۱۳۹۳/۰۵/۲۲

پایان تروریستها در عرسال

هرچند اخبار لبنان از زمان جنگ اخیر غزه مورد بی مهری و تغافل قرار گرفت اما اشغال عرسال توسط تروریستهای جبهة النصرة و داعش و جنگ چند روزه ارتش لبنان با آنها باعث شد دوباره خبری از لبنان به رسانه های ما برسد. اما زوایای پنهان و ناگفته ای در این میان وجود دارد که ذکر آنها خالی از لطف نیست.
جنگ با تروریسم در عرسال زودتر از آنچه توقع می رفت به پایان رسید. همان طور که در مطلب گذشته بیان شد عرسال شهری هم مرز با سوریه بوده و پذیرای پناهندگان سوری بود. پس از عملیاتهای بزرگ القصیر و قلمون بسیاری از بازماندگان تروریستها به این شهر و غارها و جنگلهای اطراف این شهر پناه بردند. پس از مدتی با حمایت برخی از مردم عرسال و برخی مقامات لبنانی، تجدید قوا کردند و گروهک های چند نفره خود را به گردانهای چند صد نفره ارتقا دادند. سه جریان تروریستی موجود در مناطق عرسال عبارتند از جبهة النصرة، داعش (دولت اسراییل در عراق و شام) و ارتش آزاد سوریه. داعش و جبهة النصرة با تکیه بر نیروی نظامی و اسلحه به اعمال زور و اجرای حدود شرعی پرداختند و ارتش آزاد هم با دزدی و گروگان گیری مشغول ارتزاق بود. محل اصلی استقرار تروریستها خارج شهر و در میان غارها و جنگلهای کوهستانی این منطقه است. طبق آمار رسمی، روزانه 12 هزار قرص نان از شهر عرسال به مناطق پیرامونی (برای تروریستها) ارسال می شد. 
قبل از عید فطر درگیری های شدیدی بین حزب الله و تروریستها به وقوع پیوست که تقریبا در ایران خبری از آن به گوش نرسید. با قدرت یافتن تروریستها، عملیات آنها ضد حزب الله و پایگاه هایی که برای کنترل و محاصره تروریستها ایجاد کرده بود، با حجم نیرو و آتش بالایی آغاز شد. در اولین عملیات حدود ده نفر از نیروهای حزب الله به شهادت رسیدند اما توانستند جلوی موفقیت تروریستها را بگیرند. پس از آن حزب الله و ارتش سوریه تصمیم گرفتند تا به شدت بر علیه تروریستها وارد عمل شوند. خبرها حاکی از آن بود که ارتش لبنان هم در این عملیاتها همراهی و مشارکت کرده و از داخل تلاش کرده بود علاوه بر محاصره مناطق حضور تروریستها، نیروهای اصلی را شناسایی و بازداشت کند. هفته آخر ماه مبارک رمضان، رزمندگان حزب الله سرگرم این عملیات بودند و تروریستها را تا نزدیکی شهر عرسال به عقب راندند. با ورود تروریستها به عرسال، یکی از سرکردگان آنها هنگام تلاش برای عبور از ایست بازرسی ارتش شناسایی و بازداشت شد. در پی این اقدام تروریستهای مسلح، قرارگاه ارتش را محاصره کرده و تعدادی را کشته و تعداد دیگری را گروگان گرفتند. شهر هم شاهد بروز تروریستها با پرچم های داعش و النصره شد و این نیروها کلانتری شهر را محاصره و ژاندارم های داخل آن را به اسارت گرفتند.
در پی این اقدام، ارتش لبنان اعلام نمود به شدت برعلیه تروریستها وارد عمل خواهد شد. با عملیات ارتش وضع به خوبی پیش رفت و ضمن کشته شدن تعداد زیادی از تروریستها، تعدادی از گروگانها را ارتش آزاد نمود (بنابر شنود از بیسیم های تروریستها لااقل 500 کشته و مجروح در این مرحله تلفات تروریستها بوده است). از طرف دیگر هیئت علمای مسلمین (هیئتی از روحانیون اهل سنت لبنان) اعلام نمود با تروریستها برای آتش بس و بیرون رفتن آنها از شهر وارد مذاکره می شود. بسیاری از سیاسیون ملی گرا، این اقدام را خنجر زدن از پشت به ارتش دانستند. چرا که تروریستها از شهر خارج شدند و گروگانها را هم با خود بردند. اما ارتش که در حال پاکسازی شهر و دستیابی به پیروزی بود با این اقدام، برگ برنده خود را از دست داد. پس از آن ارتش تا به امروز تنها به پاکسازی شهر مشغول شده است.
از طرف دیگر ارتش سوریه و حزب الله در عملیاتها و کمین های مختلف، به تروریستهای در حال عقب نشینی حمله کرده و تعداد زیادی از آنان را کشته و مجروح ساختند. خبرهای غیر رسمی حاکی از آن است که 2000 تروریست کشته و زخمی شده اند در حالیکه فقط سه رزمنده از مقاومت اسلامی به شهادت رسیده اند.
تروریستها هم در هفته گذشته چند حمله به مواضع حزب الله انجام دادند که شکست های خود را جبران کنند. در سه حمله گذشته و شکست آنها، بیش از 400 نفر کشته و 1500 نفر مجروح شدند.
تروریستها هنوز هم برای تلافی شکستهای پیاپی در سوریه و لبنان، در حال حمله به مناطق شیعه نشین شمال لبنان هستند که با دفاع رزمندگان حزب الله تا کنون به هیچ موفقیتی دست پیدا نکرده اند.
برای موفقیت و سلامتی رزمنده های حزب الله صلوات

با اقدام ارتش لبنان و همراهی تقریبا تمام سیاسیون لبنانی (بجز اندکی از وابستگان حریری) و با اقتدار حزب الله و پیروزی آفرینی های مداوم، دشمنان به این نتیجه رسیدند که کار تروریستی فایده ای ندارد و باید باز به همان کار سیاسی روی بیاورند. برای همین سعد حریری که چند سالی است در فرانسه و عربستان به تفریح مشغول است و گفته بود تنها در صورت سقوط نظام سوریه و از فرودگاه دمشق به لبنان بازخواهد گشت، دست از پا درازتر به لبنان بازگشت. بهانه این بازگشت هم هدیه یک میلیارد دلاری عربستان به لبنان برای مبارزه با تروریسم (!!!!!!!!!surprise) بود. این مبلغ که به حساب شخصی جناب سعد حریری واریز شد (!!!!) برای مبارزه با تروریسم به کار خواهد رفت! البته واضح است مبارزه با تروریزم در نظر آنها یعنی مبارزه با حزب الله. برای همین اولین برداشت از حساب، به مبلغ 15 میلیون دلار صرف شهر عرسال شد! ورود حریری تبعات دیگری هم داشت. تلاش شد تا وی به عنوان منجی و گره باز کن از پرونده های کور سیاسی مثل قضیه دارالفتوی و ریاست جمهوری و پارلمان لبنان مطرح شود. در اولین قدم، انتخابات دارلفتوا انجام شد و مفتی دریان (وابسته به سعودی) به سمت مفتی اعظم اهل سنت لبنان و ریاست دالفتوا برگزیده شد. پس در اولین گام، عربستان مهره های خود را به پیش برد. در ادامه حریری تلاش کرده با ملاقات با سیاسیون مختلف، آنها را به سمت توافق برای انتخابات ریاست جمهوری و تمدید غیر قانونی پارلمان لبنان به پیش ببرد. (به هرحال ایشون هم نماینده هستند و هیچ کاری هم نکنند، ماهی اقلا شش هفت هزار دلار حقوق می گیرند)
با ادامه شطرنج سیاسی در لبنان، مقاومت مثل همیشه بیشتر در فشار و محاصره قرار می گیرد و مهره های سعودی به پیش می آیند و ایران، همانند شطرنج بازی آماتور، سیاست اعتدال و آرامش در پیش گرفته است! اگر حزب الله و توان نظامی آن نبود، الان ایران هیچ نقشی در فضای سیاسی لبنان نداشت و لبنان هم تبدیل می شد به بحرینی دیگر که با بی تفاوتی مسئولان، ظلم تاریخی به شیعیان ادامه پیدا می کرد. 

هیچ نظری موجود نیست: