانند! مسلما کشیش ولنتاین به دنبال این قضیه نبود و عشق واقعی را ولو به یک شاخه گل در نظر داشت؛ نه سرکیسه نمودن آقایان. با این حال ظاهرا تجار و سرمایه داران، موفق ترند. آنچه در دهه های گذشته شاهدیم، به اعتقاد برخی تحلیلگران اقتصادی، بیش از آنکه تهاجم فرهنگی باشد یک حقه مالی است. از نظر آنها اهمیت دادن به ولنتاین، صرفا برای تحرک بازار در ماه های پس از کریسمس است. از آنجا که از سال نوی میلادی تا تابستان، اتفاق مهم خاصی وجود ندارد تا به اسم تخفیف ویژه و عید فلان، اجناسشان را بفروش برسانند، این عید مورد توجه آنها قرار گرفته است تا تحرک مناسبی در بازار ایجاد کنند و مردم را به خرید تشویق کنند.
در لبنان خرده فرهنگ های مختلف هم مانند دیگران با این پدیده برخورد کرده اند. برخی به دوستشان هدیه ای می دهند، برخی به مادر، همسر و مادرزنشان هدیه ای میدهند. برخی هم عشق واقعی را جستجو می کنند و آنرا تکریم می کنند.
در جامعه مقاومت لبنان، هنگامی که دیگر مردم، سرگرم زندگی هستند و سرشان به خوشی های خودشان گرم است، عده ای با پریشان دلی به جگرگوشه های خود سر می زنند و معاشقه آنان با خدا را با حسرت می نگرند. خانواده های شهدا، روز عشق را به عشق فرزندانشان در کنار قبر آنها، جشن که نه، به نظاره می نشینند. جامعه مقاومت، به جای تحریم و ممنوع کردن این پدیده فرهنگی، آنرا در راه مقاومتش متبلور کرده است. آنان به ما می گویند، شهیدشان با خدا معاشقه کرد. عشقی واقعی، تجارتی سودمند و ابدی. این تن فانی را که پس از مدتی، به خاطر حوادث، بیماری، یا کهولت باید در خاک دفن کنیم، به خالقش هدیه داده و در مقابل حیاتی ابدی گرفته است. سرخی این هدیه، با خونشان، و قیمت بالای آن، جانشان است.
هنگامی که مردم، در امنیت، در خانه هایشان نشسته اند و هدایای فانی و کم ارزش خود را به شخصی فانی هدیه می دهند، عده ای در راه امنیت همین مردم، گرانبها ترین هدیه در این دنیا را به خالق این دنیا می دهند و در اثر این فداکاری، امنیت و آرامش را به جامعه خویش هدیه می دهند. سرخی هدیه هایمان، از سرخی خون شهداست. قدر بدانیم.

هیچ نظری موجود نیست: