۱۳۹۲/۱۲/۲۶

وعده حزب الله به حقیقت پیوست: احسم نصرک فی یبرود

دیروز صبح که از خواب بلند شدم و به گوشی موبایل نگاه کردم، دیدم پیام آمده که یبرود آزاد شد! اول باور نکردم تا اینکه از رادیو هم خبر را شنیدم. یبرود شهری در منطقه قلمون و در همسایگی لبنان بود که محل تجمع و عبور و مرور تروریستها به لبنان به شمار می رفت. حدود یک ماهی بود که ارتش سوریه با کمک نیروهای خط شکن حزب الله آنرا محاصره کرده بودند و آماده هجوم نهایی بودند.
در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا علیها سلام، دوبار کمر تکفیری ها شکست: اول اینکه کمر مفتی اعظم سعودی که از سرسخت ترین دشمنان کینه اهل بیت بود و ازدواج پسرش را در روز عاشورا برگزار کرد به سبب لیز خوردن در منزلش شکست. دوم اینکه با شکست مفتضحانه تروریستهای سلفی در یبرود، کمر همه آنها شکست. به امید پیروزی نهایی و انتقام مهدی فاطمه عجل الله تعالی فرجه الشریف از زامبی های بی مغز.
دیروز در جنوب بودم و صدای تیر و ترقه بابت خوشحالی مردم از پیروزی را نشنیدم. اما آنقدر این ابراز شادمانی زیاد بود که در اخبار هم نشان دادند. از این حرکت ناراحت شدم. هرچند می خواهم سر به تن زامبی های تکفیری قلب خور نباشد اما به هر حال آنها مسلمانند (هرچند ظاهری) و این ابراز خوشحالی ها صحیح نیست. باید ناراحت هم باشیم که نتوانسته ایم آنها را جذب کنیم، اما دشمن توانسته آنها را تحت تاثیر قرار دهد و به جای مبارزه با دشمن، به جان ما بیاندازد. داستان حضرت نوح و ابلیس را در پینوشت بخوانید.
از آن گذشته، دیروز روز شهادت حضرت فاطمه زهرا بود. حتی اگر کل دشمنان اهل بیت نابود شوند جای شادمانی ندارد، این روز روز ماتم اهل بیت است و روز شادمانی نیست. هرچند توجه و کرامات حضرت فاطمه زهرا و اهل بیت باعث پیروزی بود اما ابراز شادمانی در این روز از نظر من که جایز نبوده و جالب نیست.
در این یک ماه، حزب الله با تصرف قله ها و تپه های مشرف به یبرود، شهر را زیر نظر گرفت و به کمک پهپادها کار شناسایی دقیق محل تجمع مسلحین را به انجام رساند. با گلوله باران مواضع تروریستها توسط موشکهای برکان
خسارات زیادی به تروریستها وارد شد و رعب و وحشت به دل آنها افتاد. پریشب با اعلام شروع عملیات آزادسازی یبرود، و ورود ارتش و نیروهای خط شکن به بعضی از محله های یبرود، تروریستها که شعار احفر قبرک فی یبرود را سر داده بودند فرار را بر قرار ترجیح دادند.
سرعت آزاد سازی نشان از فرار و عدم مقاومت تکفیری ها دارد، درحالیکه به نظر می آمد یبرود به جهت موانع طبیعی جغرافیایی و سنگر بندی در این سه سال، درگیری و جنگ سخت تری از القصیر داشته باشد و تعداد شهدا به بیش از 100 نفر برسد. خبرها حاکی از آن بود که تعداد نیروهای خط شکن حزب الله فقط 250 نفر بوده و هر نفر فرماندهی یک تیم چهارنفره از سوریه ای ها را بر عهده داشته است. این تیم های 5 نفره که با فرماندهی نیروهای نخبه حزب الله با نظارت آنلاین بر میدان نبرد با کمک پهپادها
و دوربین های دقیق ثابت مستقر در ارتفاعات، توانستند شهر را یک روزه آزاد کنند و به غنایم بیشماری دست پیدا کنند. گفتنی است ارزش موشکها و اسلحه های پیشرفته ای که به غنیمت گرفته شده از میلیارد دلار فزونی دارد.
کلیپ احصم نصرک فی یبرود که تقریبا با شروع محاصره یبرود پخش شد، بسیار جالب است. از این نظر که طبق معمول، وعده ی حزب الله و فرمانده ی راستگوی آن، سید الوعد الصادق سید حسن نصرالله باز هم به حقیقت پیوست. کلیپ از یوتیوب و لینک دانلود آن در زیر قابل دسترسی است. ترجمه آن هم به زودی در همین محل قرار خواهد گرفت.
 




پ.ن: خصال باب الثلاثه : قال الباقر علیه السلام : لما دعا نوح علیه السلام :ربّه عزوجل علی قومه اتاه ابلیس  لعنت الله علیه فقال یا نوح ان لک عندی یدا اریدا ان اکافیک علیها فقال نوح : والله انی لبغیض الی ان بکون لک عندی ید فما هی ؟قال بلی دعوت الله علی قومک فاغرقتهم  فلم یبق احد اغویه فانا مستریح حتی ینشا قرن اخر فاغویهم فقال له نوح :ماالذی یرید ان تکافئنی به ؟ قال له :اذکرنی فی ثلاثه مواطن فانی اقرب مااکون الی العبد اذا کان فی احدیهن اذکرنی اذا غضبت واذکرنی اذا حکمت بین اثنین واذکرنی اذا کنت مع امرئة خالیا لیس معکما احد .
ترجمه : وقتی که نوح علیه السلام نفرین کرد قومش را و هلاک شدند . ابلیس آمد به نزد نوح  وگفت ای نوح به درستی که تو بمن خدمت کردی میخواهم که جبران کنم .نوح علیه السلام : گفت :بخدا قسم متنفرم از اینکه با تو حسابی داشته باشم که بخواهی جبران کنی ،آن چیست ؟ابلیس گفت :چرا هست تو نفرین کردی تا امت خود را غرق نمودی ودیگر کسی نمانده که بخواهم او را گمراه کنم  .یعنی کار من را آسان کردی .پس من فعلا در استراحت هستم تا قوم و گروهی جدید بیایند تا آنها را گمراه کنم .نوح علیه السلام فرمود:بگو بدانم چگونه میخواهی تلافی کنی؟ ابلیس گفت مرا در سه جا یاد داشته باش زیرا در این مواضع ،نزدیک ترین حالات را به بندگان پیدا میکنم. اول اینکه یاد کن مرا وقتیکه غضبناک میشوی  ودوم  یاد داشته باش مرا وقتیکه قضاوت میکنی بین دونفر (که میکوشم قضاوت تو را بناحق و ظالمانه قرار دهم ) وسوم اینکه مرا بخاطر  داشته باش آنزمان که با زن اجنبیه ای خلوت کنی  که نفر سومی با شما نباشد (یعنی من سومی شما خواهم بود که با وسوسه شما را بحرام خواهم انداخت)

هیچ نظری موجود نیست: