۱۳۹۴/۰۷/۲۰

کیف قاپی در لبنان

شب عید غدیر نزدیک غروب بود که کارم تمام شد. رفتم مسجد روبروی محل کار. گفتم شب عیدی نماز را اول بخوانم. (ای بسوزه پدر ریا)
بعد از نماز در دلم گفتم خدایا امشب یه عیدی به ما بده. (دیدین بعضیا تا یه کار خوب میکنن کلی منت میذارن سر خدا و طلبکار میشن؟ البته من عیدی رو به خاطر عید خواستم نه به خاطر نماز)
نماز رو که تمام کردم رفتم بیرون و تا سر خیابون پیاده رفتم.
زیر پل، جلوی شیرینی فروشی درویش که جدیدا زیر پل سید هادی نصر الله باز شده، ایستاده بودم. ترافیک سنگینی بود که به دلیل نبودن پلیس گره خورده بود و قفل شده بود. دوستی که قرار بود بیاد دنبالم رسید به زیر پل و در فاصله چند متری من بود. کیف پولم و موبایلم را گرفته بودم دستم. یک موتوری با سرعت رد شد. از من که گذشت دیدم کیفمو زد پرت کرد. با خودم در لحظه اول گفتم عجب مریضی است ها! بعد یکهو متوجه شدم دزد بود و می خواست کیف و موبایل را بزند! خیلی عجیب بود که کیف و موبایل افتاد روی زمین. انگار کسی بزند روی دست دزد. دچار شوک شدم. طوری که فقط کیف و موبایل رو از روی زمین برداشتم و قیافه موتوری و همراهش رو ندیدم. پیرمردی آمد جلو گفت؟ چیکارت کرد؟ زدت؟ گفتم نه کیفو داشت می زد! یک موتوری وایساد. از این موتور بزرگها. قیافه اش از این حزب اللهی ها بود که اگر عکس بگیری خفتت می کنند! اون هم سوال کرد. گفتم اینه ماجرا. رفیقمون در همین گیر و دار رسید و سوار شدم رفتم.
توی ضاحیه یه مدت هست کیف زنی زیاد شده. یه عده هستند که جان و مال ما رو حلال میدونن برای خودشون حق کش رفتن قائلند! توصیه می کنم کیف و موبایل رو دستتون نگیرید. جاهای خلوت خصوصا بعد از غروب، پیاده و تنها راه نروید. پول زیاد با خودتان حمل نکنید. جاهاییکه راه فرار برای موتور و ماشین هست، خیلی مراقب باشید.
خدا به من رحم کرد. اما تاحالا چندین ایرانی رو دزد زده و بعضیاشون رو چاقو هم زدن. متاسفانه حزب الله در این موارد اقدامی نمی کند. حتی اجازه نمی دهد فیلم دوربینهایش را برای پیگیری استفاده کنید. حتی موتور بچه های حزب الله رو جلوی ساختمون حزب الله زده بودند، همکاراشون فیلم رو ندادند!

هیچ نظری موجود نیست: