۱۳۹۴/۰۹/۰۵

سفر پوتین به ایران


سفر پوتین به تهران و دیدار او با رهبر انقلاب یکی از اتفاقات مهم این هفته بود و از جهات مختلفی قابل بررسی است. با توجه به نحوه ملاقات پوتین با رهبر انقلاب که خارج از عرف دیپلماتیک انجام شد و پیرامون مسائل منطقه و مبارزه با تروریسم نقطه نظرات مشترکی مطرح شد، می توان چنین برداشت کرد که سیاست عمومی روسیه، با جناح انقلابی و حامی مقاومت در ایران همسو است و با جناح ساده اندیش رابطه با آمریکا میانه ای ندارد. البته جای شکی در این قضیه وجود ندارد اما این عمل، نشان داد حتی رهبران بزرگ دنیا هم روحانی را فردی ضعیف و ساده تشخیص داده اند که فریب وعده های آمریکا و غرب را خورده است. نحوه برخورد احترام آمیز و مودبانه وی با رهبر انقلاب و هدیه ارزشمند و منحصر به فردی که به ایشان تقدیم داشت، بسیار حایز اهمیت است.
پوتین مشهور است که در برخورد با دیگران، حتی با اوباما، بسیار مغرور و با تبختر است و احترام چندانی به دیگران نمی گذارد. اما تواضع عجیبی در برخورد با امام خامنه ای نشان داد که موکد این مطلب است که اولا قدر و ارزش این سید را بهتر از دیگران می داند و دوم اینکه قدرت سیاسی نظامی ایران در منطقه بسیار بیشتر شده و به بازیگر بسیار مهمی در عرصه روابط بین الملل تبدیل گشته است. از طرفی اظهارات وی مبنی بر اینکه ایران را شریکی مطمئن برای خود می داند نشان دهنده ثبات سیاست های خارجی ایران است. ثبات سیاست خارجی ایران هرچند در دو سال اخیر به نظر برخی کارشناسان داخلی و خارجی رو به تغییر تشخیص داده شد اما در عمل چنین نبود و با کلام رهبر انقلاب که فرمودند ما به آمریکایی ها اعتمادی نداریم و در غیر از موضوع هسته‌ای (که دلایل خاص خود را دارد) در هیچ موضوع دیگری با آنها مذاکره دوجانبه نخواهیم داشت، پاسخ محکمی به برخی منتقدان روسی ائتلاف روسیه و ایران داده شد و اطمینان خاطری هم به پوتین بود که بداند، دولت ایران خارج از این چهارچوب عمل نخواهند کرد.
حضور پوتین از جهت دیگر نشان دهنده عمق استراتژیک ائتلاف ضد تروریسم ایران و روسیه بود. ورود روسیه به جنگ در سوریه، هرچند با تشکیک و کم ارزش نشان دادن توسط عده ای روبرو شد، اما بر خلاف پیش بینی آنها، نقش موثر روسیه روز به روز پر رنگتر شد و باعث خروج ارتش سوریه از انفعال و لاک دفاعی شده و سبب شده به همراه نیروهای مقاومت پیشروی های سریعی در مناطق بسیار وسیع رقم زند که زخم این شکست به کام اربابان و سازندگان و حامیان داعش خوش نیامد. لذا نیش هایی در لبنان و فرانسه زدند تا زمینه را برای ورود حامی اصلی داعش فراهم کنند و به اسم مبارزه با داعش، گروه های دیگری را جایگزین آن کنند. مطمئنا فرانسه که پس از سالها مبارزه مردم سوریه، از این کشور گریخت و سوریه به استقلال رسید، تنها به دنبال منافع خود است و تلاش می کند حال که قرار بر نابودی تروریستها است، در این پیروزی سهمی داشته باشد. لازم به ذکر است ارتش سوریه که با وجود نیروهای خط شکن حزب الله، توان هجومی مناسبی نداشت، الان اقلا در 10 جبهه درحال هجوم و مبارزه با تروریستهاست.
از جهت دیگر مصادف بودن سفر پوتین با اجلاس اوپک گازی حایز اهمیت است. مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF) یا اصطلاحا «اوپک گازی» به پیشنهاد ایران و با پیگیری روسیه و موافقت کشورهای عمده صادرکننده گاز، در واپسین روزهای سال 2008 تأسیس شد. کشورهای مجمع صادرکنندگان گاز بیش از 70 درصد منابع گازی جهان، 38 درصد از خط لوله‌های انتقال گاز و 85 درصد از تولید گاز مایع جهان را در اختیار دارند. حضور پوتین در این اجلاس نشاندهنده علاقه به گسترش روابط تجاری و اقتصادی بین دو کشور است. خصوصا بعد از برخی تحریم هایی که روسیه از جانب آمریکا و اروپا متحمل شد، این کشور تمایل زیادی به روابط تجاری با همسایه جنوبی خود پیدا نمود و برای مقابله با تحریمها خواستار انتقال تجارب ایران در این زمینه شد. کاملا واضح است روسیه در رویارویی با آمریکا، و پس از تحمل فشارهای مختلف، اقدام به تصحیح جبهه گیری های خود کرده و تلاش می کند اعتماد ایران را جلب کند و به واقع ایران را شریک مناسب، مطمئن و قدرتمندی می داند. بسیاری از قراردادهای متوقف شده، به جریان افتاده و وعده کمک بیشتر در زمینه هسته ای هم داده شده است. به نظر می رسد این روال ادامه یابد و تا زمانی که آمریکا و غرب برای تضعیف ایران و روسیه دست به هر اقدام نامعقولی می زنند، روابط منطقی ایران و روسیه مستحکم تر خواهد شد.
پ.ن: برخی اشخاص به جای واقع بینی، متعصبانه از روی حب شخصی به دفاع از آمریکا می پردازند و نوشتار حاضر را با فحش و اهانت زیر سوال خواهند برد. نوشتار حاضر در دفاع از روسیه نیست و نویسنده شیر روسیه را نخورده است (البته ضربه شاخ آمریکا را مثل بقیه مردم ایران تحمل کرده است) اما این نوع افراد ظاهرا چیزی از آمریکا خورده اند که به مذاقشان خوش آمده است. آمریکا در روابط بین الملل تنها به فکر منافع خودش است و هیچ اهمیتی برای مردم کشورها قائل نیست و مهره هایش وقتی ماموریتشان را انجام دادند یا از پس آن بر نیامدند، مانند زباله به کنار انداخته می شوند. باشد که عبرت بگیریم. رابطه با روسیه مثل رابطه با آمریکا نیست که رابطه استعمارگر و مستعمره باشد. رفتار روسیه نشان داد ما را به عنوان یک شریک قدرتمند و قابل اطمینان می شناسد و ما باید از این رابطه سودمندانه استفاده کنیم.

۱ نظر:

nikvkar inkv گفت...

سلام با تحليل شما موافقم لا موثر في الوجود الا الله خداوند حفظتاننمايد
ان شااله جزو سربازان امام زمان باشيد . علي تبريز