۱۳۹۳/۰۷/۱۶

ازدواج ساده و معنوی خمینی

عروسی خمینی خیلی ساده برگزار شد. انگار نه انگار آنها در آمریکا بزرگ شده و درس خوانده اند و ثروت و مال و منال کافی برای یک عروسی مفصل دارند.
سید محمود، پدر خمینی، اهل جنوب لبنان است. دهکده آنها در نزدیکی صور، یکی از دهکده های مقاوم و مقاوم پرور جنوب است. سید محمود از جوانی به آمریکا رفته و مشغول کار شده بود. بعد از پیروزی انقلاب ایران، اسم بچه هایش را به نام بزرگان انقلاب ما گذاشت: خمینی، بهشتی، منتظری. البته در آمریکا دو اسمی مرسوم است. مثلا خمینی اسم کاملش خمینی - اسلام است.
سید محمود بچه هایش را به ایران فرستاد تا در سایه حکومت اسلامی، تربیت اسلامی پیدا کنند. یکی از دخترهای وی هم اکنون با داشتن دکترا، در جامعة الزهرا تدریس می کند. همه آنها بیش از هرکسی که در ایران بشناسید مومن و خوش اخلاق، آرام و خوش خلق و متین و مهربان هستند. بسیار به عبادات و ادعیه اهمیت می دهند و فرق ندارد کجا باشند، آمریکا و ایران و لبنان، در همه جا با شکل و ظاهر و اخلاق و رفتار اسلامی ثابتی حضور دارند.
عروسی بسیار ساده ی خمینی، در دهکده همسرش برگزار شد. در حیاط خانه ای روستایی، صندلی پلاستیکی گذاشته بودند و میزهای پلاستیکی کوچکی برای پذیرایی. از آنجا که پیش بینی شده بود باران می آید، حیاط را با پارچه ای پوشانده بودند که شکل عجیبی داشت. بعدا فهمیدم چتر نجات اسراییلی بوده است!
خانمها در یک منزل و مردها هم در یک منزل بودند. چون یکی از نزدیکان فامیل در سوریه به شهادت رسیده بود، جشن با شادی زیادی همراه نبود و فقط دعا و قرآن و مداحی آنرا زینت بخشیده بود. سپس شیرینی تعارف کردند و بعد از آن ناهار دادند. روی میزهایی داخل اتاق میهمان خانه، چند نوع پیش غذای لبنانی بود: متبل، معجنات، سالاد، کبة، دلمه، و غذای اصلی هم نوعی گوشت و پلو به نام کبسه بود. به همین سادگی.
ماه عسلشان را هم برای دو هفته به ایران آمدند.
کاش جوانهای ایرانی هم ازدواج آسان را در پیش می گرفتند و اینقدر خودشان و خانواده شان را زجر نمی دادند.

هیچ نظری موجود نیست: