۱۳۹۲/۱۱/۳۰

انفجار در ضاحیه، هدیه ای از عرسال

همه چیز در کسری از ثانیه اتفاق افتاد. برای ما که به صدای تیر و ترقه عادت داریم خیلی غیرعادی نبود. اما صدای گنگ و بم انفجار که لرزش شیشه ها را به دنبال داشت قدرت تفکر را برای لحظاتی از آدم می گیرد. در همان یک ثانیه اول که صدای قوی و خفه ی انفجار را می شنوی و لرزش آنرا حس می کنی، به شیشه خیره می شوی و منتظر خرد شدن آن در صورتت هستی. تازه دود انفجار را می بینی که بلند شده و سریع حدس میزنی طرف سفارت کویت یا رایزنی فرهنگی ایران است. از جایم بلند می شوم. دو همکارم هم ناباورانه بلند می شوند و از پنجره بیرون را نگاه می کنیم. تازه بعد از چند ثانیه به خود آمده ایم و شروع می کنیم به صحبت و تحلیل و پیش بینی. همه شروع می کنند به تماس گرفتن با همسر و فرزندانشان تا از سلامت آنها مطمئن شوند. خانمی از همکاران چنان گریه می کند که گویا اطمینان دارد عزیزی را از دست داده. سعی می کنند آرام اش کنند و از او می خواهند صبر کند تا تماسی برقرار شود و خبری به دست آید. مشکل اینجاست که یک دقیقه بعد از انفجار به دلیل بالا رفتن ترافیک خطوط تلفن و موبایل و اینترنت، همگی تقریبا مختل شده اند. تماس پشت تماس. هرکسی سعی می کند از سلامت دیگران مطمئن شود.
از همه جالب تر همکار جوان جدیدی است که هی به برادرش زنگ می زند. بدون هیچ استرس و نگرانی و با خنده می گوید: چیزی نیست یا شهید شده یا مجروح! و به کار خود ادامه می دهد. با اینکه هم از طریق اس ام اس اینترنتی، هم اس ام اس عادی، هم واتساپ پیام به خانمم فرستاده ام هیچکدام اصلا ارسال نمی شود. آرام آرام خبرگزاریها خبرهایی از انفجار پخش می کنند و کم کم تصاویر انفجار مخابره می شود. 
بعد از یکساعت تقریبا همه چیز به وضع عادی برگشته اما هیجان هنوز کاملا فروکش نکرده است. کم کم خطوط تلفن و موبایل به وضع قابل تحملی می رسند و پیامهایی رد و بدل می شود. دیگر کسی نگران نیست جز خانواده 4 پنج شهید انفجار و برخی از آنهایی که مصدومیتشان شدید است.
بعضی خبرگزاریها تصاویری از لاشه ی آن دو زامبی کثیف نجاست را منتشر کرده اند که حال آدم به هم می خورد و اگر قوی نباشی حتما بالا می آوری.

خودشان کاری می کنند که حتی کسانی که با حزب الله و سیاستهای آن کاملا موافق هم نباشند به آن نزدیک تر شده و تشویق شوند برای نابودی این زامبی ها اقدامی بکنند.

الان شنیدم که یکی از این انتحاری ها دانشجوی دانشگاه اسلامیه بوده از اهالی عرسال. همه این بدبختی ها سر عرسالی ها است. برای همین است که مردم خواهان محاصره ی آن هستند.

هیچ نظری موجود نیست: