۱۳۹۴/۰۶/۱۸

نظر لبنانی ها راجع به ما ایرانی ها

استفاده از این مطلب صرفا با ذکر منبع مجاز است
خیلی از ایرانی ها دوست دارند نظر لبنانی ها راجع به خود را بدانند. بالاخره با حمایت ما از لبنانی ها و کمک به آنها، باید ببینیم آیا علاقه قلبی هم به ما دارند یا رابطه، رابطه ی «رفیقتم رفیق بند جیبتم» است؟

برخلاف تمام گروه های خارجی مختلفی که ایران در طول تاریخ انقلاب به آنها کمک کرده، حزب الله تنها گروهی است که از همه نظر برجسته و مطلوب است. هم نتیجه کارش از همه بهتر بوده، هم احترام فوق العاده ای برای ایران قائل است، اصلا باید گفت، رابطه حزب الله و ایران جدای تمام روابط سیاسی و همپیمانی مرسوم است. رابطه حزب الله و ایران رابطه امام و ماموم است، رابطه ولی فقیه و پیرو.  باید گفت در تبعیت، دست بیشتر ایرانی ها را هم بسته اند و خالصانه و با عقیده راسخ برای هدف خود می کوشند. رابطه حزب الله با ایران بیش از آنکه نظامی و سیاسی باشد، رابطه یک قطعه جدا افتاده از وطن است. وطن جهانی تشیع.
از حزب الله که بگذریم، باید گفت اکثریت قریب به اتفاق شیعه های لبنان، ایران را دوست دارند. ایران از قدیم، رابطه برادری با لبنان داشته، علمای لبنان به دربار صفوی آمدند، ایرانیان در زمان عثمانی در لبنان حضور داشتند، امام موسی صدر از ایران به لبنان رفت و تحولات بزرگی در این کشور بوجود آورد، شهید چمران در لبنان بطور شبانه روزی برای محرومان زحمت کشید، انقلاب اسلامی ایران حامی شیعیان جهان شد و به کمک محرومان لبنان آمد، همه اینها باعث شده ایران در حافظه تاریخی لبنانی ها، کشوری مورد احترام بوده و ما را دوست داشته باشد.
ایران در نظر لبنانی ها (والبته بسیاری از آزاد اندیشان کشورهای مختلف دنیا) کشوری بسیار قدرتمند، با ثبات و پیشرفته است که با ساقط کردن مهره ی استعمار، اولین کشور واقعا آزاد و واقعا مستقل منطقه نیز به شمار می رود. ایرانی ها در نظر لبنانی ها مردمی پرتلاش، صبور، کم توقع، باهوش، و بردبار هستند. در بردباری و صبر ایرانی ها همین بس که همه لبنانی ها از قالی بافی ایرانی برای صبر و پشتکار مثال می زنند. پیشرفت و خوداتکایی ایران را هر کسی در لبنان خبر دارد. جالب اینکه بعضی ها، بیشتر از خیلی از ایرانی ها از این پیشرفتها و موفقیتها خبر دارند.
البته هیچ وقت هیچ ملتی نبوده که بی نقص باشد. هرچه رابطه ما با لبنان بیشتر شده و لبنانی ها بیشتر با ایرانی ها در تماس قرار گرفته اند، خوبیها و بدیهایمان را بیشتر و بهتر شناخته اند.
متاسفانه برخی لبنانی ها در ایران مورد بدرفتاری قرار گرفته اند. از متلک و ناسزا و منت گذاشتن بابت اینکه «شما با پول ما زندگی می کنید» گرفته تا سرقت و حتی قتل. سر دواندن و گیرهای الکی در کارهای اداری و گذرنامه و خروجی (افراد خارجی مقیم، برای خروج باید مدتی قبل از زمان مورد نظر، از پلیس اجازه بگیرند!) از اموری است که همه لبنانی ها تجربه ی تلخی از آن دارند.
باید قبول کنیم ما ملتی هستیم که توریسم حالیمان نمی شود! اخلاق و فرهنگ ایرانی و اسلامی و شیعی به کنار، اندازه یک بی دین لائیک در ترکیه یا اروپا و آمریکا بلد نیستیم اقلا در ظاهر به توریست احترام بگذاریم و کاری نکنیم تمام خارجی ها نسبت به مملکتمان بدبین شوند. در این مورد حکایت ها زیاد است. درگیری و کتک زدن تور لبنانی ها در تله کابین شمال، آمدن پلیس و طرف ایرانی ها را گرفتن، رسیدگی نکردن به تور لبنانی (و تور عراقی) عازم مشهد در پروازی که کنسل شده و عدم ارائه خدمات یا تخفیف بابت تاخیر، از گیر الکی به خروجی دانشجوهای لبنانی، مورد اخیر هم قتل مشکوک یک لبنانی و بی اطلاع ماندن خانواده اش سه ماه پس از قتل.
(باز هم متاسفانه) ما ایرانی ها به خسیس بودن معروف شده ایم. عصبانی نشوید! رفتارهای مختلف ایرانی ها که شاید ریشه فرهنگی و اجتناب از اسراف دارد باعث شده لبنانی ها تصور کنند ما خسیسیم. البته خیلی جاها هم افراط و تفریط از ما است. مثلا آن راننده تاکسی ای که کولر روشن نکرده تا مبادا بنزین 100 تومانی اش بیشتر هدر برود (زمانی که بنزین در لبنان هر لیترش بیش از یک دلار است! درست است الان هزار تومان شده ولی از نظر ارزشی فرقی با صد تومن قدیم ندارد!)، راننده ای که عرقش را با دستمال یزدی ای خشک کرده که سال تا سال شسته نشده، راننده ای که دستمال را داده تا بخار شیشه عقب را جناب لبنانی برایش پاک کنند!!، آن دانشجوهای ایرانی که برای رفع گرسنگی، ساندویچ را با نان اضافه سفارش می دهند، و خیلی های دیگر، باعث شده اند چنین تصوری ایجاد شود.
از جانب دیگر، لبنانی ها تعجب می کنند که ایرانی ها عموما عربی صحبت کردن بلد نیستند و زبان خارجه آنها هم ضعیف است اما بلدند قرآن بخوانند.
(متاسفانه و بازهم متاسفانه) مدل تجاری ما ایرانی ها به مذاق لبنانی ها خوش نمی آید. ما ایرانی ها در تجارت خیلی خشک و غیر قابل انعطافیم. لبنانی ها هرجور شده معامله را جوش می دهند، خوب برخورد می کنند، امتیاز می دهند، اعتماد می کنند، اعتماد سازی می کنند. یک کارخانه دار لبنانی دنبال مهندس برای کارخانه اش بود تا خط تولید را طراحی و سر هم کرده و راه بیاندازد. جوان ایرانی ای پیدا کرد که زبان هم می دانست و تجربه خوبی هم داشت. مهندس ایرانی ما حتی برای طراحی درخواست پول کرده بود. و برای ادامه کار هم درصدی از سود مادام العمر کارخانه را طلب کرده بود. تازه 100 هزار دلار هم به عنوان قرض شخصی و دستی طلب کرده بود! این درحالی بود که مهندسان هنگ کنگی اعلام آمادگی کرده بودند طراحی خط تولید را مجانی انجام دهند. (آنها از راه اندازی و پشتیبانی سود می برند نه از طراحی)

خوشبختانه مردان ما در بین لبنانی ها به همسرانی خوب و همراه و همدل و عادل شهرت پیدا کرده اند. زنان لبنانی، احترام مرد ایرانی به همسرش و همفکری و همکاری او در منزل را می ستایند. البته از خوب یا بد بودن آن که بگذریم، باید بدانند زن ایرانی جهاز می دهد! نه مثل لبنانی ها که با کیف دستی اش به منزل شوهر می رود! مردان لبنانی این نوع زندگی را نمی پسندند و می گویند جهاز را خودمان می دهیم اما خوار و ذلیل زن نمی شویم. :)
با وجود این، زنان لبنانی کمی هستند که علیرغم تمایلشان به ازدواج با ایرانی، حاضر به قبول چنین ازدواجی هستند. از دلایل عمده آن، زبان ندانستن ما ایرانی ها است و اینکه می خواهیم در ایران زندگی کنیم. بچه هایمان فارسی یاد بگیرند. ضمن اینکه در مقابل فرهنگ پر مصرف و بریز و بپاش و سفره های رنگارنگ لبنانی، فرهنگ ایرانی کمی تا قسمتی بخیل و خسیس به نظر می آید! و این نکته ای است که خیلی برای دخترها مهم است.
با تمام این حرفها، باید گفت لبنانی ها ما را دوست دارند. اگر در ضاحیه یا جنوب لبنان یا بعلبک در شمال، بفهمند ایرانی هستی، کلی تحویل می گیرند و ابراز محبت می کنند. حتی بعضی ها می برندتان خانه شان و پذیرایی می کنند. همه شان آرزو دارند اقلا یکبار به ایران بروند و سیاحت و زیارتی بکنند. خصوصا زیارت حضرت امام رضا علیه السلام که آرزوی همه شیعیان غیر ایرانی است.
میزان علاقه لبنانی ها به ما بر حسب دین و طایفه فرق می کند! یعنی اکثریت قاطع شیعیان (بجز تعداد اندکی از شیعیان آمریکایی و جیره خورهای سفارت امریکا)، ایران را بسیار دوست دارند. حتی بعضی ها علنا می گویند لبنان برای ما آنقدری اهمیت ندارد که ما به ایران اهمیت می دهیم و دلمان برای سربلندی و آرامش و اقتدارش می تپد و از فتنه های دشمنان ایران بیمناکیم. (این دلبستگی به ایران نه فقط در زمان حاضر و به خاطر وجود حزب الله و کمکهای ایران است، بلکه حتی در زمان قبل از شکل گیری رسمی حزب الله و در زمان جنگ تحمیلی عده ای از لبنانی ها همراه شهید دکتر چمران در حمایت ایران وارد جنگ شدند و بر علیه صدام جنگیده و شهید هم دادند.)
مسیحی های لبنان هم در رابطه با ایران چند دسته اند. دسته ای با ایران خوب هستند و موافق سیاستهای ما بوده و تعریف و تمجید هم می کنند. دسته ای موافق نیستند، دسته ای هم دشمن هستند. همانها که چهار دیپلمات ما را ربودند. هنوز هم این دسته که همپیمان رژیم صهیونیستی بودند، با ایران بد هستند و ایرانی را دوست ندارند.
اما از اهل سنت لبنان بگوییم. دسته ای از آنها با ایران همراهند و سیاستهای ایران در حمایت از فلسطین و لبنان و حفظ وحدت میان مسلمانان را می ستایند. اما بخش عمده اهل سنت نگاه مثبتی به ایران ندارند و بعضی ها هم دشمنی دارند. این عده تحت تاثیر سلفی ها و تکفیری ها و پولهای واصله از شبه جزیره عربی اشغال شده توسط آل سعود، بر طبل دشمنی با ایران می دمند. یکی از این جماعت که اندک هم هستند، احمد الاسیر سلفی بود. وی در صیدا یکسالی برای خودش دم و دستگاه راه انداخته بود و برای شیعیان ایجاد مزاحمت می کرد و آسمان را به ریسمان می بافت تا هر مشکلی را به ناف ایران ببندد و ولایت فقیه را عامل آن مشکل بداند! وی به دلیل درگیری با ارتش لبنان فراری شد و چندی پیش هنگام فرار درحالیکه تغییر چهره داده بود به چنگ نیروهای امنیتی فرودگاه افتاد.
فلسطینی های ساکن لبنان هم نگاهی مشابه نگاه اهل سنت لبنان دارند. برخی با ما خوب هستند و برخی معمولی و برخی هم دشمنی دارند. این نگاه بستگی به اسپانسر و حزب و دسته ای دارد که طرفدار آن هستند.
با تمام این صحبتها، ایرانی در لبنان، بیشترین احترام را نسبت به کشورهای دیگر دارد. سفارت ایران در لبنان از فعالترین سفارتهای ما در خارج کشور است و شاید به همین جهت مورد هجوم مزدوران آل سعود قرار گرفت.
به امید روزی که دولتها هم همانند مردم آزاده شان، به ایرانی ها احترام بگذارند و به دور از ایران هراسی روابط حسنه با کشور ما داشته باشند.

۱ نظر:

ناشناس گفت...

اقای عزیز من از این اظهار نظرهای شما سر در نمیارم که ما ایرانی ها طماع هستیم خسیس و یا زور گو ونژاد پرست که به توریست ها احترام نمی گذاریم در حالی که وقتی یک توریست در کرج ازش مدارکشان دزدی می شود جمعیت زیادی بسیج می شوند تا از آنها پذیرایی کنند ایرانی ها به خون گرمی و مهمان نوازی معروف هستند و لااقل مثل بعضی از اعراب مهماننان خود را به کشتن نمی دهیم یا وقتی بفهمیم طرف سنی است او را اذیت کنیم ایران کشور قومیت های مختلف بادین و مذهبهای مختلف هست که درکنار هم با صلح و آرامش زندگی میکنند که در اعراب ای دیده نمی شود حتی در کشور لبنان تا سالهای پیش جنگهای طوایفی و قومی ومذهبی وجود داشت و این آرامش که در ایران وجود دارد ناشی از فرهنگ وتمدن بالای مردم ماست و این درست نیست که ما خودمان خودمان را بکوبیم درست است تعدادی بعضی مواقع تندی می کنند ولی ایرانی ها انسان های مهمان نوازی هستند که این ناشی ازدین وفرهنگشان می باشد