۱۳۹۲/۱۰/۰۷

انفجار بیروت کار دشمن یا خودزنی؟


دیروز سر کار نشسته بودم که یکی از همکاران وارد شد و گفت انفجار را فهمیدید؟! بیروت را منفجر کردند. دودش از پنجره معلوم بود. هرچند از حدود دو هفته پیش منتظر چنین انفجاری بودیم اما مکان انفجار غیر قابل پیش بینی بود. از حدود دو هفته قبل اطلاعاتی مبنی بر تلاش داعش و القاعده برای انفجار در مناطق مسیحی در زمان ولادت حضرت مسیح و عید کریسمس منتشر شده بود. منطقه انفجار نزدیک ساختمانهای تجاری و حکومتی و مجلس لبنان است و این منطقه حتی در طول جنگ با اسراییل هم امن و امان بوده است و از طرف صهیونیستها هیچ تجاوزی به آن نشد.
هنوز نتیجه تحقیقات مبنی بر آنکه عامل انتحاری بوده یا بمبگذاری منتشر نشده اما چند گزینه مطرح است: انفجار ماشینی که مدتها پیش دزدیده شده و به اردوگاه عین الحلوه برده شده و بمبگذاری شده،
و امکان انجام حمله موشکی توسط اسراییل، چرا که شاهدانِ لحظه انفجار، دو هواپیمای اسراییلی را مشاهده کرده اند که از روبروی مکان انفجار به سمت محل انفجار می آمدند.
از انفجار و نحوه آن مشخص است که کار یک سرویس امنیتی بوده نه داعش و زامبی های بی مغز. چرا که انفجار با کمترین خسارت به هدف خود دست پیدا کرده. در حالیکه داعشی ها هدفشان تخریب و خونریزی و ایجاد وحشت است. در این میان سعد حریری فراری از لبنان اعلام کرده این انفجار کار حزب الله است! یکی نیست بگه نشستی تو دهن تمساح و میگی کار ببر بود! تمام کشت و کشتارهای منطقه زیر سر سعودی است و آقازاده فراری می گوید کار حزب الله است!
یک جمله جالب پس از انتشار خبر کشته شدن محمد شطح در میان لبنانی ها منتشر شد: وظیفه محمد شطح پس از شهادتش تغییر کرد. وی از سمت مستشار سعد حریری به سمت مستشار رفیق حریری ارتقا پیدا کرد!

 واقعا از چنین ماشینی این کاغذ سالم بیرون می آید؟! یاد یازده سپتامبر به خیر!

۱۳۹۲/۰۹/۲۸

خوانندگان لبنانی جزو طرفداران سید حسن نصرالله

شاید ندانید بسیاری از خواننده های لبنانی و هنرمندان که شاید هیچ التزام دینی هم نداشته باشند، جزو عاشقان و علاقمندان سید حسن نصرالله محسوب می شوند. خیلی ها در میان جنگ33 روزه 2006 یا مستقیم یا از طریق رسانه ها به سید حسن نصرالله پیام دادند که او را دوست دارند و از مقاومت پشتیبانی می کنند و حاضرند از اموالشان برای کمک به مقاومت هزینه کنند. مثل هیفا وهبی که خواهر شهید هم هست. در ادامه مقاله آقای ناهض حتر در روزنامه الاخبار را می خوانیم در مورد علاقه خانم فیروز به سید حسن نصرالله که توسط فرزندش زیاد الرحبانی در مصاحبه از آن پرده برداشت.

 ناهض حتر - روزنامه الاخبار شماره ٢١٧٩ چهارشنبه ١٨ دسامبر ٢٠١٣ 
فیروز
شک نداشتم که خانم فیروز1 سید حسن نصرالله را دوست دارد؛ اما زیاد رحبانی2 در مصاحبه ای حساس و هوشمندانه با سایت خبری العهد - که از زیباترین مصاحبه های اخیرش است - ترجیح داد حدسها را به یقین تبدیل کند. و نمی دانم حدس من تا چه اندازه درست است که آیا سید حسن نصرالله هم فیروز را دوست دارد یا نه، اما من موضوع را چنین می بینم: نمی شود بین دو شخصت برجسته جامعه لبنان ارتباطی نباشد، دو اسطوره سرشار از غنای روح و اسرار عالم، ابداع و حضور و سحر و حیا؛ تمام آنچه فیروز از نمادهای عزت ملی و انسانی بر روی سن آواز سرداد، سید حسن نصرالله در صحنه عمل به واقعیت تبدیل کرد؛ فیروز به عنوان چراغ پرفروز فرهنگی و انسانی می تواند با اتکا به قدرت آزادی و محبتی که در ما بوجود آورده سکوتی سنگین از معناها اختیار کند، در حالیکه سید حسن نصر الله ناگزیر است به صحنه آمده و سخن بگوید.
اگر ضرورت مبارزه و التزامات سیاسی نبود تصور می کنم سید حسن نصرالله هم مانند فیروز ترجیح می داد سکوت اختیار کند و میگذاشت نیروی مقاومت در جان های ما بدون سخنرانی و خطبه به جوشش درآید. اما مجموعه سخنرانی های سید حسن نصرالله که شخص هنرمند و فرهیخته ای مثل زیاد رحبانی برای خودش آرشیو کرده نشان می دهد که در آن روح و رگه هایی از هنر وجود دارد که ما غرق شدگان در جریان روزانه ی سیاست آنرا نمی توانیم درک کنیم؛ چنین آرشیوی در نزد یکی از مفاخر فرهنگی ما، بی سبب و بی علت نیست. زمان هنری آن در آینده مشخص خواهد شد، اما چگونه و کی؟ دیگر جزو علم غیب است. اما برای فیروز و عاصی3 کار آسانتر به نظر می رسد: مثلا در تداخل زمانها و معناها در مقدمه ی موسیقیایی نمایش جبال الصوان4 سرودی برای مقاومین حزب الله سروده شده.
به زبان چپی های لبنان نقد کنایه آمیزی از تصویر میهن وجود دارد که فیروز آنرا خوانده ولی در آنچه، سید حسن نصرالله و مردانش آنرا به واقعیت رسانده اند، نشانه هایی اصیل از آن تصویر به چشم می خورد: «بَعْدا جْبال الصوَّان ... عمّ بتقاوِم/ زحف الزحف عليها/ وقع الويل عليها...»5، ولی این مقاوم نه زانو می زند نه فرار می کند و نه می ترسد.
خیزش فقط از طرف جنوب نبوده، هیچ وقت فقط جنوب به تنهایی نبوده، اما ائتلاف بین تل آویو و ریاض امروز آشکار شده، چیزی که ارتش اشغالگر به آن دست نیافت الان مردان تکفیری و تروریست آل سعود برای آن تلاش می کنند. هدف هم روشن است: ضربه زدن از پشت به امنیت مناطق حزب الله و امنیت پایگاه های آن و موسساتش با ترورها و بمب گذاریها. و نقشه سعودی اسرائیلی برای آنکه جای شکی برای کسی باقی نماند بصورت سریالی رو به افزایش است: خسته کردن مقاومت در داخل و مجبور ساختن آن به عقب نشینی، مجروح و به ستوه درآمده در لبنان و سوریه، تا مقدمه ای باشد برای خرد کردن آن با ماشین جنگی صهیونیستی.
بندر بن سلطان آماده ی انتقام تلمودی از شکست سال 2006 است، برای همین بهار عربی سیاه را باز کرد، راهی برای خلاص شدن از کوه های صوان سرکش از جنوب لبنان تا دمشق.  و سلاح موثرش اش نفرت است، همان شیطانی که از صدای ترانه های فیروز فرار می کند خصوصا وقتی محبت خشمناک باشد6.
سعودی جنگ نفرت را بر لبنان و سوریه - و عراق- آغاز کرده و هیچ نوع قید و بندی در مقابل کشتار عامدانه ی مردم بیگناه ندارد، مجرمینش را در جنگ های نظامی با ارتش سوریه از دست می دهد، برای همین بی هدف دو روستای محاصره شده در شمال را بمباران می کند که ساکنانش مردمان شیعه ی زحمتکش هستند. مرگ بیشتر برای دیگران: شیعیان دو روستای نبل و زهرا بعد از علویها و مسیحیان و درزیها - و سنی هایی که با تکفیری ها از نظر سیاسی مخالف هستند - از ریف لاذقیه تا محله های دمشق تا عدرا و علاوه بر همه ی اینها ضاحیه و جنوب لبنان.
فیروز و نصرالله؛ این جواب تابنده و فرهیخته به صحرای خشک وهابیت است: محبتِ مسلح، نفرت نمی ورزیم و مقاومت می کنیم! قلب هایی که کوه های صوان را بر شانه های زمان به دوش می کشند در مرداب تنفر غرق نخواهد شد، بلکه از کرامت غضبِ مبارز، تصمیم مقاومت فوران خواهد کرد در روح و فکر و قلم و هنر و سلاحش که نفرت نورزد، با قربانیان نجنگد، بلکه قلعه های تلمودی صهیو-وهابیت را درهم شکند و بشریت را آزاد کند: «يا ريت فييّ دوْر حرِّرْ هلعبيد»7. سرّ کوچکی که بعد از مصاحبه مطبوعاتی دیگر محرمانه نیست و زیاد از افشای می ترسد، شادمانی اکشتافش چنین می درخشد: غضب و نه نفرت، مقاومت و نه کشتار، برادری با مردم که دین یا مذهب یا نژادشان آنرا را غیرخودی قرار نمی دهد - برخلاف اتحاد سعودی صهیونی که آنها را ذبح می کند- بلکه برادرانه و همتا و هم میهن هایی آزاد.
فیروز و نصر الله. چیز جدیدی نیست، همان دست بند عروس8 است که با طلا و خون ساخته شده است، با وعده و اراده ... و برق آن را دیدیم و پیروزی آن را در میان قهر و درد و اشک چشیدیم، پیروزی آینده از قدس تا مکه تا انطاکیه... و دیگر سرزمینهای مشرق زمین.
1- خواننده لبنانی معروف. تلفظ آن با فیروز خودمان فرق دارد: Fayrooz
2- پسر بزرگ فیروز که خود موسیقیدان و هنرمند است.
3- خواننده لبنانی.
4- ترانه ای از فیروز.
5- بعد از کوه های صوان مقاومت می کنی- سینه خیز یورش می بری- پریشانی بر آن نازل شد...
6- اشاره به ترانه المحبّة که فیروز خوانده.
7- کاش مرا هم نقشی در آزاد سازی این بندگان بود.
8- ترانه ای دیگر از فیروز.
پ.ن1: مایل به ترجمه چنین متنی نبودم اما دوستی توصیه کرد و به نظرم رسید خوب است بدانید چرا خیلی از هنرمندان و خواننده ها و افراد مختلف مسلمان و غیر مسلمان به سید حسن عشق می ورزند.
پ.ن2: لینک ترانه ها را نمی گذارم به دلایل شخصی و دینی. حساس نشوید بروید دنبالشان!
پ.ن3: مطالبی که می نویسم یا مانند این متن ترجمه می کنم، گاه مورد استفاده خبرگزاریها قرار می گیرد. هرکس نفع مادی برایش داشت یک صلوات ما را شریک کند. ما بخیل نیستیم کپی رایت بزنیم!

۱۳۹۲/۰۹/۱۹

عذرخواهی المنار بابت پوشش خبری مظلومیت ملت بحرین!

دو شب پیش در هنگام انعقاد نودمین جلسه  مجمع عمومی اتحادیه رادیوهای کشورهای عربی در تونس، مجموعه ی رسانه ای لبنانی (شبکه المنار و رادیو نور) در حضور تمام دولت های عربی و اعضا و هیئت های رادیو و تلویزیون، عذرخواهی رسمی خود را به هیئت شئون رسانه ای بحرین تقدیم کرد. این عذرخواهی به سبب پوشش خبری این مجموعه از اخبار بحرین بوده و تاکید کرده که بیطرفی و عینی بودن را در پوشش اخبار کشورهای عربی رعایت خواهد کرد! در نتیجه این اقدام، بحرین تقاضای خود برای حذف عضویت شبکه المنار و رادیو نور را از اتحادیه رادیوهای کشورهای عربی پس گرفت.
مدیر کل این اتحادیه صلاح الدین معاویه پس از قرائت این عذرخواهی رسمی، اعلام کرد اتحادیه، وی را ملزم به پیگیری اجرای این نوشته می داند و به وی اجازه داده بدون رجوع به مجمع عمومی، در صورت تکرار المنار و ملزم نماندن به شرافت نامه رسانه ای و توافقنامه ها و پیمانهای بین المللی در زمینه رسانه ای هر اقدامی که لازم ببیند انجام دهد.
این عقب نشینی خفت بار مجموعه ی رسانه ای لبنانی (المنار) در شرایطی رخ داد که مملکت پادشاهی بحرین ماه پیش درخواست حذف عضویت المنار و رادیو نور را از اتحادیه داده بود و در مجلس وزرای رسانه های اعراب خواستار منع پخش این دو شبکه در نایل ست و عرب ست  شده بود.
هرچند حزب الله در محکوم کردن این عمل نخستین نفر نبود اما به هر حال چنین اقدامی را سرخودانه و غلط دانست. رسانه های خبری دوست و دشمن این اقدام را پوشش دادند و شبکه هایی مثل العربیه با دمشان گردو شکستند. رسانه های حامی مقاومت هم این اقدام را محکوم کردند و برخی به شدت از همراهی حزب الله با عقب نشینی های ایران و رابطه برقرار کردن آن با کشورهای معاند عربی ابراز انزجار نموده و این عمل را حرکت در راستای سیاست های ایران تلقی نموده و آنرا مشابه کم شدن پوشش اخبار مردم مظلوم بحرین از شبکه العالم دانستند.
بیانیه ای که حزب الله صادر کرد این اقدام را عمل خودسرانه مدیریت مجموعه ی رسانه ای لبنانی دانسته و بدون هماهنگی با فرماندهان حزب الله نشان داده است! ضمن آنکه همراهی و حمایت خود را از ملت بحرین اعلام کرده و گفته آن کسی که باید از او عذرخواهی کرد ملت بحرین است.
شبکه دروغپرداز العربیه که به هیچ یک از اصول حرفه ای رسانه ای و صداقت خبری پایبند نبوده و در قضایای مصر و سوریه چهره ی خود را به خوبی نشان داده است عذرخواهی مجموعه ی رسانه ای لبنانی را دلیلی بر حرفه ای نبودن و صادق نبودن المنار عنوان کرده است!!!
سخت است این اقدام المنار را عملی سرخودی و بدون هماهنگی با بزرگان حزب الله بدانیم. چرا که کوچکترین اقدامی در حزب الله باید با اجازه رده ی بالا باشد.
از طرف دیگر اگر این اقدام را تنها، سیاست و استراتژی ای برای برون رفت از تحریم و اخراج بدانیم، باز هم باید از حزب الله دلگیر شویم. آیا جا نداشت به احترام خون شهدای بحرین و شهدایی که در راه مقاومت جهاد کرده اند و شهدایی که در انفجارهای مختلف به دست ایادی تکفیری و اسراییلی کشته شدند، با ظالمان و خط ستمگران همراهی و عذرخواهی نکند؟
ظاهرا حزب الله لبنان برخلاف آنچه که همیشه به گروه های لبنانی اعلام می کرد (مبنی بر دستور نگرفتن و خط نگرفتن از ایران)، مجری سیاست چوب و هویج ایران شده و از یک طرف به عنوان بازوی قدرتمند ایران در منطقه، به شدت بر حکومت پادشاهی سعودی می تازد و از طرف دیگر سیاست تنش زدایی را دنبال می کند!
حیف از آن حزبی که صداقت و صافی و پاکی و یک رنگی اش زبانزد بود، حیف که بازی کثیف سیاست خارجه ایران، حزب الله را هم دچار سردرگمی کرده.

جبل عامل سرزمین پیامبران الهی

جبل عامل که امروزه نواحی جنوب کشور لبنان است منطقه ای است که بنا بر اطلاعات تاریخی مسلمانان و مسیحیان و حتی یهودی ها، زادگاه پیامبران زیادی بوده است. مرقد پیامبری از پیامبران خدا در تپه ای مشرف به ساحل دریای مدیترانه، مشرف به اتوبان شمال جنوب قرار گرفته است. حضرت ساری علی نبینا و آله و علیه السلام در بالای این تپه دفن بود. هنگامی که اتوبان شمال جنوب را احداث می کردند، بولدوزر باید این تپه را هموار می کرد تا اتوبان بگذرد. به گفته محلی ها وقتی به قبر می رسید زنجیرش پاره می شد. سه بار پشت سر هم این اتفاق افتاد تا یک مفتی از یکی از دهکده های آن نزدیکی آمد و گفت این قبر پیامبری از پیامبران الهی است و نمی توانید به آن تعرض کنید. راه را آنطرف تر بکشید.

هم اکنون اتوبان به فاصله دو سه متری مرقد کشیده شده و مرقد در ارتفاع بالایی از اتوبان قرار گرفته است.
این زیارتگاه که توسط مجلس اعلای شیعیان لبنان چند سال پیش به شکل بسیار زیبایی بازسازی شده زیارتگاه مومنان است و خیلی ها برای حاجت گرفتن به آنجا می آیند. بنا به گفته ی نگهبان زیارتگاه خانمی بود که 15 سال بچه دار نمی شد. خدمت حضرت ساری نذر کرد اگر بچه دار شدم باحجاب می شوم. به لطف خدا پسردار شد. وقتی پسرش 17 ساله بود، با خودش گفت از حجاب خسته شدم، ولش کن، بچه دار هم که شدم. چه حاجتی به حجاب است؟ حجابش را کنار گذاشت. همان ایام پسرش درست جلوی زیارتگاه تصادف کرد و فوت شد.

۱۳۹۲/۰۹/۱۲

پیراهن سیاه هایی که از تن در نیامد

ام نادر را باید بشناسید. در مطلبی که روز انفجار سفارتمان در بیروت نوشتم گفتم با نگرانی و عجله به سمت سفارت رفت. دو پسرش نادر و طارق در همان نزدیکی کار می کردند. وقتی تلفنشان جواب نداد با نگرانی و بغض به آنجا شتافت.
ام نادر خانم لبنانی بلند قد، لاغر و مسنی است که در موسسه امام موسی صدر چای و قهوه سرو می کند. وقتی به محل انفجار رسید با پیکر پسرش طارق مواجه شد. اینکه بر او چه گذشت را نمی دانم اما فقط بگویم از آن زمان تا کنون هنوز داغ دلش فروکش نکرده. شوهر ام نادر حدود بیست سالی هست که او را بدون طلاق دادن ول کرده و زن دیگری گرفته و به بعلبک رفته.
ام نادر با دختر و پسرانش زندگی می کرد. خانه ی آنها یا بهتر بگویم اتاق آنها یکی از خانه های کوچک دست ساز لب دریا است که در هنگام بلبشو و نبود نظارت دولت در سالهای پس از جنگ در ساحل ساخته شده. وقتی به آنجا می روی خانه ات هرچقدر فقیرانه باشد، می فهمی فقیر نیستی. بیغوله هایی که لب ساحل ساخته شده و هر بارندگی، آب داخل منزل می آید. بعضی که که وضعشان بهتر است رنگی به دیوار زده اند و کف خانه را کاشی کرده اند.

طارق پس از انفجار اول، از محل کارش بیرون دویده تا ببیند چه خبر است اما انفجار دوم او را طعمه خود کرد. نادر هم پس از انفجار به طبقه پایین دویده تا از برادرش خبری بگیرد. وقتی می گویند رفت بیرون، همانطور که با گوشی حرف می زد از ساختمان بیرون دوید و انفجار دوم همان لحظه رخ داد. ترکش انفجار به گوشی خورد و خودش سالم ماند. تنها کمی جراحت سطحی برداشت.
حالا نادر و ام نادر و همسر طارق با سه فرزندش در غم فراق طارق، به سوگ نشسته اند. پیراهن سیاهی که محرم تنشان بود بر تنشان ماند و پیراهن سیاه خونی و پاره طارق، تا روز قیامت و دیدار مولایش حسین علیه السلام بر تنش خواهد ماند.


۱۳۹۲/۰۹/۱۱

توافق جدید یا ترکمانچای جدید؟

توافق ایران و شش دولت غربی، در ایران و جهان بازتاب وسیعی داشت. موافقان و مخالفان و افرادی که با تردید به این توافقنامه می نگرند هرکدام دلایل خود را دارند. اما به نظر می رسد در لبنان، بازتاب مثبت و امیدوار کننده ای برای همه داشته است. از نبیه بری رییس مجلس لبنان که این توافقنامه را توافقنامه ی عصر حاضر نامیده بگیرید تا حزب الله که آنرا پیروزی بزرگ و درخشان عنوان کرده است. حتی گروه های دیگر هم از این اتفاق به نیکی یاد کرده اند و تنها، طرفداران سعودی هستند که از ناراحتی ارباب خود، ناراحتند.
اما در این میان نکاتی هست که باعث شده افراد در برابر این جریان دو دسته شوند. موافقان با توافقنامه که آنرا باب رحمتی در برابر مشکلات اقتصادی می دانند و مخالفان که آنرا قدم اول عقب نشینی در برابر دشمن و ترکمانچایی جدید می دانند.
مردم محرم اسرار نبودند؟
یکی از مواردی که مخالفان موافقتنامه آنرا مطرح می کنند ساز و کار انجام مذاکرات بصورت محرمانه بود. آیا رسانه های ایران اینقدر قدرت دارند که در صورت اطلاع یافتن از محتوای مذاکرات، آنرا به چالش بکشند و از مسیر منحرف کنند؟ در مقابل، آیا غربیها آنقدر صداقت و حفظ اسرار دارند که محتوا را دو دستی به اسراییل و رسانه ها تقدیم نکنند؟ بحثی که جای شک و شبهه زیادی دارد.
از این گذشته، چنین رویکردی نسبت به مردمی که دولت تدبیر و امید را انتخاب کرده اند اصلا مودبانه، صادقانه، دموکراتیک و جالب نیست. مردمی که دولت را انتخاب کردند محرم اسرار دولت نیستند؟ اصلا چه اسراری پشت پرده است؟
سخنان وزیر در مورد متن توافقنامه صداقت کافی را ندارد
متاسفانه سخنان وزیر خارجه و شعارهایش مبنی بر ایستادگی بر حقوق کشور و متوقف نشدن فعالیت های هسته ای و لغو تحریمها، در عمل و بر مبنای متن موافقتنامه اصلا حقیقت ندارد. از آنجا که خیلی ها در این مورد مطالبی نوشته اند دیگر به جزئیات این بحث نمی پردازم اما خلاصتا عرض کنم در اولین گام از عقب نشینی هایمان، اجازه زیاد کردن سانتریفیوژ یا ارتقای آن را نداریم، تحریم ها برداشته نشده و بعضا برخی تحریمهای جدید هم اعمال شده که ادعا می کنند مربوط به قبل است!!!
تفاوت توافقات پشت پرده و ظاهری
عالمان دنیای سیاست و روابط بین الملل بهتر می دانند که توافق یعنی چه و چگونه توافق با کوتاه آمدن در برخی موارد و گرفتن امتیاز در موارد دیگر بین دو کشور به دست می آید. فرض کنید اگر ما در توافقنامه با غرب، کلیه حقوق هسته ای خود را به دست می آوردیم یعنی از مواردی مثل حمایت از گروه های مقاومت، پشتیبانی عراق و سوریه، برخی معاملات بزرگ نفت و گاز و غیره دست کشیده بودیم. اما اگر از برخی حقوق هسته ای خود کوتاه آمده ایم قطعا منافع خود در خارج از کشور را باید محکم چسبیده باشیم. مثل حزب الله و سوریه. اگر غیر از این باشد می شود قرارداد ننگین و خائنانه. پس لطفا کسی که اطلاعات کاملی در موارد روی پرده و پشت پرده ندارد، مسئولان را به خیانت متهم نکند.  
پشت پرده چه گرفته ایم و چه داده ایم؟
رژیم اشغالگر قدس که سلطه عجیبی بر آمریکا دارد، خط قرمز آمریکا برای مذاکرات است. آمریکا در پشت پرده از ایران می خواهد که تضمین دهد، امنیت اسراییل حفظ شود. ایران هم در مقابل تضمین می خواهد که امنیت لبنان و سوریه حفظ شود. باید دید در پشت صحنه چه امتیازاتی داده ایم و چه امتیازاتی گرفته ایم. اگر مجموع امتیازاتی که گرفته ایم کمتر از واگذاری امتیاز ما باشد قطعا ضرر کرده ایم و به خون شهدا و زحمات مردم و دانشمندانمان خیانت کرده ایم. از آنجا که ایران و حزب الله پیوند بسیار عمیقی با هم دارند به نظر نمی رسد ایران، پشت حزب الله را خالی کرده باشد، برعکس، به نظر می رسد به نفع حزب الله، آمریکا را وادار به دست کشیدن از حمایت تکفیری ها کرده است. حمایت کامل و تمام قد و جدی روسیه از سوریه می تواند یکی از نشانه های اثبات این نظر باشد. ضمن اینکه پیشروی های هر روزه ارتش سوریه و محاصره تروریستها در قلمون با کمک حزب الله و ارتش لبنان، نشانه ی دیگری از موافقت آمریکا با نابودی تروریستهاست. آمریکا تابع نظام فکری خاصی است که طبق آن، دشمن عاقل و توافق پذیر را به دشمن نادان و بربر و وحشی ترجیح می دهد. بنابر این خودشان هم می دانند گروه های تروریستی مثل داعش اگر افسارشان (از دست سعودی) رها شود، خطرشان از حزب الله بیشتر است.
آیا اسراییل واقعا ناراحت است یا نقش بازی می کند؟
رژیم حرام زاده اسراییل همانند سرانش، بسیار مکار و فریبکار است. بارها در طول تاریخ حتی به آمریکا و هم پیمانانش حقه زده یا صدمه وارد کرده است. بنابر این صرف اینکه اسراییل در ظاهر و در رسانه ها با توافقنامه اظهار مخالفت کند، نشان دهنده آن نیست که توافقنامه، توافقنامه ی خوبی است و اسراییل از آن ناراحت است. احتمال زیادی دارد که فقط برای دلخوش کردن مردم به آبنبات چوبی ای که در مقابل دستبند طلایی (که ازشان دزدیده شده) به آنها داده شده، اقدام به ظاهر فریبی می کنند.
باید امیدوار بود و منتظر شد تا اثرات توافقنامه در اقتصاد و سیاست خارجی کشور بروز کند. گامهای دولت در این راه، تعیین کننده ی بقای آن است. اگر این دولت نتواند شعارهای امیدوارانه اش را به عمل برساند، قطعا ریاست جمهوری دوره دوازدهم را از دست خواهد داد. پس تدبیر دولت ضامن بقای آن است و بی تدبیری اش نه تنها شکست آن را به دنبال خواهد داشت، بلکه صدمات جبران ناپذیری به مردم، اقتصاد کشور، منافع کشور و روحیه و اعتماد مردم وارد می شود.