۱۳۹۲/۱۲/۱۳

مداخله روسیه یا مانور؟

این چند عنوان رو پشت سر هم داشته باشید تا بریم سر اصل مطلب:
تحولات در سوریه
سرکوب اعتراضات در سوریه
جنایات بشار اسد!
مسلح شدن مخالفان و درگیری بین نیروهای انقلابی و مزدوران اسد
تشکیل ارتش آزاد
پیروزی های مخالفان در سوریه
دزدی و غارت مردم توسط مسلحین
ورود هزاران فرد مسلح به سوریه از مرزهای مختلف
تشکیل جبهه النصره
وجود نیروهای اطلاعاتی اسراییلی در سوریه
پشتیبانی اطلاعاتی و عملیاتی ایران از نظام سوریه
پشتیبانی روسیه از نظام سوریه
ورود حزب الله لبنان به معادله سوریه برای دفاع از حرم های مقدس
جنایات مسلحین بر علیه مردم سوریه
تشکیل داعش در سوریه
شدت گرفتن جنایات مسلحین
شکاف در صفوف مخالفان اسد
بازگشت عده زیادی از مردم و انقلابیون به دامان نظام
پیروزی استراتژیک القصیر به کمک حزب الله
پیشروی های بیشتر نظام و تسلیم شدن دسته هایی از مسلحین در نقاط مختلف
محاصره یبرود مهم ترین نقطه استراتژیک هم مرز با لبنان برای قطع ارسال کمک از لبنان و جلوگیری از ارسال ماشینهای انتحاری به لبنان
به هم ریختن اوضاع اوکراین و دخالت روسیه
هشدارهای آمریکا و اروپا به روسیه
کوتاه آمدن روسیه و بازپس خواندن نیروها از مانور(!)
....
خیلی شد، نه؟ اینها سرخط های سه سال ماجرای سوریه است. کشوری که کودتای مخملی آمریکایی در آن به سرعت به دخالت نظامی توسط عوامل آمریکایی سعودی القاعده انجامید. روسیه که پس از فریب در قضیه لیبی، تنها هم پیمان و خریدار عمده نظامی اش در آسیا سوریه بود تلاش زیادی برای کمک به نظام سوریه کرد. با این حال زیر فشار های غرب مدتی پیش کمکهای خود را کم کرده و با اطمینان از موفقیت ایران و حزب الله در پشتیبانی از نظام سوریه، کارشناسان خود را از این کشور خارج کرد. وقتی اوکراین که حیاط خلوت یا بهتر بگوییم باغچه جلوی منزل روسیه محسوب می شود با انقلابی مخملی و مشابه انقلاب مسلحانه در سوریه سقوط کرد روسیه نتوانست تحمل کند. کارشناسان نظامی به سوریه فرستاد و با موافقت پارلمان، نیرو به اوکراین فرستاد. در پی این اقدام اوضاع جهانی و منطقه متشنج شد. تهدیدهای آمریکا و اروپا و اظهار اینکه این بی عقلی هزینه گزافی برای روسیه در پی دارد سریعتر از آنچه تصور می شد موثر واقع شد. روسیه فرستادن نیرو را مانور خواند و نیروهایش را به پادگان فراخواند.
اما دلیل این عقب نشینی چیست؟
روسیه بارها پس از فروپاشی شوروی تلاش کرد تا جایگاه آن ابرقدرت را به دست بگیرد اما ضعف اقتصادی و به عقیده من عدم اعتماد دوستان روسیه به سیاستهای آن باعث شد، تا به امروز نتواند به عنوان ابرقدرت ظاهر شود. هرچند خود آنها هم اقرار دارند که اصلا توان رویارویی با آمریکا را ندارند. چرا که کل بودجه کشورشان تنها معادل بودجه نظامی آمریکا است.
از طرف دیگر، همه ی کشورها در راستای منافع و مصالح خودشان در عرصه بین المللی بازی می کنند نه اهداف و ایدئولوژی هایشان. لذا هیچکدام از کشورها حاضر نیست مانند کشورمان اینهمه فشار و تحریم و آزار و اذیت را تحمل کند.
از نگاهی دیگر، روسیه همپیمان نظامی اسراییل است و توافقنامه های دفاعی و همکاری نظامی صمیمانه ای با یکدیگر دارند. اکنون روسیه در یک جدال دو قطبی گرفتار شده: بین امنیت اسراییل و حفظ نظام بشار اسد که شاید آخرین همپیان عربی اسلامی و آسیایی آنها به شمار می رود و حامی اصلی مقاومت (یعنی دشمن اسراییل) است.
آیا شاهد عقب نشینی های بیشتر روسیه در سیاست بین المللی خواهیم بود؟ آیا روسیه جزیی از بازی غرب برای تصاحب دوباره خاورمیانه است و جنگ و گریزهایش صرفا برای خام کردن ما است؟ آیا سیاست خارجی لبخند زدن به چماقِ سیاستمداران کهنه کار دشمن در این مرحله جوابگو و تامین کننده مصالح کشور خواهد بود؟

هیچ نظری موجود نیست: