۱۳۹۳/۰۶/۱۳

داعش در ایران!

داعش (دولت اسراییل در عراق و شام - و به زودی در اردن و عربستان و ترکیه) شاخه ای از القاعده است که با حمایت آمریکا و اسراییل و آموزشها و پشتیبانی های اطلاعاتی و سایبری صهیونیستها توانست به سرعت معروف شود و با جمع آوری نیرو، واجرای چند حرکتِ پشتیبانی شده توسط آمریکا (مثل اشغال شهرهای عراق) به منابع عظیمی از سلاح و نفت و پول دست یابد. داعش بیش از آنکه خطرناک و وحشی باشد، یک توهم و ترس ساختگی است. ترسی خیالی که رسانه های غربی و سازمانهای جاسوسی غرب، به شکلی هوشمندانه برنامه ریزی کرده اند تا اسلام را با خود اسلام نابود کنند. دشمنان اسلام که تا کنون نتوانسته بودند در جنگهای مستقیم (از جنگهای صلیبی گرفته تا جنگ تحمیلی ایران و عراق) به اسلام ضربه اساسی وارد کنند، و پس از آنکه نتوانستند با ترور و جنگ اطلاعاتی کاری از پیش ببرند، و پس از آنکه نتوانستند با تهاجم فرهنگی، ضربه نهایی را به اسلام بزنند، تصمیم گرفتند اسلام را توسط خود مسلمانان به نابودی بکشانند. سالها سلطه بر کشورهای مسلمان بطور مستقیم (استعمار) و بطور غیر مستقیم (دموکراسی ساختگی و نشاندن مهره مورد نظر غرب) و تقسیم کشورهای اسلامی و درگیر کردن آنها با جنگ مذهبی، طایفه ای، قومیتی و.... توانست دنیای اسلام را دچار تفرقه و چند دستگی کند. فعالیت های وهابیت که به دستور و برنامه و ایده های صهیونیستی، سالهاست در کشورهای مختلف اسلامی در جریان است، کار را به اینجا رساند که آنها توانستند جمع اعظم مسلمانان را بر ضد شیعیان و برخی فرقه های دیگر بشورانند و در سوریه و عراق، جنگهای خانمان سوز به راه بیاندازند. از طرف دیگر در طول این سالها، افرادی در داخل شیعه، به تحریک مستقیم یا غیر مستقیم اتاق فکر دشمن، افراطی گری شیعه را رواج دادند و به وهابیت در رسیدن به اهداف خود کمک شایانی کردند. شبکه های لندن نشین و آمریکا نشین شیعه که به خیال خود سرگرم نشر معارف اهل بیت هستند، فقط به این آتش دامن زده اند و سعی کرده اند دامن خود را از این آتش دور نگه دارند و در مقابله با این موج تهاجم جدید، نه تنها به دفاع از اهل بیت و شیعیانشان نپرداخته اند، بلکه مدافعان اهل بیت را تحقیر و شهدای آنان را به درک رفته نامیدند!
تنها مشکل داعش با دیگر گروه های القاعده در سوریه فقط بر سر منبع پشتیبانی و امیر منطقه بوده است. اگر داعش و النصره با هم جنگیدند، هر دو یک فکر و یک برنامه و یک جهت داشتند اما بر سر اینکه پشتیبان آنها ترکیه و قطر باشد یا عربستان، با هم اختلاف دارند. تنها بر سر اینکه امیر و خلیفه شان چه کسی باشد با هم دعوا دارند. مشکل آمریکا با داعش در مدت اخیر این است که داعش پا را از گلیم خود فراتر گذاشته و به منافع آمریکا دست درازی کرده است و بچه ی حرف شنویی نبوده.
اما با نزدیک شدن داعش به ایران و برخی درگیری های مرزی، چقدر امکان دارد در ورود به ایران موفق شود و اهل سنت و برخی مردم را با خود همراه کند؟
باید به نحوه نیروگرفتن و جذب در داعش توجه کنیم. عموما افراد داعش جوانان بیکار و بیسواد کشورهای عربی هستند که با تعلیمات وهابیت در دهه های اخیر، تفکر و تعقل از آنها گرفته شده. بیکار و محتاج به پول هستند، به داعش می پیوندند تا بهره وری جنسی داشته باشند و امکانات برایشان فراهم شود. خیلی های دیگر هم افراد بی ایمان و سست اراده ای هستند که با تهدید و ارعاب داعش به آن پیوسته اند و جرات مخالفت و سرکشی ندارند. 
به نظر شما چه افرادی در ایران مشابه چنین جانورهایی هستند؟ بله منافقین خلق مطمئنا در هجوم احتمالی داعش به ایران دخالت و همکاری و همراهی خواهند کرد و با این کار البته خودشان را نابود می کنند (چون داعش همه را می خورد. دقیقا مانند فرماندار بعثی موصل و تکریت که به خیال همپیمانی با داعش و پیروز شدن و قدرتمند شدن، با آنها همکاری کرد اما او را مانند سگ از خود راندند). منافقین خلق هم افرادی بی فکر، سازمانی، بی احساسات، وحشی و آدمکش هستند و مطمئنا گزینه بسیار خوبی برای پیوستن به داعش هستند. گروه دیگر که سابقه شرارت دارند، سرحلقه های فتنه 88 هستند که از کشتن بسیجی و پلیس باکی نداشته و به آن افتخار می کنند، همان رفتار داعشی وار و فرمان گرفتن از دشمن و فعالیت به اسم و ظاهر خودی و مردمی! با این حساب شاید بتوان بسیاری از افراد که مخالف نظام هستند را در لیست همکاران احتمالی داعش لحاظ کرد. مطمئنا این افراد برای ماهی 500 دلار (پایه حقوق) که شاید از حقوق فعلی خیلیهایشان بیشتر باشد به داعش می پیوندند. از طرف دیگر بسیاری از دزدها، شرورها، بیکارهایی که علاف در خیابان می چرخند و به ناموس مردم متلک می اندازند، بیسوادهایی که تصور می کنند خیلی چیز بلدند و در تمام امور مملکت نظر می دهند، و خلاصه بسیاری از مردم شاید آمادگی همکاری با داعش را داشته باشند. منظور، اهانت به مردم نیست اما واقعیت این است که افرادی در ایران هستند که معتقدند هر نظامی بهتر از نظام کنونی است و این نظام باید به هر نحو ممکن از بین برود. اینها هرچند تعدادشان اندک است اما دقیقا مانند آندسته از مردم ساده دل سوریه هستند که به انقلاب ساختگی سوریه امید بستند و کمک کردند و مایه گذاشتند اما کم کم با سلطنت تروریستهای خارجی و تجاوز روزانه آنها به ممتلکات و منافع و نوامیس مردم، فهمیدند نظامشان هرچقدر بد بوده، لااقل حقوق اساسی آنها را زیر پا نمی گذاشته و سرشان را نمی بریده است. لذا بیشتر آنها با اظهار ندامت به نظام پیوستند.
اما کشور عزیزمان برای مقابله و پیشگیری از به وجود آمدن هسته های داعشی و نفوذ و رخنه تروریستها از مرزها برنامه ای دارد؟ آیا مقامات دولت به هشدارهای رهبر عزیزمان مبنی بر اصلاح وضع اقتصادی و معیشتی توجه می کنند و زمینه های اشتغال را فراهم می کنند؟ آیا سپاه و ارتش تاکتیکهای جنگ شهری را تمرین می کنند؟ آیا به جوانان آموزشهای لازم داده می شود؟ آیا نکات پدافند غیر عامل رعایت می شود؟ پناهگاه و ذخایر آب و غذا فراهم است؟
آیا مرزها با پهپاد دیده بان و پهپاد مسلح حفاظت می شود یا باز هم صدها کیلومتر مرز رها شده و چهار سرباز وظیفه را مسئول حفاظت از آن کرده اند؟ 

جنگ سوریه نشان داد ارتشهای کلاسیک توانایی جلوگیری این هجوم وحشی را ندارند. این جنگ نیاز به نیروهای خبره دارد که مانند نیروهای حزب الله، هر نفر خودش یک افسر محسوب شود. آیا جوانهای غیور و علاقه مند به کشورمان آموزشهای لازم برای دفاع را دیده اند؟ آیا جوانهایی که در سایتهای خبری نظر می دهند و هیاهو می کنند که اگر داعش نزدیک شود فلان و بهمان می کنیم، اصلا جنگ دیده اند؟ اسلحه دیده اند؟ نوع تهاجم وحشیانه تروریستها را دیده اند؟ خلاصه کلام اینکه دشمن را دست کم نگیریم اما الکی هم بزرگش نکنیم و به خبرهای رسانه های عربی و غربی هم اهمیت ندهیم.

پ.ن: دوستان نگران نشوند. در آینده دلایل اینکه چرا داعش در ورود به ایران موفق نمی شود را ذکر خواهم کرد. اما این دلیل نمی شود مسئولین کم کاری و اهمال کنند.

هیچ نظری موجود نیست: