۱۳۹۲/۱۱/۰۸

خاطره ی امروز

برای کاری باید به خیابان شهید احمد قصیر (شارع العریض) میرفتم. درست جلوی مکان انفجار قبلی. فراموش نکنیم سه شنبه ها در لبنان روز انفجار است. و این خیابان هم سابقه دو حمله انتحاری دارد. اتفاقا خیلی از انفجارات حدود ساعت ده صبح به وقت بیروت رخ داده. فکر کنم طبق عقیده تکفیری ها، سه ساعتی طول می کشد صف ناهار پیامبر!
قاشق هم که عموما کم می آید! لذا قاشق باید با خودشان ببرند!
هرچند حزب الله طبق فرمان پیامبر و دین، اسیر را نمی کشند اما جوک زیر را خودشان ساخته اند!
یه تکفیری رو اسیر کردن گفت منو الان نکشین. بذارین ظهر بکشین.
گفتن چرا؟
گفت میخام با رسول الله ناهار بخورم (مرتیکه ی گشنه! بهشتو برا ناهار میخاد!)
بچه ها گفتن کورخوندی! ساعت 4 میکشیمت که فقط به شستن ظرفا برسی! خخخخ

خلاصه از خیابون احمد قصیر رد شدیم! به خیر گذشت! گفتم سه شنبه است و نزدیک ساعت ده و انتظار زامبی ها برای ناهار حضرتی! حتما کار دستمون میده!
خدا رو شکر سالم برگشتیم

۱۳۹۲/۱۰/۲۸

به بهانه ی انفجار هرمل - سلاحی آمریکایی که چینی از آب درآمد!

دیگر شنیدن خبر انفجار، هول و هیجان خود را از دست داده است. پنجشنبه وقتی خبر آمد در هرمل انفجار رخ داده است، فقط دنبال این بودم که ببینم تلفات چقدر بوده است. در هفته ای که عموم مسلمانان برای میلاد پیامبر اسلام خوشحالند، مسلمان نماهایی با ادعاهای جهادی مشغول کشتار مسلمانان مظلوم سوریه و لبنان هستند.
اما این زامبی های مسلمان نما کیستند و از کجا سر بر می آورند؟
منشاء این گروه های تروریستی را باید در مجاهدین افغانی جستجو کرد که بر علیه اشغالگران شوروی می جنگیدند. هرچند آمریکا شاید عامل اصلی پدید آمدن این جریان نباشد اما به همراه پاکستان و عربستان سعودی، مهم ترین عامل تسلیح و تجهیز آن بود.
در جنگ های مختلف، نیروهای چریکی به عنوان یک نیروی مقاوم و مخفی مطرح بودند که عملیاتهای ایذائی آنها دشمن را متحمل خساراتی هرچند جزیی می کرد. اما منطقه غرب آسیا در دهه های اخیر شاهد سلاح جدیدی بود: نیروهای مقاومت اسلامی.
پس از تشکیل دولت غاصب صهیونیستی با مساعدت بریطانیا، این دولت وحشی برای گسترش سرزمین خود اقدام به کشتار و ارعاب نمود و فقط به سرزمین فلسطین بسنده نکرده، کل کشورهای منطقه را مورد تهاجم یا تهدید قرار داد. وقتی ارتشهای عربی به سبب برخی ضعف ها و برخی کارشکنی ها در مقابل این رژیم غاصب شکست خوردند، مجبور به پذیرش صلح یا آتش بس شدند. لبنان در آن زمان هنوز مورد هجوم اسراییل قرار نگرفته بود. امام موسی صدر بارها دولت لبنان را به تقویت ارتش و آموزش نظامی مرزنشینان جنوب فراخواند. او معتقد بود قبل از آنکه دشمن کشور را اشغال کند و سپس مجبور به تشکیل گروه های مقاومت شویم، باید گروه مقاومت تشکیل دهیم تا مانع هجوم دشمن شویم. وی با تشکیل حرکت امل و با اقدامات دیگر مانند سخنرانی و روشنگری، جامعه ی مقاومی در لبنان بوجود آورد که برای اولین بار در جنگهای اعراب و اسراییل موفق شدند جلوی حرکت ارتش رژیم صهیونیستی را سد کنند. رزمندگان حرکت امل در درگیری خلده توانستند صدمات زیادی به ارتش مهاجم وارد کرده و وی را از حرکت باز دارند. پس از ربوده شدن امام موسی صدر و وقوع انقلاب اسلامی در ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به آموزش هسته های پراکنده جوانان مقاوم لبنان پرداخت. مجموعه ای که تشکیل شد تا به امروز همواره پیشرفت کرده و تبدیل به سلاحی قدرتمند و نوظهور شده است بطوریکه تعجب و شگفتی تحلیلگران نظامی شرق و غرب را برانگیخته و دشمن صهیونیستی را مجبور کرده دست از وحشیگری و تجاوز بکشد. این سلاح جدید، دیگر در قالب گروه های چریکی نمی گنجد و تحلیلگران نظامی آنرا ارتشی قدرتمند ولی کوچک تلقی می کنند. با مشاهده قدرت و بازدهی این سلاح جدید، آمریکا هم درپی آن برآمد تا برای مقابله با آن، سلاحی مثل آنرا بسازد. لذا از گروه های القاعده استفاده کرد و تلاش نمود عامل اساسی سلاح جدید، یعنی شهادت طلبی را توسط سعودی های وهابی و افکار منحرف آنها به القاعده وارد کند. سلاح جدید که باید آنرا نسخه ی پیشرفته ی القاعده بنامیم تبدیل شده است به ارتشی از انسانهای بی مغز که تابع فرمان مافوق خود هستند و از هیچ جنایتی ابایی ندارند.
تفاوت نیروی مقاومت اسلامی با زامبی های تکفیری
اصولا نیروهای مقاومت برای دفاع از سرزمین خود به وجود آمدند و جهاد آنان، برگرفته از عقیده و ایمان آنان است. اما نیروهای تکفیری، تقریبا موجودات مفلوک و بی فکری هستند که به امید لقمه ای نان و چند حور العین، مثل روبوت توسط وهابی ها کنترل می شوند. نیروهای مقاومت اسلامی هرکدام در عرف نظامی افسر عالیرتبه و خبره به حساب می آیند اما زامبی های تکفیری تنها یک بمب متحرک محسوب می شوند.
نیروهای مقاومت همیشه سخت ترین ضربات را به نیروهای نظامی دشمن زده اند حال آنکه سلاح جدید آمریکا به واقع مانند یک زامبی کور و نادان است و مردم بیگناه را هدف قرار می دهد و زندگی و حیات را نابود می کند.
سلاح مقاومت قادر به مقابله با نخبه ترین و قوی ترین کماندوهای اسراییلی است و چنان رعبی در دل آنها دارد که مسئولان نظامی و سیاسی رژیم غاصب را سردرگم کرده است؛ با وجود اینکه این کماندوها به بهترین اسلحه و تجهیزات و تکنولوژی مجهز هستند. اما زامبی ها یا صریحا ادعا می کنند که با اسراییل دوست هستند یا خود را قادر به مقابله با اسراییل نمی دانند.
بی عرضگی سلاح جدید (که من آنرا القاعده2 یا زامبی 2 می نامم) تمامی نقشه های استکبار را به هم ریخت. آنها مجبور شدند خودشان وارد ماجرا شوند و به سوریه نیرو بفرستند. اما با اقدامات مقاومت و پشتیبانی محکم روسیه، این اقدام آنان هم با شکست مواجه شد. لذا پروژه سلاح زامبی2 کاملا شکست خورده تلقی شده و زامبی ها به حال خود رها شده اند تا توسط ارتش سوریه کشته شوند و خطری برای کشورهای سازنده ی پروژه نداشته باشند. برای همین فکر می کنم این کپی کاری آمریکا از سلاح مقاومت، نوعی کپی کاری چینی بوده و اصلا نتوانسته سلاحی مانند سلاح مقاومت تولید کند.

۱۳۹۲/۱۰/۱۶

شیعیانی که فقط چند روز سال شیعه اند!

شیعه، نامی است که از زمان رسول خدا بر پیروان علی نامیده شده و تا قیامت افتخار پیروی از پیامبر و اولاد او را حفظ خواهد کرد ولو امت پیامبر 72 فرقه شوند. (1)
شیعیان در طول تاریخ مورد ظلم و ستم جاهلانی بودند که عامدانه خلافت رسول خدا را غصب کردند و از شنیدن صدای حق بیم داشتند. چقدر شیعیانی که تنها به جرم شیعه بودن کشته شدند و سوزانده شدند و در چاه ها افکنده شدند یا در میان دیوارها زنده به گور شدند. و چه بسیار شیعیانی که در هنگام فرار و کوچ و مهاجرت، در کوه ها و بیابانها جان خود را از دست دادند و ایران پهناور ما، امروز افتخار دارد که شیعیان و فرزندان زیادی از ائمه را در جای جای خاک پهناور خویش در آغوش کشیده باشد.
پس از تشکیل دولت صفوی در ایران و تغییر مذهب رسمی کشور، ایران تنها مملکت دنیا شد که پایگاه و سرپناه شیعیان است. مملکتی که نه با زور شمشیر، بلکه با عقل و منطق و علم تشیع و محبت به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله شیعه شد، و این واقعیت را دروغگویان و دشمنان نمی توانند انکار کنند.
تا سالها شیعیان در ایران زندگی کردند و مسلمانان با آنها رابطه خوبی داشتند، حتی وقتی امام موسی صدر به مصر رفت، الازهر، تشیع را مذهبی رسمی از دین اسلام اعلام کرد و به تدریس آن پرداخت. (2)
اما وقتی آل سعود وهابی، در حجاز سر برآوردند و با قتل و کشتار و وحشیگری و البته کمک خارجی به حکومت رسیدند؛ با تولد شوم این نطفه ی حرام، فتنه های غرب آسیا کلید خورد. حجاز را ملک طلق خود کردند و آنرا سعودی نامیدند، در سراسر سرزمینهای اسلامی به تبلیغ وهابیت پرداختند و به تکفیر مسلمانان مشغول شدند. چندین دهه است که تبلیغات شوم و موثری در بلاد مسلمانان داشته اند و پولهای عظیمی در این راه صرف کرده اند. و ما بیکار و خاموش بودیم. حسن ظن و سادگی داشتیم. دولتمردانمان مشغول امور دیگری بودند و به هشدارهای تک و توک طلبه ها و روحانیون دلسوزی که با هزینه شخصی برای تبلیغ به کشورهای دیگر رفته و از شدت تبلیغاتِ سوءِ وهابیت نگران می شدند هیچ توجهی نکردند. شیعیانی هم در این میان بودند که با ادعای وجوب تولی و تبری، تنور وهابیان را برافروختند و بهانه های لازم را به دست آنان دادند.
امروز که در دنیا مهدور الدم هستیم، در عراق خون زن و بچه و پیر و جوان ما را براحتی می ریزند، در سوریه به مقدساتمان توهین می کنند و علنا اهانت و تجاوز و قتل و کشتار دارند، در لبنان باب شیعه کشی را باز کرده اند، نتیجه اقدامات کوته فکرانه افرادی است که اگر آنها را مهره ی دشمن ننامیم، باید آنانرا نابخردان همسوی با دشمن بدانیم. کسانی که با دوری از سیره ی ائمه و با اهانت به مقدسات مسلمانان در تنور وهابیت دمیدند و کار را به اینجا رساندند که حکم تکفیر شیعه را همگانی و علنی ساختند. آنانی که در سایه اقتدار و امنیت جمهوری اسلامی،
تبر به ریشه ی انقلاب و تشیع زدند و ما را در جهان، منفور و کافر جلوه دادند. این قبیل افراد که ادعای تولی و تبرایشان گوش فلک را پر کرده طبلهایی تو خالی هستند که دشمن با کوبیدن بر سرشان طبل جنگ با تشیع را به صدا در آورد. آنها هنگام جنگ و دفاع و جهاد، فراریان و عافیت طلبانی هستند که مسئولیت را بر دوش شیعیان بیچاره و مظلوم جهان گذاشته و از نظام اسلامی توقع دفاع و جنگ و جهاد دارند.
تصویر دنیای امروز واضحِ واضح است: وهابیان این مهره های استعمار، توانستند نفوذ خود را در سرزمین ها و فکرها و دلهای مسلمانان گسترش دهند و با کمک برخی نابخردان شیعه، تخم نفرت و تکفیر را در دل مسلمانان کاشتند. اگر خردمندانی چون امام موسی صدر حضور داشتند امکان نداشت چنین جنگی رقم بخورد. اگر رهبری فرزانه نداشتیم الان جای جای ایران در آتش قهر استعمارگران و وهابی ها می سوخت، بدتر از آنچه در سوریه اتفاق افتاده است. و واضح تر و جالب تر اینکه، آنهایی که عامل این مصائب هستند، خود را کنار کشیده اند و می گویند مراجع ما حکم جهاد نداده اند! (3)
 شیعیانی که باز با نزدیک شدن نهم بیع الاول به منظور خاصی دوباره سر و کله شان پیدا می شود تا تشیع خود را به اثبات برسانند و با جشن برای قتل دومین خلیفه مسلمانان (دومین غاصب خلافت رسول خدا) بر تنور شیعه کشی بدمند. این دسته از شیعیان فقط در محرم و در نهم ربیع ظهور و بروز دارند تا با تاکید بر (به اصطلاح خودشان) شعائر شیعه، باعث و بانی قتل شیعیان جهان باشند. و چه شعائر جالبی که نه منشاء آن را در سیره ائمه می توان یافت نه در سیره بزرگان تشیع!
بعید می دانم چنین شیعیانی در هنگام ظهور حجت خدا (که به حول و قوه الهی ان شاءالله نزدیک تر از همیشه شده است)، سلاحی به دست گیرند یا تیری به دست مجاهدی برسانند. آنها که ادعای تولا و تبرا دارند چرا از دختر امام علی علیه السلام، خواهر امام حسین علیهما السلام و عمه ی سادات دفاعی نمی کنند؟ مگر در عزاداریها و قمه زنی هایشان نام این بزرگان و پیشوایان را فریاد نمی زنند؟

1- سایت الاسلام تحت اشراف وزارت اوقاف عربستان در تفسیر آیه زیر از علی و شیعیانش نام برده:

{7} إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ
يَقُول : مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ مِنْ النَّاس فَهُمْ خَيْر الْبَرِيَّة . وَقَدْ : 29208 - حَدَّثَنَا اِبْن حُمَيْد , قَالَ : ثنا عِيسَى بْن فَرْقَد , عَنْ أَبِي الْجَارُود , عَنْ مُحَمَّد بْن عَلِيّ { أُولَئِكَ هُمْ خَيْر الْبَرِيَّة } فَقَالَ النَّبِيّ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " أَنْتَ يَا عَلِيّ وَشِيعَتك "

2- دیداری سه ساعته با جمال عبدالناصر
3- استفتا: آیا رفتن به سوریه واجب است (دست گل تمام دفاتر مراجعی که جواب ندادن درد نکنه!)

پی نوشت: بنا بر عقیده مرحوم علامه سید مرتضی عسکری مورخ بزرگ تاریخ اسلام در قرن حاضر، نهم ربیع روز قتل جناب عمر نیست. حتی اهل سنت نیز چنین تاریخی را قبول ندارند.
پی نوشت2: آنهایی که بنده و امثال بنده را برای چنین نوشته و طرز فکری تکفیر می کنند و بی ولایت می خوانند بدانند ما هم آنها را کاملا بدور از ولایت ائمه تصور می کنیم. چرا که این زنبوران بی عسل، در عمل و در عرصه دفاع مقدس، از حرم عمه ی سادات و مقامات ائمه در حجاز و عراق هییییییچ غلطی نکرده و نخواهند کرد. نقطه سر خط.
پی نوشت3: شنیده ام در زمان مرجعیت حضرت آیت الله العظمی بروجردی، آن یگانه مرجع تشیع در روزگار خویش، ایشان مردم را از انجام اموری مثل قمه زنی که ریشه در سیره ائمه ندارد منع کرد. تعدادی از مردم و تجار خدمت ایشان رسیدند و گفتند حضرت آقا! ما در 365 روز سال 363 روز مقلد شما هستیم، بگذارید این دو روز را خودمان به کار خودمان باشیم!

پی نوشت4: از تیتر متن ناراحت نشوید. بنده کسی را تکفیر یا از تشیع خارج نکردم، برخی که شیعه گری را در شعائر خاصی خلاصه می کنند، خودشان خودشان را از تشیع خارج می کنند. (مانند گفته افرادی که در پی نوشت3 ذکر کردم)

۱۳۹۲/۱۰/۱۳

وقتی مردم ضاحیه از خشم منفجر می شوند ...

انفجار در لبنان دیگر عادی شده! از هر محله ای که بگذری یک بار انفجار در آن رخ داده و در و دیوار آن برایت حکایت ها دارد. دیگر دل و دماغ نوشتن هم ندارم. وقتی وسط فیلمبرداری هستی و یکهو خبر می دهند انفجار رخ داده اولین کاری که می توانی بکنی این است که بدون توقف کار، بفهمی کجا رخ داده و از خانواده ات کسی آنجا بوده یا نه. یک هیجان و دل پیچه ی خفیف در جانت می پیچد و حس قوی انتقام و عصبانیت را در درونت می پروری.
دیروز بعد از ظهر در خیابان امیرالاستشهادیین احمد قصیر که بین خیابان حارة الحریک و خیابان بئرالعبد قرار دارد انفجاری رخ داد. خیابان شهید احمد قصیر که به خیابان وسیع (شارع العریض) معروف است محل ساختمان قدیم المنار و چند ساختمان حزب الله و دفتر دارالمنار (فروش فیلمها و محصولات صوتی تصویری) است. البته برخی هم می گویند محل اقامت برخی سپاهی ها هم در این خیابان است. در این خیابان امکان پارک کردن ماشین برای غریبه ها نیست و همه جا را با بلوک سیمانی و میله و زنجیر، مسدود کرده اند. ضمن اینکه نگهبانان لباس شخصی هر 100متر ایستاده اند. بر اساس اطلاعات منتشر شده، ماشین یک جیپ گراند شیروکی بوده که خیلی حزب اللهی ها از آن دارند و به سمت دفتر سیاسی حزب الله در حرکت بوده که نگهبانان به آن مشکوک شده و به او فرمان توقف داده و سپس تیراندازی می کنند. عامل انتحاری مجبور می شود خود را قبل از رسیدن به هدف منفجر کند که در آن هنگام دقیقا بصورت دوبله جلوی رستوران الجواد قرار داشته. (البته بنده با توجه به مسیر و مکان انتحاری این ادعا را قبول ندارم و معتقدم هدف وی چیز دیگری بوده است)
بنا بر اطلاعاتی که ارتش لبنان منتشر کرده، جسد انتحاری متلاشی شده و تنها سرش باقی مانده ضمن آنکه موتور ماشین هم به بیرون پرت شده. انفجار بصورت عمودی عمل کرده و به کل ده طبقه ی ساختمان آسیب رسانده.
انفجار در این محل مهم، ملامتی بر حزب الله ندارد. چرا که مدتهاست امنیت ضاحیه به دست ارتش و پلیس است و در ایست بازرسی های نمایشی، همه را رد می کنند و به ندرت کسی را می گردند. بعد از انفجار دیروز، حزب الله به شکل مسلح و در برابر دیدگان ارتش لبنان خیابانهای منتهی به محل انفجار را بست و برای جلوگیری از ورود انتحاری دوم ایست بازرسی دقیق انجام داد.
دلایل این انفجار را می توان در چند نکته خلاصه کرد: یکی پیروزی های ارتش عراق در نابودی داعش و سرکردگان آن در استان الانبار که هم مرز با سوریه است.
دوم نزدیک شدن به کنفرانس ژنو2 و تلاش تروریستها برای ضربه زدن به حزب الله و امتیاز گرفتن.
سوم نزدیک شدن به انتخاب ریاست جمهوری و بحث تشکیل دولت در لبنان بدون حضور حزب الله. باید توجه داشت حضور تروریستها در لبنان با چراغ سبز جناح 14 مارس و کمکهای سازمان اطلاعات دولت این کشور انجام شد. به همین جهت آنها شریک این اعمال تروریستی هستند؛ اگر خودشان عامل آن نباشند.
چهارم بازداشت ماجد الماجد (تبعه عربستان سعودی) سرحلقه ی تروریستها در لبنان که با کمکهای اطلاعاتی آمریکا میسر شد، می تواند مشوق تروریستها در انفجارات لبنان باشد.
نکته ی آخر این که پیروزی های چشمگیر ارتش سوریه که با کمک حزب الله بوجود آمده، تروریستها را در حالت ضعف قرار داده و این گروه ها وقتی ضعیف هستند دست به انفجار می زنند. از طرف دیگر روابط دیپلماتیک ایران و کشورهای غربی، به شدت کشورهای عربی صادر کننده ی تروریست را در ترس و فشار قرار داده و باعث شده آنها برای اینکه حضور خود را اعلام کنند و نقش خود را در مسائل منطقه حفظ کنند دست به انفجار بزنند. امری که پیش از انتخابات ایران توسط یک تحلیلگر حرکت امل پیش بینی شده بود.
بنا بر شواهد و بررسیهای انجام شده، برای اولین بار ماشین با پلاک و مدارک و شماره شاسی واضح و قانونی مورد استفاده قرار گرفته و نه دزدی بوده و نه پلاک تقلبی داشته. بعد از انتشار شماره ماشین 341580/ج ، سامي الحجيري که صاحب قبلی آن بوده و از مردمان منطقه سنی نشین عرسال است به سرعت به سازمان اطلاعات ارتش پناه برده و خود را تسلیم کرده است. وی 7 ماه پیش ماشین را به عبد الباسط علي امون فروخته که او هم ماشین را به برادر زنش ركان امون قرض داده که از مجموعه ی تروریستی سامی و ابراهیم الاطرش است.
ابراهیم الاطرش همان شخصی است که متهم انفجارهای ضاحیه است و چندی پیش اخباری ضد و نقیض از هدف قرار گرفتن ماشین وی به دست آمد اما جسدی از وی به دست نیامد.
دیروز فیلمی از منطقه ی انفجار منتشر شد که تمام افراد حاضر در خیابان یکصدا فریاد لبیک یا زینب سر داده بودند. برای مردم ضاحیه واضح است که هدف این انفجارات تروریستی که تنها به مردم بیگناه آسیب می رساند، فشار بر حزب الله برای خروج از سوریه است. اما مردم به تصمیم حزب الله ایمان دارند و حتی خواستار حمله به مناطق حمایت کننده از تروریستها هستند. مثل اردوگاه های فلسطینیان و دهکده های سنی نشین مرز.  بنا به گفته ی مسئولین، این تازه اول سلسله انفجار های سال 2014 است، در این صورت فکر نمی کنم شیعیان بتوانند به خط قرمزهای حزب الله و حرکت امل احترام بگذارند و خون فلسطینیان و سنی ها را حلال نکنند. همین دیروز، جوان صاحب مغازه با عصبانیت داد می زد اگر سید حسن هم نخواد، من میرم این حجیری ها رو منفجر می کنم!
در صورت وقوع جنگ شیعه سنی، اسراییل به هدفش رسیده و با خیال راحت زندگی خواهد کرد و به سنی کشی اش در فلسطین ادامه خواهد داد.
شهدای این انفجار:


الشهيدة ملاك زهوي
الشهيد علي حسن خضر




الشهيد عدنان عوالي
الشهيدة إيمان حجازي







الشهيدة ملاك حجازي

۱۳۹۲/۱۰/۱۲

ما ایرانی های ساده ...

بعد از انفجار سفارت ایران در بیروت، شاید اولین نفری بودم که بر اساس اطلاعات اولیه، گزارش مشروحی در این زمینه نوشتم که توسط برخی سایتهای خبری هم منتشر شد. در انتهای آن گزارش پیشنهاد داده بودم که ایران از این فرصت نهایت استفاده را کرده و به سعودی به عنوان سازنده و فرمانده و پشتیبان اصلی تروریستها هجوم ببرد. هرچند پیش بینی کرده بودم که چنین عملی هرگز انجام نخواهد شد. (آن گزارش را از اینجا بخوانید)
با انفجار مشکوک هفته پیش در بیروت که باعث کشته شدن محمد شطح وزیر پیشین 14 مارس و مشاور سعد حریری شد، 14 مارس به شدت و از لحظه مخابره خبر انفجار، به حزب الله و ایران هجوم آوردند و کار را به آنجا رساندند که گفتند این انفجار، جوابِ سپاه پاسداران ایران از طریق حزب الله، به نامه ی معتدل محمد شطح به حسن روحانی بود! یا وزیر ورزش سابق لبنان احمد فتفت (که در زمان جنگ 33 روزه به یکی از پایگاه های ارتش لبنان دستور داد یک گروه اسراییلی را که در محاصره حزب الله گرفتار شده بودند استقبال کرده و پناه دهند و چای و قهوه بدهند!) گفته: حزب الله می خواهد لبنان را به آتش بکشد به راحتی کسی که یک سیگار روشن می کند!
یادم می آید در برنامه تلوزیونی که المنار یکی دو روز بعد انفجار سفارت در محل انفجار ترتیب داد و با بازماندگان و همسایه ها مصاحبه کرد و میزگرد تشکیل داد، سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در لبنان هم میهمان برنامه بود. وی در جواب سوال مجری مبنی بر اینکه به دور از سیاست و مصالح سیاسی امنیتی، آیا عربستان سعودی پشت این ماجراست؟ گفت: خیر، ما اسراییل را عامل این انفجار می دانیم.
اما چند روزی است در لبنان خبر دستگیری فرمانده گروهک عامل انفجار به اسم ماجد الماجد منتشر شده. وی یک سعودی است که فرمانده گردانهای عبدالله عزام از شاخه های القاعده است. هرچند مراجع رسمی این دستگیری را تایید یا تکذیب نکردند اما برخی منابع غیر رسمی لبنانی و آمریکایی این بازداشت را تایید کرده اند. ضمن آنکه آقای علاءالدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس هم این اقدام را ستوده و خواهان محاکمه وی شده. این گروه عملیات انفجار سفارت را به عهده گرفته است. در نهایت دیروز این خبر از منابع رسمی لبنانی تایید شد.
حال دو سوال مطرح است: چرا ما نباید از فرصتها در سیاست خارجی خود استفاده کنیم؟ چرا همیشه در مقابل اتهامات پوچ سعودی ها، اماراتی ها، مصری ها و ... سکوت می کنیم؟ آیا سیاست خارجی فقط در روابط سفرا و وزرا خلاصه می شود؟ آیا افکار عمومی جزیی از سیاست خارجی نیست؟
دوم آنکه چرا مهره ها و عوامل ترور و فرماندهان عملیات بر ضد منافع ایران از طرف ایران مجازات نمی شوند؟ چرا قانون ایران به خود اجازه نمی دهد دادگاه تشکیل دهد و برای آنان حکم صادر کند حتی غیابی؟ چطور آمریکا اگر در هر جای دنیا به شهروندش اهانت شود اقدام می کند؟ اما ایران خیر. آیا مسئولان ما برای مردم اعتبار قائل نیستند؟ چگونه انتظار داریم یک ایرانی در خارج کشور اعتبار و آبرو داشته باشد؟ پس چگونه می خواستند اعتبار پاسپورت ایرانی را به آن بازگردانند؟!  آیا برای ایرانیانی که در خارج کشور بازداشت می شوند اقدام قضایی صورت می گیرد؟ پرونده امام موسی صدر یا چهار دیپلمات ربوده شده ما در لبنان چه شد؟

۱۳۹۲/۱۰/۱۱

خرید اول ماه - سال 2014

به سبب مشکلات سیاسی و امنیتی در لبنان، قیمت ها بالا رفته و تورم بی سابقه ای را تجربه می کنیم. قبلا  مطالبی تحت عنوان خرید اول ماه منتشر کرده بودم. این بار هم برای مقایسه و قدر نعمت دانستن این مطلب را منتشر می کنم.
هر دلار آمریکا در لبنان 1516 لیره است. در جدول زیر مبنای محاسبه قیمت به تومان، تبدیل به دلار و سپس به تومان است. دلار 3000 تومان در نظر گرفته شده.
از آنجا که از قیمت ها در ایران بی خبرم قضاوتی ندارم اما مطمئنا محصولات لبنی در لبنان گرانتر است.
قیمت محصولات مربوط به تاریخ 1 ژانویه 2014 معادل 11 دی 1392
محصول
قیمت به لیره
معادل تومان
کدو (1ک)
4500
9000
کرفس (1ک)
6000
12000
پیاز (1ک ارزاترین نوع)
1000
2000
پوشک پمپرز  68 تایی
21500
43000
مایع نرم کننده لباس 2 لیتری
7750
15500
پودر لباسشویی پرسیل 4ک
20000
40000
دستمال کاغذی 300برگ اعلا
3000
6000
برشتوک صبحانه نستله
6750
13500
برنج بسمتی هندی (1ک)
6000
12000
یک شانه تخم مرغ معمولی
8450
16900
روغن مایع 1.6 لیتر
7450
14900
اسپاگتی محصول ترکیه
650
1300
اسپاگتی ایتالیایی
3450
6900
پنیر مثلثی کیبی 8 تکه
2600
5200
پنیر مثلثی
3250
6500
شیر یک لیتری مدت دار
3000
6000
شیشه مایونز کوچک
2350
4700
گلاب لبنانی
3350
6700
پنیر 100 گرمی فتا
4250
8500
ماست چکیده 500 گرمی
6350
12700