۱۳۹۴/۰۲/۳۰

سالروز درگیری اردوگاه نهرالبارد

امروز 20 می سالروز درگیری ارتش لبنان با تروریستهای اردوگاه نهرالبارد است. این اردوگاه در سال 1948 برای پناهندگان فلسطینی در شمال شهر طرابلس تاسیس شد. تقریبا 14 کیلومتر مربع مساحت داشته و در امتداد ساحل قرار گرفته است. پس از جنگ 33 روزه در سال 2006 ، شاکر العبسی با افرادش در اردوگاه شاتیلا ظاهر شد.
سپس به اردوگاه نهرالبارد رفت و در آنجا مراکز گروه فتح الانتفاضه را اشغال کرد. کم کم افکار تکفیری و سلفی خود را اعلام کرد به شکلی که خشم برخی گروه های فلسطینی دیگر را بر انگیخت. حتی وی را متهم به رابطه داشتن با القاعده کردند. در پی این مخالفتها، وی برخی افرادش را به اردوگاه البداوی فرستاد. در 23 نوامبر 2006 افراد گروهک فتح الاسلام با کمیته امنیتی اردوگاه بداوی (پلیس های فلسطینی داخل اردوگاه) درگیر شدند. کمیته، آنها را از اردوگاه اخراج کرد و ارتش لبنان هم دو نفر از آنها را بازداشت کرد و تسلیم دادگاه نمود.
پس از این اتفاق، شاکر العبسی تولد فتح الاسلام را اعلام کرد و افراد مختلفی از کشورهای عربی و خارجی را در مراکز خود تحت آموزش فشرده نظامی قرار داد. همچنین به جمع آوری مقادیر عظیم سلاح و مواد منفجره اقدام نمود. این گروهک توانست حدود سیصد نفر را آموزش دهد که نشانه های سلفی گری در آنان کاملا مشهود بود. در شب سی اردیبهشت 1386 نیروهای امنیتی لبنان، تعدادی از افراد مسلح این گروهک را که بانکی در شهر امیون را سرقت کرده بودند محاصره و بازداشت کردند. در پاسخ به این بازداشت، نیمه شب تروریستها 35 ارتشی لبنان را در چادرشان در هنگام خواب سر بریدند. همان روز جنگ آغاز شد. طرفهای سیاسی مختلف در لبنان نظرات کاملا متضادی با هم داشتند. حزب الله این فتنه را ساخته دست آمریکا و برای تضعیف ارتش لبنان می دانست و با ورود به اردوگاه مخالف بود؛ حتی سید حسن نصرالله آن را خط قرمز بر شمرد. برخی گروه های مسیحی که همیشه از تکفیری ها و تندروی فلسطینی ها می هراسند، طرفدار سرکوب تروریستها بودند. همچنین گروه های ضد سوریه هم با اتهام حمایت سوریه از تروریستها، خواهان حمله به اردوگاه بودند.  شاید تا قبل از سر بریدن 35 ارتشی لبنانی، فتح الاسلام یک گروه فلسطینی مثل دیگر گروه ها به شمار می آمد که کمی تندرو تر و فعال تر بود اما در پی این اقدام، تبدیل شد به گروهکی تروریستی و عموم مردم لبنان با آنها مخالف شدند. حتی بقیه گروه های فلسطینی در ظاهر هم که شده از آنها ابراز برائت کردند. ارتش لبنان که از کمبود سلاح و تجهیزات مدرن و سنگین رنج می برد اعلام کرد در طول 106 روز جنگ، 168 شهید داده و در مقابل 222 تروریست را کشته و 202 نفر را هم بازداشت کرده است. غیر آنکه خود تروریستها شماری از همقطاران خود را داخل گورهای دسته جمعی خاک کرده بودند.
فتح الاسلام در طی این روزها زیر گلوله باران ارتش بود و از فلسطینی های دیگر به عنوان سپر انسانی استفاده می کرد. در هفته آخر، ارتش با خروج همسران تروریستها موافقت کرد و پس از آن بود که با یورشی بزرگ، کار را به پایان رساند و شاکر العبسی و فرماندهانش کشته شدند. مردم با شنیدن این خبر به خیابانها ریختند و شادی کردند. قضیه بوضوح یک بازی خطرناک آمریکایی بود که صرفا برای تغییر قوا و ضربه زدن به قدرت دفاعی لبنان و ایجاد فتنه داخلی خصوصا سنی شیعی انجام شد تا از این راه، بتواند مقاومت را تضعیف کند. اما با برچیده شدن تروریستها، آمریکا مجبور شد تا پروژه خود را با چند سال فاصله در سطحی وسیع تر در کل منطقه پیاده کند و با ایجاد داعش و النصره و (صدها الزهرمار دیگر) به قصد تخریب قدرت ملتهای منطقه، مردم را به جان هم بیاندازد.
بر اثر این درگیری ها هزاران فلسطینی آواره شدند و به دیگر اردوگاه های لبنان رفتند. خانه های بسیاری خراب شد و علیرغم وعده های مسئولین خصوصا افرادی مثل سینیوره، هنوز خانه هایشان ساخته نشده است. فلسطینی ها این روز را روز نکبه دوم می دانند. برخی از آنها هم که با فتح الاسلام نزدیک هستند داستانهایی با عنوان جنایت های ارتش لبنان در نهر البارد مطرح می کنند.
پ.ن: واقعا باید قدر داشتن رهبر و داشتن جوانان غیور را بدانیم. فلسطینی ها هفتاد سال است نتوانسته اند حتی با خودشان متحد شوند و سرزمینشان را آزاد کنند. برخی از آنها که بر ضد میزبانان خود هم اقداماتی انجام داده اند.

هیچ نظری موجود نیست: