۱۳۹۴/۱۱/۰۷

دختر حرکت امل، حامی حزب الله

روزگاری در لبنان، حرکت امل و حزب الله نوپا با هم دچار مشکل شدند که کار به جنگ و برادر کشی رسید اما بالاخره با مداخله عقلای دو طرف، جنگ به پایان رسید. هنوز که هنوز است برخی از دو طرف، طرف دیگر را دوست ندارند یا نسبت به آن نگرانند. اما بسیاری از مردم هستند با وجود اینکه متمایل به یکی از این گروه ها هستند اما دیگری را هم دوست دارند و احترام می گذارند.
حرکت امل و حزب الله در دانشگاه، تشکلی مثل بسیج و انجمن اسلامی دارند که برنامه های فرهنگی علمی مختلف را دنبال می کند و در ثبت نام و انتخاب واحد دانشجویان به آنها کمک می کند. بین این دو گروه، همیشه رقابت هست. البته مسیحی ها و احزاب دیگر هم تشکل های دانشجویی مشابهی دارند. اما عموما به خاطر جمعیت بیشتر جوانان شیعه در دانشگاه ها، حرکت امل و حزب الله هوادار و اعضای بیشتری دارند.
زینب (نام مستعار) دختری است از تبار جنوب لبنان. او در دانشگاه جزو بسیج حرکت امل بود. وی دختر فعالی بود و به مسئولیت هایی هم در تشکل خودشان دست یافت. او با پسر عمویش ازدواج کرد که کمتر از دوسال بعد به طلاق منجر شد. هرچند شاید به خاطر اینطلاق، لازم بود از همه حزب اللهی ها بدش بیاید، اما وی برعکس، به تمجید و تایید آنها می پردازد.
زینب می گفت: صبح که می خواستم سوار ماشین بشوم، از سرما دستهایم بی حس شده بود. بخاری ماشین و گرم کن صندلی را زدم اما دستم حس نداشت فرمان را محکم بگیرد. چشمم افتاد به پدر و مادرهایی که ساعت شش صبح به زیارت قبر فرزند شهیدشان می رفتند. با خودم گفتم: این جوانهای دسته گل در اوج جوانی رفته اند جلوی دشمن ایستاده اند تا ما بتوانیم به راحتی سوار ماشینهایمان شویم و به دانشگاه و سر کار برویم و زندگی کنیم. بعضی از مخالفان حزب الله می گویند این حزب با دخالت در سوریه لبنان را به خطر انداخته است. چه خطری؟ چه هزینه ای؟ هزینه اش را این حزب و جوانانش می دهند. شما چه دادید؟ اگر حزب الله نبود الان باید به ابوبکر بغدادی می گفتید بابا. مخالفان حزب الله چه گلی به سر این مملکت زده اند جز آدمکشی و دزدی و فساد و محرومیت برای مردم؟

هیچ نظری موجود نیست: