۱۳۹۴/۰۴/۰۸

سفر به قلب مقاومت - روز دوم + تصویر

قسمت دوم سفرنامه آقای محمدی نائینی، روز پر خاطره ای را بازگو می کند. هرچند زمان سفر ایشان، در اوج مشکلات امنیتی و خطرات بوده و حساسیت نیروهای امنیتی، باعث ایجاد زحمت برای ایشان شده است اما باید بدانید پنج سال قبل هیچ خبری از ایست بازرسی و گیر دادن نبود.

روز دوم
صبح را با نام خدا و صبحونه سفارش شده ی همسرم شروع کردم.  نون خشک، پسته و کشمش. توی تراس داشتم صبحونه میخوردم  که صدای آهنگ های حماسی حزب الله از خیابان مجاور رو شنیدم.
رفتم لب تراس دیدم تا چشم کار میکنه نوجوان های 10ساله تا 16 ساله با تی شرت های ورزشی متحد الشکل توی خیابون مسابقه ی دو داشتند. شب خبرش رو المنار پخش کرد. گفت یه مسابقه دو 15000 نفری بود. باخودم گفتم امروز را به بازدید از بیروت اختصاص میدم. از محل اقامتم به مقصد موزه ی ملی لبنان زدم بیرون. این دومین روز سفر من به لبنانه و اولین باریه که تنها وارد زندگی اجتماعی لبنانی ها میشم. درفکرم به شکل ساده لوحانه ای این تصور صورت گرفته بود که اولا چون ایرانی هستم و توی ضاحیه جنوبی و ضاحیه ای ها که همه طرفدار حزب الله هستن، پس از همه شون باید انتظار احترام و برخورد شایسته ای داشته باشم. ثانیاً من از کشوری میومدم که امنیت اجتماعی توی شهرهاش نهادینه شده و مخصوصا به خاطر کثرت معاشرت باگردشگران خارجی، این نکته نه چندان هویدا بارها ازشون شنیده بودم که در طی سفرشون یک بار هم پلیس از اونها درخواست بررسی پاس و ویزا نکرده. شاید همین انتظار را درلااقل بیروت داشتم. دقایقی نگذشت که تمام این تصورات یا بهتر بگم مهملات در رابطه با وضعیت لبنان فروریخت. اومدم تو خیابونی که مسابقه دو برگزار میشد. بعضی والدین با بچه هاشون آمده بودند منم فکر کردم ورود بشون مانعی نداره و زدم به صف بچه ها.

۱۳۹۴/۰۴/۰۶

هدیه دیجیتال ماه مبارک رمضان

روز به روز اپلیکیشن های بیشتری برای موبایل طراحی و ساخته می شود. برنامه های مختلف اسلامی وجود دارند که کاملا نیاز کاربران را برای قرآن و دعا و سوالات شرعی برآورده می کنند. چند برنامه را به مناسبت ماه مبارک رمضان معرفی می کنم تا مورد استفاده قرار بگیرند.

قرآن مبین (تفسیر برهان)
تا به حال قرآن را با تفسیری خلاصه و ساده خوانده اید؟ دوست عزیزی برنامه تفسیر قرآن مبین برهان را برای من فرستاد و گفت خواندن قرآن به همراه تفسیر آیه، تجربه ای کاملا متفاوت است و انسان تازه متوجه می شود قرآن چیست. بزرگان دین ما هم توصیه می کردند شاگردانشان، لا اقل یکبار تفسیر المیزان را بخوانند. البته تفسیر المیزان بسیار وسیع و دریایی عمیق است.
این برنامه کل سوره های قرآن را به همراه ترجمه و تفسیری کوتاه به شما ارائه می کند.
برای دانلود از کافه بازار کلیک کنید.

حقیبة المومن
کیف مومن، یک برنامه بسیار مفید اسلامی است که شامل قرآن، ادعیه، زیارت ها، دعاهای هر روز، اوقات شرعی، مناسبت های دینی هر روز، قبله نما، رکعت شمار و امکانات دیگر است که توسط شبکه جهانی الکفیل (پایگاه اطلاع رسانی حرم مطهر حضرت عباس علیه السلام) طراحی و ساخته شده است. ظاهرا اگر گوشی شما فارسی باشد، منوی نرم افزار فارسی خواهد شد. این برنامه را در کافه بازار نیافتم.
لینک دانلود در گوگل پلی
سرور کمکی ایرانی قابل دانلود در ایران

اطفال القرآن
برنامه بسیار زیبایی برای آموزش قرآن به کودکان با مشارکت دو شرکت کامپیوتری علوم اسلامی تولید شده است.
این دو شرکت برنامه هایی برای مسلمانان جهان تولید کرده اند. این برنامه با محیطی شاد و جذاب برای کودکان به چهار روش و بازی، سوره های کوچکی از قرآن را به کودکان می آموزد. بچه های من چند سوره اخلاص، کوثر، ناس را حفظ شده اند. صوت قاری سوره ها بسیار بسیار زیبا و جذاب است و با رعایت کامل تجوید و قواعد و با لهجه عربی توسط احمد طائی فرزند برنامه نویس این اپلیکیشن قرائت شده است.
توصیه می کنم حتما این برنامه را برای کودکانتان دانلود کنید. هم با آن سرگرم می شوند هم قرآن حفظ می کنند.

۱۳۹۴/۰۴/۰۴

چند صحنه از زندگی در لبنان

همین پریروز بود. توی آسانسور گیر کردم. حواسم نبود که ساعت داره 10 میشه و برق قطع میشه. خوبی آسانسورهای منطقه های ما (فقیر نشین ها که آسانسورش قدیمیه و شیک نیست) اینه که درب محافظ نداره. یعنی راحت میشه دست کرد لای قطعات قفل مکانیکی و درب رو باز کرد. همون که از بیرون با کلید مخصوص درب رو باز میکنن. اول از همه موبایلم رو درآوردم و چراغ قوه رو روشن کردم. بدبختانه آسانسور از طبقه، پایین تر رفته بود و دستم به قفل مکانیکی نمی رسید. چندبار در زدم. کسی نیومد کمک. همه یا بیرون خونه بودند یا خواب. کلیدم را درآوردم و با زحمت بسیار بلند ترین کلید رو پشت اهرم قفل، قرار دادم. با کلی مصیبت و درد انگشت بابت هل دادن کلید پشت اهرم، بالاخره درو باز کردم و نجات یافتم!
عصرش تازه رسیده بودم خونه که آیفون زنگ زد. برداشتم. سرایدار بود. گفت منبع آب شما خالی است. می خواهی آب بخری؟ (در لبنان آب همه ی روز وصل نیست. مناطق ما که حاشیه شهر و فقیرانه محسوب میشه قراره هفته ای یکبار آب بیاد که گاهی در تابستان به یکی دو ماه میرسه! مناطق مرفه تر که دولت بهشون میرسه هر دو روز یکبار آب وصل میشه. برای همین همه لبنان، مردم منبع آب دارن بالای پشت بام)

10 هزار لیره دادم کامیون آب. (حدود بیست هزار تومن برای 1000 لیتر آب). این ارزونترین آبه. شور و غیر بهداشتی هست. (قبلا آب شیرین می گرفتیم 10 دلار). الان دوش که میگیرم چشمم میسوزه.

ضمنا باعث ریزش مو و بیماری های پوستی هم میشه.
دیروز دو تا بسته شش تایی آب معدنی خریده بودم برای آشامیدن و پخت و پز. قرار بود ساعت 6 بعد از ظهر برق بیاد. نیومد. ده دقیقه ای گذشته بود. مجبور شدم پیاده شش طبقه رو با 18 لیتر آب برم بالا. تقریبا میشه 18 کیلو بار. هر دو طبقه وایمیسادم نفس میگرفتم!
شنیدم یکی توی ایران گفته مشکل آب ایران به خاطر تحریمه. بهش بگید نخیر! ظاهرا مشکل آب لبنان به خاطر بی تحریمیه! کاش لبنانم تحریم شه! بلکه آب شیرین تصفیه شده موقع مسواک زدن توی لوله ها باشه! نه آب چاه غیر بهداشتی و تصفیه نشده.

۱۳۹۴/۰۴/۰۱

اشتیاق برای رسیدن رمضان یا تمام شدن آن؟

مطلب زیر توسط نویسنده وبلاگ تربیت نگاشته شده است. تذکر بسیار به جا و عمیقی است و جا دارد به عنوان مسلمان، به آن فکر کنیم:

طنز در ادبیات فارسی همیشه جایگاه ویژه ای داشته. جوکهای واتس اپی و وایبری امروز هم امتداد همین طنزپردازیه. ملت ایران در ساختن جوک استعداد ویژه ای دارن و این جوکها علاوه بر خنده و انبساط خاطر، کارکرد دیگری هم دارن: مردم در لفافه ی این لطیفه ها، تمایلات درونیشون رو که اجازه ی بروز صریح نداره به همدیگه منتقل می کنن و به این شکل، یک تفکر یا تمایل و مطالبه رو در جامعه ترویج میدن و حفظ میکنن. حتما شما هم این روزها از این قبیل جوک ها شنیدید که: «چی میشد ماه های سال اینجوری بود: رجب، شعبان، هپ!» یا «خوب شد مث جمادی و ربیع که اول و ثانی دارن، ماه رمضون اول و ثانی نداره» و «خوب شد محرم و صفر اسلام را زنده نگهداشتن وگرنه ماه رمضان مسلمونا رو کشته بود!» و ... هزار داستان و جوک دیگه که ما بچه مذهبیا هم راحت به همدیگه میگیم و همشون از سختی روزه گرفتن حرف میزنن. حالا همه ی اینا رو بذارین در کنار این جمله از امام سجاد علیه السلام که در دعای وداع ماه مبارک و خطاب به این ماه (مثل یک عاشق که داره با معشوقش خداحافظی میکنه) فرمودن:
مَا کَانَ أَطْوَلَکَ عَلَى الْمُجْرِمِینَ، وَ أَهْیَبَکَ فِی صُدُورِ الْمُؤْمِنِینَ‏.
چقدر بر مجرمان طولانی گذشتی ولی در دلهای مومنان باعظمت بودی.
حالا ببینیم کدوم حس رو به این ماه عزیز داریم:
حس کسی که داره با اشک و آه با محبوبش وداع میکنه یا کسی که میگه آخیش! مردیم بابا! خوب شد تموم شدا!
حضرت میفرمایند:
السّلَامُ عَلَیْکَ غَیْرَ مُوَدّعٍ بَرَماً وَ لَا مَتْرُوکٍ صِیَامُهُ سَأَماً

خداحافظ، که وداع با تو از روى خستگى، و ترک روزه ‏ات از سر ملالت نیست.

۱۳۹۴/۰۳/۳۱

سفر به قلب مقاومت - روز اول + تصویر

سفرنامه زیر توسط هم میهن عزیز جناب آقای محمد نائینی نوشته شده است. از آنجا که ایشان در صنعت توریسم در ایران فعال است نگاه بسیار خوبی به لبنان داشته و با زبان شیوا و جذابی سفرنامه خود را نوشته است. ایشان تصاویر خوبی هم گرفته که البته گاهی عکس گرفتن خصوصا در ضاحیه برایش دردسر ایجاد کرده. متن سفرنامه و تصاویر بدون هیچ تغییری در محتوا یا کیفیت در اختیار شما قرار می گیرد. امیدوارم مثل من لذت ببرید.

سفر به قلب مقاومت
بلاخره به یکی از خواسته های دیرینه ام رسیدم و اون هم سفر به لبنان با هدف زیارت جنوب و دیدن مقاومت از نزدیک بود. در پیاده روی اربعین سال ۹۳ با یکی از اعضای حزب الله که البته بعدا بهم گفت از اعضای حزبه (به گفته خودش از فرمانده هان رده پایین شاید متوسط) آشنا شدم. با هم تماس تلفنی داشتیم و از شوق من برای سفر به لبنان بهش گفته بودم و القصه بهم گفت ۲۴ ساعت قبل از پروازت بهم اطلاع بده. حدث ما حدث و یکشنبه شبی ساعت ۱۱ رسیدم لبنان. سید فردوگاه آمد دنبالم. فکر میکردم می تونم تو یکی از اتاقهای خونه اش اقامت داشته باشم ولی منا به قلب ضاحیه بردو یک سوییت کامل در اختیارم گذاشت که تو خواب هم همچین چیزی نمیدیدم شاید برای همچین مکانی توی بیروت شبی ۱۵۰ دلار باید میدادم یک سویت آپارتمان مبله حدودا ۱۰۰ متری که با انواع صنایع دستی و تزئینات معمول لبنانی بعلاوه پوکه های گلوله توپ ۱۳۰ و ۱۶۰ میلیمتری تزئین شده بود. این ترکیب جالب نه چندان معمول شاید این حس را به مهمان القاء میکرد: با این که الان ضاحیه در صلحه ولی یادمون نره که در مقیاس منطقه ای کجا داریم زندگی میکیم و هر لحظه یه جهود یا عرب دیوانه میتونه آتش جنگ را شعله ور کنه.


۱۳۹۴/۰۳/۳۰

به یاد شهید چمران، اسوه شیرمردان مقاومت

شهید دکتر مصطفی چمران را شاید لبنانی ها بیشتر از ما بشناسند. آنها در سخت ترین زمان ها و مشکل ترین وضعیت ها با او زندگی کرده اند. در هجوم رژیم صهیونیستی و مبارزه بر ضد اشغالگران، در جنگ های داخلی و هجوم مسیحیان تندروی کتائب و قتل عام شیعیان، در سقوط نبعه و تل زعتر، در گرسنگی و تشنگی، در محاصره، در گرما و رطوبت مدیترانه، در ....

سالیان درازی را دکتر، با بچه های هنرستان فنی صور سر و کله زده و با آنها شبانه روز زندگی کرده است. با مشکلاتشان آشنا بوده و با لهجه فارسی اش با آنها حال و احوال کرده است. او آنقدر خالصانه و برای خدا به خدمت محرومان درآمد که هنوز از قلب مردم لبنان بیرون نرفته است. تصویرهایش در جای جای روستاهای جنوب به چشم می خورد. حتی بعضی ها اسم فرزندشان را چمران گذاشتند. البته لبنانی ها چون چ ندارند به چمران، شَمران می گویند.
هنوز تصویر شهید چمران در دفاتر حرکت امل در کنار تصویر امام موسی صدر و نبیه بری به چشم می خورد. البته نام ماندگار این مرد الهی فقط در این موارد خلاصه نمی شود. نام وی در جاهای مختلفی تزیین بخش شده که با هم مرور می کنیم:

۱۳۹۴/۰۳/۲۹

یریدون لیطفئوا نور الله ...

آنچه ما امروزه به نام حرکت جهانی صهیونیسم می شناسیم، تقریبا هشتاد سال از ولادت شوم آن می گذرد. این حرکت، در واقع ادامه شیطنت های سازمان یهودی قدیم است که با سازماندهی و تشکیلات پیچیده و مخفی، و نفوذ در مناصب مختلف اقتصادی و سیاسی، در نهایت به مرحله آخر رسیده و اعلام موجودیت کردند.
باید بدانیم دشمنی یهود (یهودیان، و نه دین یهود) با اسلام و خصوصا با پیامبر اعظم ما محمد ابن عبدالله صلوات الله علیهما، دشمنی دیرینه است. به ما در تاریخ گفته اند حضرت محمد صلی الله علیه و آله یتیم بوده اند. ایشان پدرش را قبل از ولادت و مادرش را در چند سالگی از دست داده است. باید کمی به عقب برگردیم و ببینیم داستان چیست؟ اصلا چرا پدر بزرگ پیامبرِ ما را عبدالمطلب (غلام مطلب) نام نهادند.
چنین روایت می شود که هاشم و عبدشمس از قدیم با هم تفاوت داشتند. تفاوتی نورانی. یکی سیادت و نورانیت داشت و دیگری حسادت و شیطنت. عبدشمس غلامی رومی (ایتالیایی) را به خانه آورد و فرزندان او درواقع، فرزندان آن غلام هستند. ابن ابی الحدید می‌نویسد: امیه برده‌ی رومی بود که عبد شمس او را خرید و به رسم عرب جاهلیت او را پسر خود خواند1.

۱۳۹۴/۰۳/۲۶

اهداف پشت پرده استعمار از قتل عام دروزی های سوریه

رهبران دروزیان لبنان از راست به چپ
ولید جنبلاط - وئام وهاب - طلال ارسلان
ولید جنبلاط فرزند کمال جنبلاط، پس از پدرش رهبر دروزیان لبنان شد. وی آنقدر از سیاست پرت بود که می گویند روز ختم پدرش سوار بر موتور هارلی داویدسون با کت چرمی سیاه درحالیکه دوست دخترش با لباسی قرمز پشتش سوار بود به مجلس آمد. در دنیای سیاست لبنان وی به برف پاک کن یا حزب باد شهرت دارد. به این دلیل که مواضع بسیار متناقضی را یکی پس از دیگری اتخاذ می کند. البته تغییر موضع در لبنان هزینه می برد! یادم هست یکبار ایران موفق به این تغییر موضع شد! اما بعد از چند ماه، موضع جنبلاط دوباره عوض شد. ظاهرا سعودی توانسته بود بیشتر هزینه کند!

۱۳۹۴/۰۳/۲۵

چرایی شکستهای ارتش سوریه

ظهر یکی از مسئولین ارتش سوریه داشت در رادیو نور مصاحبه تلفنی ای رو پاسخ می داد. گفت هیاهوی رسانه ای دشمنان این هست که ارتش سوریه باخته و درحال شکست و عقب نشینی هست. ما سیاستها و تاکتیکهای خودمان را داریم و در زمینی که دشمن برنامه ریخته بازی نمی کنیم.
محل و مکان درگیری رو نمیگذاریم تروریستها تعیین کنند. طبق برنامه و استراتژی های خودمان عمل می کنیم. او از حجم عظیم نقاط بازرسی و دفاعی خبر داد و گفت ارتش با تمام وجود درحال مبارزه با تروریستهاست.
هرچند صحبتهای ایشون بیشتر رسانه ای بود و واقعیت میدانی چیز دیگری است اما حرفش تا حدود زیادی درست بود.

۱۳۹۴/۰۳/۲۰

هجوم شبانه داعش به لبنان

در چند سالی که از حضور حزب الله در جنگ سوریه می گذرد، رویه حزب الله عموما دفاع از اماکن متبرکه و گاه شرکت به عنوان نیروهای خط شکن در قالب ارتش سوریه بوده است. حزب الله و خصوصا روحانیون بلندپایه آن، تلاش داشتند تا جاییکه می شود کمترین درگیری و کشتار پیش بیاید تا هم مسلمان نماهای فریب خورده کمتر کشته شوند و هم به نیروهای حزب الله کمتر صدمه وارد آید. اما جنایت ها و بی دینی های جماعت های خارجی تکفیری کار را به آنجا رساند که تصمیم گرفته شد تا تمرکز روی اجرای عملیات و رسیدن به هدف عملیات و پاکسازی مناطق باشد.

۱۳۹۴/۰۳/۱۴

شروع عملیات پاکسازی جرود عرسال توسط حزب الله

داعسینو به لبنانی یعنی: خط قرمز شما را لگد کردیم!
در عراق هم همینطور است! با اینکه شیعیان اکثریت هستند، تا پیشرفتی حاصل آید، استکبار جهانی به بهانه ظلم و ستم به اقلیت ها با آن مقابله می کنند. جلوی حرکت نیروهای مردمی هم برای همین گرفته شد. امریکا با یکی به نعل و یکی به میخ زدن، تلاش دارد تا وضع عراق نابسامان باقی بماند و خودبخود بسوی تقسیم عراق پیش رود. قبیله های سنی عراق عموما با داعش بیعت می کنند. وگرنه شاید داعش پنجاه نیروی خارجی هم در هر ولایت خود نداشته باشد.

سرای حکومتی

امروز برای یک کار اداری لازم بود به سرای حکومتی قصر بعبدا بروم. السرای، قلعه کوچک قدیمی ای است که امروزه در دست پلیس بوده و کارهای ثبت احوال و دادگاهی رو آنجا انجام می دهند. این قلعه که جزو آثار ملی لبنان است در قرن 18 میلادی بنا شده است. اولین بار بود آنجا می رفتم. باید از منطقه بعبدا که در شرق ضاحیه است در دامنه کوه بالا می رفتم. خیابانهای باریک به سبک اروپا، محله های خلوت و مرتب و تمیز مسیحی نشین، خانه های زیبا و شیک و منظم، مغازه های مختلف شیک با سبک سنتی یا مدرن، طبیعت زیبا و مشرف به ساحل مدیترانه، هوای لطیف و تمیز و آرامشی که حکمفرما بود، معنی لبنان حقیقی را برایم زنده می کرد. نمی دانم سرّ اینهمه لطافت در مناطق مسیحی شمال چیست. این درحالی است که مناطق مسلمان خصوصا ضاحیه، بسیار نامرتب، کثیف، شلوغ، پرترافیک و پر دود و بی نظم است. برخی می گویند دولت به مناطق مسیحی توجه می کند و به مناطق شیعه ها بی توجه است. برخی می گویند مقصر شهرداریها هستند. برخی می گویند دولت و شهرداریها از ترس شیعه ها و قوم و قبیله های مسلح نمی توانند حضور پیدا کنند و خدمات رسانی کنند. با تمام این احوال، واضح است که لبنان از اختلاف طبقاتی و طایفه ای و منطقه ای رنج می برد. حتی مسیحی ها و ارمنی های مناطق فقیر، از کمترین خدمات و امکاناتی برخوردار نیستند و کوچه های بسیار تنگ و کثیف و کهنه محله هایشان، از ضاحیه هم ناجورتر است.

خلاصه بعد از کلی پرس و جو اتاق مورد نظر را پیدا کردم. پس از ایستادن در صف و منتظر نوبت شدن، کارمند گفت باید یک نسخه کپی از مدرک داشته باشی (مدرک را قبلا پلیس برای اقامت گرفته بود و پس نداده بود). گفت یا از پلیس یک نسخه کپی بگیر یا از سفارتتان. دیدم راست می گوید. پلیس که پس نمی دهد. بلکه سفارت کمک کند. سریع رفتم سفارت. چند دقیقه نشستم تا کارمند محلی سفارت آمد. انسان بسیار خوش قلبی است که واقعا کار راه انداز است. در عرض یک دقیقه یک نسخه از مدرک را کپی گرفت و به من داد. به این شکل مشکل بزرگی را حل کرد. وقتی دوباره به سرای برگشتم کارمند با تعجب گفت از کجا پیدا کردی؟ گفتم از سفارت. گفت سفارت شما با همه فرق دارد (کارشان منظم و دقیق است).

۱۳۹۴/۰۳/۱۲

امام زمان عجل الله فرجه الشریف در لبنان

تعجب نکنید. بله، امام زمان حتما در لبنان هستند. البته بهتر است بگویم، در لبنان هم هستند. قصدم روایت اتفاقات و معجزات دیده شده در جنگ نیست. می خواهم از وجود امام زمان و احترام فوق العاده به ایشان، در قلب های شیعیان لبنان بگویم.
در لبنان هم مردم شب نیمه شعبان، خیابانها را آذین بندی کرده و در فانوس های کاغذی سفید، شمع روشن می کنند. بسیار زیباست خیابانها و کوچه هایی که سرتاسر آن با نور این فانوسها نورافشانی می شود. بچه های پیشاهنگی در خیابان شکلات و آبنبات پخش می کنند و در مساجد و حسینیه ها جشن گرفته می شود.
اما این همه ی ماجرا نیست. اینها ظاهر کار است. علاقه و محبت و احترام به حضرت ولی عصر، آنقدر در شیعیان بالاست که تلاش می کنند شیعه ی منتظر واقعی باشند. به بچه ها از کوچکی احترام به امام زمان را یاد می دهند و هروقت نام آن حضرت برده می شود، به احترام، دست بر سر خود می گذارند. در تصویر زیر بچه های دو ساله مهد کودک را می بینید که برایشان جشن میلاد امام زمان گرفته اند و با خواندن دعای فرج، بچه ها دستشان را روی سرشان نگه می دارند.

نیمه شعبان در لبنان، تعطیل رسمی نیست، اما بیشتر موسسه ها و مدرسه ها و برخی شرکت های شیعه تعطیل می کنند. حزب الله، چهارشنبه را به خاطر ولادت حضرت صاحب الزمان، مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه تعطیل کرد و پنجشنبه را برای ارتحال امام خمینی قدس سره.
شب نیمه شعبان حتما از خدا بخواهید که منجی اش را بفرستد تا دنیا از این وضع فجیع و ظلم و کشتار نجات پیدا کند.
اللهم عجل لولیک الفرج

دعای سلامتی امام زمان را صحیح بخوانیم
دعای فرج که امام رضا سفارش فرمودند
دعای فرج یا دعای سلامتی؟