۱۳۹۳/۰۷/۰۲

حاج قاسم قهرمان یا حاج قاسم اسطوره؟

هربار کسی اسم سردار عزیز، حاج قاسم سلیمانی را مطرح می کند (خصوصا دشمنان)، احساس می کنم جریانی مشکوک در پی اسطوره سازی از این مرد بزرگ است تا به هدفی شوم برسد. بارها ایشان را ناجی قضیه های مختلف مطرح کرده اند و چنین نشان داده اند که اگر ایشان نبود، ما یا جبهه مورد حمایت ما شکست خورده بود.
خب اگر کمی فکر کنیم، و اگر کمی اطلاعات از وضع میدانی داشته باشیم متوجه می شویم این نوع صحبتها بیش از آنکه برای خدمت و محبت به این سردار عزیز باشد، آگاهانه یا ناآگاهانه ضربه به ایشان و سپاه است.
مثلا در قضیه عراق، می گویند اگر ایشان نبود الان بغداد سقوط کرده بود و ...
واقعا آیا تمام ارتش عراق (البته آنها که وفادار مانده اند) و سپاه بدر (که توسط سپاه سازماندهی و آموزش داده شدند) و نیروهای تحت امر عمار حکیم و مجلس شیعیان عراق (باز هم مرتبط با سپاه)، بچه های حزب الله لبنان (که موسسش سپاه بود)، نیروهای مردمی که به فرمان جهاد حضرت آقای سیستانی برای دفاع آمدند، همه و همه، داشتند شکست می خوردند و حاج قاسم رفت نجاتشان داد؟!
این حرفا بیش از اینکه مقام سردار عزیز و نور چشم ما رو بالا ببره، تضعیف سپاه و آموزشهای اون به عراقیها و شیعیان دیگر کشورها است. این حرفها، بیش از اونکه نشان دهنده قدرت ایشان باشد، نشان می دهد استراتژی ها و تقسیم وظایف و تاکتیکهای سپاه در عراق شکست خورده که ایشان مجبور شده خودش برود پای کار. این نوع سخنان، نشان می دهد غیر از ایشان، فرماندهان و استراتژیست ها و متفکرینی در بدنه سپاه وجود ندارند. باید مواظب باشیم چه می گوییم. اسطوره سازی نکنیم. این هدف دشمنه؛ تا یهو ایشون رو در اوج شهرتش شهید کنن یا یه جایی شکستش بدن و بکنن تو بوق و کرنا و امید همه دوستان ایران رو نا امید کنند و روحیه ما و دوستانمون رو خراب کنند.
اگر سپاه، سیاستها، استراتژی ها، تاکتیکها و راهبردهایش درست باشد، اصلا لازم نیست یکی از بزرگترین فرماندهانش برود بالا سر سرباز، اونم سرباز خارجی. این صحبتها این برداشت را ایجاد می کند که سیاستهای سپاه و تقسیم وظایفش در عراق، و نیروهایی که آنجا آموزش داده، نتوانسته هدف را تامین کند و راهبرد سپاه درحال شکست بوده و لازم شده حاج قاسم بره پای کار.
با شناختی که از عراقی ها دارم و با اخباری که به دستم می رسد، کاملا این نظریه را رد می کنم و  ادعا می کنم اگر مشکلی هست از خود عراقی هاست. نه تقصیر سپاه. رفتن حاج قاسم هر دلیلی داشته،  توی بوق و کرنا کردن اون فقط هدف دشمنه تا اسطوره سازی کنه و با این کار اولا بدنه سپاه رو تضعیف کنه و بگه فقط یک حاج قاسم هست، دوما وقتی اون تک فرمانده رو شهید کرد، همه فکر کنن دیگه سپاه قدرتی نداره.
مواظب باشید عزیزان
پ.ن: عزیزان توجه داشته باشید بنده نه بدخواه سردار عزیزمون، حاج قاسم سلیمانی هستم، نه از ایشون بدم میاد، نه منکر خدمات ایشون هستم. بدونید ایشون داره وظیفه خودش رو به خوبی انجام میده. اما گاهی ما حرفهایی می زنیم که ضربه به کار ایشون و سپاه هست. مراقب باشیم. 
پ.ن2: امثال حاج قاسم در سپاه و ارتش کم نیستند، همه آنها خود را سرباز رهبر می دانند و رهبر ما هم خود را سرباز امام زمان. هرکس هم سعی می کند به بهترین وجه برای امام زمان نوکری کند. رهبر ما، بزرگِ همه ی نوکران امام زمان است. چه قبول داشته باشید ، چه نداشته باشید؛ فرماندهی حکیمانه ایشان بوده که شیعیان را تا به حال حفظ کرده وگرنه با سخنان و رفتارهای تفرقه انگیز برخی از تندروها که آگاهانه و عامدانه یا ناآگاهانه و ساده لوحانه در تنور تکفیری ها دمیدند، امروز ما حتی اگر هزاران قاسم سلیمانی داشتیم، در هجوم خونریز تکفیری ها، غرق شده بودیم.
پ.ن3: همه ی مدافعان شیعه از جمله حاج قاسم رو خدا حفظ کنه

هیچ نظری موجود نیست: