۱۳۹۴/۰۳/۰۶

مجروحان و جانبازان گمنام لبنانی

روز ولادت حضرت عباس علیه السلام روز جانباز، گذشت. شاید شما یک شربت صلواتی یا شکلات و شیرینی از این مناسبت نصیبتان شده باشد. اما ما در لبنان، جانباز نصیبمان می شود. در عملیاتهای حزب الله یا درگیری های عادی روزانه ، فقط اسم شهدا مطرح می شود و تشییع مفصل و با شکوهی برایشان می گیرند. تعداد اندک آنها هم در برابر حجم درگیری و تعداد بالای دشمن، واقعا قابل تحسین است. اما هیچ وقت از جانبازان و مجروحین این عملیاتها نه اسمی برده می شود نه آماری داده می شود.

جوانهای دسته گل لبنانی که غیرتشان آنها را به دفاع از حرم های مقدس و اسلام و میهنشان سوق داده، مجروحیت ها و جانبازی هایشان حکایت ها دارد. سال پیش در مورد هشام نوشته بودم که پایش قطع شد. چند روز پیش پدر یکی از جوانهایی که در عملیات قهرمانانه قلمون زخمی شده بود تعریف می کرد که چگونه پسرش وقتی برای کمک به دو نفر دیگر رفته بود، توسط تک تیرانداز مجروح شده و چهار کیلومتر را سینه خیز رفته تا در تیر رس او نباشد و امدادگرها بتوانند منتقلش کنند. تا روز زخمی شدن پسرش، عملیات قلمون حدود هفتاد و خرده ای مجروح داشت.
خانمی که هفته پیش به ایران رفته بود، می گفت یک هواپیما پر از زخمی و همراهانشان همزمان پرواز داشتند. منظره جراحت ها و زخمهای آنها بسیار دلخراش بود. آنهایی که سوخته بودند و دیگر نه چشمی باقی مانده نه پوستی، آنهایی که ترکش خورده بودند و اعضایشان قطع شده بود، ...
می گفت اینها که عموما بسیار جوان هستند، به همراهشان مادر یا خواهر آمده بود. برخی از آنها نامزدشان که شاید 17 سال دارد به همراهشان بود. مگر خودش چند سالش است؟ بین 17 تا 20 سال.
وقتی فکر میکنم که جوانی 17 هجده ساله نصف صورتش رفته، یا دست یا پایش قطع شده، فردا در جامعه لبنان تابلو خواهد بود و اگر تنها باشد حتما از سلفی ها یا سنی ها و مسیحی های مخالف حزب الله کتک خواهد خورد، جایی نمی تواند استخدام شود، کل زندگیش دستخوش تغییر و فشار و سختی می شود، واقعا دلم به درد می آید. خدا رو شکر حزب الله روی حفاظت از نیروهایش خیلی بهتر از ما عمل می کند. یکی دو روز پیش تکفیری ها در قلمون به یکی از پایگاه های حزب الله کمین زدند و هفت هشت جوان را به شهادت رساندند. کاملا از روش جنگ حزب الله با دشمن صهیونیستی بهره برده بودند. امروز خبر دادند گروهی تکفیری که قصد داشتند به همان شکل عملیات ایذائی انجام بدهند، توسط پهپاد حزب الله رصد شده و در کمین حزب الله افتاده و همه شان کشته شدند. (قابل توجه مرزداران ایرانی)
برای سلامتی مجروحین دعا کنید.

متاسفانه افرادی در ایران هستند که حقشان است داعش سرشان را قطع کند چون بویی از انسانیت نبرده اند و نژادپرستی و خودخواهی چشمانشان را کور کرده است. کاروان لبنانی که هفته پیش به ایران رفته بود، برای پرواز اصفهان به مشهد، هواپیمایشان کنسل شد. ایرانی های پرواز را با هواپیماهای دیگر فرستادند اما لبنانی ها و عراقی ها را در فرودگاه نگه داشتند. می گفتند نه جای استراحت بود نه امکانات. بعد از 12 ساعت داد مردم درآمد که شما از اسراییلی ها با ما بدتر دارید برخورد می کنید. جواب مسئول پرواز این بود: شما اصلا با پول ما آمده اید گردش. حرف اضافه نزنید!
متاسفانه عده ای واقعا جاهل هستند و نمی فهمند اولا تعداد حزب اللهی هایی که پول می گیرند بسیار کم است و همه لبنانی ها که از ایران پول نمی گیرند. دوم اینکه پولی که آن حزب اللهی ها می گیرند هزینه زندگیشان را کفاف نمی دهد و زیر خط فقرند چه برسد سفر تفریحی بروند. سوم اینکه به جای اینکه پول خونش را بدهی، چیزی هم طلبکاری؟ امنیتت مدیون مجاهدتهای این مردان با اخلاص و بی ادعاست. آنوقت منت میگذاری؟ آنها باید منت بگذارند که امنیت توی ناقابل را تامین می کنند. واقعا برای چنین نادانهایی متاسفم.

هیچ نظری موجود نیست: