۱۳۹۲/۱۱/۲۷

حسین مقاومت، فرزند عزرائیل

نشر این مطلب در صورت ذکر نام مترجم بلامانع است.
ترجمه محمود علوی
وقتی سید عباس موسوی به دبیرکلی حزب الله انتخاب شد بیش از دو هفته در بیروت باقی ماند و در این مدت به منزلش در بقاع نرفت. یک روز فرزند کوچکش حسین (که با او به شهادت رسید) تلفن زد . گفت: «چرا خودتو گرفتی؟ دبیر کل شدی دیگه پیش ما نمیای!». پدرش خندید و از خانواده پرسید «کدومتون همچین حرفی زدید جلوی بچه؟»
گفتند هیچکس. «اصلا کسی جرات چنین کاری را ندارد».
یاسر پسر بزرگ شهید سید عباس موسوی می گوید شهید حسین از همه ی خانواده جرات و جسارتش در گفتار با پدر بیشتر بود و شیطنت های زیادی داشت خصوصا با محافظان سید.
یکبار محافظان را غافلگیر کرد و وقتی سید در دفترش جلسه داشت، با دوستش به دفتر نفوذ کرد. وقتی وارد شد پدرش پرسید: چه میخواهی؟ گفت: این دوست من است و دوست دارد با شما آشنا شود! برای همین آوردمش اینجا. «سید ناراحت نشد بلکه با دوست برادرم دست داد».
بعدها این کودک برای یاسر تعریف کرد که «من در کودکی با سید عباس آشنا شدم و شهید حسین مرا با ایشان آشنا کرد». وقتی اسمش را می پرسیدیم می گفت: «حسین مقاومت». اسمی که پدرش وقتی چهارسالش بود به او داده بود. در آنروز به او گفته بود: «وقتی بزرگ شدی یکی از مجاهدین خواهی شد. برای همین اسمت را می گذارم حسین مقاومت».
حسین در شش سالگی دائما می گفت که شهید خواهد شد و مومنان را در قیامت شفاعت خواهد کرد. «ولی به همه می گفت که خودش انتخاب می کند چه کسی را شفاعت کند. یکبار برای شفاعت، ما را به سفید و سبزه دسته بندی می کرد، یکبار آنهایی را که قصد داشت شفاعت کند نام می برد و آنهایی را که ناراحتش کرده بودند جدا می کرد».
همچنین حکایت کرده اند یکبار به مساله ای که معلم ریاضی طرح کرد اعتراض نمود. معلم پرسید «اگر ده سیب داشته باشیم و پنج تای آن را بخوریم چند تا سیب باقی می ماند؟» حسین جواب داده بود: سوال را نباید اینطوری بپرسید. خانم معلم پرسید خب چطوری باید پرسید؟
گفت: «می گوییم: ده تا اسراییلی بودند، پنج تا رو مقاومت کشت. پنج تا باقی می مونه که من می کشمشون».

۳ نظر:

ناشناس گفت...

با سلام
انهایی که با تلاش شبانه روزی علوم اجتماعی (فرهنگ و حقوق بشر) و علوم اقتصادی (برق و گاز و تلفن )و اینترنت که شما سو استفاده می کنید و علوم پزشکی را کشف و توسعه داده و موجب درستی کلمه احسن الخالقین و رفاه مردم شده اند شهید محسوب می شوند نه انهایی که شما می پندارید
در واقع جهاد جنگ الان غلط بوده و مورد سو استفاده دو قطب قدرت در جهان است
cyrusgreat هستم بهم ایمیل بزن

mood kerbes گفت...

الان این تعریف جدید شهادت بود که شما فتوا دادی دیگه؟! کجای کتب آسمانی گفته هرکی رفاه برای مردم بیاره شهیده؟ شهید تعریف داره و من هم تعریف قرآنی اش رو قبول دارم که معتقدم این تعریف برازنده ی سید عباس موسوی هست. مرد بزرگی که به شیعیان محروم جنوب رسیدگی می کرد و مقابل دشمنان خدا (صهیونیستها) مبارزه می کرد.
ببین داداش، نمیشه آدم صلح کل باشه. یا اینوری یا اونوری. یک واقعیتی هست که قابل انکار نیست. کشوری جعلی به نام اسراییل رفته تو لبنان و آدم میکشه. خب چند نفر بلند شدن برای حفظ جون بقیه جلوش مقاومت می کنن. این شهادت نیست؟ این مردانگی نیست؟ دانشمندانی که سلاح ساختن برای اون صهیونیستا شهیده؟ آره؟ واقعا طرز تفکرت اینجوریه؟ خیلی متاسفم

abbas pourahmad گفت...

سلام
این نظریه رو تازه دیدم!!!
ماشاءالله هرروز نظرات و اعتقادات جدید. دست آقایون فرهنگی خارجکی درد نکنه که برای همه ی سلایق تولید فرقه میکنن تا سر برادران شیعه گرم باشه.مثل آیت الله! صادق شیرازی و امثال اینها و حالا هم که فرهنگ شهادت جدید!!!!
ههههه