۱۳۹۳/۱۱/۰۴

حاج قاسم سلیمانی در مورد حزب الله چه گفت؟

نقش حزب الله لبنان در جنگ سوریه غیر قابل انکار است. حزب الله لبنان خصوصیات و ویژگی هایی دارد که آنها را از هر گروه نظامی و چریکی، متمایز می کند. گذشته از خصوصیت و تجربه آنها در جنگهای شهری، و جنگ با رژیم صهیونیستی، آنها توانایی زیادی در هماهنگی با محیط و وضع موجود دارند. آنها می توانند به جایی بروند که عده ای سردرگم وجود دارند و منتظر فرمانده هستند، می توانند به جایی بروند که ارتشی منظم وجود دارد و منتظر حماسه هستند، می توانند به جایی بروند که هیچ کسی نیست و خودشان از آنجا دفاع کنند.
عموما تغییر تاکتیک و استراتژی در یک واحد نظامی، بین هفته ها و ماه ها طول می کشد. اما حزب الله این توانایی را دارد که یک شبه تاکتیک و استراتژی خود را به یکباره به شکل کلی عوض کند. مانند آنچه در عملیات القصیر رخ داد. چون تاکتیک و استراتژی پیشروی و پاکسازی در القصیر در روز اول تلفات زیادی داد، از همان شب همه چیز را عوض کردند. چنین کاری در واحد های نظامی بشدت سخت و زمان بر است. چون باید فرماندهان رده های مختلف توجیه شوند و نیروها آموزشهای خاص و مناسب عملیات را ببینند و مانور و تمرین انجام دهند.
وقتی رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه، در روز اول فهمید هیچ فرمانده حزب الله و نیرویی در منزلش نیست که با بمباران از بین برود، تا ۳۳ روز نتوانست کار دیگری بکند و فقط در حال عقده گشایی و بمباران منازل مردم بود. هدف آنها در روز اول با شکست مواجه شد و تاکتیک و استراتژی دیگری جز فشار به حزب الله از طریق کشتار مردم و صدمه به تاسیسات زیربنایی نداشتند.
در سوریه گاهی کار به جایی می رسید که ارتش سوریه التماس می کرد فقط یک نیروی حزب الله برایمان بفرستید تا بتواند نبرد را اداره کند و نجاتمان دهد. در عراق هم وضع به همین شکل است. هر منطقه ای سه چهار نیروی جوان حزب الله به فرماندهی مشغول اند. هرچند طبق دستور، ممنوع است به خط مقدم بروند و در خطر و تیررس قرار بگیرند اما چون بدون حضورشان عراقی ها کار را درست انجام نمی دهند و حرف گوش نمی کنند، مجبورند شخصا وارد خط شوند. مدتی پیش در نزدیکی البیجی، گروهان هایی از نیروهای عراقی به استعداد حدودا هزار نفر با داعش درگیر بودند. فرمانده این گروه در همان ابتدای عملیات زخمی شد. می خواست به عقب برگردد و نیروها بسیار ناراحت و نا امید شده بودند و کار داشت به آنجا می رسید که معرکه را ترک کنند. بچه های حزب الله که چهار نفر بودند با او صحبت کردند و گفتند ممنوع است جبهه را ترک کنی. همینجا باش و دستور بده. او هم با پانسمان و کمکهای اولیه، در خط ماند و عملیات پیش رفت. در میانه عملیات وی به شهادت رسید و بچه های حزب الله این خبر را پنهان کردند و به نیروها فرمان می دادند تا عملیات با موفقیت به پایان رسید.
در

شهر نبل و الزهرا در سوریه که بیش از دو سال است در محاصره است، هفت نیروی حزب الله حضور دارند که هر کدام بر امور مورد تخصص خودش نظارت می کند. متخصص توپخانه، فرمانده توپخانه است و متخصص ضد زره، فرمانده یگانهای ضد زره، تک تیر انداز فمانده تک تیراندازان است و ...
هنوز تروریستها نتوانسته اند به هیچ روشی به شهر نفوذ کنند. وقتی حزب الله در میدان حضور دارد نور و امیدی به مبارزان می دهد. در آن اوایل حمله داعش، در شهر بصره که سه میلیون شیعه دارد، شبی که خبر رسید داعش فردا با 3000 نفر می خواهد به شهر حمله کند. رعب و وحشتی شهر را فرا گرفت که هر کسی هم سلاح داشت بر زمین گذاشت و گفتند بگذارید ایرانی ها بیایند جلویشان را بگیرند!!! یا وقتی سامرا در حال اشغال بود، سردار سلیمانی شجاعانه رفت و در حرم نشست و گفت این حرم باید حفظ شود. اگر ایشان و نیروهایشان نبودند الان داعش حرم عسکریین را هم منفجر کرده بود.
حزب الله امروز در میان شیعیان و اهل سنت به یک مرکز ثقل و محور وحدت تبدیل شده است. سالها پیش در کویت اگر چهار تا شیعه بود، همه با هم مخالف بودند و هر کسی ساز خودش را می زد. امروز همگی شیعیان در کشورهای عربی، حول محور حزب الله متفق هستند و آن را دوست دارند و تمنا می کنند رهبری مانند سید حسن داشته باشند. اگر در گذشته عراقی ها از ایرانی ها بدشان می آمد و این را علنا ابراز می کردند، امروز وضع به برکت حزب الله متفاوت شده است. وقتی یک نیرو یا فرمانده حزب الله لبنان به عراق می رود بسیار مورد توجه و احترام و عزت قرار می گیرد. اما وقتی عراقی ها می بینند این فرد چگونه در مورد ایران و ولایت فقیه با احترام و توجه و تاکید صحبت می کند، شروع می کنند به فکر کردن. به اینکه چرا قبلا با ایران و ایرانی بد بودند. به اینکه ولایت فقیه چیست. وقتی احترام و حرف شنوی یک فرمانده یا نیروی حزب الله (که عراقی ها او را روی تخم چشمشان می گذاشتند) از یک فرمانده سپاه می بینند بشدت تاثیر مثبتی در آنها ایجاد می شود. به گفته شخصی لبنانی که چند سالی است توفیق دارد پیاده روی اربعین را شرکت کند، امسال عراقی ها به ایرانی ها محبت و توجه می کنند؛ برخلاف گذشته. امسال سرتاسر مسیر عکسهای شیرازی را عراقی ها پاره کردند اما تصاویر مقام معظم رهبری و حضرت امام و شهید صدر و غیره را که وجود داشت، هیچکس دست نزده بود.
این همه سال است ایران در عراق به کمک و آموزش سپاه بدر و مقاومت عراقی مشغول است، تا قبل اینکه حزب الله وارد شود، عراقی ها از روی نیاز با ایران خوب بودند. اما الان دیگر وضع عوض شده است. محبت و توجه و احترام دارد رشد می کند. دیگر می نشینند پای صحبت نیروهای حزب الله و از ولایت فقیه می شنوند و از پیشرفت های ایران اسلامی که آن را در اختیار تمام مظلومین منطقه قرار می دهد.
اینجاست که سردار قاسم سلیمانی به یکی از فرماندهان بلند پایه حزب الله گفته است حزب الله کاری کرد که ما نتوانستیم بکنیم.
(چون مستقیم از فرد حزب اللهی نشنیدم و با واسطه بوده ممکن است کلمات این عبارت اندکی متفاوت از جمله ایشان باشد)

هیچ نظری موجود نیست: