۱۳۹۳/۰۵/۰۳

فردا به جنگ ناصبی های واقعی خواهیم رفت

پیش نوشت: مطبی راجع به فلسطینی ها نوشته بودم که در اواخر مطلب به علت هنگ کردن سیستم از دست رفت. تا الان هم فرصت نوشتن پیدا نکرده بودم. این مطلب را تقدیم می کنم به تمام آزاد اندیشان و آزادگان و عقلا و همچنین مردم مظلوم فلسطین.

آیا ما مسلمانیم؟ آیا ما پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را رسول الهی می دانیم؟ یا او را یک شخصیت عادی تصور می کنیم؟ آیا ما سخن او را همانطور که قرآن می فرماید وحی می دانیم و به آن یقین داریم؟

وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ ﴿٣ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ ﴿٤ نجم﴾ : او از روی دلش حرف نمی زند بلکه سخنش وحی است که به او وحی می شود.
آیا قبول داریم که حلال محمد تا روز قیامت حلال و حرامش حرام خواهد بود؟ (1)
اگر پیامبر فرمود کسی که به داد مظلوم نرسد مسلمان نیست (2) آیا می توان این حکم را با حدیثی یا ضرب المثلی یا شبهه و اتهامی نادیده گرفت؟
سالهای پیش و حتی از اوایل انقلاب، شبهه ای صهیونیستی در میان ایرانیان پخش شد که فلسطینیان را ناصبی می خواند. این شبهه توسط افراد مزدور دشمن و سرشاخه ها به مردم ساده لوح منتقل شد و عده ای را فریب داد. همان موقع شهید مطهری جواب این شبهه را داد. وی در کتاب آشنایی با قرآن جلد چهارم در پاورقی صفحه 32 نوشته است:
يك كسی می‏آيد می‏گويد اين‏ فلسطينيها ناصبی هستند. آن يكی می‏گويد، اين به آن می‏گويد، او هم يك‏ جای ديگر تكرار می‏كند، و همين طور. اگر ناصبی باشند كافرند و در درجه‏ يهوديها قرار می‏گيرند. هيچ فكر نمی‏كنند كه اين، حرفی است كه يهوديها جعل كرده ‏اند. در هر جايی يك حرف جعل می‏كنند برای اينكه احساس همدردی‏ نسبت به فلسطينيها را از بين ببرند. می‏دانند مردم ايران شيعه ‏اند و شيعه‏ دوستدار علی و معتقد است هر كس دشمن علی باشد كافر است، برای اينكه‏ احساس همدردی را از بين ببرند، اين مطلب را جعل می‏كنند. در صورتی كه‏ ما يكی از سالهايی كه مكه رفته بوديم، فلسطينيها را زياد می‏ديديم، يكی‏ از آنها آمد به من گفت: فلان مسأله از مسائل حج حكمش چيست؟ بعد گفت‏ من شيعه هستم، اين رفقايم سنی‏ اند. معلوم شد داخل اينها شيعه هم وجود دارد. بعد خودشان می‏گفتند بين ما شيعه و سنی هست. شيعه هم زياد داريم‏ همين ليلا خالد معروف شيعه است. در چندين نطق و سخنرانی خودش‏ در مصر گفته من شيعه‏ ام . ولی دشمن يهودی يك عده مزدوری را كه دارد، مأمور می‏كند و می‏گويد: شما پخش كنيد كه اينها ناصبی‏ اند. قرآن دستور داده در اين موارد اگر چنين نسبتهايی نسبت به افرادی كه جزو شما هستند و مثل شما شهادتين می‏گويند، شنيديد وظيفه ‏تان چيست(3) .
وجود مساجدی به اسم حضرت علی یا امام حسین علیهما السلام در فلسطین این ادعای صهیونیستی را نقش بر آب می کند.
از طرف دیگر این عده سعی کرده اند با برانگیختن احساسات ایرانی و ضد عربی، و با ذکر این مطلب که یک فلسطینی در بیمارستانی در ایران گفته خون ایرانی به من نزنید، به این شبهه بیشتر دامن بزنند. فرض کنیم یک نفر چنین حرفی هم زده باشد (که نزده)، آیا باید با کل آن ملت رفتار غیر انسانی داشت؟ پس فرهنگ و اخلاق و بزرگی ایرانی کجا رفته؟ آیا اعراب دیگری مثل شیعیان عراق که بسیاری از آنها به شکل تاریخی از ایرانی ها متنفر بوده اند یا بدشان می آمده هم ناصبی هستند و باید از کمک به آنها خودداری کرد؟
جدیدا دو حدیث از امام باقر و امام صادق علیهما السلام در فضای مجازی منتشر کردند بدین مضمون که اصلا کسی که به ما فحش بدهد ناصبی نیست چون سنی ها اصلا به ما فحش نمی دهند، بلکه هرکس با شما شیعیان دشمنی کند ناصبی است!
اگر منبع و سند حدیث هم درست باشد، آیا یک مسلمانِ فریب خورده، دشمن ماست یا اسراییل که بزرگترین دشمن تاریخی مسلمانان بوده و قرآن صراحتا به آن اشاره دارد؟ (4)
آیا دشمن ما شیعیان، مشتی القاعده و داعشی هستند که مهره های آمریکا و اسرائیل هستند یا خود آمریکا و اسراییل؟
چرا چنین افرادی که دائما برای جلوگیری از کمک به فلسطینیان تلاش می کنند، خودشان هیچ ابایی از رفتن به آمریکا و تعهد به پایبندی به قوانین آن و امنیت ملی آن ندارند؟ تعهد و بیعت با کفار و مشرکانی که دشمنان قسم خورده مسلمانان هستند چه معنایی دارد؟ اینها با چه رویی در چشم رسول خدا و امام زمان خواهند نگریست؟
تصویر دیگری که در مورد فلسطینی ها منتشر شد و تلاش شد تا آنها را داعشی جلوه دهد، اصلا معلوم نیست مال فلسطین باشد و تصویری قدیمی است. فرض کنیم داعش در فلسطین هم باشد، آیا کل فلسطین با آن تعداد آدم، داعشی هستند؟ آیا این یک بی انصافی بزرگ و تهمتی تاریخی و غیر اخلاقی و غیر اسلامی به آنان نیست؟
جالب است بدانید در فلسطین شیعیان وجود دارند و اکثریت قاطع اهل سنت آن هم شافعی هستند. می دانید شافعی ها نزدیک به شیعه هستند. حتی رهبر آنان ابوعبدالله محمد ابن ادریس شافعی خودش اهل غزه بوده است. با نزدیک شدن گروه های فلسطینی به ایران و حزب الله بسیاری از آنها به مذهب شیعه علاقمند شدند و برخی از آنها هم شیعه شدند. مثل دکتر شهید فتحی شقاقی و شهید محمود شحادة که از رهبران جنبش جهاد اسلامی بودند. طبق آماری بیش از 70 هزار شیعه هم اکنون در فلسطین اشغالی وجود دارند. (5)
رهبر معظم انقلاب هم در سال 88 در دیدار با روحانیون و طلاب اهل سنت و اهل تشیع کردستان به همین مساله پرداختند:

یک وقت دیدیم که ویروسی دارد تکثیر مثل میکند؛ دائم میروند پیش بعضی از بزرگان، بعضی از علماء، بعضی از محترمین، که آقا! شما دارید به کی‌ کمک میکنید؛ اهل غزه ناصبی‌اند! ناصبی یعنی دشمن اهل‌بیت. یک عده هم باور کردند! دیدیم پیغام و پسغام که آقا، میگویند اینها ناصبی‌اند. گفتیم پناه بر خدا، لعنت خدا بر شیطان رجیمِ خبیث. در غزه مسجد الامام امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب هست، مسجد الامام الحسین هست، چطور اینها ناصبی‌اند؟! بله، سنی‌اند؛ اما ناصبی؟! (6)

 در پایان باید اعتراف کنم بنده با بیش از چهار سال حضور در لبنان و ارتباط تنگاتنگ و ریشه دار با لبنانی ها هنوز ادعا نمی کنم که آنها را به درستی می شناسم و قبلا هم گفته ام نوشته های من حاصل مشاهدات و تجربیات شخصی من در لبنان است. اما برایم سوال است چگونه افرادی که نه تنها فلسطین نرفته اند، نه تنها با فلسطینی ها نشست و برخواست نداشته اند، نه تنها خیلی از آنها عربی هم بلد نیستند، با شنیدن یک خبر غیر موثق به راحتی فریب دشمن را می خورند و بساط مسلمان کشی را با دمیدن در تنور تفرقه گرم تر می کنند؟
مواظب باشیم با ساده لوحی و بدون اطلاعات مستند، در مورد یک ملت ناشناخته و نادیده قضاوت نکنیم و باعث بدبختی خود در آن دنیا نشویم. کسی که از کشتار فلسطینی های بی دفاع خوشحال باشد یا اقلا بی تفاوت باشد، یا ملعون خواهد بود و شریک خون آنها، یا مسئول و مورد مواخذه الهی قرار خواهد گرفت.
فردا در روز قدس به احترام مظلومیت انسانها به راهپیمایی می رویم. 


1- مرحوم كليني با ذكر سند از زراره نقل مي‏كند كه گفت: از امام صادق ‏عليه السلام از حلال و حرام سؤال كردم، آن حضرت فرمودند:
"... حَلالُ مُحمدٍ حلالٌ ابداً الي يوم القيامة و حرامه حرامٌ ابداً الي يوم القيامة، لا يكون غيره و لا يجي‏ء غيره" [علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 2، ص 260، باب 31، ح 17.]
"حلال محمد هميشه تا روز قيامت حلال است و حرام او هميشه تا قيامت حرام است، غير آن نخواهد بود و غير او نخواهد آمد."
2- من سمع منادیا ینادی یا للمسلمین و لم یجبه فلیس بمسلم. مستند الشيعة از محقق أحمد بن محمد مهدي النراقي جلد : 15  صفحة: 25
3- يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ ﴿٦ حجرات﴾
ای اهل ایمان! اگر فاسقی خبری برایتان آورد، خبرش را بررسی و تحقیق کنید تا مبادا از روی ناآگاهی، گروهی را آسیب و گزند رسانید و بر کرده خود پشیمان شوید.

4- لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَ‌كُوا ۖ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَ‌بَهُم مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَ‌ىٰ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُ‌هْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُ‌ونَ ﴿٨٢ مائده﴾
یقیناً سرسخت ترین مردم را در کینه و دشمنی نسبت به مؤمنان، یهودیان و مشرکان خواهی یافت. و البته نزدیک ترینشان را در دوستی با مؤمنان، کسانی می یابی که گفتند: ما نصرانی هستیم. این واقعیت برای آن است که گروهی از آنان کشیشان دانشمند و عابدان خدا ترس اند، و آنان [در پیروی از حق] تکبّر نمی کنند.
5- بنا بر اطلاعات سایت دایرة المعارف کشورها: لوک لکس
6- بیانات رهبر  انقلاب در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان‌ ۱۳۸۸/۰۲/۲۳

۱۳۹۳/۰۴/۲۸

ظرفی برای او....

دیشب در مراسم احیا در تهران شرکت کردم و از اینکه به برکت انقلاب اسلامی، امکان برگزاری مراسم های بزرگ و حتی چند صد هزار نفری آسان و مهیا شده است خدا را شکر کردم. وقتی از یک کشور دیگر غیر از ایران به مملکت شیعه وارد شوید تازه قدرت و ارزش و ضرورتِ داشتنِ یک نظام شیعه را می فهمید. وقتی می بینید بر خلاف کشورهای دیگر (که برای یک مجلس کوچک و مخفیانه چقدر باید زحمت کشید و از جان مایه گذاشت)، چه امکانات و تسهیلاتی برای عزاداران و روزه داران فراهم می شود، تازه ارزش این تجمعات عظیم در کشور را درک می کنید.
دیشب که از احیا باز می گشتم مردم زیادی جلوی رستورانهایی که باز بودند سحری می خوردند و خیابانها بسیار شلوغ بود. ناخودآگاه با خودم فکر کردم امام زمانِ ما که در این شب برایش دعا کردیم و از خدا خواستیم تا بیاید و شیعیان را از ظلم دشمنان نجات دهد، کجا سحری و افطار نوش جان می کند؟ غیر از کارگزاران و نوکران پنهانش، کسی از ما هست که ظرفی غذا به نیت ایشان آماده داشته باشد و سفره ای چیده باشد؟ اصلا آیا کسی از ما هست که آنقدر به طهارت مالش یقین داشته باشد که تشریف فرمایی امام زمان را عادی، بلکه لازم بداند؟ آیا منازل ما آنقدر ساده و تمیز و مرتب هست که میزبان ایشان باشیم؟ آیا تجملات و قابهای گرانبها و مجسمه ها و ظروف بلوری و گلدانها و دکوری که چیده ایم، فرزند رسول خدا را ناراحت و عصبانی نمی کند؟ آيا تلوزیون و ماهواره ای که خیلی ها در سالن گذاشته اند اجازه خواهد داد امام زمان منزلشان را قابل بداند و تشریف فرما شود؟ آیا موبایلی که در جیب ماست حاوی تصاویر و فیلمهایی نیست که می دانیم ما را از گوشه چشم امام زمان هم محروم می کند؟
ای پسر فاطمه، گواهی میدهم کم کسی را دیده ام که خودش و منزلش آماده پذیرایی از شما در سحر یا افطار باشد. امیدوارم کم اطلاعی من سبب باشد و کسانی باشند که در خدمت شما باشند. روی خودم که حساب نمی کنم. ولی گواهی میدهم برخی از شیعیان شما در لبنان هستند که خانه هایشان در کمال فقر و سادگی، آماده پذیرایی از امام زمان است. آنها که در سختی و بی برقی و بی آبی، زندگی بسیار ساده ای دارند و روزهایشان را با زبان روزه درحال نگهبانی از شیعیان و حریم حرم اهل بیت هستند و شبهایشان به دعا و برنامه ریزی و مجاهدت می گذرد. آنها که هر روز یکی از دوستانشان آسمانی می شود. آنها که به جای ما با دشمن ترین دشمنان شما می جنگند.
آقاجان،‌
وقتی دعا می کنیم بیایی، عموما برای خودمان است. یعنی می خواهیم بیایی و ظلم و جور را نابود کنی، می خواهیم بیایی و مشکلات ما حل شود، مشکل بیکاری، ازدواج، مسکن، بی پولی و.... کم کسی هست که حاجتی نداشته باشد و فقط برای عرض ارادت و محبت برای فرج شما دعا کند.

آقا جان، قوم بنی اسراییل با دعای خود، موعد ظهور منجی خود را صد سال به تعجیل انداختند و پیامبرشان صد سال زودتر به نجاتشان آمد. ما چقدر باید کاهل و نااهل باشیم که نتوانیم ظهور شما را به تعجیل برسانیم.
پ.ن: در این شبهای عزیز حتما برای ظهور منجی موعود مهدی فاطمه دعا کنید.

۱۳۹۳/۰۴/۲۵

#القدس لنا - حامیان واقعی تروریسم در میان ما

آدم کشان صهیونیست پسر فلسطینی را ربوده و در دهانش بنزین ریخته و او را زنده زنده سوزاندند. برخلاف همیشه تنها به این سبب که وی پاسپورت آمریکایی داشت با فشار آمریکا دادگاهی تشکیل شد. ولی به بهانه دیوانه بودنِ عاملان این جنایت ضد بشری، بی نتیجه ماند. مردم فلسطین با مشاهده این ظلم ضد بشری دست به قیام زدند و ارتش جنایتکار رژیم صهیونیستی هم نوار غزه را زیر آتش گرفت.
فلسطینی ها این بار تنها تر از همیشه اند. چرا که با فریب خوردن برخی سران حماس و بعضی از مردم فلسطین و پشت کردن به حامیان واقعی خود، دستشان را در دستان مهره های تروریست پرور و پادشاهان کشورهای حومه خلیج فارس نهادند و علیه محور مقاومت در عرصه سیاسی و نظامی اقدامات ناجوانمردانه ای کردند.
اسراییل با فریب مسلمانان و فلسطینی ها، و با ایجاد درگیری داخل مسلمانان و اعراب، توانست از یکسو صدمات جبران ناپذیری به همه وارد کند و از سوی دیگر با خائن نشان دادن فلسطینی ها، تلاش کرد تا حمایت اعراب و خصوصا ایران به عنوان مهمترین حامی فلسطین را کمرنگ کند.
در رسانه های مختلف که عموما به دست مافیای رسانه ای یهود اداره می شوند، تصاویری از فلسطینیان در حال حمل پرچم داعش منتشر می شود تا پشتیبانان آنها را متقاعد کند که دست از پشتیبانی بردارند. هرچند این تصویر قدیمی است و مربوط به اوایل ماجرای همراهی حماس با قطر است اما توانست جمع زیادی از مخالفان داعش را تبدیل به مخالفان فلسطین کند.
با این حال جمهوری اسلامی ایران که داعیه دار حمایت از مظلومان عالم است با این توطئه فریب نخورده و حمایت خود را از گروه های مقاومت فلسطینی ادامه می دهد. سخنان اخیر مقام معظم رهبری و رییس جمهور و رئیس مجلس نشان دهنده بصیرت، انساندوستی و ظلم ستیزی ایران اسلامی است.
برخی از گروهک های مخالف نظام با بهانه اینکه فلسطینی ها نامرد، نمک نشناس، طرفدار داعش یا صدام یا دیگر دشمنان کشور هستند، تلاش دارند وظیفه انسانی، اخلاقی و دینی حمایت از مظلوم را نادیده بگیرند. سرلوحه و نقشه راه ما، آن حدیث انسانی پیامبر است که فرمود اگر مسلمانی شنید یک نفر می گوید مسلمانان به دادم برسید و کمکش نکند مسلمان نیست. ایشان نفرمود اگر مسلمانی در سوریه کمک خواست، اگر شیعه ای در عراق کمک خواست، اگر بسیجی ای گرفتار در میان قمه کشان کمک خواست، بلکه فرموده هر انسانی که مظلوم واقع شده و از شما کمک می خواهد. حال چه شده که برخی، به بهانه های مختلف از دستور عقلی و دینی و اخلاقی پیامبر سرپیچی می کنند؟ به زعم افرادی چون صادق شیرازی کمک به سوریه مصداق کمک به طاغوت است و کشته شدگان در این راه نفله شدگانند و شهید نیستند! کمک به فلسطین کمک به ناصبی هاست! 
پس کمک به عراقی ها چه؟ این هم مشکل دارد؟ روحانی نماهای انگلیسی، در پروژه ای که با دیگر مهره ها، مزدوران و فریب خوردگانی چون احمدالاسیر، محمود الصرخی، محمد علی حسینی ، ابراهیم شمس الدین، علی الامین و... تکمیل می شود سعی دارند اساس ولایت فقیه و ایران را هدف قرار دهند تا پروژه استکباری دشمن به پیش رود.

ابراهیم شمس الدین وزیر سابق جناح حریری
دیروز ابراهیم شمس الدین (فرزند شیخ محمد مهدی شمس الدین و وزیر پیشین جناح ۱۴ آذار) برای تکمیل پروژه غربی ایران هراسی، اظهار داشت ولایت فقیه در لبنان غیر از دشمنی و عداوت نتیجه ای ندارد! 
در مطالب گذشته سخنان محمد علی الحسینی روحانی نمای شیعه که به جاسوسی اسراییل محکوم شد را مبنی بر ضدیت با ولایت فقیه و ربط دادن تمام مشکلات شیعیان در عراق و لبنان به آن خواندید.
چنین مهره هایی تنها و تنها با اتهام ایران و عنوان کردن پروژه ولایت فقیه! سعی دارند اعراب را بر ضد ایران بسیج کنند. شایان ذکر است این افراد طرفدار و همراهانی ندارند و تنها به میزان پولی که خرج کنند می توانند افراد ساده و بی فکر را استخدام کنند. این افراد دچار آلزایمر عامدانه سیاسی هستند و دشمنی های اسراییل و عربستان سعودی را نادیده می گیرند، تروریستها و اموال و تسلیحات سعودی و اسراییلی را نادیده می گیرند و فقط ایران را عامل بی ثباتی می دانند. البته حق کاملا با آنهاست! چرا که ما، تنها پایگاهِ مخالفت و مقاومت در برابر نظم نوین جهانی و بندگی مدرن ماسونهای صهیونیست هستیم.
هرچقدر در مذاکرات با غرب امتیاز می دهیم باز هم پر رو تر می شوند و بیشتر طلب می کنند، همانطور که رهبرمان پیش بینی و گوشزد کرده بودند. دیروز جان کری گفته بود مذاکرات با ایران بسیار سخت است و آنطور که می خواهیم به پیش نمی رود. آنها می خواهند ما سلاح پیشرفته نداشته باشیم، از شیعیان لبنان و عراق و مسلمانان فلسطین حمایت نکنیم، هرچه آنها می گویند گوش کنیم. وقتی هنوز فلسطینی های مظلومی که در محاصره هستند و حزب الله لبنان را تروریست می خوانند عجیب نیست ما را حامی تروریسم قلمداد کنند.
در نزدیکی روز قدس هستیم و به دشمن اعلام می کنیم با رفتارهای جمعی از فلسطینی ها، ما بیخیال قدس نمی شویم. قدس فقط متعلق به آنها نیست، قدس قبله اول ما مسلمانان و سرزمین غصب شده توسط صهیونیست هایی است که با پیروان راستین دین یهود هم دشمنی دارند.
نکته مهمی که باید در آخر اشاره کنم، قدرت و پیشرفت مقاومت فلسطین است که مشابه جنگ ۳۳ روزه لبنان (که در همین ایام سال بود) کم کم برد و تعداد موشکهایشان در حال افزایش است.
هرچند با تلفات اسراییل، آمریکا و کشورهای پشتیبان صهیونیستها در حال اقدام برای آتش بس هستند اما نخست وزیر اسراییل اعلام کرده تا نابودی حماس همه گزینه ها را روی میز گذاشته و دانی دانون معاون وزیر جنگ را به سبب اختلاف نظر، برکنار کرده است. از طرف دیگر با بمباران جنوب لبنان تا نزدیکی جنوب شهر صور و پروازهای شناسایی و پرتاب منور، سعی دارد یا حزب الله را از دخالت و کمک به فلسطینی ها بترساند و یا آن را مجبور به پاسخگویی کرده و وارد درگیری کند. تمام این اقدامات نشان از روحیه وحشیگری و اقدامات ضد انسانی این رژیم دارد. جا دارد در مذاکرات با غرب به جای کوتاه آمدن و قبول شرایط مختلف، ما هم شرایطی را پیش بکشیم. از جمله اجبار رژیم صهیونیستی به احقاق حقوق فلسطینی ها و لبنانی ها و پایبندی به قطعنامه ها و مرز کشورهای همسایه.

۱۳۹۳/۰۴/۲۳

روزه دارانی که امنیت روزه داران را فراهم می کنند

روزهای گرم تابستان در ماه رمضان سختی روزه داری را دوچندان می کند. بعضی ها که متاسفانه این عبادت و دستور الهی را نادیده می گیرند و با روزه خوری، بدبختی اخروی برای خودشان رقم می زنند. بعضی ها روزه می گیرند و سعی می کنند به بهترین نحو هم روزه بگیرند. اما بگذارید از کسانی بگویم که با زبان روزه زیر سنگینی ادوات نظامی و اسلحه و گرما و دود باروت در حال دفاع از امت اسلامی در برابر زامبی های ساخته دست اسرایل هستند.
بله هفته پیش روزنامه های کویتی و عربستانی خبرهایی در مورد حمله قریب الوقوع داعش به مناطق تحت سلطه حزب الله در سلسله کوه های قلمون و منطقه عرسال منتشر کردند. این رسانه ها که اصلا هیچ ارتباطی با این وحشی ها ندارند (!) پیش بینی کردند حزب الله شکست سختی در این درگیری ها بخورد.
دیروز رزمندگان حزب الله با زبان روزه مشغول جنگ بسیار سخت و شدیدی در کوهستانهای قلمون بودند. از عصر بچه ها توانستند صدمات سنگینی به داعشی ها وارد کنند و آنها را فراری دهند. فراری ها در کمین گروه های پراکنده افتادند و فریادهای کمک خواهی آنان از اتاق عملیاتشان (لابد در اردن یا ترکیه) بلند است. آنها با نزدیک شدن و وارد شدن حزب الله به بوستانهای مجاور عرسال (منطقه سنی نشین حامی تروریستها) از تمام مردم لبنان خواسته اند تا قیام کنند! توپخانه حزب الله تلفات زیادی به داعشی ها وارد کرده و حمله آنان را در هم شکسته است.
برای پیروزی و سلامت رزمندگان حزب الله دعا کنیم.

۱۳۹۳/۰۴/۲۰

جاسوس قدیمی و ادامه ی مزدوری

در دنیای سیاست عموما قدرتهای بزرگ کاری به کرم های کوچکی که دشمن برای ضربه زدن به جانشان می اندازد ندارند. چرا که اصلا دیده نمی شوند و ضرری نمی توانند برسانند.
به عنوان نمونه باید به برخی شخصیت های بی شخصیت و آلت دست بیگانه در لبنان نگریست که به خاطر مطرح شدن و مشتی دلار، از جاسوسی و اقدام بر ضد شیعیان هیچ ابایی ندارند. قبلا نمونه هایی را معرفی کرده بودم. مثل سید علی الامین که با همراهی با شبکه های وهابی، سخنانشان از ضدیت سیاسی به ضدیت دینی با شیعه هم رسیده!
امروز یک مزدور دیگر به نام محمد علی حسینی را که حتما نامش را شنیده اید معرفی می کنم.
حتما نام وی را در اخبار مبنی بر دستگیری جاسوس اسراییلی در منزلش به همراه تجهیزات جاسوسی و اسلحه شنیده اید. 
در زیر چند لینک از این خبر را ببینید:
بله، این جاسوس معلوم نیست کی از بازداشت آزاد شده و شروع کرده به سخنان تحریک آمیز و دروغ بر ضد ایران. تمرکز او بر هجوم به ایران و ولایت فقیه و عربی خواندن حرکتش، انسان را یاد یک چیز می اندازد: تفاله های سرویس های جاسوسی غرب مانند الصرخی در عراق! این گونه افراد تنها از مخالفت با جبهه حق به نان و نوایی می رسند و البته آخر و عاقبتی بهتر از صدام نخواهند داشت، یعنی کشته شدن به دست همان سرویسهای جاسوسی که به آنها پر و بال دادند.
وی مجلسی به نام مجلس اسلامی شیعیان عرب راه انداخته تا در مقابل مجلس اسلامی اعلای شیعیان لبنان و حزب الله رقابت کند و آنها را عامل ایران بخواند. چنین افرادی در داخل شیعیان طرفدار ندارند و ممکن است حداکثر صد نفر در ازای دستمزد به آنها بپیوندند. دقیقا مانند احمد الاسیر در صیدا که تنها چیزی که از دهانش بیرون می آمد، نیش و تهمت زدن به ایران و حزب الله بود. اینها تا جایی پیش می روند که وقتی بر ضد مردم لبنان فعالیت می کنند و تجاوز و آدمکشی به راه می اندازند و ارتش مجبور به بازداشتشان می شود، ارتش را ارتش صلیبی و ارتش ایرانی می خوانند!!!
اما بشنوید از تیترهای سخنان پوچ، بیهوده، بی اساس و سراسر تهمت این مزدور (محمد علی حسینی) در هفته های اخیر:
ولایت فقیه امری خارجی و اضطراری است و بر آن هیچ اجماعی نیست
مسئولیت بازگشت تروریستها به لبنان بر عهده حزب الله است
سرّ و پایه مشکلات عراق، فقط و فقط نظام ولایت فقیه است
نظام ولایت فقیه در جهت اهداف خصوصی خود از شیعیان بهره کشی می کند
شیعیان عرب به زشت ترین شکل توسط ولایت فقیه استعمار شده اند!
جالب است برای شیعیانی که در حجاز و بحرین زیر ظلم آل سعود هستند نسخه سکوت و آرامش تجویز می کند. این رفتار دوگانه و ملاقاتهای او با سران دشمن نشان می دهد وی از کجا پشتیبانی می شود. استحمار خود این مزدورها توسط سعودی و غرب کاملا واضح و آشکار است.
در تاریخ 1-6-2011 وی به جرم همکاری با سازمان جاسوسی دشمن و ارتباط با آن و همکاری با دولت های خارجی که با سازمان جاسوسی اسراییل همکاری می کنند، و داشتن اسلحه غیر مجاز، در دادگاه نظامی لبنان به سه تا ده سال زندان محکوم شد.
مطمئنا این گونه افراد از همان قماشی هستند که وقتی امام زمان ظهور کند با او می جنگند.

۱۳۹۳/۰۴/۱۸

رمضان ماه ضیافت الهی

صحبت هایی از استادی بزرگ و گمنام پیرامون ماه رمضان
ماه رمضان ماه ضیافت الهی است. اما آیا برکات این ماه به همه می رسد؟


پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله در مورد این ماه فرمودند: شهر دعیتم فیه الی ضیافة الله یعنی ماهی است که در آن به ضیافت الهی دعوت شدید. نفرمودند انتم ضیف الله فیه. نکته دقیقی است. وقتی جایی به میهمانی دعوت می شویم ممکن است اصلا در مهمانی شرکت نکنیم. پس کسانی هم هستند که در ماه رمضان برکات این ماه را دریافت نمی کنند. شاید بتوان کفار و بی دینها را در این دسته قرار داد. اما اشخاصی که به میهمانی می روند چند دسته اند: اشخاصی که چیزی نمی خورند، اشخاصی که از بعضی غذاها میل می کنند و اشخاصی که از تمام سفره به اندازه کافی مصرف می کنند. در ضیافت رمضان هم همینطور است. برخی وارد میهمانی می شوند و برکاتی نصیبشان می شود. اینها افرادی هستند که فقط گرسنگی و تشنگی را از سحر تا افطار تحمل می کنند. چشم و گوش آنها روزه نیست، روزه ی آنها را روزه ی عوام می نامند. اما خواص روزه شان معنوی تر است و تمام اعضا و جوارحشان روزه است.  روزه ی خاص الخاص برای افرادی است که فکر و روحشان هم روزه بوده و دل به غیر خدا توجه نمی کند.
می دانید حوزه های علمیه در ماه رمضان تعطیل می شود تا طلاب و اساتید به تبلیغ بروند. برخی که در حوزه می مانند پیش استادی می روند تا در این مدت از او استفاده کنند. می گویند برخی از طلاب خدمت امام خمینی در قم رفتند و گفتند اگر می شود برای ما در ماه رمضان یک کلاس خصوصی داشته باشید. گفتند کار دارم، نمی توانم. گفتند چه کار دارید؟ فرمودند می خواهم روزه بگیرم. این نشان می دهد روزه فقط گرسنه و تشنه ماندن نیست. باید به دعاها و قرآن توجه کرد و از دنیا دوری گزید. ماه رمضان یک تمرین استقامتی فشرده برای ادامه سال است و نفس را واکسینه می کند. حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید "کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظّما و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء، حبّذا نوم الاکیاس و افطارهم ؛ بسا روزه ‏داری که بهره ‏ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه ‏داری ندارد و بسا شب زنده داری که از شب زنده داری چیزی جز رنج و بی خوابی به دست نیاورد! خوشا خواب زیرکان و افطارشان!" (نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت 145)
روزی سه نفر غریب به مسجد پیامبر وارد شدند. یک نفر را جناب سلمان مهمان کرد و یک نفر را جناب ابوذر. یکی هم در مسجد تنها ماند. فردا که آمدند یکی گفت سلمان به من فلان غذا را داد. دیگری گفت ابوذر با فلان غذا از من پذیرایی کرد. از نفر سوم پرسیدند تو که مهمان خدا بودی چه شد؟ گفت تا صبح گرسنه بودم. پیامبر چنین مضمونی را فرمودند که این فرد مهمان خدا بود خدا از غذای خودش به او داد. در مثنوی می نویسد پیامبر فرمودند الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین. یعنی گرسنگی غذای خداست که با آن روح و بدن برگزیدگانش را زنده نگاه می دارد. چون در ماه رمضان ما جلوی نفسمان را می گیریم و غذا نمی خوریم روح قوی می شود. خدا چون ثابت است به قسمت ثباتی (ابدی) انسان توجه دارد غذایی می دهد که روح قوی شود. پس خدا کمال روح را در نظر می گیرد نه کمال جسم. در مهمانی های ما انسانها چند نوع غذا هست، سبزیجات و میوه جات، شیر و لبنیات به اشکال مختلف، گوشت و...  ضیافت الهی هم دو نوع غذا دارد: دعاها و قرآن. شنیده اید ماه رمضان ربیع القرآن است. حضرت علامه امینی فرموده بودند شیعه دو گنج دارد که دیگران ندارند: دعاها و زیارتها. دعاها منبع معرفت الله است یعنی در دعا خدا را می شناسیم. زیارت ها منبع معرفت الامام است. یعنی ما انسان کامل را می شناسیم. در ماه رمضان این دو سفره باز است، قرآن و دعا. 
در سه ماه رجب و شعبان و رمضان دعاها مضامین بلندتر و بالاتری پیدا می کند. نگویید وقت نداریم اینهمه دعا بخوانیم. ما لا یُدرَک کُلّه لا یُترَک کُلّه. یعنی اگر نمی توانید همه ی چیزی را دست پیدا کنید اقلا به قسمتی از آن برسید. هر روز یک قسمت از دعا را بخوانید، یک فراز از دعا را زمزمه کنید. یکی از اساتید بزرگ فرموده بود امام را باید در دعا شناخت. وگرنه شناخت امام از احادیث سخت است. یعنی امام در دعایش دارد با نهایت معرفت و علم و مقامش با خدا حرف می زند و سطح سخن خیلی بالاست. اما در حدیث، عموما مردم عادی را راهنمایی کرده و جواب سوالاتشان را می دهد. پس دعا فراموش نشود.
دعای شبهای ماه مبارک که از حضرت امام باقر نقل شده و رادیو تلوزیون قبل از اذان پخش می کنند دعای بسیار عظیم الشانی است و علامه طباطبایی به شاگردانشان خیلی توصیه می کردند به خواندن این دعا، اما خیلی از روحانیون ترجمه آنرا کاملا اشتباه بیان می کنند. طوری ترجمه می کنند که گویی همه ی دعا قسم است. یعنی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ بَهَائِکَ بِأَبْهَاهُ وَ کُلُّ بَهَائِکَ بَهِیٌّ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِبَهَائِکَ کُلِّهِ  را اینگونه معنی می کنند: خدایا از تو درخواست مى‏ کنم به حق زیباترین مرتبه از زیبایى ‏ات، و همه مراتب زیبایى ‏ات زیباست!
می بینید دعا تمام شد و معلوم نشد چه چیزی را از خدا خواستیم! خب از خدا چه خواستند امام باقر علیه السلام؟ این ترجمه های معمول کاملا غلط است. معنای بسیار زیبای این دعا به این شکل است: خدایا قسم به تمام زیباییهایت که از زیبایی هایت زیباترینش را به من بدهی، خدایا من از تمامِ زیباییِ تو می خواهم،
خدایا قسم به جمالت از زیباترین جمالت به من بدهی که تمام جمال تو جمیل است، خدایا من از تمام جمال تو می خواهم،
خدایا قسم به تمام شکوه و بزرگی ات که از باشکوه ترین شکوهت به من بدهی و تمام شکوه تو با شکوه است، خدایا تمام شکوهت را طلب می کنم،
خدایا قسم به بزرگی ات که از عظیم ترین بزرگی ات به من بدهی،‌ و تمام عظمت تو عظیم است،‌ خدایا من طالب تمام بزرگی تو هستم، ....
مقصود این دعا این است که همه صفات جمال و جلال خودت را به من هم بده. خب آیا دریای صفات خداوند در کوزه ی دل ما جا می شود؟
گر بریزی بحر را در کوزه ای        چند گنجد قسمت یک روزه ای
راهش این است که این کوزه را بیندازیم در دریا. آب کوزه با آب دریا یکی می شود، نه بو می گیرد نه کثیف می شود نه بخار می شود ...
آب کوزه چون درونِ جو شود     محو گردد در وی و چون او شود
قطره دریاست اگر بادریاست       ورنه او قطره و دریا دریاست
یعنی تا ما جدا هستیم، علم و قدرت و سمع و بصر و تمام قدرتهای ما محدود است. اما اگر کسی وصل به خدا شد آنوقت می شود ید الله. اگر این حد و مرز را برداریم و نگوییم علم من و علم خدا، قدرت من و قدرت خدا، کمال من در مقابل کمال خدا، اگر این دوگانگی ریخت، آنوقت درست می شود. آنوقت توحید به دست می آید. این همان است که امام سجاد در دعای ابوحمزه می فرماید:  
وَ أنَّ الرّاحِلَ إلیکِ قَرِیبُ المَسافَه وَ أنَّکَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِکْ ولا حِجابَ بِینَکَ وَ بِینَ خَلقِکَ غِیرِ خَلقِه وَ أنَّکَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِکَ إلا أنْ تَحْجُبَهُمُ الأعمالُ السَّیِئَهُ دُونَکْ 
تو در حجاب نیستی، ما در حجابیم. اگر حجاب برداشته شود می فهمیم علم من چیزی نبود، قدرت من چیزی نبود،
قطره ی علمی که بخشیدی زپیش      متصل گردان به دریاهای خویش
یعنی علم خودش را از علم خدا می بیند. چرا پیامبر در توصیف سلمان فرمودند سلمان بحر لاینزف (سلمان دریایی است که خشک نشود) «بحار الانوار» ج‌ 6، ص‌ 755، چاپ الکمبانی‌ّ
سلمان نه پیامبر بود نه امام، اگر معنایی که گفتیم توجه نشود، نمی توان این جملات را درک کرد. سلمان هم بشر بود. کوزه ی نفس او بی انتها نیست اما کوزه دلش را در دریای الهی غرق کرده است. سنی و شیعه متفقند که سلمان به مرتبه منا اهل البیت رسید.
شهرٌ فیه دعیتم الی ضیافة الله، باید به این مهمانی برویم و تا می توانیم از این نعمتها بهره بریم. ما از عبادات در سطح کمی استفاده می کنیم، قرآن و نماز و روزه و حج و... یک جنبه ملکوتی دارند که برای ما که فقط به ظاهر آنها عمل می کنیم قابل درک نیست. باطن آنها و معارف درونی آنها را به آن نمی رسیم. بزرگان تلاش می کردند ما به باطن آن هم برسیم.
این نیست که بگوییم خدا حالا که نگذاشتی ما ناهار بخوریم ما هم در سحر و افطار دو برابرش رو می خوریم!  بعضی ها در ماه رمضان مریض می شوند! خدا می خواست یک وعده از غذای ما کم شود نه اینکه جایش عوض شود. 

۱۳۹۳/۰۴/۱۵

تور مجازی بازدید از ملیتا

برای لود شدن تصویر فلش شکیبا باشید. (حجم 5.96 مگابایت)
قول داده بودم بازدید از موزه مقاومت حزب الله (ملیتا) را برایتان روایت کنم. موزه ملیتا در واقع یکی از صدها پایگاه مقاومت است که به پیشنهاد شهید حاج عماد مغنیه به شکل موزه در آمد تا مردم لبنان با زحمات و چگونگی عملیات و زندگی رزمندگان مقاومت آشنا شوند.
یادم است هنگامی که پانزده ساله بودم و برای اولین بار به لبنان رفته بودم، صدای عملیات رزمندگان مقاومت را از این منطقه می شنیدم که در حال پرتاب موشک به پایگاه های اسراییلی همجوار بودند.
منطقه سوق الجیشی ملیتا بر فراز روستای جرجوع واقع شده. هوای مه آلود و خنک آن به همراه درختان انبوه که دید جنگنده ها و رادارهای اسراییلی را کور کرده، باعث شده بود که مامن و پناهگاه مناسبی برای فرزندان مقاومت شود. زمستانهای این منطقه بسیار سرد است و رزمندگان مقاومت هفته ها در این پایگاه در محاصره برف بودند. تونلهایی که در زیر این پایگاه کنده اند بسیار حیرت انگیز و مجهز است. اتاق عملیات و فرماندهی، اتاق استراحت (سربازخانه)، اسلحه خانه، آشپزخانه، حمام و دستشویی و تاسیسات تولید برق همگی در زیر زمین تعبیه شده اند. 
پس از پیروزی سال 2006 این پایگاه که از خطوط پشتی محسوب می شد، برای تبدیل شدن به موزه انتخاب شد. یادم هست سالی که عملیات ساختمانی موزه شروع شد، هر دو دقیقه یک کامیون به سمت ملیتا می رفت و جاده ی حبوش، عربصالیم، جرجوع بسیار شلوغ شده بود. 
طراحی فوق العاده و زیبای این مجموعه که با در نظر گرفتن معناها و نمادها به اجرا رسیده است، به خوبی قدرت و صلابت مقاومت را به تصویر می کشد و ذلت و نابودی صهیونیستها را نشان می دهد. هر بار که به بازدید این مجموعه می روم تغییرات مثبتی در آن مشاهده می کنم. غیر از ساختمانها، و میدان الهاویه (پرتگاه) بقیه پایگاه دست نخورده است و فقط مسیر پیاده روی را سنگفرش کرده اند و نرده گذاشته اند. انواع سلاح های مورد استفاده حزب الله در طول مسیر پیاده روی، به نمایش در آمده. در نمایشگاه هم انواع سلاح های صهیونیستها با توضیحات برای بازدید کنندگان نمایش داده شده است.
مجموعه تصویری تور مجازی به ملیتا که برای تهیه آن چند روز زمان گذاشتم به صورت پاورپونت در اختیار شما قرار می گیرد. شاید در آینده فیلمی از این بازدید را هم آماده کرده و منتشر کنم.
از آنجا که تهیه این مجموعه زمان برده و برای تهیه آن زحمت کشیده شده، استفاده از آن منوط به ذکر منبع است. هرگونه تغییر محتوا یا نسخه برداری از آن هم مستلزم اجازه از مدیر سایت است. 
  دریافت تور مجازی بازدید از ملیتا
حجم: 10 مگابایت
توضیحات: تور مجازی بازدید از موزه مقاومت در لبنان - ملیتا

۱۳۹۳/۰۴/۱۲

علل موفقیت ایران در تاسیس و بهره وری حزب الله

حزب الله لبنان پدیده ای تاریخی است که بارها مورد تحلیل و بررسی دوستان و دشمنان قرار گرفته و هنوز هم هیچکدام نتوانسته اند آنطور که باید، آنرا بشناسند؛ خصوصا دشمنان.
حزب الله لبنان را باید در زمینه های تاریخی فرهنگی اجتماعی جغرافیایی و دینی بررسی کرد، وگرنه در شناخت آن دچار خطا خواهیم شد. همه می دانند این حزب نوپا توانسته دستان جنایتکار اسراییل را بارها در خاک لبنان قطع کند و باعث شود جنایتکارترین ارتش دنیا نتواند به خواسته هایش برسد. برای خیلی ها سوال است که چرا ایران در هیچ کشور دیگری نتوانست با وجود کمکها و آموزشها و حمایت هایش، هپیمانی مانند حزب الله لبنان درست کند که اولا توانایی بسیار بالایی داشته باشد، دوم اینکه سر به راه و هم راستا باشد و سوم اینکه با کمترین هزینه بیشترین فایده راداشته باشد. در ادامه دلایل این موضوع را بررسی می کنیم.

پیشینه تاریخی
همانطور که قبلا نوشته ام و خیلی ها هم اطلاع دارند، حزب الله از دل حرکت امل متولد شد. یعنی از میانِ تنها گروه مقاومت در لبنان که به هیچ جا وابستگی نداشت و کاملا لبنانی بود. کشور لبنان وضعیت بخصوصی داشته و دارد. به خاطر طایفه ای بودن و همجواری ادیان مختلف، ضمن اینکه مسالمت و همزیستی ادیان را به خوبی نشان داده، خطر رویارویی این گروه ها را هم تجربه کرده است. در زمانی که شیعیان لبنان، مستضعفین و فقرا و کارگران و قاچاقچی ها و مزدوران بوده و از کمترین حقوق اجتماعی و مدنی بی بهره مانده بودند، امام موسی صدر به لبنان رفت. با ورود ایشان به لبنان و تلاشهای ایشان، وضع شیعیان دگرگون شد.
ایشان یک تنه به بیشتر دهکده ها و شهرهای لبنان سر زد و درواقع یک آمارگیری کامل انجام داد و با مشکلات و محرومیت های مردم آشنا شد. اصلا همین آماری که ایشان به سید عبدالحسین شرف الدین داد باعث شد وی را بر تمام روحانیون دیگر ترجیح دهد و به جانشینی خودش انتخاب کند.

زمانی که گروه های مختلف لبنان هرکدام به کشوری وابستگی مالی و سیاسی و اقتصادی و حتی نظامی داشتند و افراد بابت عضویت در حزبشان حقوق میگرفتند، بچه های حرکت امل باید برای تهیه سلاح، از جیب خودشان قسطی پول میدادند.
به این ترتیب حرکت امل با رهبری امام موسی صدر و فرماندهی شهید چمران به جایی رسید که توانست برای اولین بار در تاریخ اعراب، جلوی ارتش اشغالگر صهیونیستی را در لبنان بگیرد و حرکتش را متوقف کند. آنهم در زمانی که نیروهای فلسطینی که آنهمه امکانات و دبدبه و کبکبه داشتند حتی دقایقی مقاومت نکردند و ارتش صهیونیستی یک روزه تمام مناطقی که فلسطینی ها و دیگر گروه های مقاومت سنگر و پادگان داشتند طی کرد و به خلده در نزدیکی بیروت رسید. با دزدیده شدن امام موسی صدر توسط قذافی ملعون، این حرکت دچار رکود شد و زمینه برای تولد حزب الله فراهم آمد.

پس می بینیم در هیچ کجای دنیا مانند لبنان چنین بستر مناسبی برای ایجاد یک گروه مقاومت فراهم نبوده است.

شرایط لبنان
دولت لبنان به جهت سیاسی از دیرباز دولتی ضعیف داشته و تحت تاثیر سیاستهای کشورهای خارجی قدرتمند مثل مصر، سوریه و سعودی بوده است. نبود دولت قوی باعث شد ایران به راحتی بتواند مانند دیگر کشورها در لبنان به آموزش نظامی جوانان بپردازد.
از طرف دیگر لبنان کشوری آزاد و محل تجارت اعراب و غربی ها و شرقی ها بوده است. برای همین به دست آوردن سلاح در این کشور کار بسیار راحتی است. ضمن اینکه سلاح های شرقی که برای حمایت از فلسطینیان به لبنان سرازیر می شد همه به جای استفاده علیه اسراییل برای قدرت یافتن فتح و جنگ داخلی در لبنان به هدر رفت و فلسطینی ها و دیگر گروه های سیاسی نظامی، مقادیر عظیمی سلاح در اختیار داشتند. این در حالی است که تهیه سلاح در کشورهای دیگر مثل عراق و سوریه برای ایران مشکل تر بود.

خصوصیت مردمان لبنان
مردمان خونگرم جنوب و مردان قوی و آبدیده شمال لبنان یکی از نادر ترین گزینه ها در تمام منطقه هستند. وقتی امام موسی صدر توانست به شیعه هویت ببخشد و آنها را از عضویت در احزاب و گروه های مختلف به عضویت طایفه شیعه و حرکت محرومان درآورد، قدرت و صلابت این مردمان با هم افزایی عجیبی کار را به آنجا رساند که الان از شیعیان به عنوان هیولای بیدار شده از خواب نام می برند. مردمان جنوب لبنان بسیار بخشنده و خونگرم هستند و برای رهبرشان از جان و مال و خانواده و فرزندان خود مایه می گذارند. چنین خصوصیتی را در کشورهای دیگر مثل عراق نمی بینیم. از طرف دیگر مردمان بقاع روحیه سرسخت و مقاومی دارند. تمام این خصوصیتها روی هم، از لبنان یک گزینه ویژه برای موفقیت پروژه مقاومت ساخت.

تشیع مردمان لبنان
تفاوت لبنان با دیگر کشورها داشتن مردمان شیعه است. هرچند در افغانستان و عراق هم شیعه وجود دارد اما تفاوتهای اساسی بین آنها و وضعشان در کشورشان وجود دارد. جایگاهی که شیعیان در لبنان به برکت امام موسی صدر پیدا کردند بسیار متفاوت از وضع شیعیان متفرق، مستضعف و تحت ستم عراق و افغانستان است.
شیعیان لبنان که پس از امام موسی صدر و به برکت رهبری و زعامت حکیمانه او به جایگاه مهم و تاثیرگذاری در لبنان رسیدند پس از ربوده شدن امامشان مدتی سردرگم بودند تا پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، پایگاه و پشتیبانی برای خود یافتند و بسیاری از آنان رهبری ایران را نه تنها کاملا قبول دارند بلکه تقریبا تقدیس می کنند.
به همین جهت سیاستهای مورد نظر ایران را کاملا قبول داشته و لازم الاجرا می دانند. خصوصا که توانایی حزب الله در شکست دشمن و آزادسازی لبنان و بازسازی آن، ایمان مردم به سیاست آنرا صدچندان کرد. در کشورهای دیگر مثل فلسطین ما با عده ای غیر شیعی طرفیم که برخی از آنها نسبت به ایران و ایرانی و تشیع، حقد و کینه هم دارند. لذا به توفیق چندانی دست نیافته ایم. از طرف دیگر تشیع لبنانی ها یا همان جبل عاملی ها ریشه دار و با سابقه است و از آنجا که زیر سلطه حکومت عثمانی و دیگر حاکمیتهای غیر شیعی بوده همواره اقلیت و مستضعف بوده و به جایگاه قدرت دست پیدا نکرده است. لذا تشیع آنها کمتر دستخوش تغییر و انحراف بوده است. برخلاف عراق که تا به قدرت رسیدند فساد زیادی در آنها ریشه دواند و تفرقه آنان زیادتر شد.


نزدیکی فرهنگی مردمان مقاومت با ایران و اسلام انقلابی
هسته های اولیه حزب الله مثل شهید سید عباس موسوی، سید حسن نصرالله، افراد مختلف خانواده قصیر، صفی الدین، مغنیه و دیگران، یا در ایران زندگی کرده و درس حوزوی خوانده بودند یا با انقلاب و افکار امام ارتباط نزدیکی پیدا کردند. حضور سپاه پاسداران در بعلبک برای آموزش نظامی، خودش فرصتی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ ایرانی، فرهنگ عمیق دینی و فرهنگ شهادت بود. البته نباید زحمات امام موسی صدر و شهید چمران در انتقال و انتشار فرهنگ شیعی اصیل را نادیده گرفت. نزدیکی و آشنایی لبنانی ها با ایران و فرهنگ ایرانی اسلامی، و تاثیر گرفتن از آن، یکی از خصوصیاتی است که در میان دیگر کشورها کم دیده می شود.

اعمال مدیریت غیر متمرکز و تفویض اختیار
حزب الله در اوایل فعالیتش بطور مستقیم زیر نظر فرماندهان سپاه عملیات می کرد. از آنجا که تاکتیک های جنگی سپاه متناسب با وضع لبنان و جنگ چریکی نبود، مشکلاتی ایجاد شد و با فشار لبنانی ها، خودشان فرماندهی مستقیم عملیاتها و حتی برنامه ریزی آن را به عهده گرفتند. به جهت آنکه روحیه ما ایرانی ها و فرهنگمان و تجارب و تاکتیک ها و استراتژی هایمان متفاوت از لبنانی ها است و لبنان، ایران نیست، بهترین روش مدیریتی، همان تفویض اختیار است. با اتخاذ این روش، حزب الله توانمندی های خود را شکوفا کرد و به تجاربی دست یافت که برای فرماندهان سپاه غیرقابل تصور بود.

محرمانگی و قدرت بالای اطلاعاتی
زمانی که حزب الله تاسیس شد دو دشمن اساسی داشت: صهیونیستها و نیروهای ارتش لبنان جنوبی (مزدوران آنتوان لحد) که نقش محافظ اسراییلی ها را بازی می کردند. از طرف دیگر مجبور بود به دور از چشم فلسطینی ها و حرکت امل فعالیت کند، چون آنها فقط خودشان را مجاز به مقاومت می دانستند و داعیه دار این امر بودند و حزب اللهی ها را بازداشت می کردند. انتقال نیروها و سلاح در این شرایط قدرت بالایی از اختفا و محرمانگی می طلبد که باعث شد حزب الله تبدیل به قدرت اطلاعاتی بزرگی شود و بتواند عملیاتهای سری انجام دهد و قدرت خود را فزونی بخشد. یکی دیگر از عوامل موثر در این موضوع که باعث شده دشمنان نتوانند جاسوس هایشان را به رده های بالای حزب الله برسانند، روابط فامیلی فرماندهان حزب الله است. شهید عماد مغنیه (حاج رضوان) با سید حسن نصر الله و برخی دیگر از رهبران کنونی حزب الله فامیل هستند. می توان گفت حزب الله ترکیبی از خانواده های جنوبی است که با برخی دیگر از نیروهای شمال در کنار هم حزبی تشکیل داده اند که جدا از روابط فامیلی خونی، رابطه فامیلی روحی بسیار نزدیکی دارند.

روحیه و غیرت دینی و خلوص نیت
شیعیان لبنان از روحیه بسیار بالایی برخوردارند و غیرت دینی آنان در حد بسیار بالایی قرار دارد. قبل از آنکه حزب الله تصمیم به ورود به سوریه بگیرد، برخی از جوانان شیعه لبنانی خصوصا از حرکت امل شخصا به سوریه رفته و برای دفاع از حرم داوطلب شدند. این روحیه و خلوص و غیرت در کل جهان بی نظیر است. از منابعی شنیدم وقتی ایران به مقتدا صدر گفت به سوریه بروید و از حرم ها دفاع کنید، مقتدی صدر گفته بود مگر ما مانند حزب الله، احمق هستیم!
در خلوص حزب اللهی ها همین بس که با کمترین حقوق و هزینه دارند بالاترین فایده را به شیعیان و اسلام می رسانند. باید بدانید حقوق یک حزب اللهی یک سوم یک عراقی است که به سوریه می رود.

در پایان تصور می کنم همه قبول داشته باشند که تنها گروهی که می شود روی آن حساب کرد و برای آن هزینه کرد، همین حزب الله باشد.
پ.ن: در نوشتن این مقاله تلاش کردم نهایت اختصار را به کار ببرم.
بازنشر این مطب با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۳/۰۴/۱۰

رمضان در ایران اسلامی

امسال فکر نمی کردم شرایط فراهم شود و به ایران بیایم. اما به واقع سلطان جود و سخا حضرت امام علی ابن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء ما را طلبید و شکر خدا به ایران آمدم.
سختی سفر با دو بچه کوچک کمتر از آنی بود که فکر می کردم. البته کم خوابی های قبل سفر و بعد از سفر، بخصوص به خاطر شرایط ماه رمضان و کم بودن فرصت افطار تا سحر، کمی مرا تحت فشار قرار داده است.
هرچند فامیلهای نزدیک و چند دوست خیلی صمیمی ام در جریان آمدنم قرار گرفته اند اما بسیاری از دوستان دیگر هستند که هنوز بی خبرند. دوستان زیادی از قبل سفارش کرده بودند اگر ایران آمدم سراغشان بروم. آنقدر لطف دوستان زیاد است و فرصت من محدود که شرمنده بسیاری از عزیزان خواهم شد. امیدوارم از اینکه عمده وقت خود را با خانواده و والدین عزیزم هستم و فرصت دیدار همه عزیزان را نخواهم داشت ناراحت نشوند.
اما هر بار که به ایران می آیم از فرودگاه امام تا خود منزل، از تغییرات و سازندگی های مختلف لذت می برم؛ تغییراتی که شاید هموطنانی که هر روز در حال زندگی در اطراف آنها هستند زیاد متوجه آن نشوند. باید در خیابانهای لبنان زندگی کرده باشید تا برای نظافت و زیبایی و سرسبزی خیابانهای تهران قدردان و شکرگزار باشید. باید در لبنان و دلهره ها بابت نا امنی و انفجار زندگی کرده باشید تا قدر امنیت و آرامش خیابانهای شهرتان را متوجه شوید. همین که در شهرتان نیروهای ارتش با تانک و نفربر موضع نگرفته اند یعنی آنقدر کشور امنیت دارد که خیال همه راحت است. باید هنگام مسواک زدن مزه شور و نامطلوب آب تصفیه نشده بیروت را چشیده باشید تا از آب شیرین شهرتان لذت ببرید. باید در یک کشور دیگر آنقدر زندگی کرده باشید که بفهمید زندگی در ایران چه نعمتی است.
از آنجا که قصد ندارم روی نکات منفی و نامطلوب موجود در کشور دست بگذارم و می خواهم از بودن در ایران کاملا لذت ببرم از گفتن برخی موارد صرف نظر می کنم. اما بحث اینترنت قابل چشمپوشی نیست! هرچند اینترنت نسبت به سال قبل خیلی بهتر شده اما دو روز اول نه سیستم مدیریت وبلاگ باز می شد نه خود سایت و نه حتی سایت اصلی. داشتم سکته ناقص می زدم! با خودم گفتم پس چطوری اینهمه از دوستان و بازدیدکنندگان عزیز به وبلاگ سر می زدند؟! با اینحال فعلا مشکلی نیست و شکر خدا هم سرعت و هم قیمت قابل رقابت با لبنان است. هم اکنون و از امروز در لبنان سرعت اینترنت مشترکان دو برابر شده و ظرفیت دانلودشان هم افزایش پیدا می کند. اما قیمت آن نسبت به ایران چند برابر است. خصوصا اینترنت موبایل.
هنوز هم در شهر نگشته ام تا از بی حجابی و زشتی ها و فساد حالم به هم بخورد. اما تا همین اندازه که دو جا افطاری رفتیم به قدر کافی نمونه هایی را دیدیم. خصوصا در تهران که شهردار جهادی اجازه داده اند درست لب اتوبان اندرزگو ساخت و ساز تجاری انجام شود و هرچه بستنی فروشی و رستوران و کافه هست، پاتوق جوانهایی شود که با ماشینهایشان آمده اند دور دور کنند و تقریبا دو باند از سه باند اتوبان را گرفته اند و پارک کرده اند! (من با شهردار مشکلی ندارم اما این تصمیم شهرداری کاملا غیر علمی، غیر مهندسی، غیر فرهنگی و حتی ضد فرهنگی بوده و نه تنها مشکل ترافیک را کم نکرده بلکه معضلی بر معضلات آن افزوده است)
آنقدر رسانه های ما به نقل شرارت ها و تجاوزات می پردازند که آدم از خارج ایران فکر می کند اگر در شهر راه برود در عرض پنج دقیقه دوبار دچار سرقت و کیف قاپی و غیره می شود! شکر خدا هیچ مشکلی پیش نیامده و حتی مشاهده نکرده ام اما در صورتی که کسی بخواهد بلایی سر ما بیاورد به مدد الهی منتظر نمی شوم تا با چاقو یا شیشه من را ناکار کند. خدا خودش به او رحم کند! (من قائل به نظریه «بهترین دفاع، هجوم است» هستم!)
از همینجا سلام و درود می فرستم به همه ایرانی های عزیز که برای سربلندی ایران اسلامی می کوشند، دلیرمردان نیروهای مسلح در تمام بخشهای آن اعم از مرزداران عزیز و ارتشیان و سپاهیان و مهندسانی که با تلاش خود امنیت را برای ما به ارمغان آورده اند. درود به تمام زحمتکشانی که با وجود تمام مشکلات و کمبودها باز هم پشتیبان نظام و کشور خود بوده اند و می دانند هیچوقت دل بیگانه برای مردم این کشور نسوخته و هدفش فقط تخریب و نابودی این سرزمین است. درود به همه شما در ماه مبارک رمضان.
التماس دعا