۱۳۹۳/۱۱/۰۹

عملیات موفق حزب الله در شبعا

ظهر آمدم سوار ماشین شوم دیدم راه را بر روی من بسته اند. در لبنان خیلی عادی است که ماشین را بدجور پارک کنند و بروند. البته عموما یا شماره تلفن میگذارند یا همان مغازه های روبرویی در حال خرید هستند و با بوق زدن، پیدایشان می شود. دیدم شیشه باز است و خانم مسنی سمت راست راننده نشسته و سیگار می کشد. سلام کردم گفتم ببخشید من می خواهم رد شوم. گفت بیا خودت ماشین را جابجا کن. رفتم جلوی در، بعد ترسیدم در را باز کنم همسرش پیدایش شود و شاکی بشود. گفتم حاج آقا طول دارند؟ گفت: حاجی نیست. دخترم راننده است، خودت بیا ماشین رو روشن کن. گفتم با اجازه. در را باز کردم و نشستم. عجب ماشینی بود.
قبلا از این جیپ های چیروکی سوار شده بودم اما این یکی خیلی مدل بالا و جدید بود. کلی فرق داشت با مدلهای قدیمی. تمیز و شیک و پر امکانات بود. ماشین را روشن کردم و ترسان لرزان آرام آرام عقب رفتم. کوچه تنگ بود و مجبور شدم بروم جلوتر و دور بزنم. در این میان حاج خانم که داشت سیگار می کشید و فنجان قهوه اش هم در دستش بود گفت: دیدی چه کردند؟
اولش نفهمیدم و فکر کردم مثلا داره میگه چیکار میکنی؟ (چرا زیاد رفتی جلو). بعد متوجه شدم از عملیات دیروز حزب الله صحبت میکنه. کلی قربون صدقه بچه های حزب الله رفت و دعاشون کرد. گفت دیدی چقدر مردم خوشحال شدند. خدا حفظشون بکنه.
داشتم پیاده می شدم گفت: خدا حفظت کنه مادر. اما نگفتی از کجایی؟ (در لبنان چون کشور کوچکی است عموما مردم همدیگر را می شناسند لذا می پرسند اهل کدام ده یا شهر هستی)
گفتم من ایرانی هستم. گل از گلش شکفت. گفت: اهلا و سهلا ببلدک. خوش آمدید، سرزمین خودته. خلاصه خداحافظی کردم و رفتم.
***
دیروز که سر کار نشسته بودم یکی آمد و گفت: زدن! خبرش نیومد؟ 15 تا کشته!
هاج و واج مونده بودم؛ کی کیو زد؟ تو لبنان؟ دوباره عملیات تروریستی شده؟ چی شده؟
متوجه شدم که حزب الله عملیات کرده و تازه خبرش دارد پخش می شود.
عملیات روز گذشته حزب الله عملیاتی بود بی نظیر که از لحاظ نظامی می توان آنرا معجزه نامید. پس از عملیات رژیم صهیونیستی در قنیطره و به شهادت رساندن بچه های حزب الله و سردار الله دادی، این رژیم بشدت آماده پاسخ بود و نیروهای زیادی هم به مرزهای لبنان ارسال کرده بود. از آنجا که انجام عملیات بر ضد صهیونیستها نیازمند بررسی ها و در نظر گرفتن جوانب زیادی است و عملیات مراقبت و کسب اطلاعات گاهی ماه ها طول می کشد، کسی تصور نمی کرد حزب الله به این سرعت عملیاتی آنهم از خاک لبنان انجام دهد.
حزب الله بیانیه ای در این رابطه منتشر کرد که آن را بیانیه شماره 1 نامید! (یعنی عملیات و بیانیه ها ادامه دارد) در این بیانیه حزب الله عملیاتی در مزارع شبعا بر ضد کاروانی نظامی از دشمن صهیونیستی را به عهده گرفت و به جزئیات بیشتری اشاره نکرد.
عملیات به این شکل انجام شده

که نیروها از مرزهای خط آبی رنگ (خط مورد حمایت یونیفل) گذشته و به مرزهای مزارع اشغالی شبعا رسیدند. کاروانی از دشمن صهیونیست را هدف قرار داده و بازگشته اند.
باید توجه داشت که هرچند حزب الله ممکن است از لحاظ موقعیت زمین و جغرافیا و شناخت آن، آمادگی انجام عملیات در آن منطقه را داشته باشد اما انجام عملیات بر ضد دشمن نیازمند رصد و مراقبت دقیق است. کاروان منهدم شده یک کاروان گشت عادی نبود. این کاروان که لااقل از ده خودروی نظامی و زرهپوش تشکیل شده بود، متعلق به یگان گولانی بوده و افسران و فرماندهان عالیرتبه ای را برای بازدید از منطقه به همراه داشته است.
حضور نیروها در آن منطقه واقعا مهارت و سرعت عمل بالایی می خواهد. از آنجا که منطقه کوهستانی هست، حداکثر مسافت نیروهای حزب الله با کاروان 500 متر بوده و ماشینها می توانسته اند به راحتی با مسلسل سنگین خودشان نیروهای مهاجم را بزنند. این منطقه مملو از سیستم های رصد و کنترل چشمی، مادون قرمز، راداری و تله های مختلف است. ضمن اینکه تمام وقت با پهپاد و ماهواره هم زیر نظر است.
ظاهرا در اولین مرحله بمبی که بر سر راه کاروان گذاشته شده بود منفجر می شود. سپس کاروان با موشکهای ضد زره مورد اصابت قرار می گیرد. برخلاف آنچه رژیم صهیونیستی ادعا می کند، تلفات قطعا بیش از دو نفر است. آنطور که نقل می شود، فقط سه ماشین زرهپوش، مورد اصابت بیش از ده موشک قرار گرفته اند. بقیه هم سهم خود را دریافت کرده و نابود شده اند. جزغاله شدن زرهپوش ها نشان می دهد تنها جسدهایی که سالم مانده اند همان دو نفری هستند که دشمن ادعا می کند. نیروهای حزب الله به راحتی عملیات را انجام داده و ناپدید می شوند.
از آنجایی که پس از هر عملیات در فاصله زمانی ده تا بیست دقیقه، هواپیما یا هلیکوپتر ارتش جنایتکار صهیونیستی به محل می رسد، در این زمان اندک، نیروها نمی توانسته اند با پای پیاده و در محیط کوهستانی صعب العبور، زیاد دور شوند. اما ضربه چنان دردناک بود که بعد از نیم ساعت، فقط هلیکوپتر امداد به منطقه آمد و کسی به تعقیب حزب الله نپرداخت. البته حزب الله هم برای تامین و حمایت رزمندگان، بسرعت پایگاه های نظامی نزدیک را گلوله باران کرد که در این عملیات هم اقلا دو سرباز دشمن مجروح شدند. کار تخلیه مجروحین و اجساد تا ساعاتی بعد از عملیات ادامه داشت.
بر اساس تحلیل ها، دشمن انتظار عملیات خصوصا در آن نقطه را نداشت. چرا که حزب الله پس از شهادت نیروهایش در القنیطره، به مراسم و تشییع مشغول شد و هیچ مقامی از حزب الله چند روزی اظهار نظر نکرد. این سکوت کشنده، در نهایت با اعلام اینکه سید حسن نصرالله روز جمعه سخنرانی خواهد کرد، برای همه این معنا را داشت که تا روز جمعه حتما اتفاقی نخواهد افتاد و سید حسن در سخنرانی مشخص خواهد کرد که چه جوابی خواهند داد. فرماندهان دشمن برای بررسی و اقدامات پیشگیرانه و تقویت استحکامات در حال گشت زنی در منطقه بودند که ناباورانه هدف قرار گرفتند.
عملیات شبعا یک شکست دیگر برای سازمان امنیت ارتش رژیم صهیونیستی بود که هیچ نشانه ای از تحرک و عملیات به دستش نرسیده بود. و از طرف دیگر یک شکست مفتضحانه برای ارتشی بود که در زرهپوش های پیشرفته، در زمان بالاترین درجه آماده باش و خطر درگیری علیرغم تمام توجیهات نظامی، تمام کاروانش نابود شد. عملیات شبعا نه فقط یک عملیات موفق نظامی بود، که عملیات امنیتی موفق و عملیاتی استراتژیک هم بود و پیام های مهمی به دشمن و گروه های مختلف منطقه و لبنان رساند.
یکی از مزیت های این عملیات آن بود که هرچند در خاک لبنان انجام شد اما نه دولت و نه مخالفان حزب الله و نه سازمان ملل نمی توانند آنرا نقض قطعنامه 1701 تلقی کنند. مزارع اشغالی شبعا جایی است که حزب الله برای رسیدن به آن باید از جلوی ارتش لبنان، نیروهای سازمان ملل و سیستم های پیشرفته نظارت و رصد مرزی رژیم صهیونیستی بگذرند. شاید ارتش جنایتکار هم برای همین مقر سازمان ملل را هدف قرار داد و یک سرباز اسپانیایی را کشت. تا این پیام را به آنها برساند که شما در وظیفه جاسوسی و رصد تحرکات حزب الله کوتاهی کردید.
در لبنان پس از انتشار خبر عملیات موفق حزب الله همه مردم جنوب و شیعیان در تمام لبنان به شادی پرداختند. بعضی از زنها خصوصا آنهایی که به حزب الله نزدیک نیستند کمی نگران و ترسیده بودند و میترسیدند مانند جنگ 2006 دشمن به مردم حمله کند. بخصوص آنکه حزب الله برخی مراکز خود را تخلیه کرده بود و اقدامات پیشگیرانه انجام داده بود. از طرف دیگر برخی از مخالفان حزب الله هم از برهم خوردن صلح ترسیده و عملیات را محکوم کردند.

استریدا جعجع نماینده پارلمان و همسر پیشین سمیر جعجع (فرمانده جنایتکار قوات اللبنانیه که مسئول ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی است)، در پارلمان با مشاهده اخبار عملیات گفته بود : جنوب به هم ریخته؟ خدا کنه! از طرف دیگر محمد علی حسینی جاسوس (که فعلا از حبس آزاد شده و برای خودش به تنهایی مجلس و دفتر دستکی به راه انداخته و ضد ایران و حزب الله به یاوه گویی مشغول است) بشدت بر علیه حزب الله و ولایت فقیه برتافته است.
در مقابل، اغلب گروه های فلسطینی و مقاومت و گروه های مختلف دینی و فرهنگی و سیاسی مسلمان و مسیحی و شخصیت های مختلف ملی لبنانی به حزب الله تبریک گفته و زنده کردن نام مزارع لبنانی در اشغال رژیم صهیونیستی را به فال نیک گرفتند. آمریکا هم در حالیکه حدود چهار ساعت از عملیات گذشته بود پیام داد که چنین حرکتی نیازمند شروع جنگ نیست. بدین ترتیب بار دیگر دشمن صهیونیستی با اقدامات حماقت بار خود، به نقطه پایان خود نزدیک تر شد.
روز جمعه 10 بهمن ساعت 16:30 به وقت ایران حجة الاسلام والمسلمین سید حسن نصرالله در مراسم بزرگداشت شهدای قنیطره سخنرانی خواهد کرد. ظاهرا آقای بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس امروز وارد لبنان شده و با حضور در محل دفن شهید جهاد مغنیه به شهدای اخیر ادای احترام نموده است و فردا هم در مراسم بزرگداشت شهدا شرکت خواهد نمود.


هیچ نظری موجود نیست: