۱۳۹۲/۱۲/۲۸

از عرسال مقاوم تا عرسال تروریست پرور

عرسال مانند دیگر شهرهای لبنان مردمانی ملی و مبارز داشت که شهدایی هم در طول سالیان مقاومت تقدیم کرده است. اما با قدرت یافتن جریان المستقبل و صرف مبالغ بسیار و پر کردن مغز مردم از تهمت به ایران و سوریه و حزب الله، امروزه شهری است میزبان مسلحین و ممر تروریستها و انتحاری ها.

این روزها اسم عرسال را زیاد شنیده اید. عرسال شهری کوچک یا بهتر بگویم دهکده ای بزرگ نزدیک مرز بین لبنان و سوریه، در شمال لبنان است. اما مناطق و زمینهای اطراف این دهکده که متعلق به آن است وسعت زیادی دارد. بطوریکه حدود 50 کیلومتر مرز مشترک با سوریه دارد.
این دهکده سنی نشین از قدیم، یکی از راه های قاچاق و تبادل کالا با سوریه بوده است. هرچند امروزه عرسال به سبب آنکه به
«منبع ماشینهای بمبگذاری شده» و «دروازه عبور ومرور تروریستها به لبنان و سوریه» معروف شد، توسط ارتش لبنان و حزب الله تقریبا محاصره شده است اما جالب است بدانید این دهکده مانند بقیه دهکده ها و شهرهای لبنان تاریخچه مبارزاتی و انقلابی دارد.
لبنان، میزبان خوبی برای فلسطینی ها بود و عموم مردم لبنان از آنها حمایت می کردند. بسیاری از مردم طرفدار گروه های چپی و کمونیستی بودند. شاید در لبنان بیش از 40 حزب کمونیستی و ملی وجود داشت. مثل الحزب الشیوعی، الحزب القومی الاشتراکی، حزب البعث العراقی، حزب البعث السوری و.... (در آن زمان احزاب چپ، اسراییل را دشمن به حساب می آوردند و مدعی مبارزه با آن بودند)
عموم اهل سنت لبنان، مردمان تاجر و آرامی بودند. ضمن اینکه تفکر اهل سنت در آن سالها، همراهی با حکومتها بود هرچند ظالم باشد. نظام لبنان از دو پایه ی مسلمان (سنی) و مسیحی (مارونی) تشکیل شده بود. لذا اهل سنت لبنان که از لحاظ سیاسی نماینده کل مسلمانان بودند و در کنار مارونی ها پایه های سیاست لبنان را تشکیل می دادند، به دنبال ایجاد شاخه نظامی و ارتش نبودند. از آنجا که طوایفی مثل شیعه و دروز و علوی ها در این نظام، حقشان خورده می شد و محروم ترین مردم بودند، سعی داشتند با پیوستن به یکی از احزاب، از امکاناتی هرچند اندک برخوردار شوند. لذا می بینیم در این مرحله، شیعیان در گروه های مختلف حضور داشته و گاه برای مصالح این گروه ها با یکدیگر درگیر می شدند و درواقع هیزم این جنگها شیعیان بودند. با ورود امام موسی صدر به لبنان و انسجام طایفه شیعه، کم کم شیعه هویت پیدا کرد و جایگاه واقعی خود را در سیاست و نظام لبنان به دست آورد. کما اینکه شاخه نظامی شیعیان (حرکت امل و بعدها حزب الله) کم کم و در طول زمان قدرت یافت. اهل سنت در زمان حضور فلسطینی ها آنها را شاخه نظامی خود به حساب می آوردند و در ادبیات تاریخی لبنان از آنها به ارتش اهل سنت (جیش السنة) یاد می شود. فلسطینی ها که میهمان لبنان بودند آنقدر در امور داخلی لبنان دخالت کردند که بسیاری از لبنانی ها به ستوه درآمدند. شیعیان که میزبان اصلی آنها بودند از فشار ها و ظلم های آنها کلافه بودند اما به دستور امام موسی صدر کسی با فلسطینی ها کاری نداشت. فلسطینی ها در جنوب، تقریبا حکومت می کردند و ایست بازرسی داشتند و گاه در مواردی با سرقت محصولات یا زورگیری یا ازدواج اجباری با دختران شیعه و حتی ربودن آنها، جنوبی ها را اذیت می کردند. دخالتهای آنها در امور لبنان و قدرت نظامی روزافزونشان، مسیحیان را به تردید و نگرانی واداشت.
در سال 1982 با ورود اسراییل به بیروت و محاصره شدن فلسطینی ها توسط اسراییل و احزاب مسیحی، فلسطینی ها از بندر بیروت با کشتی اخراج شدند.
پس از این تاریخ احزاب چپی ضعیف شدند و فعالیتهایشان رکود پیدا کرد. در این زمان رفیق حریری به عنوان یک فرد اقتصادی قدرتمند شروع به فعالیت در لبنان کرد، سپس وارد سیاست شد. در آن زمان چون برخلاف رکود احزاب سنی، شیعیان در حال قدرتمند شدن بودند، سنی ها خواه ناخواه گرد رفیق حریری حلقه زدند و رفیق حریری از این فرصت بسیار بهره برد. تا اینکه رفیق حریری ترور شد.
اخراج فلسطینی ها از لبنان، بالارفتن طایفه گری در لبنان، و ترور رفیق حریری از جمله عوامل اصلی تغییر سیاسی اهل سنت لبنان است. پس از این جریان، حزب المستقبل با هیاهو و تهمت به حزب الله و نظام سوریه و ایران، و اظهار اینکه سنی ها از جانب ایران و سوریه مورد تهدید هستند نفوذ خود را بیش از پیش در میان سنی ها گسترش داد.
تا جایی که می بینیم شهرهایی مثل صیدا، طرابلس، عرسال و غیره که میزبان فکر و احزاب مقاوم و ملی بودند، تبدیل شدند به شهرهایی ضد شیعی و میزبان تروریستها و فعالیت علیه شیعیان. آنها حتی دو بار به ارتش حمله کردند و چند سرباز و افسر را کشتند. پس از آن تا کنون ارتش فقط در خارج عرسال مستقر است.
مردم شهرهایی مثل عرسال یا عکار که فقر زیادی در آنها هست در چنین شرایطی بطور طبیعی گرد نیرویی جمع می شوند که پول و امکانات دارد. این شهرها با پول و تبلیغ مذهبی شدید، جو عمومی با حزب المستقبل همراه شد.
دیشب راه های نقاط مختلف لبنان در اقدام هماهنگ طرفداران مستقبل با لاستیک های مشتعل بسته شد. علت این کار را اعتراض به محاصره عرسال عنوان کردند. هرچند امروز با تلاش ارتش و نیروهای امنیتی راه ها باز شده است اما در صورت ادامه چنین حرکاتی بیم درگیری های داخلی می رود.
یک کارشناس لبنانی حرکت امل پیش از آنکه حزب الله وارد جبهه یبرود شود پیش بینی کرده بود که یبرود توسط حزب الله پاکسازی شود و مرزهای سوریه با لبنان تحت تسلط ارتش سوریه درآید. ضمن اینکه پیش بینی کرده بود حزب الله یبرود را محاصره کرده و راهی برای خروج مسلحین به عرسال باز بگذارد تا دولت لبنان مجبور شود امنیت را برقرار کند.
دولت لبنان که از اول شروع مشکلات در سوریه خود را بی طرف خوانده بود، از هرگونه اقدامی در این باره شانه خالی کرده است. با وجود آنکه افرادی مثل ریفی و میقاتی در طرابلس با صرف مبالغ بسیار، برای جمع هوادار، به پخش سلاح و پول بین طرفداران تروریستها می پردازند.
با اقدام حزب الله و نظام سوریه، دولت لبنان مجبور است مساله عرسال را به هر صورتی هست حل کند. چون اولا دیگر مشخص است که تنها راه ورود تروریست و ماشینهای بمب گذاری شده فقط عرسال است و دوم اینکه اگر ارتش سوریه بخواهد برای امنیت سوریه وارد عرسال شود، ارتش لبنان توانایی جلوگیری را ندارد و موجودیت دولت لبنان و خصوصا جناح المستقبل زیر سوال می رود. اگر ارتش سوریه بخواهد با مشت آهنین با تروریستهای موجود در مناطق عرسال برخورد کند، قسمتی از طرفداران المستقبل هم نابود خواهند شد و این قطعا باب میل آنها نیست. لذا تلاش خواهند کرد تا موضوع به شکلی حل شود. اعتراضات دیشب نشانه ای از تحرکات آنها و سیاست فشار از پایین و چانه زنی از بالاست.

هیچ نظری موجود نیست: