۱۳۹۳/۰۵/۲۹

برق در لبنان نمی رود، می آید!

داستان قطعی برق در لبنان رو حتما شنیده اید. به خاطر جنگهای مختلفی که اسراییل بر این کشور تحمیل کرده و هر بار نیروگاه ها را بمباران کرده، باعث شده تا همیشه تولید برق کفاف مصرف آنرا ندهد و مجبور شوند ساعاتی قطعی برق داشته باشند. ماه رمضان به گفته همسایه ها کمتر از شش ساعت در کل روز برق داشته اند. هر بار بودجه ای برای بازسازی و توسعه نیروگاه ها و شبکه می آید هاپولی شده و اثری بر وضع برق نمی گذارد.
بارها ایران پیشنهاد کرده برای لبنان نیروگاه بسازد و کل شبکه را ترمیم و منظم کند یا از طریق خط عراق و سوریه به لبنان برق برساند، اما دولت قبول نکرده است. چون می دانند محبوبیت ایران نزد تمام مردم لبنان بالا خواهد رفت و این به ضرر جریانهای مخالف حزب الله است که عموما مهره سعودی و آمریکا هستند.

در دولت قبل به علت آنکه وزیر جوان و فعال و ملی، وزیر انرژی بود، مشکلات خیلی کمتر بود و اقلا 12 ساعت در روز برق طبق برنامه جیره بندی وصل می شد. اما الان وضع خوب نیست و نصف جیره بندی قانونی، برق وصل می شود. یعنی شش ساعت. خیلی ها می روند برای جبران بی برقی، اشتراک می گیرند. اشتراک چیست؟ اشتراک برق، یعنی شخصی که چند موتور برق بزرگ در محله دارد و به دیگران برق می فروشد، با دریافت پولی، سیم به منزل همسایه ها وصل می کند و به آنها به میزان مشخصی برق می فروشد مثلا 5 آمپر یا 10 آمپر. درحالیکه در جنوب لبنان و برخی محله های ضاحیه که شهرداری ها قیمت ثابتی برای برق مشخص کرده اند، در بیشتر محله های بی در و پیکر ضاحیه، مافیای موتور برقی ها، قیمت را به حدود 400 هزار تومان در ماه رسانده اند.
کشتی فاطمه گل یک نیروگاه متحرک که لبنان از ترکیه برای کمبود برق خود اجاره کرد
این رقم در مقابل 5 آمپر برق در طول یک ماه و در تمام زمانهایی که برق دولت قطع باشد منظور شده و قیمتی که برخی شهرداری ها در برخی محله ها اعمال کرده اند حدود 280 هزار تومان است. در حالیکه وضع برق چنین فجیع است، دولت پول آبونمان برق را مانند گذشته اعمال می کند! فکر کنم حدود 24 هزار تومان در ماه! برای همین در برخی دهکده ها، افراد کلا کنتور برق دولت را پس داده اند!
داستان برق به کمبود بودجه و سرقت بودجه ی سوخت و غیره محدود نمی شود؛ شرکت برق، سالهاست که کارمندان خود را به حالت استخدامی در نیاورده و سه چهار سالی است مشکل بالا گرفته و کارمندان مدام در حال اعتصاب هستند. این افراد که خیلی از آنها حدود سی سال است مشغول خدمت هستند، هنوز به صورت روزمزد بوده و مزایا و حقوق درست و حسابی ندارند. مشکل استخدام این افراد این است که عموم آنها شیعه هستند و در لبنان یک قانون نانوشته وجود دارد که اگر در دولت یک شیعه استخدام شد باید یک سنی و یک مسیحی هم همزمان با او استخدام شوند! لذا چون کار برق خیلی خطرناک و مزد آن ناچیز بوده، عموما تنها فقرای شیعه به این شغل روی آورده بودند و استخدام آنها دچار مشکل است. اگر در اخبار لبنان واژه میاومین را شنیدید مثل دوست من فکر نکنید که چیزی مشابه میومیو است! میاوم لغتی است جدید که معنای روزمزد می دهد و مخصوص این افراد استفاده می شود.
پ.ن: نقل شده یک بار در زمان جنگ تحمیلی، خانمی در فرودگاه دختر امام موسی صدر را دیده و فهمیده که در لبنان زندگی می کنند. چون در ایران برق زیاد قطع می شد خصوصا هنگام بمباران ها، از ایشان سوال می کند: «در لبنان هم برق میره؟» ایشان جواب می دهند: «نه نمیره، میاد!» یعنی اینقدر برق کم وصل می شود که وقتی برق هست، اتفاق بزرگی است. جالب است وضع لبنان از آن سالها تا کنون تغییر عمده ای نداشته.

هیچ نظری موجود نیست: