۱۳۹۴/۱۰/۱۵

به هم ریختن سیر تحولات منطقه

هفته پیش بسیار بسیار هفته پرکاری برای من بود. با اینکه موضوعات زیادی برای نوشتن وجود داشت فرصتی برای این کار نداشتم.
اعدام شیخ نمر موضوعی است که نمی توان از آن گذشت. آل سعود در این سالها سوار بر خر مراد شده و از سکوت کشورهای دیگر کمال استفاده را می برد. هرکسی هم بخواهد حرف بزند یا با پول یا با زور خاموش خواهد شد. نمونه آن را در قضیه کشتار مردم یمن می بینیم که حتی گروه های کوچک حامی حقوق بشر که صدایشان برای جنایات رژیم صهیونیستی در می آمد، در قضیه یمن ساکتند. رسانه هایی مثل المنار و المیادین هم یکی بعد از دیگری به دلیل پرداختن به این موضوع، با فشار عربستان پخششان قطع شد.
در قضیه اعدام ظالمانه شیخ نمر بیگناه هم عربستان به همه پیام داده که هیچکس حرف نزدند و انتقادی نکند. سعد حریری ملعون از ریاض برای نوکران بنی سعود در لبنان پیام داده که ممنوع است کسی در مورد این اعدام حرف بزند یا حتی در مراسم ختم و بزرگداشت شرکت کند!
سید حسن نصرالله در سخنرانی روز پیش خود چه خوب گفت که آل سعود می گوید یا همه باید گوسفند من باشند یا مثل گوسفند سرشان را می برم.
رژیم اشغالگر بنی سعود در این سالها، با صرف حجم عظیمی از ثروت و پول بادآورده و دزدیده شده از جیب مردم حجاز، تمام دنیا را خریده است. مغز قبایلی و عصر حجری این خاندان که از قدیم با خوی وحشیگری و خونریزی خو گرفته است، نه دیپلماسی سرش می شود نه لبخند. این مغز را فقط باید با پتک کوبید. سفارت ما را در بیروت منفجر کردند اما دریغ از یک محکومیت جهانی، حتی محکومیت ایرانی! مطلب قدیمی من راجع به انفجار سفارت ایران را که تقریبا اولین گزارش مفصل از این واقعه بود و در ایران منتشر شد بخوانید، در آنجا پیشنهاد کرده بودم که سعودی محکوم شود اما نشد. اینهمه به منافع ایران و شیعیان در اقصی نقاط جهان هجوم بردند، سفارت ما در لیبی، سفارت ما در افغانستان، و... اما هیچکس نه خارجی نه داخلی کسی محکوم نکرد. با وارد شدن رژیم اشغالگر سعودی به یمن که جنگ نیابتی علیه ایران را تبدیل به جنگ رودر رو نمود، باز هم ایران کم گذاشت. حتی کشتی حامل کمک با پیام جان کری به وزیر خارجه برگشت. مشکل ایران و رژیم اشغالگر بنی سعود در شبه جزیره عربی این است که ایران زبان قبیلگی و جاهلیت این قوم را بلد نیست و تصور کرده با رفتار دیپلماتیک و قواعد معمولی می شود با آن تعامل کرد. رژیمی که پادشاه آن به بندر بن سلطان سه میلیارد دلار داد و گفت شر بشار اسد را کم کن، فکر می کند دنیا سرزمین جاهلیت عرب است و با مقداری پول و ترور می توان مخالف را از سر راه برداشت. این رفتار و طرز فکر همیشگی بوده و هنوز هم در حال رشوه و ارعاب مخالفین هستند تا کسی صدایش درنیاید. در فاجعه منا که بی شعوری و نداشتن مدیریت رژیم پادشاهی بنی سعود یهودی الاصل آشکار شد همه ی کشورها را ساکت کردند اما نتوانستند ایران را ساکت کنند. در این فاجعه علنا به همه رسانه ها پیام تهدید می دادند که مبادا هیچ حرفی زده شود. خودشان که از موفقیت در مدیریت حج سخن ها گفتند و مدیحه سرایی نمودند!
رژیم رو به سقوط بنی سعود از ترس تبدیل شدن به مصر و تونس و لیبی و پدید آمدن انقلاب در این کشور، هرگونه اعتراضی را بشدت در نطفه خفه می کند. اعدام شیخ نمر که هیچ اقدام عملی جز سخن گفتن و حق خواهی نداشته است، دست این رژیم و حامیانش را رو کرد. این اقدام کاملا با چراغ سبز آمریکا و دیگر حامیان حقوق بشر صورت گرفته تا ایران را مجبور کنند زبان در کام گیرد و به پیروزی هایش در سوریه دل نبندد و بلکه فشاری بر ایران باشد تا از گسترش سیاست خود منصرف شود.
باز هم طبق معمول سید حسن نصرالله جور بی بخاری ما ایرانی ها خصوصا دولت تدبیر و امید را کشید و سخنرانی سنگین وی ضد بنی سعود، ملوک و شاهزادگان آن ممکلت و حامیانشان در لبنان را بشدت عصبانی کرد. وزیر دادگستری لبنان با فراموش کردن جایگاه خود، پوستین انداخت و در کلماتی مزدورانه حزب الله و سید حسن را به تروریسم و جنایت متهم کرد. او که با زبان بی منطق و پر تهمت و مشابه سعودی ها سخن می گفت ادعا کرد نصرالله درحالی از ارزش های انسانی و حقوق بشر حرف می زند که همانند نظام ایران که از سال 57 مشغول استبداد و ترور ملت ایران است در لبنان به دنبال استبداد و ترور است! وی که ظاهرا خیلی سوخته بود تمامی ترورها و کشتارهای گذشته لبنان را به گردن حزب الله انداخت و مراعات این را هم نکرد که نا سلامتی وی وزیر دادگستری است و در هیچ دادگاهی اثبات جرم برای حزب الله صورت نگرفته است!
عملیات امروز عصر حزب الله که ادعا شد در جواب ترور سمیر قنطار صورت گرفته به نظر بسیار معمولی می رسد و پاسخ مناسبی برای این نماد مقاومت نیست. چرا حزب الله با عجله چنین اقدامی کرد؟ آیا جز این است که برای کم شدن فشار از روی ایران به سبب اشغال سفارت آل سعود، تلاش نموده تا با ایجاد یک درگیری، توجه رسانه ها را به خود جلب کند تا بخشی از فشار ایران را به دوش بکشد؟ حرکتهای نسنجیده عده ای، نه تنها باعث مشکلات فراوان برای مملکت می شود بلکه برای دیگر شیعیان در اقصی نقاط عالم ایجاد مشکل می کند. در حالی که در قضیه اشغال سفارت انگلیس و پیش از آن در سال 67 رهبر انقلاب در مورد چنین اقدامی هشدار داده بود.
ایران می داند که جنگیدن با سعودی یعنی مبارزه با بسیاری از کشورهای عربی و کشوری مثل پاکستان. متاسفانه کشور ما از بیشتر مرزها با کشورهای حامی آمریکا و اسراییل هم مرز است که قطعا در صورت جنگ با عربستان سقوطی، ساکت نخواهند نشست. وقتی قرار نیست چنین جنگی شروع شود و امکان پیروزی در آن نیست، واقعا دور از عقل است که دست به آتش افروزی بزنیم.
اقدام عده ای از مردم خشمگین ما در مشهد و ایران که از طرفی جای تقدیر هم دارد و تلاش داشت کم کاری ها و بی بخاری های دیپلماسی ما را جبران کند، باعث شد عربستان به جای موضع اتهام و تروریسم، در موضع شاکی قرار بگیرد و به نتیجه دلخواه خود برسد. عربستان که عامدانه و با توجه به پیامدهای اعدام شیخ نمر، وی را به شهادت رسانده است به سرعت مشغول بهره برداری و فتنه انگیزی شد. در ماجرای قتل سفیر آمریکا در لیبی آب از آب تکان نخورد. اما الان بنی سعود چنان بلوایی راه انداختند که به راحتی از زیر تهمت داعشی بودن فرار کردند. آنها از جهت دیگر موفق شدند بسیاری از کشورهای عربی را با خود همراه کنند و تبعات و نتایج بعدی هم در راه است.
به نظر می رسد تنها راه صحیح همان است که سید حسن نصرالله گفت. باید زینبی وار، واقعیت وحشی و خونریز و استبدادی بنی سعود را به جهانیان نشان داد. حتی اگر به قیمت جان تمام شود.
پ.ن: مفتی یمن اعلام کرده از این پس نگویید آل سعود. چرا که آل برای تجلیل است. مثلا در قرآن می فرماید آل ابراهیم. باید بگوییم بنی سعود.

۱ نظر:

nikvkar inkv گفت...

سلام و متشكر خداوند عاقبت به خيرتان گرداند941015