۱۳۹۳/۰۲/۰۵

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسکم

خیلی وقتها آنها که داعیه یا دغدغه ی فرهنگی دارند یک چیز را یادشان می رود. و آن هم این مطلب است که باید خودشان ره یافته باشند تا راهنما شوند. مطلبی در وبلاگی دیدم که تلنگری است برای همه خصوصا خودم، که اگر به دیگران چیزی امر می کنیم، اول از همه خودمان به آن عامل باشیم. نمی توان از مردم صداقت خواست و با آنها صادق نبود، نمی توان یارانه گرفت و از مردم خواست انصراف دهند، نمی توان خانواده ی آدم حجاب درست و حسابی نداشته باشند و در خیابان به زن و بچه مردم گیر داد.
به قول معروف رطب خورده کی منع خرما کند.
با هم مطلب زیر را که عینا از وبلاگ دغدغه هایی درباره تربیت و تعلیم نقل شده مطالعه می کنیم:
واقعاً خیلی از کارهایی که ما انجام می دهیم را اگر متربیان و شاگردان و بچه هایمان انجام دهند، مدت ها از خواب و خوراک می افتیم که چرا منِ مربی نتوانستم فلانی را طوری تربیت کنم که فلان خطا را نکند!! دقایقی فکر کنیم... این طور نیست؟
اصلاً ما باید که را تربیت کنیم؟
مولا علیه السلام فرمود:
«مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسّ إماماً فَلیَبدَأ بتَعلیمِ نَفسِهِ قبلَ تأدیبِ غَیرِهِ و لْیَکُن تَأدِیبُهُ بسیرتهِ قبلَ تأدِیبِهِ بلسَانِهِ و مُعَلِّمُ نَفسِهِ و مُؤَدِّبُهَا أحَقُّ بالإجلَالِ مِن معلم النَّاسِ و مُؤَدِّبِهِم.»
کسی که خود را پیشوای مردم قرار می دهد، باید قبل از آن که به تأدیب دیگران اقدام کند، آموزش خود را آغاز نماید
و تربیت او با رفتارش باید بر تربیت با گفتارش مقدَّم باشد
و کسی که آموزگار و ادب کننده ی خود باشد، بیش از آموزگار و ادب کننده ی مردم سزاوار ستایش است.
نهج البلاغه، حکمت 73

هیچ نظری موجود نیست: