۱۳۹۳/۰۱/۰۶

وقتی سربازها گروگان گرفته می شوند

گروگان گرفته شدن مرزبانها در تمام دنیا سابقه دارد و فقط مربوط به ایران نیست. اما تلاشهای دیپلماتیک و پاسخ نظامی به این پدیده، امری است که قضیه گروگانگیری را تحت الشعاع قرار می دهد.
مثلا در سال 2006 وقتی حزب الله لبنان در عملیات وعده صادق چند سرباز اسراییلی را لب مرز به اسارت گرفت، رژیم اشغالگر قدس با وحشیگری تمام، یکی از بزرگترین جنگ های منطقه در چند سال اخیر را آغاز کرد که البته بعدها معلوم شد برای جنگ از قبل برنامه داشته اند و عملیات حزب الله مجبورشان کرد زودتر از موعد در حالی که رودست خورده بودند وارد جنگ شوند.
وقتی دولتی ضعیف مثل لبنان نمی تواند از حقوق خود دفاع کند، دشمنش هرچه بخواهد انجام می دهد.
اگر کشور را ضعیف کنند یا ضعیف جلوه بدهند نتیجه این می شود که برای احقاق حق خودمان، نمی توانیم قدمی برداریم. پاکستان ایران را تهدید می کند که اگر وارد خاک این کشور شویم فلان و بهمان می کند!
هنوزموشک باران پادگانهای منافقین در عراق توسط ایران را یادم نرفته . وقتی قوی باشیم می توانیم و انجام می دهیم. هیچ کس هم نمی تواند بگوید چرا.
آنها که با ظرافت تمام سعی می کنند ایران را ضعیف جلوه بدهند بلکه دل کدخدای دهکده جهانی بسوزد و با آنها دوست شود، قطعا خواسته یا ناخواسته دارند به کشور خیانت می کنند.
ایران که در زمان شاه، ژاندارم منطقه بود و کشورهای همسایه جرات غلط کردن به خودشان نمی دادند به جهت ضعف سیاست خارجی و ضعیف نشان دادن جبهه داخلی و کوتاه آمدنهای پیاپی، به جایی رسیده که آذربایجان و امارات نیم وجبی هم ما را تهدید می کنند. پاکستان علنا از تروریستها حمایت می کند، سعودی، سفارت ما را در لبنان منفجر می کند و به منافع ما در لبنان و دیگر کشورها صدمه می زند.
ما هم نشسته ایم و خیال کردیم اگر با کدخدا ببندیم بقیه خفه خواهند شد! نه خیر، کدخدای پیر دهکده، دیگر آن کدخدای پرابهت قدیم نیست. وقتی مسئولین سیاست خارجه ما این مساله را نفهمند و به سرهنگها در این امر اعتماد نکنند، همین می شود که می بینیم.
از همان اول با تشکیل کمپین و طومار و این لوس بازیها مخالف بودم. چرا که این کار فقط در کشورهای ضعیف و بی مایه و بی جنم و دست بسته ای مثل لبنان انجام می شود. کشورهای قوی با فشار اقتصادی و سیاسی و در نهایت نظامی، به هدف خود می رسند. متاسفانه دسته های مختلف مردم، چه اصولگرا، چه میهن دوست، چه تند، چه معتدل، با پیوستن به حرکتهای اینترنتی مثل #Free Iranian soldiers فقط نشان دادند ایران بسیار ضعیف تر از گذشته شده است.
اگر بخواهیم تقصیر ها را در این ماجرا بشناسیم باید چند مورد را بررسی کنیم: عموما یا تقصیر سرباز است که کمین خورده، یا تقصیر فرمانده ها، یا تقصیر نیروهای اطلاعاتی که نتوانسته اند عملیات دشمن را پیش بینی کنند، یا تقصیر مسئولان دولتی و نظامی که برنامه ریزی و پیشگیری غلطی داشته اند و در پیگیری ماجرا هم ضعیف عمل کرده اند.
اما تقصیر سربازها چیست؟
آیا واقعا نوک کوه چادر زده بودند و دراز کشیده بودند و تخمه میشکاندند؟ مطمئنا آنها تصور عملیات در آن نقطه را نداشتند و تعداد نیروهای تروریست هم مشخص نیست. آنچه مشخص است این است که فیلم عملیاتشان ساختگی است. دلایلش را در اینترنت سرچ کنید. پس تقصیر سرباز نیست که کمین خورده.
آیا تقصیر فرمانده هاست؟
آیا فرماندهان در انتخاب نقطه دیده بانی و ایجاد سنگر کمین در اطراف آن و ایجاد استحکامات قصور داشتند؟ به نظر می آید که بله. فرماندهان اصول اولیه نظامی را رعایت نکرده اند. دیگر هر سربازی در دوره دوماهه آموزشی اش یاد می گیرد که همیشه باید چند نفر به عنوان پیشقراول و تامین، با فاصله ای از مقر اصلی یا یگان اصلی حرکت کنند و حضور داشته باشند. نه تامین بوده نه سنگر کمین، نه مین گذاری شده نه پشتیبانی هوایی نه پهپاد....
نقش نیروهای اطلاعاتی چیست؟
نیروهای اطلاعاتی همیشه با نفوذ در دل دشمن باید عملیاتها و اقدامهای او را رصد کرده و برای مقابله با آن دستورات لازم را دریافت کنند.
چرا نیروهای اطلاعاتی حزب الله می توانند بفهمند فلان فرمانده اسراییلی در فلان ساعت از فلان نقطه نظامی بازدید سر زده خواهد کرد؟ بطوریکه سربازان اسراییلی حاضر در آن نقطه هم خبر ندارند؟
آیا نیروهای اطلاعاتی ما نباید تحرکات این تروریستها را شناسایی می کردند؟ پس نیروهای اطلاعاتی ما هم تقصیر دارند.
اما برسیم به مسئولان دولتی و مجلس و نیروهای مسلح
در حالیکه هر ماه خبری از موفقیت های نظامی و تحقیقاتی کشورمان، دل ما را شاد می کند، اما در صحنه عمل، شاهد استفاده موفق از آنها نیستیم. اینهمه پهپاد تولید کرده ایم که به بیش از سی نوع می رسد، اما چرا نباید یک یگان مرزبانی ما راحت در مقرش بنشیند و با پهپاد ببیند که ده بیست موتور دارند می آیند طرفش؟ بعد بتواند درخواست کمک کند و با پهپاد دو تا موشک بزند و با تیربار راهشان را سد کند؟ (مراجعه کنید به مطلب پهپاد زینتی یا سرباز مجانی)
چرا حزب الله لبنان در سوریه می تواند با دیده بانی دقیق توسط پهپاد، با توپخانه محل تجمع تروریستها را هدف قرار دهد؟ همین دیروز با توپخانه (در واقع خارج از دید مستقیم) تروریستهایی را که مشغول نصب موشک برای شلیک به لبنان بودند هدف قرار داد و همه شان را کشت.
آیا پز دادن برخی مسئولین نظامی با دستاوردهای نظامی و ادعای مقابله با آمریکا را باید باور کرد؟ اگر از پس چهار تا جوجه تروریست که نوچه ی آمریکا یعنی آل یهود آنها را ایجاد کرده و فرستاده اند بر نمی آییم چگونه می خواهیم با گنده لات دهکده جهانی در بیفتیم؟ پس آقای ظریف همچین هم بیراه نگفته بود!
در این ماجرا نماینده های مجلس هم مقصرند. بله، نماینده ای که رفته از مرز بازدید کرده و خودش گزارش داده که یگان مرزی، امکانات ندارد و دوشکای روی برج برای قیافه است و شلیک نمی کند، چرا پیگیری نکرده که اصلاحات انجام شود؟ چرا در بودجه بندی ها، بودجه به لب مرز که میرسد آب می رود؟
در آخر ما هم مقصریم
بله، همه ی ما. اونهایی که از سربازی فرار می کنند، همه اونهایی که مملکت را ناخواسته ضعیف نشان می دهند، همه آنهایی که کمپین بچه گانه زدند و خیال کردند وظیفه شان در قبال مملکت و سربازانش را انجام دادند. نمی گویم کمپین نزنیم اما بدانیم این خاتمه کار نیست، تازه اول کار است. مطالبه جدی از دولت و فشار به مسئولان، گامهای اول این راه است. تجمع در مقابل سفارت عربستان و پاکستان و ریاست جمهوری هم می تواند گزینه های دیگری باشد.
در آخر بیایید برای تکمیل زنجیره اقدامات مردمی این شعار را نهادینه کنیم: پهپاد برای امنیت و اقتدار کشور و کاهش هزینه های جانی و مالی.
پ.ن: این نوشته قصد ندارد قدرت کشور را زیر سوال ببرد. هدف آن است که بفهمیم هرچقدر از اقدامات انقلابی فاصله بگیریم و به دنبال اقدامات دیپلماتیک دشمن پسند باشیم، تضعیف خواهیم شد. پر رو شدن کشورهای همسایه هم نه به خاطر ضعف ما، که بیشتر به جهت سو استفاده از دوستی و آرامش و صلح طلبی ماست. لبخند زدن به اقدامات تروریستی عربستان، نتیجه بهتری نخواهد داشت و باید منتظر گروگان گیری ها و انفجارهای بعدی باشیم.

هیچ نظری موجود نیست: