۱۳۹۳/۰۳/۱۰

کجا می روی؟

یادم میاد بعد از ماه رمضان سال قبل بود، یعنی حدود ۱۰ ماه پیش که تازه دو سه تا انفجار تو ضاحیه شده بود و حزب الله ورودی های ضاحیه رو به دقت می گشت. سعی می کردند از هر کسی به بهانه اینکه بچه ی کجایی؟ کجا می خوهی بروی؟ حرف بکشند تا از لهجه اش معلوم شود لبنانی است یا سوریه ای و فلسطینی یا خارجی. آدم اگه وارد باشه حتی لهجه مناطق مختلف لبنان رو میتونه تشخیص بده.
خلاصه، با مادرم و همسرم و بچه ها تو ماشین بودیم. یک حزب اللهی سوال می پرسید که قیافه اش خیلی هم بسیجی بود! گفت: لوین واصل؟ من نفهمیدم منظورش چیه. عبارت لوین واصل رو تا اون موقع نشنیده بودم. گفتم نعم؟ (چی)
گفت کجایی هستی؟ گفتم ایرانی.
باورش نشد و مشکوک تر شد! هم مدارک رو گرفت نگاه کرد هم صندوق رو باز کرد و خوب گشت. تمام شیشه های ماشین رو هم تا ته گفت بکشم پایین (برای چک کردن اینکه بمب در بدنه جاسازی نشده باشد). رد که شدیم خانمم چپ چپ نگاه کرد و گفت وا!‌نفهمیدی چی میپرسه؟
گفتم نه! پرسید به کجا رسیدی. منم خواستم بگم من لیسانس گرفتم، دارم فوق لیسانس میخونم، زن دارم، بچه دارم، کار دارم، زندگی دارم، اما تو چی؟! وایسادی تو ایست بازرسی به کجا رسیدی!
اون شب کلی بابت این سوتی من و جوابی که به شوخی به نظرم رسید خندیدیم. از اون به بعد فهمیدم لوین واصل یعنی کجا می خواهی بروی.

هیچ نظری موجود نیست: