۱۳۹۳/۰۱/۰۹

یارانه ای که آب می رود

شاید بعضی جوان ها، کوپن یا کارت بسیج اقتصادی رو یادشون نیاد. اما من هنوز یادم هست.
وقتی طرح هدفمند سازی یارانه ها در دستور کار قرار گرفت، هدف این بود که کسی با مصرف بیشتر، یارانه ی بیشتری نگیرد. یعنی یک شهروندی که پولدار است و خانه ی بزرگی دارد و هر اتاقش کولر گازی دارد برای چی باید برقِ ارزان و با سوبسید دریافت کند؟ درحالیکه شهروند فقیر که دو اتاق بیشتر ندارد و فقط به اندازه دو لامپ و یک تلویزیون و یخچال مصرف برق دارد، سوبسید ناچیزی به او تعلق بگیرد.
این شد که گفتند یارانه انرژی و سوخت را حذف می کنیم و مابه التفاوت را مستقیم می دهیم به هر نفر. خب با اینکه باعث تورم شد و فقیرها ضرر کردند، باز هم بد نبود. یعنی هرکسی سهم خودش را عادلانه می گرفت (البته قبول ندارم عادلانه بود، چون به نظرم بیش از اینا سهم مردم می شد که دولت حذف کرد). ضمن اینکه مصرف انرژی مدیریت شد و خانوارها در زمینه مصرف انرژی و بودجه بندی به یک رشد عقلانی بالایی رسیدند.
از همان اوایل کار، که شائبه پرداخت یارانه ها از محل های دیگر مثل گران کردن دلار و غیره شنیده شد (و صد البته تکذیب شد!) پیش بینی می کردم پس از دولت آقای احمدی نژاد، این پرداخت قطع شود. چیزی که رفته رفته شاهد آن هم هستیم.
حذف یارانه افرادی که درآمدشان به نظر دولت کافی است، کاملا غیر عادلانه است. هدفمندی برای احیای عدالت بود، نه بی عدالتی بیشتر، هر ایرانی از بیت المال سهم مساوی دارد. چرا باید به فقیر بیشتر داد و به پولدار تعلق نگیرد؟ این کار، تشویق به گدایی، مخفی کاری، فرار از ثبت و دروغگویی است. البته منظور این نیست که همه به دروغ بگویند درآمد ما خیلی کم است اما به هر حال هرکسی تلاش خواهد کرد سهم خودش را از دولت مطالبه کند.
به نظرم می رسد داستان هدفمندی یارانه ها که در همان مرحله اول، عواقب مختلف و اثرات جانبی آن بر فرهنگ و اجتماع و اقتصاد، به خوبی دوراندیشی نشده بود، هم اکنون با اقدامات غیر منطقی، ناعادلانه و غیرکارشناسی جدید، عواقب وخیم تری را برای کشور به ارمغان خواهد آورد.
امیدوارم مسئولین تصمیمی نگیرند که بعدها انگشت تدبیر به دهان بگزند.

هیچ نظری موجود نیست: