۱۳۹۳/۱۰/۰۹

وقتی یک متخصص ماشین در آمریکا از برخی مسئولان و فعالان رسانه ای ما بهتر می فهمد!

بله، متخصص ماشین!
دو سه شب پیش با جمعی از جوانان لبنانی به قول خودشان سَهرَة کردیم؛ یعنی شب نشینی. ساعت ده شب رفتیم در یک رستوران نشستیم و تا ساعت یک نصف شب حرف زدیم. دو نفر قلیان می کشیدند و یکی سیگار. ما هم مجانی دودشان را استفاده می کردیم!
یکی از آنها در آمریکا متولد شده بود و در آنجا زندگی می کرد. پس از چندین سال، تعطیلات را آمده بود لبنان. عربی اش ضعیف نبود و قطعا از من بهتر بود. اما ماشالله انگلیسی را کاملا بومی (native) صحبت می کرد. در آمریکا کارش مهندسی اسپرت کردن ماشین است. البته در محل زندگی مشتری! (برای مرفهین بی دردی که حال ندارند به کارگاه و تعمیرگاه بروند و منتظر بمانند). از نصب باند و سیستم صوتی و قفل مرکزی و مانیتور گرفته تا شیشه دودی کردن و غیره. وضع کارش خیلی خوب است و از آن کاملا راضی است.

۱۳۹۳/۱۰/۰۸

یک جنایت، یک خبر و واکنش کاربران به آن

شهید سرهنگ محمد هاشمی جانشین
فرماندهی انتظامی شهرستان گلپایگان
پس از اینکه خبر جنایت گلپایگان توسط چند رسانه منتشر شد، با منتشر کردن لینک آن در گوگل پلاسم، سوال کردم اگر این خبر درست باشد و چهارتا سارق تونسته باشند مثل GTA شهرستان رو به آشوب کشیده و آدمکشی راه انداخته باشند و معاون فرمانده نیروی انتظامی شهرستان و نیروهای دیگری را کشته باشند، پس اگر چهار تا داعشی یهو اعلام وجود کنند چه می شود.
واکنش کاربران به این پست جالب بود. دسته ای از اول منکر شدند و از نادانی بنده ابراز تاسف کردند. (البته من از خودم خبری نداده بودم، صرفا خبر رسانه ها را لینک کرده بودم!)

۱۳۹۳/۱۰/۰۷

جاسوسی ژنتیکی

مطلب زیر را اول در شبکه های اجتماعی منتشر کردم. اما به نظرم رسید باید در وبلاگ هم منتشر شود. لذا جستجو کردم و مطالب و تحلیلهای مختلفی ذیل آن و در تایید آن دیدم. هرچند یک دانشجوی پزشکی هم این موضوع را رد کرده و با اعتماد کامل به سازمان های غربی، این پروژه را برای انسانیت لازم قلمداد کرده بود! لازم به ذکر است آدرس سایت معرفی شده در کلیپ مزبور به آدرس دیگری منتقل می شود که یکی از زیر مجموعه های سازمان سیا است. در انتهای مطلب، لینک مقاله دیگری در مورد همین قضیه قرار داده شده است. قسمت اول مطلب زیر از وطن امروز است و قسمت دوم از نویسنده ای ناشناس. اگر دوستان اسم ایشان را می دانند اطلاع دهند که اخلاق نویسندگی را رعایت کرده باشیم.

وطن امروز
امیر هاشمی‌نسب: اخیرا در فضای شبکه‌های ارتباطی مجازی کلیپ ضبط شده مشهوری دست به دست می‌شود که در آن مجموعه‌ای از بازیگران از مردم تقاضا می‌کنند با کمک چند گوش‌پاک‌کن (سواپ) ارسالی از مکانی نامعلوم، نمونه‌ای از سلول‌های دهانی خود را با هدف «نجات بیماران سرطانی» به بانک ژن جهانی هدیه کنند. در این کلیپ که رهبر آن «گلشیفته فراهانی» است با ناراحتی از سهم کم نمونه‌های ایرانی در بانک جهانی ژن یاد می‌شود و این موضوع با این برچسب که ایرانی‌ها علاقه‌ای به نجات دادن جان بیماران ایرانی و خارجی ندارند، تقبیح می‌شود. حرف اصلی کلیپ یادشده این است که برای «نجات بیماران لوسمی و سرطانی» جهان نیازمند اهدای نمونه سلولی ایرانیان است! فضای کلیپ بشدت احساسی است و در انتهای آن آدرس «بانک جهانی اهداکنندگان نمونه مغز استخوان» و مجموعه بانک‌های ژن کشورهای اروپایی و آمریکا بیان می‌شود.
اما اصل ماجرا چیست؟

۱۳۹۳/۱۰/۰۳

بنده و پروردگار - به مناسبت میلاد مسیح + هدیه

امشب شب میلاد حضرت مسیح است؛ که سلام خدا بر پیامبر مان و خاندانش و بر او باد. روز 25 کانون اول یا همان دسامبر روزی است که به عنوان میلاد حضرت مسیح جشن گرفته می شود. ضمن تبریک این روز به مسیحیان و موحدان، یک کلیپ صوتی عربی بسیار زیبا در مورد پروردگار یافته بودم که اکنون تقدیم می کنم. متن و ترجمه این کلیپ هم همراه آن قابل دانلود است.
اما در مورد تاریخ میلاد مسیح علیه السلام باید گفت که حتی خود مسیحیان این تاریخ را قبول ندارند. چرا که زمان تولد حضرت مسیح طبق تاریخ و انجیل در زمستان نبوده است. دلایل مسیحیان را از یک منبع مسیحی بخوانیم:

۱۳۹۳/۰۹/۲۹

افتضاح غذایی و بهداشتی در لبنان

لبنان کشور خیلی آزادی است. اینقدر آزاد که هیچکس به هیچکس کاری ندارد! مثلا دولت به کسانی که به مردم ضرر می رسانند کاری ندارد! چه آنها که نیرو و امکانات برای تروریستها در سوریه ارسال می کردند و چه تروریستهای غذایی! در لبنان افرادی هستند که امنیت غذا و محصولات خوراکی را به خطر انداخته اند.
گوشتهای یخی تاریخ گذشته
چند سال قبل، پس از مسموم شدن همسر یکی از مسئولین لبنان بواسطه غذای رستوران، نگاه ها به رستوران ها و قصابی ها دوخته شد و پس از بررسی هایی که انجام شد مشخص شد بسیاری از رستورانها از گوشتهای فاسد استفاده می کنند.
حدود یک ماه است وائل ابوفاعور وزیر بهداشت لبنان حرکت بزرگی را آغاز کرده که از رستورانهای مختلف بازدید و نظارت به عمل آمده و آزمایش های بهداشتی انجام شده است.

۱۳۹۳/۰۹/۲۲

تو حاضری برای عشقت چه کار کنی؟

خوب شد؟ خوشتان آمد؟ هی میگم نکنید! باز شما اصرار می کنید. خب بلاکمون کردن رفت. اینستاگرام رو میگم. هی میگم آقا این ابزارهای خارجیِ دشمن، مثل فیسبوق و اینستازایون (Insta zion = اینستاگرام صهیونیستی) جایی نیست که ما بریم بخواهیم جهاد فرهنگی و جنگ نرم بکنیم! یه عده میگن نه باید رفت، اینا ابزاره و باید استفاده کنیم. چیزی نمیشه. جنگ نرمه. نباید عرصه را خالی کرد.
من سالها پیش به دلیل اینکه دیدم فیسبوک یک ابزاره برای دشمن، نه برای استفاده مردم، بستمش. اونم موقعی که هنوز بین ایرانی ها فراگیر نشده بود. پارسال برای دنبال کردن خبرهای یک صفحه که مربوط به شغلم بود یک اکانت ساختم. با اصرار برخی دوستان فیسبوق نشین، مدتی است لینک و خلاصه مطالب سایتم روهم آنجا منتشر می کنم. رسید به داستان پاسخگویی جوانهای مملکت به کلام رهبری مبنی بر اینکه ملت ما عاشق مبارزه با صهیونیستها است. هرچند نقطه نظر خاصی در این موضوع دارم با این حال چند عکس در اینستازایون گذاشتم و بعد از اون بود که دیدم نیم بلاک شده ام! یعنی مطلب نمی توانم بگذارم.

۱۳۹۳/۰۹/۱۴

جرج جرداق، عاشقی غریب، غریبی ادیب

جرج جرداق،
یک شاعر و ادیب لبنانی،
یک مسیحی اما عاشق مولای شیعیان کسی که بیش از بسیاری از ما نهج البلاغه را خوانده است. اقلا 40 دور!
در مراسم بزرگداشتی که ایران در بیروت برای وی ترتیب داد، اشخاص مختلفی صحبت کردند. یکی از آنها هادی جرداق، پسر جرج جرداق بود. سخنرانی او که همراه با چند خاطره جالب بود، با تشویق فوق العاده حاضرین همراه شد.
وی می گفت در نوجوانی به همراه پدرش کل اروپا را گشتند و چون پدرش از هواپیما واهمه داشت، با کشتی به این سفر رفتند. برایش جالب بود که بیش از نیم قرن پیش که نه شبکه اینترنت بود نه جی پی اس، پدرش اطلاعات فوق العاده ای در مورد شهر ها، اماکن مختلف و آداب و رسوم مردم آنجا داشت.
او تعریف کرد، یک بار دزدی به منزل ما زد و چون ما را نادارتر از خودش یافت و چیز بدرد بخوری پیدا نکرد کیسه اش را هم رها کرد و رفت.
یکبار پدر، شب که به خانه آمد از سر تا پا خیس بود. گفتیم چه شده؟
گفت: از قهوه خانه ای که در برج با دوستانم دور هم جمع می شویم بیرون آمدم. 15 قرش (یک صدم لیره) به گدایی که همیشه کنار در می نشست دادم. رفتم تاکسی سوار شوم دیدم هیچ پولی برایم نمانده. برگشتم به گدا گفتم چند قرش بده من به منزل بروم. فرادا دو برابرش را به تو می دهم. اما آن قالتاق قبول نکرد و نداد! لذا پیاده کل راه را آمدم و در زیر باران خیس شدم.
جرج جرداق در ایران شناخته شده تر از لبنان است. چرا که برای لبنانی ها عجیب نیست که یک مسیحی به فرد با عظمتی مثل مولای ما علی ابن ابی طالب علیه السلام توجه کند. اما در ایران عجیب است. از آنجا که اسم او در کتابها و نشریات ما آمده، خیلی از ما ایرانی ها وی را می شناسیم. با این حال او در لبنان غریب تر است تا ایران. در اواخر عمر خود هم گوشه عزلت خود نشسته بود و کسی خبری از او نمی گرفت. دنیا به قدری بر او سخت گرفته بود که وی برای گذران زندگی حاضر شده بود کتابخانه ارزشمند خود را بفروشد. حیف که مسئولان ما و شیعیان لبنان قبل از مرگش به او کم لطفی کردند. شاید اگر امام موسی صدر در لبنان حضور داشت، وی اینطور به سختی و مشقت نمی افتاد.

۱۳۹۳/۰۹/۱۳

مالیات ماشین در لبنان

سه روز مانده به ماه جدید میلادی، بانک برایم اس ام اس داد که تشریف بیارید میکانیک ماشینتان را پرداخت کنید! میکانیک در لبنان منظورشان مالیات وسایل نقلیه است که قرار است به وزارت داخلیه و بلدیات (وزارت کشور و شهرداریها) برسد تا خیابانها را سوراخ کرده و چراغها را خراب کنند و پلیس ها را بفرستند منزلشان که مردم حالشان در ترافیک گرفته شود! واقعیت امر در لبنان همین است.

ناگهان رفتنی می شویم

صبح جوانی وارد اتاقم شد. قد متوسط، موهای مشکی و پوست روشنی داشت. ریش مشکی اش زیبایی اش را دوچندان کرده بود. بقول بچه جبهه ای ها نور بالا می زد.
می خواست از تلفن استفاده کند. تا به حال چند باری آمده و به جایی تلفن می زند که جواب نمی دهند. به او مشکوک شده بودم که آیا برای سرکشی و بازرسی وارد اتاق می شود یا چیزی مثل این. این بار به او گفتم چرا هیچ وقت جوابت را نمی دهند؟ نکند شماره می افتد و می فهمند؟ برای همین می آیی اینجا؟ خندید و گفت نه من اصلا تلفن ندارم و موبایل دستم نمی گیرم. بنابر این از هرجایی زنگ می زنم. قضیه این نیست. اگر باشند جواب می دهند. خداحافظی کرد و رفت.