۱۳۹۴/۰۱/۱۱

امام موسی صدر و شهید چمران، حامی محرومان لبنان

امام موسی صدر را مصلح بزرگ شیعیان لبنان می دانند. حتی یک سیاستمدار بزرگ مسیحی در لبنان گفته بود باید تاریخ لبنان را به دو قسمتِ قبل از امام موسی صدر و بعد از امام موسی صدر تقسیم کرد.
شیعیان لبنان که در زمان سلطنت عثمانی تحت ظلم و ستم و تعقیب و کشتار بودند، پس از استعمار فرانسه، مورد بی توجهی کامل قرار گرفتند. نه مدرسه ای داشتند نه بیمارستانی، نه کار و درآمدی. اغلب شیعه ها، با کارهای پَست مثل واکسی، رفتگری، کارگری، نگهبانی یا خرید و فروش مواد مخدر امرار معاش می کردند. حضور آنها در ادارات دولتی و شرکتهای خصوصی، در حد پایین ترین کارمند و یا آبدارچی به چشم می آمد. تازه آن دسته بسیار خوش شانس بودند که استخدام شده بودند. بسیاری هم با مزدوری و جیره خوری در احزاب مختلف چپ و راست امرار معاش می کردند.

امام موسی صدر که تلاش ویژه ای برای ارتقای وضع شیعیان داشت، هدف خود را رسیدگی به امور محرومان عنوان کرد. او قبل از هرچیز برای آنها مدرسه فنی حرفه ای تاسیس کرد و دکتر چمران را برای مدیریت آن برگزید. همسر شهید چمران می گوید، گاهی او در کنار جاده کودکی را می دید که گریه می کند. پیاده می شد و کودک را در آغوش می گرفت. نوازشش می کرد تا آرام شود. سپس وقتی به ماشین بر می گشت، سیل اشکهایش سرازیر می شد. او غصه محرومیت شیعیان را داشت و می گفت اشک این کودک معصوم، حاصل قرنها ظلم به شیعیان است.
امروزه در لبنان به برکت تلاش های بی بدیل امام موسی صدر و زحمات او، شیعیان به عنوان طایفه ای مطرح و مهم در لبنان مطرح هستند. پس از آزادی لبنان به دست مقاومت (که امام موسی صدر پایه گذار آن بود)، و سپس شکست رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶، وضع شیعیان بشدت بهبود یافت و متحول شد. با این حال فقر و نداری برخی از شیعیان بشدت نگران کننده است.
بسیاری از شیعیان حامی حرکت امل، تصور می کنند حزب اللهی ها چون ایران به حزب کمک می کند وضع مالی خوبی دارند. حرکت امل چون یک سازمان لبنانی است و کمک خارجی ندارد، وضع مالی مناسبی ندارد. بیشتر اعضای این حرکت باید شغل دیگری داشته باشند تا زندگی شان بچرخد. البته تصور آنها در مورد حزب اللهی ها درست نیست. حزب اللهی هایی که استخدام حزب و نیروی تمام وقت هستند، حقوق پایینی دارند. عموما زیر خط فقر لبنان. اگر پاره وقت باشد که دیگر واویلا.
تصویر تزیینی است
وضع برخی از فقرای لبنان واقعا دل انسان را به درد می آورد. برای مثال، ام علی، یک خانم مسن لبنانی است. سالیان درازی است همسرش وی را طلاق داده و رفته برای خودش زن دیگری گرفته. دیگر هیچ نگاهی هم به او و بچه هایش نینداخته و کمکی به آنها نکرده است. ام علی با کلفتی در منازل، بچه هایش را بزرگ کرد. دخترش که مدتی کار می کرد و کمک خرج او بود، حالا ازدواج کرده و رفته است. پسرش علی، تازه ۱۸ سالش است. او امسال وارد دانشگاه شده. هرچند دانشگاه دولتی اللبنانیه ظاهرا مجانی است، اما برای ثبت نام یک سال، مبلغی بالای دویست دلار می گیرند. علی خودش هم بصورت پاره وقت کار می کند تا قسط اندک دانشگاه را که بر شانه های مادرش بسیار سنگین است، خودش پرداخت کند. ام علی دیگر پا به سن گذاشته و از کت و کول افتاده. برای همین، کمتر برای کار در منازل از او استفاده می کنند. او اتاقی در زیر زمینی تاریک و نمناک اجاره کرده. حدود ۲۳۰ دلار اجاره می دهد! می گوید برای ما مهم نیست اگر شام و نهار نخوریم. فقط صاحبخانه ما را بیرون نیندازد.
برای من واقعا جای تعجب است که اینگونه افراد چطور زندگی می کنند. اگر مریض شوند با گرانی دکتر و دارو چه می کنند؟ یک زن پا به سن گذاشته مگر چقدر می تواند کار کند تا فقط مبلغ اجاره را درآورد؟ حتی دانشجوهای ایرانی در لبنان، جدای مبلغ اجاره، ماهی اقلا ۲۰۰ دلار خرج خوراک و رفت و آمدشان می کنند.

هیچ نظری موجود نیست: