۱۳۹۳/۰۳/۱۰

کجا می روی؟

یادم میاد بعد از ماه رمضان سال قبل بود، یعنی حدود ۱۰ ماه پیش که تازه دو سه تا انفجار تو ضاحیه شده بود و حزب الله ورودی های ضاحیه رو به دقت می گشت. سعی می کردند از هر کسی به بهانه اینکه بچه ی کجایی؟ کجا می خوهی بروی؟ حرف بکشند تا از لهجه اش معلوم شود لبنانی است یا سوریه ای و فلسطینی یا خارجی. آدم اگه وارد باشه حتی لهجه مناطق مختلف لبنان رو میتونه تشخیص بده.
خلاصه، با مادرم و همسرم و بچه ها تو ماشین بودیم. یک حزب اللهی سوال می پرسید که قیافه اش خیلی هم بسیجی بود! گفت: لوین واصل؟ من نفهمیدم منظورش چیه. عبارت لوین واصل رو تا اون موقع نشنیده بودم. گفتم نعم؟ (چی)
گفت کجایی هستی؟ گفتم ایرانی.
باورش نشد و مشکوک تر شد! هم مدارک رو گرفت نگاه کرد هم صندوق رو باز کرد و خوب گشت. تمام شیشه های ماشین رو هم تا ته گفت بکشم پایین (برای چک کردن اینکه بمب در بدنه جاسازی نشده باشد). رد که شدیم خانمم چپ چپ نگاه کرد و گفت وا!‌نفهمیدی چی میپرسه؟
گفتم نه! پرسید به کجا رسیدی. منم خواستم بگم من لیسانس گرفتم، دارم فوق لیسانس میخونم، زن دارم، بچه دارم، کار دارم، زندگی دارم، اما تو چی؟! وایسادی تو ایست بازرسی به کجا رسیدی!
اون شب کلی بابت این سوتی من و جوابی که به شوخی به نظرم رسید خندیدیم. از اون به بعد فهمیدم لوین واصل یعنی کجا می خواهی بروی.

۱۳۹۳/۰۳/۰۹

جام جهانی در لبنان برای پولدارها

حال و هوای جام جهانی لبنان را فرا گرفته. در این میان، فروشندگان و دستفروشان کلی از این اوضاع استفاده می کنند. از فروش پرچم های کوچک و بزرگ کشورهای مختلف و تیمهای گوناگون بگیرید، تا فروش اسباب بازیها و وسایل مختلف با طرح و نقش تیمهای شرکت کننده در جام جهانی. حتی مناقیش (صبحانه معروف لبنانی) با تزیین ویژه جام جهانی ارائه می شود.

لبنان کشور عجیبی است. جدا از اینکه همیشه پرچم کشورهای خارجی توسط هواداران آن کشور استفاده می شود (مثلا پرچم ایران توسط حزب الله در مناطق مختلف زده می شود یا حزب المستقبل متعلق به حریری زیر پرچم عربستان سعودی و تصاویر ملک عبدالله سینه می زنند، یا احزاب کمونیست و بعثی، پرچم سوریه و فلسطین و مصر را استفاده می کنند)، در هنگام جام جهانی، می بینی هر خانه ای یک پرچم برزیل یا آلمان یا کشورهای دیگر را بر سر در خانه اش آویزان کرده یا روی ایوان منزلش نصب کرده است.
به نظر می آید در ضاحیه هواداران برزیل بیشترین تعداد را دارند اما تیمهای آلمان و ایتالیا و فرانسه و آرژانتین هم هواداران خود را دارند. بسیاری از افراد پرچم تیم ملی یک کشور را روی کاپوت ماشین خود نصب می کنند یا بر روی شیشه عقب یا حتی جلو، با برچسب می چسبانند. امسال چیزی آمده که دور آینه های ماشین می کشند که منقش به پرچم کشورها است.
در قانون رانندگی لبنان نصب پرچم بر روی ماشین جریمه دارد و حتی بوق زدن و ایجاد سر و صدا ممنوع است. اما گوش کسی بدهکار نیست.
اما مشاهده مستقیم مسابقات، امسال مشکل بزرگی برای لبنانی ها بوجود آورده. از آنجا که هنوز تلوزیون لبنان نتوانسته با الجزیره به توافق برسد، مشاهده مستقیم ماهواره ای فقط با خریدن یک کارت و نصب آن در رسیور ماهواره امکان پذیر است. هزینه کارت بدون نصب 110 دلار و هزینه کارت + رسیور + دیش برابر 220 دلار است.

۱۳۹۳/۰۳/۰۶

گرامیداشت بعثت نبی مکرم اسلام در لبنان

بعثت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد ابن عبدالله صلوات الله علیه و آله را به همه بازدیدکنندگان گرامی تبریک عرض می کنم. در چنین روزی پیامبر خاتم، آن رسول اعظم، آن بهانه ی خلقت، آن مهربان ترین پدر امت، آنکه کلمه لا اله الا الله را بر زمین منتشر ساخت، مبعوث شد تا اخلاق و انسانیت را فریاد زند. مبعوث شد تا خالق یگانه را بخواند و بپرستد.
حضرت علی علیه السلام، پسرعمو، برادر، وصی، ولی، جانشین، وارث و خلیفه الهی بعد از پیامبر در توصیف روزگار بعثت چنین می فرماید:
ارسله علی حین فترة من الرسل و طول هجعة من الامم، و اعتزام من الفتن و انتشار من الامور، و تلظ من الحروب و الدنیا کاسفه النور ظاهرة الغرور، علی حین اصفرار من ورقها و ایاس من ثمرها، و اغورار من مائها.
قد درست منار الهدی، و ظهرت اعلام الردی، فهی متجهمه لاهلها عابسة فی وجه طالبها، ثمرها الفتنه و طعامها الجیفة و شعارها الخوف و دثارها السیف.

پیامبرش را هنگامی به سوی مردم فرستاد که دیگر پیامبران نبودند و مردم در خوابی دراز می غنودند.
اسب فتنه در جولان، کارها پریشان، آتش جنگها فروزان، جهان تیره و تار، فریب دنیا بر همگان چیره، باغ آن افسرده، برگ آن پژمرده، از میوه‌اش نومید، آبش در دل زمین ناپدید، نشانه‌های رستگاری ناپیدا، علامت‌های گمراهی نمایان، دنیا با مردم خود ناخوش‌روی و با خواهنده خویش ترش‌روی، بارش محنت و آزار و خوردنی‌های دنیا مردار، درونش بیم و خوف و بیرونش شمشیر آخته.
خطبه 89 نهج البلاغه

خیلی تعجب کردم وقتی دیدم بعضی از لبنانی ها امروز را سالروز معراج و اسراء می دانند! شاید نتیجه ی سلطه سالیان دراز اهل سنت بر این منطقه باشد. اما طبق روایات شیعه، 27 رجب روز بعثت نبی گرامی اسلام به پیامبری است. برخی روایات اهل سنت اسراء و معراج را در این تاریخ ذکرکرده اند اما در نزد شیعه، زمان آنها متفاوت است.

۱۳۹۳/۰۳/۰۵

سرود پیروزی که زلزله به بار آورد

دیروز مراسم سالگرد پیروزی مقاومت در برابر اشغال صهیونیستی در لبنان برگزار شد. از نکته های جالب حاشیه این مراسم، تولید ماکت مرکاوا4 به دست افراد حزب دموقراطی الشعبی بود که آنرا به خری بستند و در شهر گردانده و در نهایت آتش زدند. ماکت در اندازه واقعی و شکل کاملا شبیه به نسخه اصلی تهیه شده بود.

نکته جالب دیگر این بود که ظهر همان روز در لبنان زلزله ای با 5.1 درجه در مقیاس ریشتر در بیروت ثبت شد و مردم نگران شدند. به سرعت در شبکه های اجتماعی یک مطلب جالب پخش شد: نصرک هز الدنی (پیروزی ات دنیا را تکان داد) یک سرود پیروزی زیبا و حماسی و خوش ساخت است که حزب الله قبلا تولید کرده بود و می گویند حاج عماد خودش شخصا در تولید آن نقش و نظارت داشت، این زلزله همان زلزله سرود نصرک هز الدنی است که در سالروز پیروزی به واقعیت رسید!
مراسم با حضور پرشور جوانان حرکت امل و حزب الله و دیگر احزاب مقاوم لبنانی شروع شد و مجری در ابتدا به امام موسی صدر، بنیانگذار مقاومت در لبنان و سپس نبیه بری و سید عباس موسوی و شیخ راغب حرب و دیگر بزرگان این عرصه، سلام و درود فرستاد که با تشویق حاضران همراه شد. قبلا در مراسم های حزب الله اگرچه جوانانی از حرکت امل شرکت می کردند اما کمتر اجازه حمل پرچمشان را داشتند و اسمی از بزرگان آنها آورده نمی شد. می شد اعتراف کرد که مراسم پرشور دیروز یک مراسم ملی و با حضور تمام نیروهای مقاومت در لبنان بود و از تمامی بزرگان این عرصه خصوصا امام موسی صدر تجلیل شد. بنت جبیل که مراسم در آنجا برگزار شد، هم مرز با فلسطین اشغالی است و مطمئنا صهیونیستها از اینکه نمی توانند هیچ حرکت و مخالفت و تهدیدی نسبت به این مراسم در کنار مرز خود داشته باشند به شدت می سوزند.

۱۳۹۳/۰۳/۰۳

به مناسبت سالروز آزادی لبنان- حزب الله کیست؟

به مناسبت سالروز آزاد سازی لبنان از اشغال رژیم صهیونیستی در تاریخ 5-3-1379 (25 ایار 2000)
استفاده از این مطلب تنها در صورت ذکر نام نویسنده مجاز است.
حزب الله الغالب، این لقبی است که به حزب الله لبنان می دهند (به معنای حزب الله همیشه پیروز). حزبی که از جوانان مومن شیعه لبنانی تشکیل شد و توانست به گونه ای ترقی و پیشرفت کند که ارتش شکست ناپذیر صهیونیستها را شکست داده و جلوی تمامیت طلبی این رژیم اشغالگر را بگیرد.

تاریخچه شیعیان لبنان
می دانید شیعیان لبنان سالها زیر ظلم و ستم حکومت عثمانی بودند و برخی با تقیه جان به در می بردند و برخی به طرز فجیعی کشته می شدند و کتابهایشان سوزانده شده و اموالشان به غارت میرفت. پس از جنگ جهانی و بنا بر قرارداد بالفور، کشور عثمانی تقسیم شده و لبنان کشوری مستقل در منطقه جبل عامل، بیروت و جبل لبنان به حساب آمد. پس از تشکیل کشور مستقل لبنان که چند سالی تحت قیمومیت فرانسه بود و بعدا به ظاهر مستقل شد، باز هم شیعیان تحت ظلم و ستم بودند. هم از طرف دولت، هم از طرف مسلمانان و هم از طرف حکام شیعه مثل کامل اسعد.
با اقدامات و اصلاحات آیت الله شرف الدین، آن عالم شیعی بزرگ، زمینه برای ورود شخصیتی به لبنان و تاریخ سیاسی اجتماعی آن فراهم شد که دگرگونی عظیمی در این کشور ایجاد کرد؛ امام موسی صدر.

امام موسی صدر نقطه تحول شیعیان
با ورود امام موسی صدر و اصلاح وضع شیعیان و محرومان لبنان، تغییرات شگرفی در این کشور و منطقه  بوجود آمد بطوریکه یک کشیش لبنانی می گوید تاریخ لبنان را باید به دو مرحله قبل از امام موسی صدر و پس از امام موسی صدر تقسیم کرد.
امام موسی صدر در پی رسیدگی به وضع مردم محروم خصوصا محرومان جنوب و محرومان شمال، بارها مسئولان لبنان را تشویق کرد تا ارتش این کشور را تقویت کنند و برای تامین امنیت مردم، اقدام کنند. با بی توجهی عامدانه دولتمردان لبنان و خطر متزاید دشمن صهیونیستی در جنوب و خطر گروه های نظامی وابسته به احزاب مختلف مثل فالانژها،
امام موسی صدر با کمک شهید چمران، شاخه نظامی حرکت محرومین را تاسیس کرد تا از محرومان (بخصوص شیعیان) حمایت کند. این گروه نوپا، امل (امید- مخفف افواج مقاومه لبنانیه) نام گرفت و با وجود آنکه از قدرت و امکانات بسیار محدودی برخوردار بود توانست در جنگهای داخلی لبنان جلوی قتل عام شیعیان را بگیرد و با تقدیم شهدا و جانفشانی های بسیار از کیان طایفه شیعه محافظت کند.

درگیری خلده، نطفه تاسیس مقاومت اسلامی
پس از ربوده شدن امام موسی صدر توسط قذافی ملعون که خود را حامی فلسطینیان می نامید، حرکت امل رهبر دینی خود را از دست داد. لذا برخی جوانان که حاضر به ادامه راه نبودند منتظر راه چاره بودند. با هجوم رژیم اشغالگر قدس در تابستان سال 1982 که تا بیروت جلو آمد و طبق معمول هیچ کسی جلوی او مقاومت عمده ای انجام نداد،
تعدادی از جوانان حرکت امل در خلده (حدود 8 کیلومتری جنوب بیروت) توانستند به تنهایی ارتش صهیونیستی را تقریبا دو هفته متوقف کرده و خساراتی به تانکها و نفربرهای آن وارد کنند. در این مقاومت قهرمانانه نایب رییس ستاد ارتش رژیم اشغالگر قدس یوئیل آدام که به تازگی به فرماندهی اطلاعات منصوب شده بود کشته شد و ده ها تانک و نفربر نابود شد. یک نفربر هم توسط نیروهای حرکت امل به غنیمت گرفته شد.  با مقاومت این جوانان، برخی رهبران حرکت امل که گریخته بودند بازگشتند و کوشیدند با استفاده از پیروزی جدید، خود را تثبیت کنند. پس از چندی، بازماندگان مقاومت در خلده و برخی دیگر از جوانان مومن حرکت امل به همراهی جوانانی که در حزب الدعوه شاخه لبنان فعالیت می کردند، به اردوگاه آموزشی سپاه پاسداران در بعلبک پیوستند. این نقطه تاسیس مقاومت اسلامی بود.

آغاز عملیاتها
حزب الله که در اوایل به نام انقلاب اسلامی لبنان سربلند کرد، پس از مدتی برای همیشه نام خود را به مقاومت اسلامی در لبنان تغییر داد. عملیات های چریکی این حزب جدید، دشمن صهیونیستی را دچار سردرگمی کرد. این عملیاتها و شیوه اجرای آن کاملا جدید و متفاوت بود و نمی توانست کار فلسطینی ها یا حرکت امل یا گروه های مقاومت دیگر باشد. تا حدود سه سال عملیاتها بدون نام انجام می شد و کسی آن را به عهده نمی گرفت. حتی برخی اوقات دیگران عملیات را به نام خود به عهده می گرفتند.
حزب الله با مشاهده این وضع تصمیم گرفت از خفا بیرون آمده و عملیاتها را به نام خود به عهده بگیرد. پس از این مرحله، حزب الله به عنوان یک گروه مقاومت مسلحانه، آشکار شد و حرکت امل بر حزب الله سخت گرفت. حرکت امل که خود را تنها مدافع حقیقی و واقعی شیعیان در لبنان می دانست، از وجود یک حرکت شیعی جدید که توسط خارجی ها بوجود آمده بود، احساس نارضایتی می کرد. خصوصا وقتی حزب الله عملیاتی انجام می داد و دشمن تمام روستا را گلوله باران می کرد، حرکت امل خود را ملزم می دانست تا جلوی عملیاتهای حزب الله و در نتیجه خسارت به روستاییان را بگیرد. برای همین نیروهای حزب الله برای انجام عملیات باید در خفای کامل و نهایت دقت و محرمانگی به اجرای عملیات می پرداخت. چون عملیات باید اولا از دید رژیم اشغالگر قدسی ها پنهان می ماند، دوم اینکه باید از چشم مزدوران و جاسوسان رژیم اشغالگر قدس مثل ارتش لبنان جنوبی (نیروهای آنتوان لحد) پنهان می ماند، سوم اینکه باید مراقب می بود تا گیر حرکت امل نیفتد و سلاحش مصادره نشود. عملیات در این شرایط، باعث شد حزب الله به توانایی اطلاعاتی عملیاتی بالایی دست پیدا کند و بتواند مانند شبح در منطقه حضور داشته باشد.

جنگ دوساله حرکت امل و حزب الله
در پی بالا رفتن تنش ها بین حرکت امل و حزب الله و تضاد در سیاست های آنان، درگیری های دوساله ای بین آنان اتفاق افتاد. سیاستهای حرکت امل همراستای سیاستهای سوریه بود و سیاستهای حزب الله هم برگرفته از سیاستهای ایران. حرکت امل در گام نخست، در اردیبهشت 1367 (ایار 1988) فرماندهان حزب الله را از جنوب اخراج کرد، چون حزب الله دفتر و ساختمان و پادگانی بصورت علنی نداشت که مصادره و پلمب شود. چند روز پس از آن، حزب الله دفاتر حرکت امل در بیروت را طی چند ساعت محاصره و تصرف کرد. بدین ترتیب جنگ آغاز شد. تا وقتی ایران و سوریه در زمینه مقاومت با هم به توافق برسند، حرکت امل و حزب الله با هم درگیر بودند. حتی برادر با برادر یا پدر و پسر در جبهه مخالف می جنگیدند.
خود سید حسن نصرالله از روزهای تلخی که در مقابل برادرش می جنگید و برادرش زخمی شده بود خاطره تلخی دارد. برخی از هم رده های سید حسن در جنوب از کشتار شیعه به دست شیعه ناراحت بودند و با درخواست نیروی کمکی از طرف وی مخالفت می کردند.  با توافق ایران و سوریه، نمایندگان این کشورها به میانجی گری بین دو حرکت شیعی لبنانی پرداختند و مشکلات کاملا به پایان رسید

تصفیه داخلی
وقتی مقاومت اسلامی در لبنان تشکیل شد دبیرکل نداشت و سخنگوی آن سید ابراهیم السید بود. اولین دبیرکل حزب الله شیخ صبحی طفیلی بود. او در زمان امام موسی صدر از روحانیون مجلس شیعیان بود و با امام موسی صدر همراهی می کرد. از آنجا که اخلاق خشک و تندی داشت و محبوب نبود در دوره دوم برگزیده نشد و سید عباس موسوی به عنوان دبیرکل انتخاب شد.
پس از این اتفاق شیخ صبحی طفیلی بنای ناسازگاری گذاشت و درصدد برآمد نیروهایی که در بعلبک تحت امر وی بودند را در قالب گروه جدیدی سازماندهی کند. او نام این گروه را انقلاب گرسنگان گذاشت. شکاف او و حزب الله بر سر مسائل مختلف بالا گرفت و نقطه اوج این اختلافات، مخالفت وی با حضور حزب الله در مجلس لبنان بود. (بهانه مخالفت با مشارکت سیاسی حزب الله تنها بهانه ای برای مخالفت و مطرح کردن خودش بود چرا که وی بعدها با ائتلاف با حریری و بری که فاسدشان می خواند، کاندیداهای خود را به شورای شهر فرستاد). پس از این ماجرا تمام پلهای میان دو طرف فرو ریخت و حزب الله وی را از حزب اخراج کرد و به دست عدالت سپرد. (بیشتر بخوانید...)

پیروزی سال 2000
عملیاتهای حزب الله در این سالها شدت و قدرت بیشتری پیدا کرد و کم کم از عملیاتهای چریکی پارتیزانی و ایذائی تبدیل شد به عملیاتهای حرفه ای، و ضربات سخت و کمرشکنی به صهیونیستها وارد کرد. به همین سبب دشمن متجاوز، در 25 ایار سال 2000 (5/3/1379) بطور یکجانبه و بدون هیچ شرط یا اطلاع قبلی، از جنوب لبنان عقب نشینی کرد.
رژیم اشغالگر قدس با عقب نشینی از جنوب، امیدوار بود ارتش لبنان جنوبی (مزدوران آنتوان لحد) بتوانند به عنوان مرزبان اسراییل، جنوب لبنان را در کنترل خود داشته باشند. اما با عقب نشینی ناگهانی ارتش صهیونیستی، مزدوران که بی خبر بودند غافلگیر شده و خیلی از آنها از ترس انتقام مردم لبنان،
تانک ارتش لبنان جنوبی که به غنیمت حزب الله درآمده
فراری شدند. عده ای به فلسطین اشغالی پناه بردند (که بیشترشان بجز سرکرده ها را، رژیم اشغالگر قدس پناه نداد) عده ای هم به خارج رفتند، بقیه هم تسلیم ارتش لبنان شدند. حزب الله با عملیات دقیقی، سرکرده باقیمانده آنان را به قتل رساند و تیر خلاص را بر پیکره این ارتش از هم پاشیده مزدوران زد.

حزب الله و تقویت حضور در لبنان
حزب الله که پس از درگیری دو ساله با حرکت امل، کم کم از یگ گروه نظامی مخفی به حزبی تمام عیار تبدیل شده بود، پس از پیروزی سال 2000 به تقویت حضور خود در زمینه های اجتماعی و فرهنگی و درمانی و آموزشی پرداخت. از جمله موسسات تابع حزب الله، موسسات حمایت از ایتام و خانواده های شهدا، موسسات خدمات پزشکی و بهداشتی، موسسات آموزشی، موسسه مالی، مدارس و آموزشگاه ها هستند. همچنین از نظر رسانه ای با در اختیار داشتن تلوزیون المنار (با دو پخش ماهواره ای و محلی جداگانه) و رادیو نور سهم مهمی در جنگ رسانه ای ایفا نمود.

درگیری دوباره
در طول این سالها، تلاشهایی برای بازپس گیری زندانیان از طرف حزب الله انجام شد. یک سرهنگ رژیم اشغالگر قدس به نام تاننباوم طی عملیات اطلاعاتی پیچیده ای فریب خورد و به داخل لبنان کشانده شد و در آنجا بازداشت شد. قرار بود تبادل وی و دو سرباز اسراییلی که در اختیار حزب الله بودند در مقابل لیستی از اسرای لبنانی و فلسطینی انجام شود.
پس از آنکه رژیم اشغالگر قدس سه تن از فرماندهان مقاومت را برخلاف معاهده آزادسازی اسرا آزاد نکرد و در بند نگاه داشت، حزب الله وعده داد با عملیاتی اقدام به اسارت سربازان رژیم صهیونیستی کند تا اسرای خود را آزاد کند.
عملیات وعده ی صادق با این منظور انجام شد. اما خود حزب الله هم نمی دانست که این عملیاتش، باعث نجات او خواهد شد. رژیم صهیونیستی با دریافت اطلاعات دقیق از یک مسئول در حزب الله توانسته بود محل اهداف مهم مانند مکان اقامت فرماندهان و نیروهای ویژه را کشف کند و در نظر داشت در زمان شروع مدارس که عموما همه مردم از ییلاق به خانه های خود در شهرها باز می گردند و حتما در منزل خودشان هستند، مهره های اصلی را بمباران کند و با شکسته شدن ارتباط بین حلقه های مقاومت، راه را برای رسیدن به بقاع هموار کند. در این صورت می توانست بر حزب الله چیره شده و آن را کاملا نابود کند. ضمن اینکه با استفاده از بلندی های استراتژیک بقاع، بر جنوب لبنان و کشور سوریه و سرزمینهای فلسطین نظارت داشته باشد. با عملیات حزب الله که تقریبا سه ماه زودتر از برنامه ی رژیم صهیونیستی برای جنگ انجام شد، ورق برگشت. حزب الله آماده هر پاسخی از جانب رژیم اشغالگر قدس بود اما این رژیم هنوز مرحله اطلاعاتی و تنظیم استراتژی ها و تاکتیک های حمله را به پایان نبرده بود. لذا در مخمصه گیر کرد و پس از 33 روز با کمک قطعنامه سازمان ملل خود را نجات داد.
پیروزی سال 2006 بر محبوبیت حزب الله افزود. فشار آمریکا و کشورهای مدافع رژیم اشغالگر قدس، به ظاهر فعالیت حزب الله از مرزهای فلسطین تا نهر لیطانی را طبق قطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل، ممنوع کرد و نیروهای یونیفل را به عنوان ناظر بر اجرای قطعنامه در این مناطق گماشت،
ضمن اینکه جاسوسان آلمانی در فرودگاه مستقر شدند تا به خیال خود مانع رسیدن سلاح به حزب الله شوند. با این حال طبق اطلاعات منتشر نشده، منابع تامین سلاح حزب الله پس از این جنگ به شانزده منبع افزایش پیدا کرد. مافیاهای آمریکایی و بین المللی سلاح، ابراز تمایل کردند که هر سلاحی را در هر نقطه ای از لبنان به حزب الله تحویل دهند.
در طول سالهای پس از جنگ، همواره رژیم اشغالگر قدس قطعنامه را زیر پا گذاشته و به مرزهای لبنان تجاوز کرده است. بارها روستاییان لب مرز را ربوده و به مزارع و زمینهای آنها خسارت وارد کرده است.
بارها در عمق خاک لبنان اقدام به جاسازی دستگاه های جاسوسی و شنود کرده نشان داده به هیچ قانونی جز زور پایبند نیست. علاوه بر اقدامات غیرقانونی و شرورانه که هر روز تکرار می شود، هر از گاهی تهدید به حمله و نابودی کل لبنان می کند.
دشمنی های صهیونیستها پس از آنکه قدرت نظامی حزب الله توانست مچ رژیم اشغالگر قدس را بخواباند، بیشتر به سوی جنگ نیابتی و داخلی پیش رفت. در سال 2008 تلاش کردند از طریق مهره های آمریکایی و مزدوران خودشان در حکومت لبنان، دست حزب الله را در لبنان کوتاه کنند. در این راستا تصمیم گرفته شد شبکه ارتباطی حزب الله قطع شده و هرکس در ایجاد آن نقش داشت بازداشت شود. این قضیه به ماجرای 7 ایار منجر شد و مزدوران دشمن سیلی محکمی از حزب الله خوردند. (بیشتر بخوانید...)
با شکست دوباره این سیاست رژیم اشغالگر قدس، تلاش شد تا از بهار عربی سواستفاده کرده و انقلاب و بلوا را به سوریه، یعنی بزرگترین همسایه مدافع مقاومت لبنان بکشانند تا حزب الله تضعیف شده و به راحتی نابود شود.

جنگ در جبهه خارجی
حزب الله از شروع فتنه در سوریه با دقت جریان را دنبال کرد و موضع خاصی نگرفت. دشمن که سعی داشت با شیعه سنی نشان دادن جنگ، اهل سنت را به قیام فراخواند، تمام امکانات خود را به این امر اختصاص داد. آنها با هیاهوی رسانه ای و پشتیبانی غول های رسانه ای صهیونیستی دنیا توانستند اعراب بدبخت و فقیر کشورهای مختلف را به نیت جهاد بر ضد کفار شیعه و بشار اسد قاتل و با وعده های پول و لباس و حورالعین و غیره، به سرزمین سوریه کشانده و مسلح کنند. با ورود تروریستها به سوریه سعی شد با حمله به قبور و حرم های مورد احترام شیعیان، جنگ را ضد شیعی و ضد علوی نشان دهند تا افراد بیشتری را جذب جهاد کنند. شیعیان سوریه و لبنان و عراق و افغانستان، برای مقابله بسیج شدند. لبنانی های زیادی عموما از حرکت امل، داوطلبانه به سوریه رفتند و شهید و مجروح دادند. حزب الله پس از گذشت یک سال و اندی از جنگ، به دلایل سیاسی و نظامی و اطلاعاتی وارد معرکه شد. حزب الله از اول می دانست که هدف از فتنه سوریه، ضربه زدن به این کشور و تخریب آن به عنوان تنها کشور عربی است که هنوز مخالف رژیم اشغالگر قدس بوده و خود را در جنگ با رژیم صهیونیستی می بیند. ضمن آنکه با سرنگونی نظام سوریه و جایگزین شدن یک مجموعه سیاسی ضعیف (همانند آنچه در لیبی رخ داد)، هم قدرت سوریه نابود شده و هم حزب الله در لبنان محاصره شده و تضعیف می شود. حضور نیروهای ویژه اطلاعاتی و عملیاتی رژیم اشغالگر قدسی در سوریه و عوامل فوق سبب شد حزب الله تصمیم بزرگ خود مبنی بر مشارکت در جنگ سوریه را بگیرد.

با ورود حزب الله به معرکه، ورق برگشت. ارتش سوریه که حتی به خوبی از پس دفاع از خودش بر نمی آمد کم کم در پناه نیروهای خط شکن و حرفه ای حزب الله، به حرکت درآمد و پیروزی های فراوانی کسب کرد.

متحدین و متفقین در برابر یکدیگر
با شکست های پی در پی تروریستها رژیم اشغالگر قدس چند بار با دخالت مستقیم سعی داشت به آنها روحیه دهد و آنها را به زور به جلو هل دهد. اما فایده ای نداشت. آمریکا که در اردن به هزاران تروریست آموزش می داد، امیدوار بود ورود آنها به سوریه بتواند موازنه قوا را به نفع تروریستها برگرداند. با ورود این تروریستها به سوریه، ارتش سوریه و حزب الله آنها را به محاصره خود درآوردند و طی چند گام، آنها را نابود کردند.
با نابودی این آموزش دیدگانِ آمریکا، آه از نهاد جنگ سالاران برآمد و آمریکا اعلام کرد به جهت استفاده سوریه از شیمیایی، قصد دخالت دارد! با به جنبش درآمدن جنگ طلبان، نیروهای ارتش سوریه و حزب الله با کمک روسیه و ایران آماده نبرد شدند و استراتژی دفاعی خود را آماده کردند. روسیه ناوگان جنگی خود را تقویت کرد و سیستمهای دفاع هوایی را فعال نمود. اقدامات اطلاعاتی و عملیاتی این مرحله شامل ساقط کردن یک هواپیمای رادارگریز متجاوز آمریکا،
پرواز پهپادهای حزب الله بر فراز ناوگان آمریکا و رهگیری و ساقط کردن موشکهای شلیک شده بود (که برای سنجش میزان آمادگی و جدیت مدافعان سوریه شلیک شده بود)، علاوه بر آنها انواع فشارهای سیاسی و بین المللی و تهدیدات پشت پرده ایران و روسیه باعث شد آمریکا از ورود به جنگی پر هزینه پرهیز کند.

تضعیف قوا در منطقه
رژیم اشغالگر قدس که با تخریب سوریه و درگیر شدن حزب الله در جنگ احساس می کرد این دو دشمن قدیمی خود را تضعیف کرده و نهایتا می تواند با یک حرکت نظامی، آنان را نابود کند، با اقدام حزب الله در افشای عامدانه برخی اطلاعات و تصاویر در بهت و حیرت فرو رفت. توانایی نیروهای حزب الله در قالب عملیاتهای خط شکنی و نفوذ و چتربازی و هدایت تانک و استفاده فراگیر و مفید از پهپادها، و اجرای تاکتیکهای نظامی پیشرفته، شگفتی ناظران نظامی را برانگیخت و موجب خشم و ذلت صهیونیستها شد. (بیشتر بخوانید...)
با نتایج عملیاتهای موفق حزب الله، و با روشن شدن جنایات تروریستها و حمایت علنی رژیم صهیونیستی از آنها، اکنون رژیم اشغالگر با این واقعیت مواجه شده است که حتی اعراب و متحدان تروریستها، دیگر تمایلی به فرستادن نیرو ندارند و ارسال نیرو به سوریه سیر معکوس به خود گرفته است. از طرف دیگر، حزب الله هرچند نیروها و دسته گل هایی را تقدیم این دفاع مقدس کرد اما تجربه ای که اندوخت و سلاح هایی که به دست آورد و امکانی که برای آموزش آزادانه نیروها در سوریه به دست آورد، عواملی است که موجب قوت بیش از پیش آن شده است. از طرف دیگر تاسیس یگانهای مردمی دفاع شعبی در سوریه (که مشابه بسیج است)، نگرانی های رژیم اشغالگر قدس را بیش از پیش افزایش داده و باعث شده هر روز نقشه جدیدی مطرح کند و یاوه تازه ای ببافد.

خاتمه ای که فرا نمی رسد
لبنانی ها همیشه صبر و پشتکار ایرانی ها را ستایش می کنند. از دفاع مقدس که پس از هشت سال، پیروز و سربلند بیرون آمدیم، از پیگیری های سیاسی پرونده اتمی (که تا قبل از دولت یازدهم) به شکلی سیاستمدارانه پیش می رفت، حتی نشستن یک قالیباف و زحمت یکسال و دوسالش برای بافتن یک فرش، همه و همه صبر و کار بلند مدت ایرانی ها را الگو و زبانزدی برای لبنانی ها کرده است.
با گذشت دو سال از مشارکت حزب الله در جنگ سوریه، لبنانی ها منتظر نتیجه هستند. هرچند حزب الله هیچ وقت گله ای نمی کند یا شکایتی ندارد و فقط به وظیفه اش عمل می کند اما با حزب اللهی ها که بنشینی می توانی دردهایشان را بشنوی. حسن ظنشان به ایران خیلی زیاد است. یک از آنها می گفت: بسیجی های یک محله تهران را بیاورید برای جنگ کفایت می کند. 50 هزارتا بسیجی که بیایند چند روزه کار تمام است. جنگ در سوریه و سرازیر شدن آوارگان سوری و تروریستهای خارجی به لبنان، پیامدهای سختی برای لبنان و مردمش داشته و همه منتظر پایان این کابوس شوم هستند که رژیم صهیونیستی برای منطقه دیده است.

۱۳۹۳/۰۲/۲۶

انواع حجاب در لبنان و هزینه آن

از آنجا که مطالبی در سایتها منتشر شد مبنی بر گران بودن حجاب چادر نسبت به حجاب مانتو، خواستم وضع لبنان را هم بشنوید. اطلاعات من حاصل شنیده ها و دیده های خودم در ضاحیه و فروشگاه های مختلف لبنان است. البته نه فروشگاه های خاص در خیابان الحمرا که هر قطعه لباسشان بین 500 ، ششصد دلار تا چند هزار دلار است. بلکه فروشگاه هایی که عموم مردم از آنها خرید می کنند.
هزینه پوشش برای خانمهای چادری در لبنان بسیار کمتر از مانتو پوشها یا بی حجابهاست.
یک خانم مانتو پوش (مانتو شرعی بلند) باید یک مانتو بخرد و یک روسری یا شال لبنانی (ترکی). قیمتهای روسری و مانتو بیداد می کند. قیمت یک مانتوی خوب بین 50 و صد دلار است. هرچند ارزانتر و بی کیفت تر و ساده تر هم وجود دارد، اما این قیمت نرمال است؛ و البته گرانتر هم موجود است. روسری و شال حریرِ اصل اقلا کمِ کم 50 دلار قیمت دارد به بالا.
ارزانترین روسری حریر که پارچه آن حریر خالص نبوده و ترکیب دارد، 23 دلار به فروش می رسد.
بعد با یک روسری که کار راه نمی افتد، باید اقلا به تعداد روزهای هفته روسری خوش رنگ و خوش طرح داشته باشند. تصور کنید خانمی فقط هفت مانتو و هفت روسری داشته باشد! اقلا هزار دلار هزینه برده. درحالیکه چادر بهترین نوعش از مغازه های صاحب نام، حدود صد دلار و دویست دلار است. با این حال یک چادر برای یک کارمند یا دانشجو که ارزان و با دوام و ساده باشد، 50 دلار است. باید توجه کرد که چادر را برای یکسال می پوشند تا سال بعد یک چادر جدید بخرند و قبلی بشود چادر دم دستی. با این حساب هر خانم چادری کمِ کم، سه چادر دارد. در مقابل، خانم مانتو پوش هر سال اقلا چهار پنج مانتو می خرد. 
در عید های فطر و قربان و ولادت پیامبر که باید لباس نو بخرند و یکی دو تا هم گذری و بازارگردی! پولدارها که ماهی سه چهار مانتو رو شاخشان است. (ببخشید رو جیب همسرشان است!)
گذشته از این، خانم چادری آرایش نمی کند، پس هزینه آرایش هم حذف می شود. (فقط در منزل برای همسر آرایش می کنند یا در موارد نادر، مثل عروسی اعضای خانواده، آرایش می کنند و با روبنده به عروسی می روند) خیلی ها هم با همان چادر در عروسی یا مهمانی می نشینند. (در عروسی های مختلط) پس غیر از هزینه آرایشگاه، هزینه لباس مجلسی هم حذف شد.
برسیم به کلا بی حجاب ها. این خانمها عموما لباس مارکدار می پوشند. یک شلوار مناسب اقلا 50 دلار هزینه دارد. چه جینز چه کتان چه نوع دیگر. بلیز هم همینطور. این قیمتها تازه جزو ارزانترینهاست که مارک معروفی نباشد. لباسهایی که در مغازه های ضاحیه به فروش می رسد، زیر 70 دلار نیست. خانمی از یک مغازه صحبت می کرد که لباسهای زیبایی داشت. می گفت شاید بتوانی لباس ارزان به قیمت 200 هزار لیره هم پیدا کنی! (130 دلار)
برسیم به کفش. کفشهای چینی موجود در بازار در کمترین حالت 20دلار قیمت دارند. اگر از مغازه های صاحب نام کفش مناسب بخواهید که باید اقلا 50 دلار کنار بگذارید (مثل کفش فروشی Saly که کفش چرم لبنانی می فروشد). کفشهای مارکدار که زیر صد دلار وجود ندارد تازه آنهم موقع حراجی. مثلا اگر در هنگام تخفیف به مغازه آدیداس بروید شاید کفشی با حدود 100 دلار گیرتان بیاید.
کیف هم همان داستان است. از مغازه های پایین شهر و چیپ که خرید کنید کمتر از 30 دلار کیف بنجل گیرتان نمی آید. اما مغازه های شیک در پاساژها و مراکز خرید کیفهایی با قیمتهای 100 دلار و 200 دلار به شما عرضه می کنند.
یک خانم بی حجاب باید موهایش مرتب باشد. حتی اگر آرایش درست و حسابی نکند، حتما کمی آرایش می کند (به آن می گوییم صافکاری!). مثلا یک رژ لب کمرنگ و کرم پودر. پس هزیه لوازم آرایشی رو هم باید حساب کرد.
بعضی از مغازه های چادر فروشی به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا، در ازای خرید هر چادر یا مانتو یکی دیگر هم هدیه می دادند. در واقع نصف قیمت خرید می کردید.
در لبنان عموما فروشگاه های لباس در پایان فصل، حراجی می گذارند که واقعا لباس با نصف قیمت یا 70% تخفیف به فروش می رسد. خیلی از مردم تعدادی از لباسهایشان را این مواقع می خرند. در مقایسه با ایران (البته اطلاع من از قیمت های ایران مربوط به سال پیش است) قیمت هر قطعه لباس ارزانتر است.
با این حساب، ظاهرا ایران حجاب گرانتر از خارج است. چه چادر و چه مانتو. پس بگو چرا بعضی از دخترها هی آستین یا پاچه شان آب می رود!!!

۱۳۹۳/۰۲/۲۵

سالروز تغییر قبله مسلمانان

امروز به روایتی سالروز تغییر جهت قبله مسلمانان است.
در سالهای اول اسلام، مسلمانان رو به بیت المقدس نماز می خواندند. هرچند روایت شده پیامبر در خانه خدا رو به این خانه نماز می خوانده اند اما نمازهای دیگر را به همراه مسلمانان، رو به بیت المقدس می خواندند.
یهودیان و مشرکان و منافقان با زخم زبان و نیش و کنایه در این سالها مسلمانان را آزار می دادند. به همین جهت دستور الهی مبنی بر تغییر جهت قبله صادر شد.
پس از تغییر جهت قبله، همان یهودیان و مشرکان و منافقان قبلی، باز زبان به یاوه گویی گشادند و نسبت به این امر اعتراض کردند. آیه زیر به همین مناسبت نازل شد.
سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا ۚ قُل لِّلَّـهِ الْمَشْرِ‌قُ وَالْمَغْرِ‌بُ ۚ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿بقره ١٤٢
به زودی سبک‌مغزان از مردم می‌گویند: «چه چیز آنها [= مسلمانان‌] را، از قبله‌ای که بر آن بودند، بازگردانید؟!» بگو: «مشرق و مغرب، از آن خداست؛ خدا هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند.»

مطلبی در مورد جهت قبله در لبنان
مطلبی به شکل طنز در مورد اینکه لبنانی ها رو به قدس نماز می خوانند.

۱۳۹۳/۰۲/۲۳

ولادت با سعادت امیر مومنان + عیدی

ولادت با سعادت حضرت علی علیه السلام، مولی الموحدین، فارووق اعظم، اصدق الصدیقین، اسد الله الغالب، حیدر کرار، امیرالمومنین رو خدمت همه دوستان تبریک عرض می کنم.
متاسفانه در لبنان روز ولادت حضرت علی جزو اعیاد محسوب نمی شود و اگر پرچم ها و بنرهای حزب الله نبود کسی متوجه نمی شد امروز روز ولادت است. خیلی جالب است که امسال 13 رجب، دقیقا مصادف با روز سیزدهم ماه ماه میلادی است.
به این مناسبت سرود لبنانی بسیار زیبایی رو تقدیمتون می کنم که متن و ترجمه آن هم تقدیم حضورتون می شود.

خواننده: آقای محمد فاضل
دریافت صوت در عشق حضرت علی علیه السلام

دریافت متن و ترجمه شعر حب علی - محمد فاضل
حجم: 237 کیلوبایت

۱۳۹۳/۰۲/۱۹

درآمد نظامیان لبنان چقدر است؟

واقعا باید به حال خودمان افسوس بخوریم. چرا که سرباز مفت و مجانی میفرستیم لب مرز. چرا که یک ارتشی یا نظامی ما که جانش کف دستش است، باید اندازه یک معلم حقوق بگیرد و برای گذران زندگی و دانشگاه بچه هایش دغدغه داشته باشد.
مدتها است گروه های کارگری و اتحادیه ها و اصناف در لبنان برای تصویب افزایش حقوق، دست به تظاهرات و تعطیلی و اعتصاب می زنند. جدول زیر حقوق ارتشی های لبنان را نشان می دهد و برنامه پیشنهادی برای افزایش آن. با این حال معتقدند در حق ارتشیها ظلم شده و نسبت افزایش حقوق کافی نیست. همانطور که در جدول اصلی می بینید دو طرح برای افزایش حقوق وجود دارد. یکی طرح اول که کارگروه اول به ریاست آقای کنعان آنرا محاسبه کرده، و یکی کارگروه دوم به ریاست آقای عدوان.


در جدول زیر برنامه دوم یعنی پیشنهاد آقای عدوان ملاک محاسبه قرار گرفته.


 این اعداد رقم پایه حقوق است. مطمئنا حق اولاد و حق ماموریت و بسیاری بندهای دیگر میزان حقوق را بالا می برد. از ملازم به بعد ماهانه مقداری بنزین مجانی دریافت می کنند که به نسبت درجه شان فرق می کند. بیمه و شهریه مدارس فرزندان و غیره هم به جای خود!
* هر دلار آمریکا 1513 لیره لبنان است (به تاریخ امروز)
** هر دلار آمریکا امروز 3292 تومان در ایران به فروش می رسد

۱۳۹۳/۰۲/۱۷

اهانت خبرنگار به مقدسات!

خبری در رسانه ها منتشر شد که خبرنگاران با ایستادن بر جامهری، به مهرها اهانت کردند. قبل از اینکه از مهر و قداست داشتن یا نداشتن آن صحبت کنیم، باید عرض کنم عموما عکاس های حرفه ای وقتی لازم باشد از زاویه خاصی از سوژه ای عکس بگیرند، دیگه حواسشون به چیزی نیست. یعنی باباش هم اونجا باشه میره رو کله باباش تا عکس بگیره! بگذریم!

فلسفه سجده چیست؟
عبادت از قدیم و به شکل های گوناگون در تمام اقوام و قبایل وجود داشته. بت پرستان که به بت خود تعظیم و سجده می کردند یا خداپرستانی که به شیوه خاص خود نماز می گزاردند. سجده خاضعانه ترین شکل عبادت در برابر پروردگار است. در این حالت انسان در متواضعانه ترین شکل خود، سر بر خاک می گذارد و تو گویی به معبودش می گوید من خاک پای تو هستم.
گذشته از اثرات الکترومغناطیسی که برخی دانشمندان برای سجده بر خاک کشف کرده اند و آنرا برای تخلیه انرژی های منفی و مضر بدن، ضروری دانسته اند، این حرکت اثرات معنوی بسیار بزرگ و ناشناخته ای دارد که سالکان و عارفان عبودیت و بندگی خدا ممکن است ذره ای از آن را چشیده باشند و خبری از آن داشته باشند.

چرا بر خاک سجده می کنیم؟
نماز، دستور خداست به پیروان تمامی ادیان آسمانی. نماز جزئی از عبادات یهودیان، مسیحیان و مسلمانان است. هرچند اشکال آن و رکعات آن متفاوت است. ما نماز را به شکلی که پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله می خوانده انجام می دهیم. پیامبر، قبل و پس از تغییر قبله، در نماز سر بر خاک می نهاده است. حتی کسانی را که خاک مسجد را فوت می کردند تا کثیفی و خس و خاشاک را از محل سجده شان دور کنند، از این کار نهی کرده. ضمن اینکه بعدها که مسجد را با حصیر پوشاندند و سقف زدند، بازهم سر بر خاک می گذاشته است و فقط در تابستان که گرمای خاک آزار دهنده بوده سر بر حصیر می گذاشتند. این بدان معنا است که باید بر خاک عادی سجده کرد نه بر فرش یا کلا زمین.
جا دارد از اهل سنت (که مدعی پیروی از سنت پیامبرند) و از سلفی ها (که مدعی پیروی از اسلاف هستند) بپرسیم چرا در این مورد به پیامبر اقتدا نمی کنند؟ کاملا منطقی است که هر کسی مقداری خاک همراه داشته باشد و بر آن سجده کند. چیزی که ما امروزه به آن مهر می گویییم یا به قول عربها تربه یا سجده. ضمن اینکه روایت شده اصحاب پیامبر هنگام سفر با کشتی با خود مقداری خاک حمل می کردند.
در سایت پرسمان آمده است:
علت استفاده از مهر اين است كه اولاً: بنا بر روايات بسيارى - كه شيعه و سنى نقل نموده‏اند - پيامبر(ص) بر خاك سجده مى‏كردند و در تابستان كه بر اثر هواى عربستان خاك و ماسه‏هاى كف مسجد النبى(ص) بسيار گرم و سوزان مى‏شد، بر حصير سجده مى‏كردند. ثانيا: عبادت توقيفى است و در اجزا و شرايط آن بايد براساس قول و فعل شارع عمل كرد؛ چنان كه خود پيامبر(ص) نيز فرموده‏اند: «صلّوا كما رأيتمونى اصلى؛ همانطور كه مى‏بينيد من نماز مى‏خوانم، شما نيز نماز بخوانيد.» بنابراين از نظر فقهى بر غير آنچه كه پيامبر(ص) بر آن سجده كرده‏اند، سجده جايز نيست. ثالثا: اساس سجده، بريدن از دنيا و متعلقات آن و خضوع و خشوع كامل در پيشگاه خدا است و در روايت است كه انسان به خوردنى‏ها و پوشيدنى‏هاى خود تعلق بسيار دارد. پس بر اين گونه امور سجده روا نيست و جبهه برخاك ساييدن بيشترين كرنش و تواضع و دورى جستن از تعيّنات و تعلقات را در پى دارد. رابعا: مهر نزد شيعه موضوعيت ندارد؛ بلكه ملاك همان سجده بر خاك است و مهر وسيله‏اى است كه سجده بر خاك را در هر جا و هر مكان سهل و آسان مى‏سازد. خامسا: عالمان برجسته و عارفان اهل سنت نيز سجده بر خاك را تأكيد كرده‏اند؛ هم‏چنان كه محمد غزالى در كتاب «احياءالعلوم» بر اين مسأله انگشت نهاده است. بنابراين مخالفت برخى از اهل سنت با اين مسأله، از روى ناآگاهى و تعصبات جاهلانه است و از نظر منابع فقهى و عالمان برجسته اهل سنت نيز سجده بر خاك افضل است و اگر اشكالى هست در اين است كه چرا برخلاف سنت پيامبر(ص) اهل سنت بر هر چيزى حتى فرش و... سجده مى‏كنند.

آیا مهر قداست دارد؟
خیر. مهر به خودی خود قداستی ندارد. همانطور که در مسجد پیامبر مردم پایشان را بر همان خاک می گذاشتند و رد می شدند الان هم لگد کردن هر بی احترامی نیست. مگر اینکه روی آن اسامی ائمه یا اسم خدا نوشته شده باشد یا تربت کربلا باشد.
نقل است روزی مرحوم استاد علامه سید مرتضی عسکری رضوان الله علیه آن عالم جلیل القدر شیعه، در مناقشه با یک وهابی جاهل که شیعه را به بت پرستی متهم می کرد، فرمود: ما مهر را نمی پرستیم. بر مهر سجده می کنیم چون باید بر خاک سجده کنیم، همانطور که پیامبر اسلام بر خاک سجده می فرمود. سپس مهر خود را از جیب درآورد و زیر پایش له کرد و شکست و گفت: این خدای من نیست، این تنها قطعه ای خاک پاک است که برای سجده سر بر آن می گذارم. شما چرا مانند پیامبر بر خاک سجده نمی کنید؟!

اما حکم نوشته های روی مهر چیست؟
جایی به نقل از مرحوم حضرت آیت الله العظمی بروجردی ، آن یگانه مرجع بزرگ شیعه در زمان خویش، خواندم که نوشتن اسامی ائمه روی مهر جایز نیست. نه اینکه حرام باشد، هم از نظر اینکه اگر زیر دست و پا افتاد بی احترامی نشود و هم از نظر اینکه متهم به ائمه پرستی نشویم. (دوستانی که منبع آن را بلدند لطفا اطلاع دهند)
مراجع بزرگ ما همواره جامع الرای بودند اما برخی اشخاص با انجام اعمالی سعی می کنند مقدس بازی درآورند و این اعمالشان چون پشتوانه دینی و تایید معصوم را ندارد، به ضرر دین و تشیع تمام می شود.

آیا قداست مهر ها برای این رسانه ها مهم است یا تخریب یک رسانه دیگر؟ و قداست مهر وسیله است؟
جواب این سوال را به خودتان وا می گذارم. البته جوابش خیلی آسان است.
خود عکس هم گویاست. کفششان روی جامهری است نه مهرها. به هر حال بهتر بود این حرکت رو انجام نمی دادند.
 پاسخ به شبهه سجده بر مهر، توسط سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر. نظرات ذیل مطلب هم جالب است.

روز جهانی پس گردنی!

امروز 7 ایار، که شیعیان لبنان به آن روز جهانی پس گردنی می گویند (یوم السحسوح العالمی)، یک روز تاریخی در لبنان است. قبلا در مورد این روز و اینکه چطور حزب الله سه ساعته کل لبنان را تحت سلطه خود درآورد مطلبی نوشته بودم. پس گردنی اشاره دارد به جوابی کوچک اما محکم و قاطع به اقدامات بر ضد مقاومت که از سوی جناح حریری به نیابت از اسراییل انجام شده بود. هر سال در 7 ایار یاران حریری پس گردن خود را می مالند و به یاد پس گردنی سیاسی ای که خوردند آه می کشند.
ماجرا را در اینجا بخوانید.

۱۳۹۳/۰۲/۱۶

آتش سوزی نزدیک قصر ریاست جمهوری لبنان

لبنان آب و هوای معتدل و مرطوبی دارد و گرمای آن در بالاترین حالت زیر 35 درجه است، با این وجود آتش سوزی های زیادی در جنگل ها و مراتع اتفاق می افتد که برخی از آنها هم به سبب اهمال مردم است.
دیروز هوا بسیار گرم و خشک بود. دمای هوا 35 درجه و رطوبت فقط 10 درصد بود. هوا غبار آلود بود و محدوده دید بسیار کم. در این شرایط آتش سوزی خطرناکی در منطقه بطشای و مراتع اطراف بعبدا (شرق بیروت) رخ داد که به منازل مسکونی و ماشینهای مردم هم رسید. در پی این ماجرا مردم و آتش نشانی و نیروهای دفاع ملی و ارتش به خاموش کردن آتش مشغول شدند.

ارتش لبنان قبلا سه فروند بالگرد سیکورسکی S61N برای اطفای حریق به مبلغ 16 میلیون دلار با کمک مالی جمعیت اخضر دائم (همیشه سبز) خریده بود. اما امسال به جهت نبودن بودجه برای تعمیر و نگهداری این هلی کوپترها و در غیاب آنها، آتش سوزی بعبدا، به سرعت گسترش یافت به طوریکه مردم اموال قیمتی و ضروری خود را برداشتند و به سرعت گریختند. در همین راستا 100 خانه مسکونی و مدارس نزدیک به مکان حریق تخلیه شد. آتش سوزی ممکن بود به قصر بعبدا یعنی قصر ریاست جمهوری لبنان برسد.
این اتفاق اعتراض مردم و رسانه ها را در پی داشت. آنها خواستار توضیح مقامات مسئول هستند که چرا هلی کوپترهایی که با هدیه مالی جمعیت محیط زیستی تهیه شده، فقط به خاطر 300 هزار دلار هزینه تعمیر و نگهداری، روی زمین خوابیده است. خسارتی که این آتش سوزی به بار آورد معادل هزینه تعمیر و نگهداری ده فروند هلیکوپتر برآورد شده است.
اینجاست که می توان تفاوت توان نیروهای نظامی کشورها را دریافت و باید به تلاش و زحمتهای نیروهای مسلح ایرانی و متخصصان داخلی که در اوج تحریمهای شدید و ظالمانه، تجهیزات را آماده به کار نگه می دارند، آفرین گفت.
پس از رسانه ای شدن این مشکل مسئولین ارتش اعلام کردند شرکت هواپیمایی خاورمیانه (شرکت هواپیمایی ملی لبنان) به عنوان هدیه، هزینه تعمیر و نگهداری این هلی کوپترها را به عده گرفته است و تا یکماه دیگر هلی کوپترها آماده خواهند بود.
گرمای بی سابقه در لبنان، به سبب کاهش شدید نزولات آسمانی در زمستان گذشته و بهار، نگرانی مردم را برانگیخته و قطعا تابستانی گرم و کم آب و پیش رو خواهند داشت. ضمن اینکه بالارفتن مصرف برق در تابستان میزان قطعی برق را هم افزایش می دهد.

۱۳۹۳/۰۲/۱۳

کمی از حزب الله

شروع کردم از حزب الله لبنان بنویسم، از روحیه شان، از اعتقاد راسخشان، از احترام فوق العاده شان به امام زمان، از خلوصشان، از ولایتشان، از کم لطفی هایی که دیگران در حق آنها می کنند، از تنگدستیشان، از جهادشان، اخلاقشان و برنامه هایشان.
شروع به نوشتن که کردم تبدیل شد به مقاله ای که به تاریخ شیعه در لبنان و تاسیس حرکت امل و سپس حزب الله می پردازد و مراحل پیشرفت حزب الله را بررسی می کند.
یادم افتاد 25 ایار یعنی 5 خرداد سالروز آزادسازی لبنان بدست حزب الله است. بهتر دیدم مقاله در آن تاریخ منتشر شود. اما اینجا چند جمله ای می نویسم که در نوشته های جدی نمی توان نوشت.
وقتی وارد یکی از مساجد ضاحیه یا جنوب می شوی، جوانهای زیادی را می بینی که برای نماز در مسجد جمع شده اند. بعضی ها با لباسهایی به مسجد می آیند که اگر در ایران با آن از جلوی مسجد رد شوند حتما یک پس گردنی می خورند یا لااقل فحشی نصیبشان می شود! مثلا یکی با شلوارک جینز و تیشرت و موهای عجیب و غریب و خالکوبی در صف جماعت ایستاده، یکی با زیرپیراهنی درحال نماز خواندن است، دیگری با پیژامه یا گرم کن ورزشی و.... بعضی ها سر سجده اسلحه شان از کمرشان بیرون می زند، البته در لبنان هرکسی می تواند اسلحه حمل کند.
از تعداد زیاد جوانان به فکر فرو می روی و از مسجدهای خلوت (بقول خودمون پیرمردی) کشور خودت خجالتزده می شوی. ظاهرا اینقدر انقلاب اسلامی را صادر کردیم که برای خودمان کم آمده!
با چند نفرشان که زیاد رفیق باشی می فهمی کدام به سوریه رفته و جنگیده. از خاطراتشان می گویند و از صحنه هایی که تو را قانع می کند تروریستها مشتی زامبی بی مغز هستند. وقتی می فهمی عراقی هایی که برای گردانهای مدافع حرم به سوریه می روند ماهی چقدر دلار  حقوق می گیرند کل تصوراتت از مدافعان عراقی به هم می ریزد. وقتی می فهمی عراقی ها از اینکه لبنانی ها چیز خاصی بابت دفاع مقدسشان در سوریه نمی گیرند تعجب می کنند، دلیل برتری حزب الله در سوریه را می فهمی: اخلاص. آن کسی که برای پول آمده مطمئنا برای جان بیخیال می شود؛ و آنکه برای عکس گرفتن آمده، از گلوله فرار می کند.
بعد از تمام شدن نماز لا اله الا الله می گویند و تسبیحات می خوانند، سپس دعا خوانده می شود و بلند شده و به ائمه سلام می دهند. جالب است که هنگام سلام، برعکس ما که دستمان را روی سینه میگیریم، دست راستشان را بالا می گیرند بطوریکه کف دست رو به جلو است، دقیقا مثل وقتی ما از دور به کسی سلام می دهیم و دستمان را کنار صورتمان می گیریم. وقتی به سلام بر امام زمان می رسد یا دارند دعای فرج می خوانند، همه دستشان را در طول دعا، بر سر نهاده و سرشان را خم می کنند. اینجا یاد سخن نیشدار یک ایرانی می افتم که می گفت لبنانی ها ولایتشان ضعیف است! زهی ولایت آن ایرانی که هیچ فایده عملی برای اهل بیت پیامبر نداشته و ندارد.
حزب اللهی ها حقوق خیلی کمی می گیرند، تازه فقط آنها که کادر اداری هستند حقوق می گیرند، بقیه حالت بسیجی دارند و حقوق بگیر ثابت نیستند. این افراد که تمام شبانه روزشان در خدمت حزب الله است، حتی از یک معلم هم کمتر دریافت می کنند. این درحالی است که زندگی در لبنان خیلی گران است و برای داشتن یک زندگی معمولی رو به پایین اقلا باید ماهی هزار دلار درآمد داشت. حتی دانشجوهای ایرانی که کلی هم صرفه جویی می کنند مجبورند ماهانه بین 400 تا 600 دلار هزینه کنند.
حزب اللهی ها تفاوت عمده ای با دیگر شیعیان دارند، معلومات مذهبی بالاتر در اخلاق و رفتارشان اثر محسوسی دارد و می بینید عموما یک جوان حزب اللهی جدای از تدین و ایمانش، اخلاق نرم تر و خلق و خوی بهتری دارد.
البته هیچکس معصوم و بی عیب و ایراد نیست. خود حزب الله هم به عنوان یک حزب، بی عیب و ایراد نیست. اما عیب و ایرادهایی که به حزب الله نسبت می دهند عموما بی پایه و اساس است. عیب و ایرادهای اساسی که به هدفشان و کارشان صدمه می زند را نه دشمن می داند نه مخالفان. با این حال از نظر من سالم ترین و بهترین مجموعه ای است که سراغ دارم. یعنی اگر ایران در داخل یا خارج کشور فقط یک جا درست برنامه ریزی کرده باشد و کاری انجام داده باشد، قطعا تاسیس حزب الله است. حزبی که بیشترین بازده و سود را داشته و گاهی از تاسیس کنندگان خود جلوتر رفته و بهتر شده است.