۱۳۹۴/۰۱/۱۰

مشکلات اجتماعی و طلاق در لبنان


لبنان کشور کوچکی است. جمعیت اندکی هم دارد. اگر از لحاظ جامعه شناختی نگاه کنیم، روابط اجتماعی و تغییرات آن در طول تاریخ این کشور، مشابه دیگر جوامع شرقی بوده است.
ازدواج های فامیلی در این کشور زیاد بوده و هنوز هم هست. می دانید در ازدواج فامیلی خطر بیماری و مشکلات و معلولیت هایی مانند منگولیسم بالاتر است. شاید به همین سبب تعداد افرادی که در لبنان از مشکلات و معلولیت های جسمی یا ذهنی رنج می برند زیاد است. من در پیاده روی مسیر نیم ساعته ام تا محل کار اقلا پنج دیوانه و عقب افتاده و منگل می شناسم.

در فرهنگ لبنان قدیم ازدواج دوم و چند همسری بسیار بیشتر از الان بوده ولی اکنون، بشدت کاهش یافته و جزو استثناها محسوب می شود. 
از سوی دیگر طلاق در لبنان چشمگیر است. طلاق گرفتن اصولا خیلی راحت است! خصوصا تا قبل از عروسی. برای لبنانی ها دوران عقد زمانی برای آشنایی با روحیات و شخصیت طرف مقابل محسوب می شود. برای همین اگر دختری دید نامزدش بخیل است خیلی راحت طلاق می گیرد. یا مثلا طرف دختر خاله اش را عقد می کند، در همان دوران عقد طلاق می دهد. جالب تر اینکه پسر خاله ی دیگرشان، می آید دختر خاله را می گیرد! تصور می کردم نسبت طلاق در لبنان بیشتر از ایران باشد اما آمارهای این چند سال اخیر مرا از چنین نتیجه گیری و قضاوتی منصرف کرد!
در لبنان دلایل مختلفی برای طلاق هست:
- بعضی ها کلا بدون دلیل، زنشان را ول می کنند و می روند! (تازه بعضی ها که حتی طلاق هم نمی دهند)
- بعضی ها طلاق می دهند و زن و بچه را ول کرده، به خارج کشور یا شهر و دهکده دیگری می روند و زن دیگری گرفته،  پشت سرشان را هم نگاه نمی کنند.
- بعضی ها آنقدر مادر شوهرشان اذیتشان می کند که بدون داشتن هیچ مشکلی با شوهرشان، مجبور به جدایی می شوند. موردی را مطلع هستم که مادر شوهر، وقتی عروسش را می دید خود را به غش و بیهوشی می زد! شاید از حسادت یا این حس که این دختر غریبه، پسرم را از من جدا کرده و به شهر برده واقعا دچار مشکلات عصبی می شده!
- برخی مادرشوهرها تحت تاثیر فرهنگ قدیم منطقه شامات (سوریه و لبنان) عروس را به کلفتی می گیرند، نمی گذارند پسرشان برایش خانه ای بخرد و با وجود تمکن مالی، او را در اتاقی می نشانند ولی برای دختر و دامادشان خانه و ماشین و زندگی حسابی تهیه می کنند.
- برخی دیگر هستند که بسیار به زن ظلم می کنند به حدی که مجبور به درخواست طلاق می شود. شخصی با دختر نوجوانی ازدواج کرده بود، نمی گذاشت حتی وقتی برادرهای دختر می آیند با آنها بنشیند! هیچ مهمانی ای دختر حق بیرون آمدن از اتاقش را نداشت. در عوض خود حضرت آقا با تمام فامیل، محرم و نامحرم می نشست و گل می گفت و گل می شنید! برای دختر عروسی نگرفت و گفت سالن ممنوع است اما وقتی زن دوم گرفت سالن معروفی را گرفت و چنان عروسی به راه انداخت که همه متعجب شدند.
- برخی زنشان را با کلفت اشتباه می گیرند! یعنی تمام زحمت منزل و بزرگ کردن بچه ها با اوست اما اگر بچه ها را دعوا کند دعوایش می کنند، فقط برای بچه هاشان لباس و وسایل خوب می خرند، موبایل و تبلت و ماشین می گیرند، برای زنشان خرج نمی کنند!
- به تازگی طلاق هایی به خاطر شبکه های اجتماعی مثل وایبر و واتساپ در حال وقوع است. چت کردن مرد یا زن با افراد غریبه و دوست شدن و ایجاد رابطه عاطفی با آنها، باعث جدایی برخی از زوج ها شده است.
در لبنان شاید به سبب وقوع جنگ های مختلف تعداد خانمهای آماده ازدواج بیشتر از مردان است. خصوصا این سالها هم به خاطر شهید شدن جمعی از جوانان شیعه لبنان در سوریه و لبنان، تعداد همسران شهدا بالا رفته که برخی از آنها ازدواج می کنند و برخی هم تنها می مانند. اصولا دختر لبنانی چون جهاز نمی دهد هر وقت آمادگی روحی ازدواج داشته باشد خواستگار می پذیرد. حتی اگر شانزده هفده سالش باشد!
حاصل طلاق، کودکان طلاق است. همانطور که جنگ، کودکان زیادی را یتیم کرده، طلاق هم عامل یتیم شدن و بی سرپرست شدن کودکان لبنانی زیادی شده است.
پ.ن: این نوشتار بیشتر در مورد جمعیت شیعیان به خصوص، و به طور کلی مسلمانان است. مسیحیان در این زمینه تفاوتهایی دارند؛ خصوصا دسته هایی که طلاق برایشان ممنوع است. لذا می بینیم برخی برای طلاق زنشان دست به تغییر مذهب می زنند.

هیچ نظری موجود نیست: