۱۳۹۳/۰۴/۰۶

بازگشت تروریستها به لبنان- توریستهایی که تروریست از آب درامدند

بعد از مدتی نا امنی و خطر بمب گذاری، به سبب آنکه حزب الله بطور ریشه ای با قضیه برخورد کرد و راه های ورود تروریستها از سوریه به لبنان را بست، روزگار لبنان عادی بود. از طرف دیگر جناح حریری که امیدوار شده بود با ورود به صحنه سیاسی به جایگاه مطلوبش برسد، دست از پشتیبانی تروریستهای لبنان برداشت به حدی که آنها خود را بازی خورده دانستند و بر علیه جریان مستقبل اعلان جنگ و مبارزه کردند. ارتش هم در سایه حمایت جریان 14 آذار (مخالفان حزب الله)، به خوبی توانست بر طرابلس و شمال مسلط شود. با قطع پشتیبانی داخلی و کمک مالی و نظامی به تروریستها، اوضاع امنیتی بر وفق مراد بود به حدی که موانع فلزی و زنجیرهایی که در خیابانهای ضاحیه برای جلوگیری از توقف ماشینها گذاشته بودند را برداشتند. مدت کمی از این ماجرا نگذشت که داعش در عراق سر برآورد و همزمان با آن در لبنان هم انفجارات شروع شد. بر اساس شواهد و گزارشهای منتشره سه انفجاری که تا کنون رخ داد در واقع از لحاظ عملیاتی شکست خورده است. چرا که هیچکدام به اهدافشان نرسیدند. انتحاری اول نتوانست به بیروت برسد و در میانه راه متوجه شد در حال تعقیب است. لذا برگشته و خود را در ایست بازرسی منطقه بقاع منفجر کرد که در نزدیکی کاروان رییس پلیس لبنان منفجر شد. انتحاری دوم هم نتوانست حتی به ایست بازرسی نزدیک شود و چون دو مامور پلیس به او شک کردند، خودش را جلوی قهوه خانه منفجر کرد. ماجرای هتل دو روز پیش هم این بود که ماموران امنیتی لبنان به دو تبعه سعودی که در هتل اقامت داشتند مشکوک بودند. نیروهای گروه ضربت در کوچه بغل به کمین نشستند.
چند نیرو با لباس شخصی وارد هتل شدند و یکی از ماموران هتل را به همراه کلید الکترونیکی با خود به طبقه مورد نظر بردند. اما تروریست که ظاهرا خبردار شده بود، کمربند خود را به در آویخته بود و آنرا منفجر کرد و در نتیجه خودش سوخته و کشته شد. تروریست دوم که همراه او بود هم زخمی شد و به بیمارستان منتقل شد. بنا بر گزارشهایی که تا کنون منتشر شده، این دو بی مغز می خواستند خود را در میان تماشاگران فوتبال در رستوران الساحه منفجر کنند. به این شکل که اول یکی خود را منفجر کند و دیگری منتظر جمع شدن جمعیت و نیروهای احتمالی حزب الله باشد و سپس خودش را بترکاند.

با آشکار شدن هرچه بیشتر جنایت های سعودی در لبنان هنوز برخی از مسئولان و مردم کشورمان امید به دوستی با عربستان دارند و تنها راه آنرا هم فرستادن آقای هاشمی به عربستان می دانند! ظاهرا معادلات خارجه و بین الملل را با خاله بازی اشتباه گرفته اند. هرچند سعودی موتور متحرک این تروریستهاست اما دوست شدن با سعودی که کارخانه شر و فتنه است، اصلا مانند دوست شدن با کدخدا نیست. دوست شدن با کدخدا باعث شده سعودی احساس خطر کند و منافع خود را بر باد رفته ببیند. لذا اقدامات تروریستی انجام می دهد. امری که یک سال پیش، و پس از انتخاب دکتر روحانی به ریاست جمهوری، توسط برخی کارشناسان لبنانی پیش بینی شد. یکی از کارشناسان حرکت امل گفته بود اگر روحانی بتواند با آمریکا رابطه برقرار کند و مسیر را هموار کند حتما سعودی و کشورهای عربی احساس می کنند مانند تفاله به کنار انداخته شده اند و در این صورت حتما دست به ترور خواهند زد.  

۱۳۹۳/۰۴/۰۱

الغالبون - سریال مقاومت در ماه رمضان

ماه رمضان در لبنان و کشورهای عربی، ماه سریال های تلوزیونی است. البته ایران خودمان هم دست کمی از آنها ندارد. اما این رسم از قدیم در اعراب بوده و سریالهای مصری و سوریه ای از سریالهای پرطرفدار و پربیننده در میان اعراب بوده و هستند. لبنان هم سریالهایی تولید می کند اما جذابیت سریالهای سوریه ای بیشتر از آن است. مثلا سریال پرطرفدار باب الحاره (دروازه محله) که یک درام اجتماعی است و داستانها و زندگی سوریه ای ها در زمان گذشته را به تصویر می کشد با داستانی زیبا و جذاب، شما را به میان حوادث و روابط مردمان یک محله می برد و با آنها همراه و هم دل می کند.
المنار هم با تولید سریال الغالبون پا به عرصه شب نشینی های ماه رمضان گذاشت. این سریال که با استقبال زیادی رو به رو شد به زندگی مردم لبنان در سالهای اشغال و داستان رنج و دردهای آنها می پردازد و چگونگی شکل گیری مقاومت و مبارزه آن با دشمن اشغالگر را به تصویر می کشد. این سریال برنده جشنواره رادیو و تلوزیونهای لبنان در سال 2011 شد. داستان این سریال خانواده ای جنوبی را به تصویر می کشد که در میانه ی اشغال دشمن، کار و فعالیت و ازدواج می کنند و علی فرزند خانواده به مقاومت می پیوندد و دیگری در زندان اسراییلی ها می افتد و فرزند بزرگتر هم با فعالیت مطبوعاتی تلاش در کمک به مقاومت دارد. دختر آنها که با پسرخاله شان ازدواج کرده هم به نوعی مخفیانه در حال کمک به مقاومت است. همسرش یعنی پسرخاله و دوست صمیمی علی وارد قسمت اطلاعاتی مقاومت شده و به اسراییل می رود و عملیاتهای اطلاعاتی مهمی انجام می دهد. داستان ازدواج علی، ازدواج خواهرش، دشمنی علی با پسرخاله اش چون تصور می کند جاسوس است، نفرت مردم از پسرخاله علی، روبرو کردن آندو توسط مقامات مقاومت، جاسوسی مزدوران، زندگی نکبت بار جاسوس ها و فرار به اسراییل و سپس آرژانتین و تجاوز به آنها و .... همگی داستانهایی هستند که بیننده را حسابی به خود جذب می کنند.
بازیگران این سریال بازیگران لبنانی هستند که سعی شده بی حاشیه بوده و نقش های منفی یا غیراخلاقی بازی نکرده باشند. جالب است که خیلی از این بازیگران، پس از این سریال آنقدر معروف شدند که در فیلم های دیگر و تبلیغات لبنان، و حتی دیگر کشورها ایفای نقش نمودند. مثل طونی عیسی که نقش علی بلال (مبارز و فرمانده حزب الله) را بازی می کرد. تصاویر طونی عیسی در تبلیغات مختلف در لبنان دیده می شود و در فیلمهای مختلف حضور چشمگیری پیدا کرده است.
از طرف دیگر، احمد الزین، پیرمرد با نمکی که نقش ابو حسین (پدر علی) را بازی می کرد، آنقدر نقش خود را زیبا ادا کرد که مورد تشویق سید حسن نصرالله قرار گرفت و تسبیح زرد رنگ اش را از او هدیه گرفت. تسبیحی که در صحنه های مختلف بازی، همیشه در دستش بود.
صحنه های مبارزه و مقاومت و بازآفرینی نیروهای اسراییلی و زندانها بسیار زیبا و شبیه به واقعیت است و بیننده را به سالهای اشغال جنوب لبنان می برد. بزرگترها با دیدن این سریال یاد مشکلات و بلاهایی که اسراییل بر سر آنها می آورد می افتند و یاد وطن فروشها و جاسوسان، و به جان رزمندگان مقاومت دعا می کنند که عزت و افتخار و سربلندی برای لبنان به ارمغان آوردند. جوانترها هم بهتر و بیشتر با تاریخ کشور خودشان آشنا می شوند.
در اپیزود اول الغالبون، نامی از حرکت امل برده نشده بود و درگیری خلده که در آن بچه های حرکت امل جلوی حرکت اشغالگران را 11 روز گرفتند، به مقاومت نسبت داده شده بود. این امر باعث ناراحتی برخی طرفداران حرکت امل شد و بعضی ها این سریال را الکاذبون خواندند. در اپیزود دوم شاهد جبران این سوءتفاهم هستیم و عملیاتهایی از حرکت امل را به تصویر کشیده اند. این درحالی است که اصلا نامی از حزب الله آورده نشده بود که دیگران احساس کنند نادیده گرفته شده اند.
امسال هم قرار است سریال ملح التراب (نمک زمین) پخش بشود که ظاهرا بطور بسیار جذاب عملیات ها را به تصویر کشیده است.


۱۳۹۳/۰۳/۲۹

گاهی سرم خیلی شلوغ می شود

این روزها گرما و رطوبت بیروت کم کم دارد زیاد می شود. همیشه نگران ارتشی ها و پلیس ها و مردم در صف ایست بازرسی بودم که نه تنها آفتاب گرم بیروت بلکه رطوبت غیرقابل تحمل را باید ساعتهایی طولانی تحمل کنند.
مدتی است به جهت اینکه اصلا فرصت نداشتم تا بنویسم، مطالب مختلف و سوژه های متفاوتی را از دست دادم. یکی از آنها موفقیت امنیتی حزب الله در کشف خطر حمله تروریستها به بیمارستان. ظاهرا قرار بود تروریستها مانند عملیاتهایی که در عراق و سوریه داشتند به بیمارستان حمله کنند و زنده و مجروح و مراجعه کننده و بیمار و دکتر و پرستار را قتل عام کنند. خدا را شکر که موفق نشدند.
دیگر اینکه توفیق دارم در انجام مصاحبه هایی پیرامون امام موسی صدر شخصیت های مختلفی را در لبنان ببینم و خاطرات ناب و زیبایی در مورد ایشان بشنوم اما به جهت رعایت امانتداری نمیتوانم آنها را منتشر کنم.
چند روز پیش همراه دوستان عزیزی به موزه ملیتا رفتیم. با اینکه بارها به آنجا رفته ام اما هر بار برایم تازگی دارد چون هر دفعه تغییرات و پیشرفت هایی مشاهده می کنم. تصاویری که از این موزه گرفتم به زودی در قالب سفر نامه منتشر خواهم کرد. شاید اگر توانستم و فرصت کردم فیلم هایی که گرفتم را تدوین کرده و در قالب فیلم بازدید ملیتا در اختیار شما عزیزان قرار دهم تا بتوانید بطور مجازی از این موزه بازدید فرمایید.
گاه فرصت می شود به عنوان مترجم همراه هیئت هایی که برای بازدید از موسسه امام موسی صدر به صور می روند همراهشان باشم.
موسسات امام موسی در جنوب لبنان در شهر صور قرار دارد. هسته اولیه این موسسات در واقع بیت الفتات بود (خانه دختران) که امام موسی صدر برای کمک و توانمندسازی زنان و دختران جنوب لبنان تاسیس کرد و سپس خانم سیده رباب صدر خواهر ایشان راه را ادامه داد و موسسه را با چنگ و دندان و بدون هیچ حمایت دولتی یا حزبی اداره کرد و هر روز بهتر از دیروز به ثمر رساند.
امروز این موسسه دارای مهدکودک، مدرسه ابتدایی، یتیمخانه، مدرسه پرستاری و مدرسه فنی حرفه ای برای دختران است.
همچنین یک تولیدی لبنیات دارند که شیر را از زنان بی سرپرست خریداری کرده و با آن ماست و لبنه (ماست چکیده) تهیه می کند که در رستوران موسسه و سالن غذاخوری دانش آموزان استفاده می شود.
در کارگاه شیرینی سازی علاوه بر آموزش، سفارش از بیرون گرفته می شود و درآمد آن به موسسه بازمی گردد.
همچنین موسسه درمانگاه هایی در سرتاسر نقاط جنوب دارد که به مردم محروم جنوب هدمات درمانی رایگان و ارزان ارائه می کند.
دختران یتیم جنوب، دخترکان زیبا و معصومی که از کودکی به سبب جنگها پدر یا خانواده خود را از دست داده اند در موسسه امام موسی صدر تحت پوشش قرار می گیرند و آموزش و خورد و خوراک و مسکن و لباس و درمان آنها با این موسسه است. حتی وقتی بخواهند ازدواج کنند داماد باید از خانم صدر که جای مادر و سرپرست آن‌هاست خواستگاری کند.
دقت ها و ریزبینی های خانم صدر برگرفته از تربیت ایرانی است. مثلا برای آنکه غذا بهداشتی و سالم باشد خودشان آشپزها را راهنمایی و توجیه کرده اند. فضای موسسه بسیار شاد و سرسبز است و بچه ها روحیه بسیار خوبی دارند. انگار نه انگار در یتیم خانه هستند، فضای بزرگ و سرسبز به همراه مربیان دلسوز و دقتهای خانم صدر، باعث شده بچه ها روحیه شادابی داشته باشند.
برای اطلاعات بیشتر به سایت موسسه امام موسی صدر مراجعه فرمایید.

۱۳۹۳/۰۳/۲۳

دیگر هنگامه ی انقلاب شده است

روزگار سختی است، شیعیان متفرق و درگیر مشکلات داخلی هستند. دشمن اصلی هم عده ای مسلمان نمای مسخ شده را به جنگ شیعیان فرستاده است. امروز شیعه در هیچ کجای جهان امنیت ندارد. تنها مملکت امن شیعه که آنهم با دستهای خودمان درحال ضربه خوردن و تضعیف است، ایران است. از عراق پند نمی گیریم؛ شیعیان چند دسته و متفرق شدند و برای مقابله با دولت شیعی حتی با دشمنان هم پیمان شدند. حالا همانها باید تاوانش را پس بدهند. ماشینهای داعش در اتوبانها راه می روند و به سوی مردم شلیک می کنند. صحنه غم انگیز و منزجر کننده ای بود. مانند بازی های کامپیوتری، به طرف هر کسی شلیک می کردند. هیچ کس هم جلودارشان نبود.
با وجود خطر فزاینده این زامبی ها و نزدیک شدنشان به مرزهای ایران، هنوز عده ای به دنبال آنند که اثبات کنند جمهوری اسلامی نظامی باطل و غیر اسلامی و در تضاد با امام زمان است؛ امثال شیرازی ها و یاسر الحبیب و اللهیاری و دیگرانی که در ایران هستند. دنبال حدیث می گردند تا اثبات کنند علی زمان و حسین زمان نداریم و ائمه با هیچ کس مقایسه نمی شوند و هیچ کس در شان آنها نیست. این را که خودمان می دانستیم. اما یادشان رفته یزیدی ها هنوز وجود دارند. بلکه بدتر و وحشی تر از قبل. کوفیان هم همینطور. هیچکدامشان یادشان نیست که شیخ حسن شحاته را همین پارسال وقتی در منزلش جشن ولادت امام زمان گرفته بود وحشی های تکفیری با چه وضعی کشتند. هیچکدامشان برایشان مهم نیست شیعیان بحرین در اوج ظلم و ستم دارند از دست شرطه های حجاز کتک می خورند و به شهادت می رسند. هیچ کدام برایشان مهم نیست. تو فقط قمه بزن تا آمادگی خود را نشان دهی! کدام آمادگی؟ آماده بودن برای فرار و سکوت و عزلت؟ حوادث این روزها، به خوبی نشان می دهد که اسلام لندنی فقط برای تشویه و تخریب شیعه بود و حالا نه در سوریه نه حتی در عراق که کشور شیعیان و مرقد امامان شیعه است، هیچ حرفی برای گفتن و دفاع ندارد. می ترسم عادت آنها به نشستن و دعا خواندن، در زمان ظهور مولا هم گریبانشان را بگیرد و مانند قوم بنی اسراییل بگویند فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَ‌بُّکَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ ﴿٢٤ المائدة تو و خدایت بروید بجنگید که ما همینجا نشسته ایم (وبرایتان دعا می کنیم!)
یا صاحب الزمان، نمی گویم نیا که هنوز نه 313 نفر، که همان ده نفری که امام صادق فرمود هم یار نداری؛ نمی گویم نیا که همه مدافعان حرم، خلوص نیتی که شما می خواهید را ندارند، یکی برای عکس و پز و یکی برای حق ماموریت چند هزار دلاری آمده. باز هم ناز شصتشان که آمدند. بهتر از آنها است که با وجود کلی ادعا، شهدای دفاع از حرم را فطایس (به درک رفتگان) می دانند. یا صاحب الزمان نمی گویم نیا که مدعیان، با آمدنت مخالفند تا دکانشان تخته نشود. می گویم بیا که دیگر هنگامه انقلاب است. انقلاب علوی و حسینی و مهدی. بیا که شیعیان خونشان حلال شد، بیا که حاکمان و ظالمان نه تنها از کشتن شیعیان ابایی ندارند بلکه شهرهای شیعه و کشور شیعه و مرجع شیعه را علنا تهدید می کنند. بیا که خانه خدا را عوض کردند، کوچه های مدینه را خراب کردند، آثار گذشته را نابود کردند. اسلام را تحریف کردند. اسلام داعشی که وهابی های سرسپرده صهیونیصم در حال انتشار آن هستند همان اسلام اموی است و از گفتن آن هم ابایی ندارند. بیا، یعنی هنوز با گذشتگان و شهدا، 313 نفر یار نداری؟ قربان مظلومیتت ای امام غریب. از من می شنوی، همان شیعه های لبنان که به نظر بعضی از  ایرانیها، بی مبالات و کم توجه به دین هستند، همانها که قلیانشان ترک نمی شود، همانها که خالکوبی دارند، همانها که در مملکتشان تصاویر زنان نیمه لخت به در و دیوار هست، همانها که با تیشرت و شلوار جینز راه می روند، همانها غیرتشان خیلی بیشتر از ماست. آنها تنهایت نمی گذارند. آنها نه برای پول به سوریه رفتند نه برای معافی بچه هایشان از سربازی و نه پاداش مادی و مزایای دیگر. بیا مولای من، بیا که هنگامه انقلاب است.

۱۳۹۳/۰۳/۱۹

دل نوشته یک بی جیره و مواجب

از قدیم گفتن سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه.
واقعا که وضع همین است. از اولی که برای خودم وبلاگ راه انداختم و از خاطرات و مسائل لبنان نوشتم، بعضی ها فکر می کردند یک آدم علاف که چند هزار دلار از سفارت یا جاهای دیگر حقوق می گیرد، خواسته وارد عرصه جنگ نرم شود! (یا شاید برای این کار کلی هم حقوق می گیرد). اگر مطلبی می گفتم بر ضد تروریستها و یا در تایید نظام سوریه جمله ای می نوشتم، می گفتند شما مزدورها و جیره مواجب بگیرها باید هم تایید کنید! کاش من یک جیره مواجب بگیر جمهوری اسلامی ایران بودم. چون هزاران بار شرف دارد به آدمی که بی جیره و مواجب، دنباله رو دشمن خودش است و مانند بز اخفش هرچه در ماهواره بگویند تایید می کند.
بودن من در لبنان از جهات زیادی به من و ازدیاد اطلاعات و باز شدن دید و فکر و تحلیلهایم کمک کرد. دیدن سوریه ای هایی که برخلاف تمام تبلیغات جهانی، عاشق مملکت و نظام خودشان بودند، از من آدمی ساخت که به رسانه ها اعتماد نکنم. اطلاعات را از منابع دست اول به دست بیاورم و خام هیاهوی رسانه ای نشوم. به علت اینکه با مردم لبنان و سوریه ای های داخل لبنان روبرو هستم، و مانند آنها و در شرایط کاملا مساوی با آنها زندگی می کنم، مزیت هایی نسبت به یک خبرنگار دارم. اولا خط قرمزها و سیاستهای خبرگزاری ها را ندارم، از آن گذشته در خانه سازمانی و با امکانات رفاهی کامل زندگی نمی کنم که لبنان را بهشت ببینم. مانند مردم دیگر و در شرایط بی برقی و بی آبی و دیگر مشکلات آنها زندگی می کنم. نوشته هایم برگرفته از مکالمه های دوستانه است نه مصاحبه و از پشت میکروفون یا دوربین. پس وقتی چیزی می نویسم از جایگاه علمی و صداقت و ریز بینی بالاتری برخوردار است. لبنانی ها عموما هرچقدر هم ناراضی باشند و مشکلات داشته باشند جلوی دوربین فقط مثبت و زیبا حرف می زنند و مشکلات را اشاره نمی کنند. کسی که خانه اش در بمباران خراب شده جلوی دوربین قربان صدقه سید حسن نصرالله می رود. اما وقتی با من (که فکر می کند لبنانی هستم) درد دل می کند حرفهایی می گوید که هیچ خبرنگاری آنها را پیدا نخواهد کرد.
از آنجایی که این وب گاه قصد ندارد مانند فراری های ضد انقلاب، با غرولند یا گدایی به جمع آوری اعانه و صدقه بپردازد، و من آنقدر توانایی های علمی و فنی دارم که برای لقمه ای نان یا کسب اقامت، وطن فروشی یا فحاشی نکنم، هیچگاه از مشکلات شخصی سخن نگفته و نخواهم گفت. (البته گزینه های دیگری مثل لخت شدن، در این زمینه وجود دارد که بعضی از ایرانی ها آنرا انتخاب می کنند!!!) بنابر این هیچگاه نخواهید فهمید مشکلات و کمبودهای مالی ممکن است وجود داشته باشد.
از طرف دیگر، شکر خدا، و طبق روال مملکت، تا به جایی وصل نباشی هیچ امکاناتی در اختیارت قرار نمی گیرد. اگر تما وقت گزاری ها و نوشتن ها و حمایت ها از نظام خودمان را بر ضد آن انجام داده بودم و به جای افشاگری علیه رژیم صهیونیستی و تروریستهای آمریکایی و سعودی، بر ضد ایران و حزب الله و سوریه می نوشتم، نه تنها مورد هجوم و تهدید صهیونیستها و اعوان و انصارشان قرار نمی گرفتم بلکه الان کمکهای زیادی دریافت می کردم. همانطور که علی الامین، روزنامه نگار ضد حزب الله کمکهای چند صد هزار دلاری دریافت کرد و به آمریکا دعوت شد و دوره های رسانه ای مجانی برایشان برگزار شد.
در مقابل، اگر امکانات دانشجویی هم بطور قانونی وجود داشته باشد، به خاطر مراحل سخت آن و کیفیت نازل آن، مجبور می شوم که کلا از آن صرف نظر کنم. (قضیه بلیط دانشجویی را از اینجا بخوانید)
دریغ از یک تشکر خشک و خالی، یا مثلا در اختیار گرفتن دامنه رایگان یا موارد مانند این. البته من از اول برای خودم کار کردم نه برای دیگران و هیچ انتظاری نداشتم و ندارم. اما حتی دیگرانی که سیمشان هم وصل است مورد بی مهری قرار می گیرند. مثلا شبکه افسران جنگ نرم انقلاب اسلامی که می خواست جای فیسبوک و شبکه های اجتماعی دشمن را بگیرد مدتهاست به جهت نداشتن پول و امکانات دچار مشکلات جدی است. یا همین سیستم وبلاگ بیان که بنده هم از آن استفاده می کنم، به جهت مخالفت با درخواست پلیس بسته شد، یا وقتی دیگر به جهت گرم شدن سرور ها، قسمتی از خدماتش دچار کندی شد. واقعا اگر بخواهیم بر اساس امکانات و هزینه ها و بودجه ها، جنگ نرم و جنگ سرد و نبرد واقعی با دشمنانمان را ارزیابی کنیم، کاملا بازنده و شکست خورده هستیم. اینجاست که متوجه می شویم عوامل غیر طبیعی و دست الهی در پشتیبانی از این مملکت وجود دارد وگرنه با محاسبات دنیایی، و تنبلی ها و کاستی ها و اشتباهات ما، و برنامه ها و شرارت ها و دشمنی های دشمنان و بودجه های سرسام آوری که در این زمینه هزینه می کنند، ما حتما مدتها قبل نابود شده بودیم.
وقتی دچار شرک فکری هستیم و به جای توکل بر خدا و عمل به فرامین او و کسب رضای او، دنبال جلب رضایت کدخدا هستیم، راه به جایی نخواهیم برد و وضع بدتر از قبل خواهد شد. چون کدخدا هیچگاه راضی نخواهد شد حتی با برگشتن ما به روال گذشته و بردگی و سکوت و ذلت و خواری.
دیگر هنگامه ی انقلاب است. باید انقلاب کرد. انقلاب جهانی مستضعفین. منتظر آن رهبر الهی هستیم که محرومان را از ظلم ظالمان نجات دهد. اگر امام موسی صدر کوشید تا به محرومان کمک کند، اگر امام خمینی کوشید تا مردم و پابرهنگان و مستضعفان به حقوقشان برسند، اگر رهبر فرزانه ما سیدعلی خامنه ای تلاش می کند تا مانند دیگر محرومان و مستضعفان، هر روز شاهد کشتار و ذلت و اهانت نباشیم و امروز در دنیا سربلند و سرفراز و الگو هستیم، همه ی آنها چشم به ظهور صاحب این عصر و زمان داشتند و دارند و می کوشند زمینه انقلاب مهدوی را آماده کنند. ما در این زمینه چه کرده ایم؟
منتظر کلیپ «دیگر هنگامه ی انقلاب شده است» باشید. این کلیپ توسط محمد نایف اجرا شده و در مورد ظهور حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. ترجمه و زیر نویس آن انشالله تا نیمه شعبان انجام خواهد شد.

۱۳۹۳/۰۳/۱۷

ماه های سریانی در تقویم لبنانی

حتما تا به حال کلمه تموز و ایار یا نیسان را شنیده اید. اینها اسم ماه های تقویم سریانی هستند. در گذشته در مقطع هایی از تاریخ، تقویم مورد استفاده اعراب تقویم سریانی بوده که از سومری ها و آشوری ها و آرامی ها به دست آنها رسیده بود. تقویم آشوری تقویمی قمری است. اکنون تقویم شمسی گریگوری ملاک تاریخ در لبنان است اما با اسم ماه های تقویم سریانی.
هر ماهی متعلق به یکی از خدایگان سومری ها بوده و معتقد به خاصیت بخصوصی برای آن ماه بوده اند.

۱۳۹۳/۰۳/۱۵

ده روز صلوات تا نیمه شعبان

تا نیمه شعبان و ولادت آخرین منجی الهی، حضرت صاحب العصر و الزمان عجل الله تعالی فرجه، ده روز باقیست.
برنامه بسیار جالبی برای گوشیهای اندروید ارائه شده که بسیار کاربردی و ساده و جالب است. صلوات فرستادن برای تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان (عج) بصورت دسته جمعی. در این برنامه هرگاه گوشی به اینترنت وصل باشد کل تعداد صلواتهایی که منتظران فرستاده اند دیده می شود.
توضیحات برنامه در پایین آورده شده و می توانید آنرا از کافه بازار دانلود کنید.
تعجیل
نرم افزار تعجیل برنامه ای است با هدف تعجیل در فرج منجی عالم امام زمان علیه السلام.
در این برنامه دوستداران و منتظران امام زمان برای سلامتی و تعجیل در فرج ، با هم صلوات با عجل فرجهم میفرستند .
مشخصات برنامه:
در برنامه تعداد صلوات های تمامی منتظران در همان روز و در کل ، نمایش داده میشود .
تعداد صلوات های یک شخص نمایش داده نمیشود .
برنامه به شکل اتوماتیک هر 10 ثانیه یک بار تعداد صلوات های شما را ارسال و تعداد کل صلوات ها، در همان روز و در کل را دریافت می کند .
در صورتی که اتصال به اینترنت قطع باشد تعداد صلوات های شما در برنامه ذخیره شده و هر زمان که اتصال صورت گیرد تعداد ذخیره شده ارسال میگردد.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دانلود:

۱۳۹۳/۰۳/۱۴

ماه امامان

این هفته سالروز ولادت با سعادت امامان و سرورانی بود که ما شیعیان علاقه زیادی به آنها داریم و و به نوکری آنها افتخار می کنیم. اما امروز 14 خرداد، امامی هم آمد و امامی رفت. بله امام امت، خمینی کبیر که نام شیعه را در سراسر جهان زنده کرد و پایگاه و پشتیبانی برای شیعیان مظلوم جهان (که رنج کشیده ی ظلم های تاریخ هستند) ایجاد نمود. او رفت، ولی امام موسی صدر به دنیا آمد، امام محرومان.
آنها که در ایران نشسته اند، چه امام خمینی (قدس سره) را دوست داشته باشند و چه قبولش نداشته باشند، چه دیده باشندنش و چه ندیده باشند، مطمئنا هیچگاه قدر او را به اندازه شیعیان خارج از ایران درک نخواهند کرد.
باید در زیر ستم و ظلم و جور تاریخی بر ضد شیعه در کشورهای دیگر بوده باشید تا درک کنید. باید شیعیان غیر ایرانی را دیده باشید تا معنای این مهر و امید و سرفرازی را درک کنید.
شیعیان لبنان، که معنای افتخار و سربلندی را در سایه امام موسی صدر چشیده بودند بیش از همه قدر امام خمینی را درک کردند. شیعیانی که روزگاری در لبنان از حقوق اولیه خود محروم بودند، امروز نظر نهایی در مورد هر امری را در لبنان می دهند. شیعیانی که روزی در اوج فقر و بیسوادی و محرومیت بودند الان به برکت زحمات امام موسی صدر و امام خمینی و فرزندان آن دو، توانسته اند به فرهنگ والایی دست پیدا کنند و در اخلاق و سعه صدر و تحمل و عقلانیت، حرف اول را نه تنها در لبنان، که در منطقه بزنند.
شیعیان لبنان در کشوری که هنوز ممنوع است شیعه حتی خلبان بشود، و در کشوری که رشد علمی و تکنولوژیکی و نظامی برایش قدغن است، امروز پهپاد بومی می سازند و موشک و سلاح های بومی تولید می کنند.

امروز نوادگان موسی و روح الله، مدافعان حرم اهل بیتند و افتخار دارند که توانسته اند دشمنی های دشمنان را دفع کنند؛ دشمنانی تاریخی و خونخوار و بد سابقه؛ دشمنانی از شرق و غرب، از مسلمان و نامسلمان و یهودی.

و بدا به حال آن مدعیانی که همیشه قاعدینِ زمانِ جهاد و گمراهینِ زمانِ فتنه و عابدان گوشه ی محرابِ تظاهر بوده اند. آنها که فکر می کنند با آوردن حدیثی در ردِ امامت و سروریِ غیر معصوم، می توانند عظمت و تاثیر امام موسی صدر یا امام خمینی را کتمان کنند. نمی دانند منظور ما از امام، معادل کردن آنها با ائمه اهل بیت پیامبر نیست، چرا که خودشان نیز خود را خاک پای امامان می دانند. و چه بهتر که ما رهبری را امام خود برگزیدیم که شاگرد مکتب اهل بیت و از سلاله آنان و پیرغلام آنان است و مانند برخی، تابع و گمراهِ فتنه انگیزی های استعمار انگلیسی و صهیونیستی نیستیم.
امروز در لبنان، مردمان قدردان و قدرشناس این سرزمین، تصاویر امام موسی صدر و امام خمینی را نه تنها در قلب هایشان، که در هر کوی و برزن، بر سر هر کوچه و محله، بر روی ماشین و تیر چراغ برق نصب کرده اند. علاقه و پیوند ناگسستنی این مردم با امام موسی صدر و امام خمینی ناشی از تغییرات اساسی در زندگی، فرهنگ، جهان بینی و معنویت آنها است که بوسیله این رهبران ایجاد شد.
امروز در لبنان و دیگر کشورها سالگرد ارتحال خمینی کبیر برگزار می شود و افراد بسیاری که پس از انقلاب ایران با تشیع آشنا شدند و شیعیان محرومی که در اثر انقلاب، بیشتر با معارف تشیع آشنا شدند، همه و همه خود را وامدار رهبرانی چون امام خمینی و امام موسی صدر می دانند.

۱۳۹۳/۰۳/۱۲

سفر اسقف اعظم لبنانی به فلسطین اشغالی

پاتریارک مار بشاره پطرس الراعی، اسقف اعظم مارونی های انطاکیه و مناطق شرقی است. وی توسط پاپ بندیکت شانزدهم لقب کاردینال گرفت. این افتخار بزرگی برای لبنانی ها و مسیحیان خاورمیانه بود که در سالهای اخیر یک پاتریارک از آنها به لقب کاردینالی نائل می شود. وی از اعضای جلسه انتخاب پاپ جدید بود.
ایشان مواضع انسانی و صلح آمیزی داشته و پیامهایی برای کاهش تنشها در لبنان و سوریه داده بود. چندی پیش وی اعلام کرد در سفر پاپ به قدس وی را همراهی خواهد کرد. هرچند اعلام کرد که در پروتوکول رسمی سفر نیست و عضو هیئات محسوب نمی شود و با شخصیتها و سیاسیون اسراییلی دیدار نخواهد کرد. علیرغم مخالفتهای احزاب مقاومت و نیروهای ملی لبنانی، وی نهایتا به اسراییل سفر کرد. طبق قوانین لبنان سفر به فلسطین اشغالی ممنوع است.
وی درحالیکه قبلا گفته بود با شخصیتها دیدار نمی کند، با مزدوران لبنانی که بعد از پیروزی سال 2000 فرار کرده بودند دیدار کرد و از آنها خواست به لبنان برگردند. این خواسته ی وی با جواب رد وطنفروشان روبرو شد و آنها اعلام کردند که به تابعیت اسراییل درآمده اند و به لبنان بازنخواهند گشت.
وی در مصاحبه با شبکه خبری فرانس 24 به دفاع از سفرش پرداخت و دلیل این سفر را انجام وظایف اسقفی و سرکشی به مردم و کلیساهای منطقه دانست. وی در دفاع از سفرش به فلسطین اشغالی اعلام کرد مخالفان باید بفهمند من به وظایف دینی خود پرداختم و از رییس جمهور و نخست وزیر هم اجازه گرفتم! هرکس می فهمد بفهمد. هرکس هم مخالفت کرد مخالفت کند (به من چه). او پس از چند دقیقه از سوالات مجری عصبانی شد و به مجری گفت تو هم نمی فهمی! اصلا صحبت چه فایده دارد. سپس میکروفون را جدا کرد و ارتباط را قطع نمود.
ویدیوی این مصاحبه را در یوتیوب ببینید