۱۳۹۳/۰۲/۱۰

شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن

می دانید که یکشنبه ها در لبنان تعطیل رسمی است. مثل جمعه ها در ایران.
صدای ناقوس کلیسا را که می شنویم به همسرم می گویم: الان وقت نماز جمعه مسیحی ها است!
مسیحیان در این روز به کلیسا رفته و به سخنان کشیش گوش داده و سپس دعا و نماز می خوانند و برای آمرزش گناهانشان دعا می کنند. صد رحمت به مسیحی ها که هفته به هفته گناهان خود را پاک می کنند. بعضی از مسلمانها هستند، سال تا سال، فقط شب قدر یا روز عاشورا، گناهان خود را پاک می کنند! تازه اگر واقعا پاک شود و توبه واقعی باشد! خیلی ها دلشان را خوش می کنند که برای امام حسین اشک ریختند و گناهانشان پاک شد. برای اثبات این ادعا کلی هم حدیث می آورند. حواسشان نیست هر گناهی زخمی به دل امام حسین و امام زمان است و اگر توبه حقیقی نباشد و طبق شرایطی نباشد که امیرالمومنین برای توبه فرموده اند، فقط مسخره کردن خودمان و خداست. امام رضا (عليه السلام) در اينباره فرموده اند: من استغفر الله بلسانه و لم يندم قلبه فقد استهزء بنفسه ( الكراجكي، أبو الفتح: كنز الفوائد، چاپ2، قم المقدّسه، چاپخانه مصطفوي؛ چاپخانه غدير، 1369هـ.ش، ص152-153) كسى كه به زبان توبه كند، ولى در دل از گناهى كه مرتكب شده پشيمان نباشد، خودش را مسخره كرده است.
توبه ای که بعد از آن هیچ تغییری در رفتار انسان رخ ندهد و باز هم بر گناهان گذشته اش اصرار کند، توبه نیست. اشکی که سیاهی گناه را نشوید و دل را جلا ندهد، گناه را پاک نمی کند. آن اشکی پاک کننده گناه و خاموش کننده آتش جهنم است که دل و دیده را پاک کند و انسان را از گناه دور کند. وقتی امام صادق می فرماید شفاعت ما به کسی که به نماز بی توجه است نمی رسد، یا می فرماید ولایت ما جز با ورع و کوشش بدست نمی آید، مشخص می شود ولایتِ نجات دهنده، پیروی از معصومین و عمل به احکام الهی است و لا غیر. (لا تذهبن بكم المذاهب فوالله لاتنال ولايتنا الا بالورع والاجهاد فى الدنيا ومواساة الاخوان فـى الله , وليـس من شيعتنا من يظلم الناس. (بحارالانوار، ج78 ص303) مسلكها و مذهبها شما را نبرند، به خدا سـوگند به ولايت ما نتوان رسيد جز با پارسايـى وكـوشـش در دنيا، و يارى دادن برادران براى خدا. و كسى كه به مردم ستم كند، شيعه ما نيست.)
برخی مداحان و شعرا با احساسات مذهبی مردم بازی کرده و ناخواسته به مردم مجوز گناه می دهند تا در عاشورا یا شب قدر، آن را پاک کند! اما معارف اهل بیت علیهم السلام چیز دیگری می گوید.

استاد محمد حسن حاجب بروجردی ، شاعر معروف به افصح الشعراء قرن چهاردهم هجری در شهر بروجرد دیده به جهان گشود . ایشان از معاصرین و دوست استاد محمد باقر صامت بروجردی بوده است و نوشته اند که با صامت در کسب تجارت شریک بوده است. وی مردی فروتن بود و عمری دراز کرد و در سال ۱۳۶۷ در زادگاهش بروجرد در گذشت. مقبره او در جهان آباد بروجرد قرار دارد .
روزی حاجب بروجردی قصیده ای زیبا در مدح امیر المومنین ، علی (ع) سرود که شاه بیت آن این بود:
حاجب اگر محاسبه حشر با علیستمن ضامنم که هر چه بخواهی گناه کن!
همان شب در عالم رویا مولا علی بن ابیطالب (ع) به خواب ایشان آمده و فرمودند:
اگر چه محاسبه در دست ماست اما اگر اجازه بدهی من بیت آخر شعرت را اصلاح کنم!  
حاجب عرض میکند : یا مولا شعر برای شما و در مدح شماست.
حضرت علی(ع) میفرماید پس بیت آخرت را اینگونه بنویس:
حاجب یقین محاسبه حشر با علیستشرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن
در نسخه ای دیگر آمده:
مجرم یقین محاسبه حشر با علیستشرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن
منابع:

۱۳۹۳/۰۲/۰۵

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسکم

خیلی وقتها آنها که داعیه یا دغدغه ی فرهنگی دارند یک چیز را یادشان می رود. و آن هم این مطلب است که باید خودشان ره یافته باشند تا راهنما شوند. مطلبی در وبلاگی دیدم که تلنگری است برای همه خصوصا خودم، که اگر به دیگران چیزی امر می کنیم، اول از همه خودمان به آن عامل باشیم. نمی توان از مردم صداقت خواست و با آنها صادق نبود، نمی توان یارانه گرفت و از مردم خواست انصراف دهند، نمی توان خانواده ی آدم حجاب درست و حسابی نداشته باشند و در خیابان به زن و بچه مردم گیر داد.
به قول معروف رطب خورده کی منع خرما کند.
با هم مطلب زیر را که عینا از وبلاگ دغدغه هایی درباره تربیت و تعلیم نقل شده مطالعه می کنیم:
واقعاً خیلی از کارهایی که ما انجام می دهیم را اگر متربیان و شاگردان و بچه هایمان انجام دهند، مدت ها از خواب و خوراک می افتیم که چرا منِ مربی نتوانستم فلانی را طوری تربیت کنم که فلان خطا را نکند!! دقایقی فکر کنیم... این طور نیست؟
اصلاً ما باید که را تربیت کنیم؟
مولا علیه السلام فرمود:
«مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسّ إماماً فَلیَبدَأ بتَعلیمِ نَفسِهِ قبلَ تأدیبِ غَیرِهِ و لْیَکُن تَأدِیبُهُ بسیرتهِ قبلَ تأدِیبِهِ بلسَانِهِ و مُعَلِّمُ نَفسِهِ و مُؤَدِّبُهَا أحَقُّ بالإجلَالِ مِن معلم النَّاسِ و مُؤَدِّبِهِم.»
کسی که خود را پیشوای مردم قرار می دهد، باید قبل از آن که به تأدیب دیگران اقدام کند، آموزش خود را آغاز نماید
و تربیت او با رفتارش باید بر تربیت با گفتارش مقدَّم باشد
و کسی که آموزگار و ادب کننده ی خود باشد، بیش از آموزگار و ادب کننده ی مردم سزاوار ستایش است.
نهج البلاغه، حکمت 73

۱۳۹۳/۰۲/۰۳

حرم حضرت رقیه علیها سلام در امنیت کامل

در مطلب قبل عرض شد که عوامل حفظ حرم حضرت زینب علیها السلام چه بود
حرم مقدس دیگر در شام، حرم حضرت رقیه علیها سلام است که در دمشق پایتخت سوریه قرار دارد. هرچند شایعاتی مبنی بر تعرض وهابیون به این حرم منتشر شد اما این حرم از آغاز درگیری ها در سوریه در امنیت بوده و چون از اول، پایتخت در کنترل نظام بوده است هیچ صدمه و تعرضی به آن وارد نیامده و تکفیری های زامبی صفت هیچگاه حتی به نزدیکی آن هم نرسیده اند.
جالب است بدانید مرقد مطهر حضرت رقیه توسط امام موسی صدر و با تلاش و پیگیری ایشان بازسازی شد. ظاهرا چند تاجر ایرانی قصد می کنند که برای این مرقد مطهر گنبد و بارگاه بسازند. از آنجا که دولت سوریه دولتی بعثی بود و به آنها اجازه نمی داد، دست به دامن امام موسی صدر شدند و ایشان مستقیما با مرحوم حافظ اسد صحبت کرد و نماینده ای هم از جانب ایشان دائما در حال نظارت و رسیدگی بود. ایشان دستور داده بود در کنار این حرم، درمانگاه، کودکستان و پارکینگ ساخته شود. برای ساخت این مجموعه، خانه های اطراف خریداری شد و برای اینکه زمین غصبی نباشد و بشود در آن نماز خواند، کار راضی کردن صاحب خانه ها و مستاجرها را خود به عهده گرفت و نگذاشت دولت بعث سوریه، مردم را به زور بیرون کند. با زحمات زیاد و پیگیری های امام موسی صدر، بالاخره این مرقد ساخته شد و به برکت آن مقام مقدس، قیمت زمینهای اطراف بسیار بالا رفت و کسب و کار مردم آن حوالی بسیار رونق گرفت.
امیدوارم جزئیات این عمل خیر و چگونگی به نتیجه رسیدن این پروژه در آینده نزدیک توسط موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر منتشر شود.
ان شاء الله کشور سوریه از شر وهابیها و تکفیری های زامبی صفت خلاص شود و راه برای زیارت این حرمهای مقدس باز شود.

۱۳۹۳/۰۱/۲۸

چگونه حرم حضرت زینب سلام الله علیها حفظ شد؟

از شروع تظاهرات در سوریه و تبدیل ناگهانی انقلابیون به تروریستهای مسلح بیش از دو سال می گذرد. با شدت گرفتن جنگ در سوریه، تلاشهای زیادی صورت گرفت که آنرا جنگ شیعه سنی نشان دهند و با تحریک احساسات مذهبی اهل سنت، نیروهای بیشتری جذب کنند.
به روایت یک شاهد عینی که اوایل درگیری ها از سوریه فرار کرد و به لبنان آمد، تروریست ها در منطقه شیعه نشین نزدیک حرم حضرت زینب به منازل مردم حمله می کردند و آنها را غارت می کردند. این خانم سوریه ای می گوید: «روی دیوار ها نوشته بودند مال و جان و ناموس شما برای ما حلال است. منتظر دختران شما هستیم. هر خانم چادر پوشی را می کشتند چون حتما یا شیعه است یا طرفدار حزب الله. من فقط به خاطر دخترهایم فرار کردم. وگرنه همانجا می ماندم تا در خانه ام کشته شوم. وگرنه از شهادت برای حجاب و دینم هیچ ترسی نداشتم و به هیچ عنوان چادرم را کنار نمیگذاشتم.»
با تشکیل یگانهای مدافعان حرم توسط شیعیان مختلف منطقه، حرم عمه سادات از تعرض تروریستهای وحشی در امان ماند و نیت پلید آنان در نبش قبر و اهانت، به لطف خدا و مجاهدت شهدا محقق نشد. اما هر از گاهی خمپاره ای به حرم شلیک می کردند.
چه شد که گلوله باران و پرتاب خمپاره توسط تروریستها تقریبا قطع شد؟
اولین سبب آن گسترش منطقه امن و حلقه دفاعی پیرامون حرم و پاکسازی مناطق پیرامون حرم بود. با اینحال تا مدتها تروریستها در مسافتهایی بودند که می توانستند حمله موشکی یا خمپاره ای داشته باشند.
علت بعدی جواب محکم و ویرانگر مدافعان به حملات خمپاره ای بود. هرگاه حمله ای توسط تروریستها صورت می گرفت، منطقه ی شلیک به شدت توسط مدافعان بمباران می شد. یا اینکه یگانهایی برای پاکسازی آن قسمت اقدام می کردند و شر تروریستها را کم می کردند.
به نظر می رسد حزب الله این سیاست را از دشمن صهیونیستی تقلید کرده و به خوبی هم از آن نتیجه گرفته است. تروریستها دیگر جرات نکردند به حرم شلیک کنند، چرا که طعم تلخ موشکهای برکان و میدان را چشیدند.
اما دست پنهان الهی هم معجزاتی را رغم زد که تروریستها را از ادامه اهانت و تجاوز باز داشت. به عنوان نمونه، یکبار دو تروریست با موشک (ظاهرا آر پی جی) به گنبد شلیک کردند اما گلوله عمل نکرد و قل خورد و به پایین افتاد. گلوله دیگری شلیک کردند، باز هم همین اتفاق افتاد. دو تروریست آنچنان وحشت کردند و چنان ترس از عاقبت این جنایتشان بر دلشان چنگ انداخت که فرار کردند و کلا دست از جنگ کشیده و به لبنان رفتند.
آیا تمام گروه های مسلح داخل سوریه تکفیری ها و وهابی هایی هستند که هدفشان تخریب مقامات و مکانهای مقدس است؟
خیر. گروه های مختلفی در سوریه هستند که اقلا ادعای دفاع از مکانهای مقدس اعم از مساجد و کلیسا ها و مرقد ها و آرامگاه ها را دارند، مثل ارتش آزاد که از ارتش سوریه جدا شده. اما این گروه ها نسبت به دیگر گروه ها تعداد و قدرت کمتری دارند و برخلاف ادعاهایشان نتوانسته اند جلوی اعمال ضد انسانی و غیر اخلاقی تروریستهای خارجی را بگیرند.
مدافعان حقیقی - مدافعان لاف زن
از آغاز جنگ در سوریه، شیعیان زیادی با مشاهده خطر تکفیری ها، از نقاط مختلف جهان برای دفاع از حرم داوطلب شدند. لبنانی ها، عراقی ها، ایرانی ها، افغانی ها، مهم ترین و پر تعداد ترین شیعیانی بودند که در حلقه مدافعان دفاع مقدس حضور یافتند. هرچند حزب الله لبنان به شکل ویژه و پر رنگ و با تمام وجود در صحنه حضور یافت اما شیعیان لبنانی از حرکت امل هم در این میدان حضور یافتند و شهید و مجروح دادند که حضورشان رسانه ای نشد.
در مقابل، شیعیانی هستند که تا دیروز ادعای دفاع از اهل بیت و دفاع از شیعه داشتند، اما الان هیچ صدایی از آنها بلند نمی شود. آنها که جواز قمه زنی و صورت خراشی را از روایت مشکوک سر شکستن حضرت زینب در کربلا اثبات می کردند، امروز نه حاضرند خونی در این راه بریزند نه دفاع از حرمت حضرت زینب و خواهر مکرمه شان حضرت سکینه (دختر امام علی مدفون در داریا) را واجب می دانند. خون ریختنشان فقط داخل حسینیه و در سایه امنیت و اقتدار نظام اسلامی ایران لازم است! نه در میدان دفاع مقدس و جنگ با اشرار و دشمنان اهل بیت! این نوع شیعیان که عمدتا صدای بزرگانشان از لندن و آمریکا به گوش می رسد و امثال رهبر انقلاب و سید حسن نصرالله را طاغوت می خوانند به یقین همانهایی خواهند بود که در مقابل امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می ایستند و وی را انکار می کنند و با وی می جنگند.
خدا ما را از شیعیان واقعی اهل بیت قرار دهد

۱۳۹۳/۰۱/۲۶

اینجا چه خبر است

مدتی است با پیشروی ها و موفقیت های نظام سوریه با کمک حزب الله، رسانه های حامی تروریستها اخبار ناموثق و کذب منتشر می کنند تا حزب الله و نظام سوریه را دچار تفرقه و مشکل نشان دهند. همانطور که مثلا داعش و النصره با هم درگیرند.
برای مثال روزنامه الوطن سعودی نوشته بود (لینک خبر) مذاکراتی بین حزب الله و سوریه در جریان است تا نیروهای حزب الله برگردند. این اتفاق زمانی افتاد که یک افسر گارد ریاست جمهوری سوریه یکی از نیروهای حزب الله را کشت و همرزمان وی منطقه را به نشانه اعتراض ترک کردند. ضمنا اشاره کرد بارها نیروهای ارتش سوریه مناطق حساس را رها کرده اند تا نیروهای حزب الله به تنهایی با دشمن درگیر شوند.
از طرف دیگر روزنامه النهار هم در خبری نوشت که سوریه با صدور حکم نظامی، فعالیت های المنار و المیادین را محدود می کند. کلامی از بثینه شعبان مشاور سیاسی رسانه ای بشار اسد منتشر شد که سوریه از گزارشها و مصاحبه های المنار و المیادین و از عنوان شدن اینکه اگر حزب الله نبود دولت سوریه شکست می خورد ناراحت است. هرچند وی این کلام را تکذیب کرد اما فشار بر المنار را نفی نکرد.
حضور حزب الله و المنار در سوریه در کنار ارتش سوریه و نیروهای نظامی آن، امری است بی سابقه و طرفین تجربه چنین همکاری ای را ندارند. لذا ممکن است حساسیت هایی ایجاد شود. اما چنین رفتارهایی از سوریه اگر واقعا انجام شده باشد نهایت نمک نشناسی است.
یکی از افسران ارشد ارتش آزاد گفته است (لینک خبر): نیروهای حزب الله نمی توانند محیط زینبیه را ترک کنند تا در ملیحه بجنگند. نظام سوری هم بدون وجود حزب الله ناتوان تر از آن است که حرکتی بکند. 
این کلام وی هرچند درست نیست اما واقعیت این است که حزب الله هرکجا نیاز داشته باشد حضور پیدا خواهد کرد. این ارتش سوریه است که بدون جانفشانی های حزب الله نمی تواند پیشروی کند.
از طرف دیگر در پی شکستهای پیاپی مخالفان سوریه، دولت ترکیه حرکتهای غیرقانونی و جنگ طلبانه ای انجام می دهد. از آمادگی برای هجوم نظامی گرفته تا پشتیبانی تروریستها با توپخانه و پروازهای ایذائی لب مرز یا ایجاد مزاحمت برای خلبانان سوری. در همین راستا دیروز چهار اف16 ترکیه برای یک هواپیمای نظامی روسیه که برفراز آبهای آزاد در حال پرواز بسوی سوریه بود ایجاد مزاحمت کردند. در همین سیاق چهار پرنده اف16 ترکیه با نزدیک شدن یک جنگنده سوریه به مرز، به پرواز درآمدند و اقدام به ایجاد مزاحمت و تهدید های کلامی کردند. در پی این اقدام، رادارها و سیستم های دفاع هوایی سوریه بر روی آنها قفل کرده و تهدید به ساقط نمودن آنها کردند. ضمن اینکه تحرکات زمینی و دریایی هم در همین راستا انجام شد و پرنده های ترک مجبور به فرار شدند. این اولین باری نیست که ترکیه با ایجاد مزاحمت، برای ایجاد درگیری گسترده تلاش می کند. (لینک خبر)
خبر آخر اینکه دیروز خبرنگار و فیلمبردار و مسئول فنی المنار در معلولا مورد هجوم مسلحین قرار گرفته و به شهادت رسیدند. اینکه آیا آنها بدون توجه به هشدارها آزادانه در منطقه ی پاکسازی نشده حرکت کرده اند یا مورد سوءقصد عمدی قرار گرفته اند معلوم نیست. المنار ضمن اعلام خبر شهادت این تیم اعلام کرد ماشین آنها با وجود اینکه علامت تیم خبری (press) داشت اما مورد هجوم مسلحین قرار گرفت. (لینک خبر)
افراد و شخصیت های مختلف سیاسی و رسانه ای لبنان در پیامهای جداگانه ای شهادت این تیم خبری را به المنار تسلیت گفتند. سفیر جمهوری اسلامی ایران در لبنان هم در پیامی تلفنی شهادت این افراد را تسلیت گفت.

۱۳۹۳/۰۱/۲۱

خسارت زدگان

بچه ها در ماشین خواب بودند. من هم خوابم می آمد. اینجا محله ساقیه الجنزیر است. کمی قبل از روشه اگر پشت به دریا از شیب خیابان بالا بروید به دانشکده جامعه شناسی دانشگاه لبنانیه می رسید. در آینه ماشین دیدم پیرزنی از پشت نزدیک می شود. قلاده سگش را به دست گرفته بود و آرام آرام، قدم زنان، شیب خیابان را بالا می آمد. لباسش شبیه لباس خواب سفید گلدار بلندی بود. عینک آفتابی گربه ای درشتی بر چشم داشت و موهایش را هم خیلی معمولی پیرایش کرده بود. به سر خیابان که رسید سگش وارد باغچه شده و به کار خودش مشغول شد!
رفتگری سبز پوش وارد خیابان شد.

مردی میانه سال و بسیار لاغر. احتمالا مصری بود. در صورت سیه چرده و لاغرش، تنها سبیل سیاهی خودنمایی می کرد. چند کلمه با پیرزن حرف زد و آمد درست جلوی ماشین من نشست روی سنگفرش پیاده رو. کیسه زباله و انبرک مخصوص جمع کردن زباله را روی زمین گذاشت. از کیسه نایلونی که دستش بود یک جعبه سیگار درآورد و در جیبش نهاد. بعد یک کیک و آب میوه در آورد و آرام مشغول خوردن آنها شد. آنقدر در افکارش غرق بود که اصلا مرا نمی دید. بعد از خوردن ناهار محقرانه اش سیگاری بر لب گذاشت. روبروی او یک میتسوبیشی سفید رنگ شیک در طرف راست کوچه توقف کرد. مردی با کت شلوار و کراوات شیک پشت آن بود. او هم ظاهرا راننده بود. منتظر دختر صاحب کارش بود تا از کلاس برگردد. کمی که نشست، پیاده شد و درست روبروی رفتگر سبزپوش، ایستاد و با دستی در جیب شلوار و دستی بر لب مشغول سیگار کشیدن شد. هردو خارجی، اما این کجا و آن کجا.
شاید رفتگر به این فکر می کرد که اگر کمی درس خوانده بود می توانست جای این راننده باشد. حقوق خوب، لباس شیک، همراهی دختر رییس، غذای خوب، موبایلی در جیب و....
شاید به خانواده اش در کشورش فکر می کرد، شاید اصلا زن و بچه هم نداشته باشد و به پدر و مادرش فکر می کرد.
از عمق تفکر او من هم به فکر فرو رفتم. در این چند ثانیه، چند نفر پیرامون من در خیابان بودند، پیرزن لبنانی تنها با سگش، رفتگر سبزپوش، و راننده. عمر چقدر سریع می گذرد. و انسان چه زود پیر می شود.
وَمَن نُّعَمِّرْ‌هُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ ۖ أَفَلَا يَعْقِلُونَ ﴿٦٨یس هرکسی که پیر می شود از خلقتش کاسته می شود (شکسته تر می شود)
ارزش انسان در پیری به چیست؟ علم و خودساختگی. پیرزنِ تنها اگر فرزندان زیادی داشت الان مجبور نبود لنگ لنگان سربالایی خیابان را بالا بیاید تا سگش را به گردش ببرد، بچه ها و نوه هایش او را به گردش می بردند. اگر استاد دانشگاه بود الان راننده داشت و ماشین گرانقیمت و رفاه و عزت و احترام.
اگر آن رفتگر سواد داشت الان مجبور نبود زیر آفتاب گرم لبنان در هوای شرجی خیابانها را تمیز کند. هرکسی هرچقدر هم تلاش و پیشرفت کند روزی انگشت به دهان می گزد و خود را مغبون می بیند. چرا که
إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ‌ ﴿عصر٢ این سوره را امام موسی صدر همیشه قبل و بعد از جلساتش با فرماندهان حرکت امل می خواند تا یادشان باشد به خوبی از وقتشان بهره ببرند. عادتی که هنوز هم در میان آنان زنده است.

۱۳۹۳/۰۱/۲۰

آیا هواپیمای مالزی را آمریکا دزدید؟

در مورد هواپیمای گمشده مالزی، خبر جالب و عجیبی در برخی سایتهای اجتماعی عرب زبان منتشر شد که در روزنامه البناء هم به چاپ رسید. خبر ناموثق و بدون هیچ سند و مدرکی ارائه شده اما پاک شدن کل اخبار آن روز از آرشیو روزنامه شک و شبهه زیادی را برایم برانگیخت.  موفق شدم نسخه ذخیره شده ی آن را پیدا کنم و آنرا ترجمه کنم.
نشر این مطلب در صورت ذکر نام مترجم بلامانع است.
درباره ناپدید شدن هواپیمای مالزی چه می گویند
وقتی نیروهای آمریکایی تصمیم گرفتند از افغانستان خارج شوند قرار شد به همراه سربازان، تجهیزات هدایت و کنترل پرواز پهپادهایش را هم خارج کند. طالبان توانست با اجرای کمین بر سر راه کاروان نظامی ای که از یکی از بزرگترین پایگاه های آمریکا خارج می شد، دو نفر از نیروهای ویژه را کشته و به غنایمی از اسلحه و تجهیزات دست پیدا کند، از جمله دستگاه کنترل پرواز که مجموعا 20 تن وزن لوازم آن بوده و در 6 صندوق بسته بندی شده بود. این داستان حدود یک ماه پیش در فوریه سال 2014 اتفاق افتاد.
طالبان به اسلحه ها نیاز داشت؛ اما به پول، بیشتر. برای همین با طرف هایی که ممکن بود چنین دستگاه های دقیقی را طالب باشند شروع به تماس گرفتن کرد. روسها در قضیه اوکراین و درگیری شان با اروپا گرفتار بودند، ولی چین تمایل شدید خود را به دریافت این تجهیزات اعلام کرد. آنها تشنه ی تکنولوژی DRONE (پهپاد) هستند و اگر چین به این تکنولوژی دست می یافت، تمام پهپادهای آمریکا، فایده خود را از دست می دادند.
چینی ها 8 نفر از متخصصان دفاعی خود را فرستادند تا تجهیزات را بازدید کنند و حاضر شدند برای خرید آن میلیونها دلار پرداخت کنند. در اوایل مارس 2014 این 8 چینی با شش صندوق به طرف مالزی به راه افتادند چرا که اعتقاد داشتند این بهترین راه برای پنهانکاری و پرهیز از روبرو شدن با مشکلات بین المللی با آمریکایی ها است. آنها محموله را در سفارتشان تحت حمایت دیپلماتیک نگه داشتند.
در همان وقت آمریکایی ها از سازمانهای اطلاعاتی اسراییل کمک خواستند که صاحب بهترین تکنولوژی پهپادی است و مصمم بودند که محموله را پیدا کرده و پس بگیرند.
چینی ها حساب کرده بودند که هواپیمای مسافری، بهترین پوشش برای انتقال مخفیانه تجهیزات است و جلوی شک آمریکا را هم می گیرد.
سفر از کوالالامپور به پکن 4 ساعت و نیم به طول می انجامد و آمریکایی ها جرات دزدیدن مسافران را نخواهند داشت، برای همین پرواز MH370 مالزی بهترین وسیله انتقال از نظر چینی ها بود.
در میان مسافران این پرواز 5 نیروی سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و اسراییل حضور پیدا کردند که مراحل بالایی از آموزشهای عملیاتی برای ربودن هواپیما را پشت سر گذرانده بودند و از اسرار هواپیمای بویینگ آگاهی داشتند. ضمنا 2 ایرانی که پاسپورت های سرقتی به همراه داشتند ممکن است با آنها رابطه ای داشته باشند. ]مترجم: شاید طبق معمول، اسراییلی ها از پاسپورتهای تقلبی استفاده کرده اند[
پرواز MH370 به پرواز درآمد و هنگامی که خواست با برج مراقبت ویتنامی اتصال برقرار کرده و مسیر خود را اعلام کند، ارتباطاتش توسط آواکس آمریکایی قطع شد و از دید رادار پنهان گشت. سپس از حالت کنترل خلبان خارج و به حالت کنترل از راه دور درآمد  و این چند لحظه قبل از پنهان شدنش از دید رادارها بود.
آیا آواکس توانایی چنین کاری دارد؟
اگر حادثه 11 سپتامبر را به خاطر بیاورید، باید بدانید برای جلوگیری از هواپیما ربایی، بر روی همه ی هواپیما های بویینگ و شاید همه ی ایرباس ها دستگاه هدایت از راه دور نصب شد تا جلوی هواپیماربایی تروریستی را بگیرند.
از آن هنگام می توان تمام هواپیماهای بویینگ را از برج مراقبت زمینی یا پرنده های آواکس کنترل کرد. این سیستم همان نظام کنترل و تسلط بر پهپادها و هواپیماهای بدون سرنشین است.
به محظ آنکه عوامل آمریکایی و اسراییلی حاضر در هواپیما توانستند بر هواپیما مسلط شوند و تمام وسایل ارسال و ارتباطی هواپیما را قفل کنند، مسیر هواپیما تغییر کرد و به سمت غرب حرکت کرد چون جرات نداشتند به شرق پرواز کرده و برفراز فیلیپین یا گوام رد شوند، چرا که تمام فضای هوایی بر فراز دریای جنوب چین، تحت سلطه رادارها و ماهواره های چینی است.
رادار های نظامی مالزی و تایلند و هند هواپیمای ناشناسی را ثبت کرده اند ولی در قبال آن واکنش حرفه ای نشان ندادند. هواپیما بر فراز شمال سوماترا و جنوب هند پرواز کرد و سپس در جزایر مالدیو فرود آمد بطوری که برخی از روستاییان فرود یک هواپیمای مسافری را مشاهده کرده اند. سپس سوختگیری انجام شد و به سفرش به سوی دیه گو گارسیا ، پایگاه نظامی نیروی هوایی آمریکا در میانه اقیانوس هند ادامه داد. در آنجا محموله را پس گرفتند و جعبه سیاه هواپیما هم برداشته شد.
سرنشینان بیهوش شده بودند و بوسیله عوامل طبیعی و بر اثر کمبود اکسیژن سکوت مرگباری بر آنان حاکم بود.
پس از آن هواپیما پرواز کرده و به همراه سرنشینان مرده اش در جنوب اقیانوس هند ساقط شد تا اینطور به نظر بیاید که سوختش تمام شده و در پایان کار سقوط کرده و منهدم شده است. در نتیجه کاپیتان و کمک خلبان مسبب حادثه تلقی شوند.
سازمان اطلاعاتی آمریکا نمایش خوبی برای این عملیات اجرا کرد بطوریکه تمام توجه ها و جستجوها به دریای چین جنوبی منعطف شد، درحالیکه هواپیما به اقیانوس هند رفته بود. سپس آمریکا تلاش نمود اطلاعات و مستندات متناقضی را افشا کند که تمام عالم گیج شوند و عجیب تر از همه اینکه استرالیایی ها هم در این عملیات تشویش و گمراه سازی دست داشت.
تلاش فوق العاده چینی ها برای کمک، غیر عادی بود بطوریکه تعداد زیادی هواپیمای جستجو و کشتی و ماهواره به این امر اختصاص داد و جستجوی بی سابقه ای در دریای چین جنوبی و تنگه مالاکا و اقیانوس هند انجام داد.
این نشان داد چین تا چه اندازه نگران است، نه برای شهروندان چینی، بلکه برای تجهیزات و 8 دانشمند بزرگ.
خبر همانند فیلم هالیوودی است اما آینده آبستن اتفاقات ناگهانی، در روابط چین و آمریک خواهد بود.
برای مشاهده کلیک کنید

۱۳۹۳/۰۱/۱۸

کمی تا قسمتی موقت!

نوشتنم نمی آید. همین.
نه وقت فراغت درست و حسابی دارم نه حال نوشتن نه موضوع خاصی قلقلکم می دهد که بنویسم.
اوضاع لبنان از نظر امنیتی بهتر شده، خصوصا بعد از تاکتیکها و استراتژی های حزب الله، در بستن مرزهای سوریه و لبنان و مجبور شدن دولت لبنان به دخالت در اراضی این کشور که دست تروریستهای مسلح سوری و خارجی بود خصوصا در عرسال. ارتش جای حزب الله را در ایست بازرسی های منتهی به عرسال گرفته و با چراغ سبز نبیه بری و حزب الله، نقشه امنیتی کاملی در سرکوب هر اخلالگر در امنیت کشور به اجرا در آورده. به طوری که تندروهای سلفی در سایت تروریست دوست تویتر1 و رسانه های دیگه می گویند ارتش صلیبی لبنان که تحت امر حزب الله و دستور مستقیم ایران به سرکوب اهل سنت دست زده را فلان و بهمان می کنیم!!!! ارتش صلیبی!!! تحت امر ایران!!! ارتشی که رییس جمهور کشور که قبلا فرماندش بوده و کاملا عامل آمریکاست و بشکل تاسف آوری از عربستان تعریف و تمجید میکنه و کمک مالی میگیره، چطوری میشه ارتش ایران؟ هرکسی بر ضدشون باشه میگن ایران! همه ی اهل سنت رو هم جزو خودشون حساب میکنن!
این از این
اوضاع اقتصادی که خرابه، حسابی. گرونی که هرسال دریغ از پارسال، هجوم پناهنده های سوری که اقلا 2 میلیون نفر اونها بطور رسمی ثبت شدن و حدود 700 هزار نفر هم از قبل کار میکردن در لبنان که همش 5 میلیون جمعیت داره، باعث گرانی و کمبود شغل بیشتر و مشکلات اقتصادی شده. الان هم که به فشار اتحادیه ها می خواهند حقوقها رو افزایش بدهند، اما منابع مالی برای این کار رو ندارند. خصوصا که توریسم هم تعطیله و تروریسم برقرار! برای همین قراره بنزین و مالیات بر ارزش افزوده و چیزای دیگه گران بشه. یعنی یک سیاست تورمی درست و حسابی.
کلا اوضاع جالبی نیست. خصوصا وقتی می بینم یک عده تو این اوضاع بلبشو، زن و بچه رو ول کردن رفتن دفاع مقدس، شهید بر میگردن، یا مجروح برمیگردن، و یکی هم تو تصادف ناکار شده یا از بیماری مریض شده افتاده بیمارستان، آدم واقعا به فکر فرو میره که آخرش چی؟ برای چی زنده ایم؟ فایده مون چیه؟

1- واقعا نمیدونم توییتر و فیسبوک چرا هیچوقت اکانتهای تروریستها رو نمیبندن اما تا یکی بیاد خوب و منطقی بر ضد غرب و خصوصا اسراییل حرف بزنه اکانتش بسته میشه؟

۱۳۹۳/۰۱/۱۳

مادر، مقلب القلوب و الابصار ...



شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را به پیروان اهل بیت تسلیت عرض می کنم. بدین مناسبت کلیپی تهیه کرده ام که مناسب گوشی های موبایل طراحی شده. نسخه دو زبانه فارسی و عربی آن را در زیر می توانید مشاهده و دانلود فرمایید.



مدت زمان: 4 دقیقه 43 ثانیه

دریافت متن کلیپ
حجم: 192 کیلوبایت