۱۳۹۲/۰۸/۰۹

سلاح های ایرانی در میدان عمل

محصولات نظامی ایران به اذعان دوست و دشمن پیشرفت زیادی داشته است. محصولاتی که کاربرانش از کیفیت آن می نالند و دشمنان از قدرت مهیب آن.
قبل از آنکه خونتان به جوش بیاید و نویسنده را مورد الطاف خود قرار دهید لطفا ادامه مطلب را با من باشید تا کم کم و آرام آرام تصوری واقعی و منطقی از محصولات نظامی ایران داشته باشیم.
همیشه وقتی خبر از تولید سلاح یا وسیله دفاعی جدیدی در ایران می دادند افتخار می کردم و خوشحال می شدم و آرزو می کردم آن را از نزدیک ببینم. دغدغه ی همیشگی من هم این بود که کشور جهانخواری مثل آمریکا وقتی سلاح تازه ای می سازد اولا آن را در میدان عمل تست می کند (یعنی همیشه یک جای دنیا در حال جنگ است و می تواند آنرا عملا تست کند)؛ دوما آنرا به نیروهای نظامی خود می دهد و وارد جنگ افزار سازمانی ارتش خود می کند. اما ما این فرصت ها را در اختیار نداریم. پس چگونه به تولید خود اطمینان کنیم؟
جنگ سوریه فرصتی را پدید آورده که اولا سلاح های ایرانی امتحان شوند، دوما انتشار عامدانه ی اطلاعات توسط حزب الله دلگرمی ها و بعضا نگرانی هایی را پدید آورده است.
سلاح ها و مهمات مختلف ایرانی در سوریه استفاده می شوند اما این تنها قسمتی از جنگ افزارهای میدان نبرد در سوریه است. نیروهای سوری از بهترین سلاح های روسی استفاده می کنند که با بالاترین کیفیت و بسته بندی به دستشان می رسد و بخش عمده آنها هم از سالیان قبل ذخیره شده است. نیروهای حزب الله هم از انواع مختلف اسلحه های روسی و امریکایی و ایرانی و اتریشی و آلمانی و غیره استفاده می کنند که هوشمندانه و برای ماموریت های خاص، برگزیده می شوند. استفاده ی زیاد آنها از پهپادها بشکل باورنکردنی تعجب ناظران و تحلیلگران جنگی را برانگیخته. بطوریکه برخی ادعا می کنند تا کنون حتی ارتش آمریکا به این اندازه و به این کارآمدی از پهپاد استفاده نکرده است. نیروی حزب الله که در لبنان عموما از بهترین اسلحه های غربی بهره می برد، در سوریه بیشترشان از سلاح های عادی مثل کلاشینکوف و مسلسل pkc و آر پی جی7 استفاده می کند. گلوله های لبنانی و ایرانی که استفاده می کنند خیلی وقتها باعث گیر سلاح می شود و باید به رفع گیر سلاح بپردازند. در حالیکه ارتش سوریه از اسلحه و مهمات های با کیفیت و خوش ساختی استفاده می کند که حتی کیسه ها و جعبه های آنها نو و مرتب است. علاوه بر آن از موشک های برکان (توسعه داده شده توسط مهندسان حزب الله) استفاده می کنند که با یک متر قدش، تخریبی معادل تخریب یک اسکاد دارد.
از جمله سلاح های ضروری در سوریه تفنگ تک تیر انداز است. حزب الله چندین مدل تفنگ خارجی و ایرانی را در اختیار دارد. شاهر یکی از تک تیراندازهایی است که وجود آن در جنگ ضروری است. این سلاح ایرانی که از روی تفنگ اشتایر اتریشی ساخته شده قدرتی وحشتناک دارد و وقتی شلیک می شود دور و بر تیرانداز طوفانی به پا می شود. تصور کنید که در نقطه هدف چه جهنمی برپا می کند. این سلاح که از جمله سلاح های مورد تحریم قرار داشت در چند نسخه و برای مبارزه با مواد مخدر وارد ایران شد که مهندسان ایرانی آنرا به سرعت مهندسی معکوس کرده و ساختند.
این سلاح تک تیر انداز بدون خشاب ارائه شده اما مهندسان ایرانی برای آن خشاب هم طراحی کرده اند که کمتر استفاده می شود. به جهت آنکه از بغل تغذیه می کند و دست و پا گیر است. در اشتایر اتریشی می توان گلوله های براونینگ 12.7 (مخصوص مسلسل) استفاده کرد اما وقتی این فشنگ را در شاهر میگذارید و شلیک می کنید بعد از چند چهار پنج شلیک سوزن تفنگ می شکند. (چون گلوله های مسلسل ارزانتر و در دسترس تر است در تمرین از آن استفاده می کنند). در این حالت باید سلاح را باز کرد و قطعه را تعویض نمود. دوربین این تفنگ قابل تعویض است. اما اشمیدت 12ایکس زوم تصویری بسیار واضح و مناسب به شما می دهد که هدف در فاصله 850 متری را در صد متری خود تصور می کنید.
با اوصافی که دوستان از این اسلحه دادند و من برایتان نوشتم، و گزارشهای دیگری که از فشنگها و موشکها و غیره به گوش می رسد، باید قبول کرد که کیفیت محصولات نظامی ما از کیفیت بازارهای جهانی پایین تر است. اگر حزب الله محصولات ما را می پذیرد، بیشتر برای آموزش و جاهایی مثل سوریه که برایش اهمیت حیاتی ندارد استفاده می کند. اما در عملیات ضد دشمن صهیونیستی، موشکها و اسلحه هایی استفاده می شود که بهترین سلاح های بازار جهانی هستند. اینگونه مواقع حتی یک ثانیه تاخیر یا گیر کردن اسلحه پذیرفته نیست و ممکن است کل عملیات را تحت الشعاع قرار دهد. این قضیه به معنای دستکم گرفتن تولید داخلی یا زیر سوال بردن آن نیست، بلکه انسان باید تصور صحیحی از اوضاع و تولیداتش داشته باشد تا بتواند محصولش را ارتقا دهد.
متاسفانه برخی هستند که اصلا چنین سخنانی را برنمی تابند و محصول ایرانی را برترین محصولات نظامی دنیا تصور می کنند و هرکس نقدی داشته باشد را نمکنشناس و وطن فروش و ... می خوانند.
پیرو پست قبلی در مورد پهادها، باز از خودم سوال می کنم: چرا پاسگاه مرزی ما نباید دو سلاح تک تیر انداز با دوربین دید در شب داشته باشد و یک پهپاد همیشه در آسمان به مراقبت و شناسایی بپردازد؟ چرا کل پاسگاه اصلی باید غافلگیر شود و جوانان ما کشته شوند؟ دیگر آن زمان که سیم خاردار هم باید به زحمت تهیه می کردیم گذشت. چرا پهپاد ما در سوریه استفاده می شود و نتیجه خوبی داده اما در ایران استفاده نمی شود؟ فرماندهان و تصمیم گیران داخلی باید جوابگو باشند.

۱۳۹۲/۰۸/۰۴

پهپاد زینتی یا سرباز مجانی؟

مدتها است برای نقد اخبار پهپادهای ایرانی با خودم یکی به دو می کردم  اما امروز با شنیدن خبر دردناکی مصمم شدم نگاهی نقادانه به خبرهای تولید پهپاد در داخل ایران بیاندازم.
ضمنا تعدادی از مرزداران هم به گروگان گرفته شده اند که به احتمال زیاد سرشان جلوی دوربین بریده خواهد شد تا به عمق فاجعه افزوده شود یا برای آزادی آنان مطالبات سنگین ارائه می کنند تا در نهایت آنها را بکشند و اعتماد مردم به نظام را کم کنند.
قبل از آنکه به موضوع مورد نظر خودم بپردازم، این فاجعه را به خانواده های این عزیزان و تمام ایرانیان تسلیت عرض می کنم. جا دارد این عزیزان و تمام مردم غیور ایران از سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی برای کشف و مجازات عاملان حادثه مطالبه ی جدی انجام دهند و کشورهای حامی این تروریستها هم بدون هیچ مصلحت اندیشی به مجازاتهای دیپلماتیک و حتی اقدامات متقابل برای قطع دستان کثیفشان دچار شوند. جا دارد که دشمن آمریکایی و سعودی، به جای دیپلماسی ظریف و نرم و لطیف، با پاسخ درخور مواجه شوند تا دیگر جرات چنین اقداماتی آنهم در وسط برنامه های مذاکره به سرشان نزند. اما هیچ امیدی از این دولت اعتدال و با تدبیر در این زمینه نمی رود. (من که امیدی ندارم)

چند سالی است که هر از گاهی خبر طراحی یا ساخت یا آزمایش یک پهپاد جدید به گوش می رسد. اگر یک سرچ ساده انجام بدهیم متوجه می شویم که پهپادهای زیادی با اسمهای مختلف در خبرها دیده می شوند که شاید یک عکس هم از آنها موجود نباشد و عموما یا عکس پهپاد آمریکایی به جای آن نمایش داده می شود یا عکسی از پهپاد مهاجر قرمز رنگ روی سکوی پرتاب تویوتا!
همین ماه پیش پهپاد شاهد 129 را سپاه رونمایی کرد و ارتش از یسیر و شاهین! اما آیا کشوری که ادعای اینهمه پهپاد دارد، از آن استفاده هم می کند؟ اول نگاهی بیاندازیم به لیست پهپادهای ایران: (آنها که در یک خط قرار دارند را می توانید در یک لینک با هم مطالعه کنید)
ایوب (نسخه لبنانی یکی از پهپادهای ایرانی که به فلسطین پرواز کرد)
مطمئنا تعدادی هم از قلم افتاده! (مثل آوا، شاهد، باز، چابک پر، تیز پر، سهند، سفره ماهی) تا اینجا شد تقریبا 30 پهپاد! یعنی از کل پهپادهای عملیاتی و مفهومی آمریکا هم بیشتر!
این همه پراکندگی و بی نظمی و نامشخص بودن وضعیت تولید و استفاده ی آنها چه معنایی به مخاطبان داخلی و خارجی می رساند؟
آیا جز این است که امثال وندی شرمن بیایند و ما را متهم به فریب کنند؟ ایشان که خیلی محترمانه این موضوع رو گفت. باید ببینید اعراب در مورد ما چه می گویند. متاسفانه جوانان و حتی شاید خیلی از مسئولان ایرانی از آنچه در جوامع و رسانه های اعراب خصوصا رسانه های اجتماعی و فروم ها و چت روم ها می گذرد و بخش اصلی و مردمی جریان اطلاعات را نشان می دهد بی خبر هستند. انواع فحش ها و تهمت های بی شرمانه ای که به ما می زنند شاید ریشه در ندانم کاری های خودمان داشته باشد. وقتی خبر تولید یک پهپاد را می دهیم و تصویر یک پهپاد آمریکایی را می گذاریم چه معنایی دارد؟ مخاطبان خارجی و حتی داخلی چه برداشتی می کنند؟ وقتی خبر از تولید اینهمه پهپاد می دهیم اما از آن استفاده نمی کنیم و هنوز باید جوانهایمان را به زور به سربازی بفرستیم تا در مرزها کشته شوند، این چه معنایی را به مخاطب القا می کند. بگذارید صادقانه برخی از اتهاماتی که به ما وارد شده است را بخوانیم: (فحش ها و القاب زشت و سخنان صرفا نژادپرستانه را نقل نکردم!)
ایرانی ها دروغگو هستند و خبرهای تولید سلاحشان پوچ است. ما خودمان بهترین اسلحه آمریکا را می خریم!
ایرانی ها جان سربازانشان برایشان مهم نیست.
ایرانی ها ادعا می کنند چون حزب الله را درست کردند از همه قوی ترند اما توان مقابله با چند تا  گروهک مرزی رو ندارند.
همه اجناس ایرانی قراضه هستند.
ایران که یک ماشین درست و حسابی نمی تواند بسازد چه ادعاهایی می کند.
.....
اینهمه پهپاد در کشورمان طراحی و توسعه داده شده است. در هزینه های آن بحث و سوال و نقدی ندارم اما آیا واقعا اینقدر نیاز است؟ چرا آمریکا برای هر هدف و ماموریتی یک نوع پهپاد دارد و فقط اقدام به نگهداری و ارتقای آن می کند؟ مگر ما چند نوع پهپاد شناسایی لازم داریم؟ چند نوع پهپاد مسلح نیاز داریم؟ چرا حزب الله در سوریه به بهترین وجه از پهپاد استفاده می کند و 17 نفر از آنها با داشتن اطلاعات دقیق، می توانند سیصد تروریست مسلح را غافلگیر کنند و بیشترشان را بکشند اما چند تروریست می توانند بیایند پایگاه مرزی ما را به گلوله ببندند و اینهمه آدم را به شهادت برسانند؟ چرا ما تا به حال ندیده ایم پهپادی در آسمان تهران پرواز کند و اطلاعات ترافیکی ارسال کند؟ چرا برای تعقیب مجرمان از پهپاد استفاده نمی شود؟ چرا صدای پهپاد به گوش ما ایرانی ها نخورده است؟
بیایید این شعار را نهادینه کنیم: پهپاد برای امنیت و اقتدار کشور و کاهش هزینه های جانی و مالی.

۱۳۹۲/۰۸/۰۱

آیا رفتن به سوریه و دفاع از حرم اهل بیت واجب است؟

سوالی را در خصوص وجوب جهاد از مراجع مختلف پرسیده ام تا نظر آنان معلوم شود. برخی از مراجع قبلا در فتاوایشان در مورد دفاع حکم داده بودند. اما با این حال سوال مشخصا در مورد سوریه پرسیده شده. جواب آن بزرگواران در پست بصورت تکمیلی قرار خواهد گرفت.
سوال: با عرض سلام و آرزوی طول عمر و سلامتی برای آن مرجع بزرگوار و برخورداری از توجهات ویژه ی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف
همان طور که مستحضرید تروریستهای مختلفی از اقصی نقاط جهان به سوریه هجوم برده و صراحتا اعلام کرده اند جان و مال و ناموس شیعیان حلال است و کشتن آنها واجب. حتی به این حد اکتفا نکرده و اقدام به نبش قبور و بی حرمتی به آنها نموده و بدن مسلمانان را دریده و مثله کرده و قلب آنها را هم خورده اند. از آنجایی که بارها به حرم عمه ی سادات حمله کرده اند و صراحتا از نیت شوم و پلید خود در تخریب حرم و نبش قبر سخن گفته اند، آیا جهاد دفاعی بر ضد آنها به جوانان واجب نمی شود؟  آیا پیامبر نفرمود من سلم منادیا ینادی یا للمسلمین و لم اجبه فلیس بمسلم؟ حال که شیعه ی سوریه تحت هجوم و قتل و تجاوز قرار گرفته آیا جهاد واجب نیست؟
آیا منع ولی فقیه یا حاکم شرع از رفتن جوانان ایرانی به سوریه به جهت مصالح سیاسی یا مصالح دیگر، وجوب دفاع را از میان بر می دارد؟
مستدعی است هرچه سریعتر پاسخ دهید تا جوانان مسلمان از سردرگمی و بلاتکلیفی خلاصی یابند.

لازم به ذکر است فعلا به جوانان ایرانی اجازه داده نشده تا برای دفاع از مقدسات شیعه به سوریه بروند اما نهادهای نظامی ایران کمک های حایز اهمیتی از نظر تاکتیکی و اطلاعاتی و پشتیبانی انجام می دهند. شیعیان عراق و لبنان هم سعادت حضور در دفاع مقدس از اهل بیت را دارند و انجام وظیفه می کنند. خوشا به حال آنانی که زندگیشان را برای اهل بیت که محبوب ترین مخلوقات برای خدا هستند فدا کنند.
توضیح: نام مراجع محترم به ترتیب الفبایی نام خانوادگی آنها است.
مراجعی که از طریق اینترنت سایتشان را پیدا کردم در زیر ذکر شده اند.
سایت برخی مراجع قسمت استفتا ندارد مثل مرحوم آیت الله العظمی بهجت.
مراجع دیگری که بنده ذکر نکرده ام اگر کسی مایل بود، می تواند عین این سوال را بفرستد و جواب را برای من ایمیل کند تا در این صفحه درج شود.
عنوان شیخ طبق روال عربها برای روحانیون غیر سید نوشته می شود.
تصویر ارسال سوال به تمام این سایتها و کد پیگیری آن موجود است.
لازم به ذکر است سوال در تاریخ 17 مهر ماه 1392 ارسال شده.

جواب دفتر حضرت آیت الله العظمی شيخ حسين نوری همدانی:
بسمه تعالي
سلام عليكم
لازم است مومنین در این امور مطیع اوامر ولی فقیه باشند 

جواب دفتر حضرت آیت الله العظمی شیخ لطف الله صافی گلپایگانی:
از اهتمام شما به امور اسلام و مسلمین تقدیر و تشکر می شود. سوال مزبور را با دفتر مقام معظم رهبری مدظله مطرح نمایید موفق باشید. 28 ذی الحجه 1434 (تصویر)

دفتر حضرت آیت الله العظمی شیخ میرزا جواد تبریزی هنوز جواب نداده است. تصویر
دفتر حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای هنوز جواب نداده است. تصویر
دفتر حضرت آیت الله العظمی شیخ جعفر سبحانی هنوز جواب نداده است. (از قسمت تماس با ما فرستاده شد)
دفتر حضرت آیت الله العظمی سید علی سیستانی هنوز جواب نداده است. تصویر
دفتر حضرت آیت الله العظمی سید صادق شیرازی هنوز جواب نداده است.(سایت اصلی تازه پیدا شد و سوال فرستاده شد)
دفتر حضرت آیت الله العظمی سید محمد طباطبایی حکیم هنوز جواب نداده است. تصویر
دفتر حضرت آیت الله العظمی شیخ محمد جواد فاضل لنکرانی هنوز جواب نداده است. تصویر
دفتر حضرت آیت الله العظمی شیخ حسین مظاهری هنوز جواب نداده است. تصویر
دفتر حضرت آیت الله العظمی سید محمدتقی مدرسی هنوز جواب نداده است. تصویر
دفتر حضرت آیت الله العظمی شیخ ناصر مکارم شیرازی هنوز جواب نداده است. تصویر
دفتر حضرت آیت الله العظمی شیخ حسین وحید خراسانی هنوز جواب نداده است. تصویر
سایت حضرت آیت الله العظمی سید محمد علی شاهرودی بدلیل مشکل فنی ارسال سوال میسر نشد.

فلسطین بدون روتوش صدا و سیما

می دانیم صهیونیستهای غاصب طی چند مرحله تاریخی اشغال فلسطین را تکمیل کرده اند، و فلسطینیان را در دو قسمت خیلی کوچک از فلسطین محاصره کرده اند. رسانه های ایرانی وقتی خبری از فلسطین می زنند همیشه تصاویر محدود و ثابتی از فلسطینیان، صهیونیستهای غاصب و شهرک نشینان منتشر می کنند. اما اگر در رسانه های دشمن یا حتی رسانه های دوستان خارجی نگاه کنید، واقعیت رنگ و بوی دیگری دارد.
اسراییل در رسانه های ایرانی همیشه از یک کادر بسته ی محدود دیده می شود که فقط نشان دهنده ی صحنه ی ظلم و ستم آنها به فلسطینی ها یا صحنه های درگیری با فلسطینیان است. فلسطینیان هم همیشه بر روی خرابه ی خانه ی خود یا در حال سنگ پرت کردن یا در شرایط فقر و بدبختی دیده می شوند.
شهرک نشینان که همان یهودی های اسراییلی هستند، کسانی هستند که در مناطق قانونی متعلق به فلسطینیان در شهرک هایی که رژیم صهیونیستی بر خرابه های خانه های فلسطینیان و اشغال زمین های کشاورزی آنان ساخته اقامت می کنند و توسط ارتش این رژیم مسلح شده و حمایت می شوند.
حمایت ارتش اسراییل از شهرک نشین ها


بطور کلی سرزمین های فلسطین، لبنان و سوریه از لحاظ جغرافیایی سرسبز و زیبا هستند. اسراییلی ها هم با دانش بالای خود در مهندسی کشاورزی همیشه محله های خود را آباد می کنند و تلاش می کنند بهشت خود را در همین دنیا بسازند. برای همین کافی است لب مرز لبنان با فلسطین اشغالی بروید و تفاوت فاحش طرف لبنان با داخل اسراییل را ببینید. این طرف در سایه ی بی توجهی دولت لبنان، خشک و بایر است و طرف دیگر مملو از شهرکها و باغهای سرسبز و ویلاهای زیبا.

آبادانی و زیبایی سرزمینهای اشغالی هیچگاه در رسانه های ایرانی بخصوص صدا وسیما دیده نمی شود. واقعا عجیب است که پنهان کردن این دزدی اسراییلی ها در رسانه های ما چه معنا و مفهومی دارد؟
فسلطینیانی که در میان اسراییلی ها زندگی می کنند شاید عده ی معدودی باشند اما همانها هم کارت اقامتشان ده ساله است. یعنی ده سال دیگر آنها هم از سرزمین خود اخراج می شوند. از طرف دیگر در سرزمینهای اشغالی با آنها به شکل نژادپرستانه ای رفتار می شود و آنها به شدت تحقیر می شوند. باید در ایستگاه های مخصوص فلسطینیان سوار اتوبوس شوند و در پیاده روی مخصوص خودشان راه بروند و دائم بازرسی شوند. دیگر فلسطینیان در دو منطقه ی باقی مانده نوار غزه و کرانه ی باختری سکونت دارند. با این حال زندگی فلسطینیان در کمال ظلم و ستم و محاصره ای که هستند متفاوت از تصویری است که ما عادت کرده ایم.
آنها هم در شهرها خانه دارند و پمپ بنزین و مدرسه و بیمارستان و حتی دفاتر حکومتی که هیچ چیزی کم از حکومت های دیگر ندارد الا خودباوری و غیرت. با این حال کسی منکر حجم ظلم و ستم و شرایط سخت فلسطینی ها نیست و نمی توان شرایط آنها را مانند خودشان درک کرد. کمک به آنها هم باید به صورتی باشد که آنها را تنبل و متوقع نکند، بلکه آنها را تشویق به مبارزه و مقاومت کند.
غزه آخرین قطعه ی فلسطین در جنوب است که هنوز اشغال نشده.
اما محاصره ی شدید و غیر انسانی آن، فشار زیادی به مردم می آورد. جنایت ضدبشری اسراییلی ها در محاصره غزه باعث نبود امکاناتی چون سوخت و برق و آب بهداشتی و دارو و مواد غذایی و مایحتاج ضروری مردم شده. ابتکار جوانان فلسطینی تونل هایی به مصر بود که با اقدام دولت مزدور مصر، بیشتر آنها نابود شده.
فکر نمی کنم لازم به گفتن باشد که کمک ما به فلسطینی ها بر اساس اخلاق و انسانیت و دین ماست و کسانی که مخالف کمک هستند، با بهانه های واهی، انسانیت و اخلاق را فراموش کرده اند. اگر دیگران انسانیت و اخلاقشان را فروخته باشند دلیلی نمی شود که ما هم مثل آنها پست و بی مقدار شویم.

شهرک نشینان در حال تمرین دفاعی!!!
تخریب منازل فلسطینی ها با زور اسلحه ارتش اسراییل و در سایه سکوت جهانی
تیراندازی شهرک نشینان به فلسطینیان

۱۳۹۲/۰۷/۲۷

سوریه نیروی ایرانی نمی خواهد

وقتی ابوحسن دستانم را فشرد قدرت یک پهلوان را حس کردم. محکم و گرم و دوستانه با من دست داد. تا بعد از اینکه از مجلس بیرون رفت نمی دانستم کیست؛ تصورم این بود که یک حزب اللهی معمولی باشد. هرچند تیپ و ظاهرش مثل عماد مغنیه بود اما لاغرتر از او بود و سبزه. داشتند با شیخ در مورد نیروها در سوریه و آموزش جوانان سوری صحبت می کردند. 
شیخ برایش تعریف می کرد که بیشتر شیعیان سوریه هیچ چیزی از شیعه و احکام و اعتقاداتش بلد نبودند؛ جز اینکه اسمشان شیعه است و در مراسم ها به مجلس دفتر مراجع تقلید بروند و شام یا نهاری بخورند؛ همین. بعد از شروع فتنه در شام، وقتی حزب الله برای کمک به آنها رفت و به آوارگان کمکهای انسانی داد، با این موضوع مواجه شد و روحانیون شیعه را برای تبلیغ بین شیعیان سوریه فرستاد. آنها مردانگی و جوانمردی زیادی دارند و الان در تنور جنگ آبدیده شده اند و استعدادهای خود را بارور کرده اند.

ابوحسن که دوست صمیمی شیخ است گفت: بله حاجی، محله امام زین العابدین یه محله تو دمشق است که همشون شیعیان لات و لوت و شر بودند. اما الان خونه ای نیست که شهید نداشته باشه. واقعا امام خمینی راست گفته بود که جنگ نعمته. شیعیان بی هویت سوریه الان عوض شدند و شدند یه آدمای دیگه.
پرسیدم: میشه یه ایرانی رو بفرستید زینبیه؟ اصلا ایرانی هست اونجا؟
ابوحسن گفت: نیروی ایرانی نیست اونجا. یه تعدادی از ایرانی ها تو جبهه حلب هستند. می خواهی بفرستمت اونجا؟
گفتم پس اینایی که عکس میندازن که ما زینبیه رفتیم دفاع چیه قضیه شون؟
گفت: یه سری از شیعه های ایران و عراق بعد از اینکه درگیری ها تموم شد میان برای عکس یادگاری! حتی نیروهای تحت امر ابوعجیب چند بار تو عملیات ها شرکت داده شدند اما وسط عملیات کشیدن عقب. عراقی ها هم هستند که میان برای معروف شدن و عکس و اگر شد غنیمتی! (یاد اخراجی ها افتادم که برای زن گرفتن رفت جبهه). اما یه شیعه عراقی بود به نام عمران.
این هرجا خبر می اومد که قراره عملیات بشه سریع می رفت عملیات. فرقی نداشت تو زینبیه باشه، محله دیگه ای در دمشق باشه، خارج دمشق. اینقدر شیر بود که تروریستها برای سرش جایزه ویژه گذاشته بودند و به شدت متنفر بودن ازش. حتی یک بار سه تا از نیروهای حزب الله تو یک درگیری شدید، شهید شدند و از شدت درگیری نمی شد بریم طرفشون و بدنشون رو برداریم. رفت نشست پشت یه نفربر و صاف رفت خیابونو بست و با تیربار افتاد به جون تروریستا. خیلی خطرناک بود چون کاملا بهش مسلط بودن و می تونستند با موشک بزننش.
 اما شروع کرد از پشت تیربار بد و بیراه گفتن به تروریستا و تیراندازی کردن. بطوری که دیگه هیچکدوم سرش رو هم بیرون نمی آورد. بقیه نیروها هم بعد از این حرکت عمران از لاک دفاعی دراومدند و بدنهای شهدا رو کشیدند عقب. اما همین عمران وقتی شهید شد، نتونستن بدنشو بیارن عقب، تروریستها هم سرشو بریدن و مثله کردن و بدنشو به صلیب کشیدند. بعد چقدر تو رسانه ها و اینترنت شادی کردن و بهش فحاشی و اهانت کردن.
گفتم: بالاخره نیرو می خواهید یا نه؟ کلی جوونهای ایرانی هستند که حاضرند بروند اما کسی حاضر نیست اونا رو ببره سوریه.
گفت: خب قرار اینه که ایرانی تو سوریه نباشه. اما نیازی هم نیست. الان وضع نظام خیلی خوبه و سوری ها هم دارن آموزش می بینند. حتی حزب الله هم کمتر نیروی رزمی داره در سوریه.
وقتی ابوحسن رفت فهمیدم مسئول کل امن وقائی در سوریه است. حالا این امن وقائی مثل پلیس پیشگیری ماست یا کار دیگه داره نمیدونم.

۱۳۹۲/۰۷/۲۶

عید قربان، مسلمانان، سلفی ها، آمریکا

عید قربان در کشورهای عربی و از جمله لبنان یکی از اعیاد بزرگ است و همانطور که ما برای عید نوروز لباس نو می پوشیم و به دیدن بزرگتر ها می رویم، در لبنان هم مردم حتما با لباس عید، به دیدن یکدیگر، خصوصا بزرگترها رفته و شیرینی مخصوص عید می خورند. آنها که دستشان به دهنشان می رسد برای ناهار عید، کباب درست می کنند.
بچه ها حتما ترقه و فشفشه می خرند و تفنگ های پلاستیکی که گلوله پلاستیکی شلیک می کند و به یکدیگر شلیک می کنند! خلاصه به همه خوش می گذرد، خصوصا با سه روز تعطیلی رسمی که امسال برای بچه مدرسه ای ها تبدیل شد به یک هفته! علاوه بر آن، بزرگان فامیل به بچه ها عیدی می دهند و بچه ها حسابی کیف می کنند. غیر مسلمانها هم در عید شریکند و به کافه بارها و رستورانهایی می روند که خوانندگان و رقاصه ها در آنها به مناسبت عید برنامه برگزار می کنند!!! البته برخی مسلمانها هم در این مراسم ها شرکت می کنند!
نماز عید در اماکن مختلف برگزار می شود و هر طایفه ای برای خودش برنامه نماز و سخنرانی دارد. بعد از نماز و در طول روز عید، روحانیون سرشناس، خصوصا آنها که سمت و منصبی دارند ناگزیر پذیرای روحانیون و طلابی می شوند که برای شیرینی خوری و تبریک عید به نزد آنها می روند و البته انتظار عیدی هم دارند.
دیروز منزل شیخ ابو محمود، یک روحانی حزب الله بودم. شیخی برای تبریک عید به نزد او آمد و بعد از تبریک و احوال پرسی برای آنکه سر سخن را باز کند گفت: حاج آقا، ضاحیه خیلی وضع خراب شده. همه چیز ریخته به هم. همه جا رو زنجیر کشیدن و جای پارک نیست. آدم نمی تواند از ماشین پیاده شود تا از مغازه چیزی تهیه کند.
شیخ ابو محمود گفت: اصلا باید اینطوری بشود. خیلی هم خوب است. بلکه مردم مجبور شوند از حمل و نقل عمومی استفاده کنند و ترافیک و شلوغی کم شود. همه جای دنیا همینطور است. نمی شود هر کسی برای خرید یک سیگار یا سطل ماست ماشین شخصی اش را راه بیاندازد و برود از دکان خرید کند. این کاری است که باید از قبل انجام می شد و حالا به خاطر شرایط امنیتی مجبور شده اند اجرا کنند. انشالله خیر است.
شیخ گفت: بله حاج آقا، درست می فرمایید. این تکفیری ها می خواستند لبنان هم مثل عراق بشود. خدا ما رو حفظ کنه.
شیخ ابومحمود گفت: الان عراق مگر چه مشکلی دارد؟ الان عراق در بهترین وضع است. این انفجارهایی که هر روز هست در مقابل آنچه به دست آورده ایم هیچ است. کل مملکت را به دست آورده ایم، برای چنین امری فداکاری لازم است. اینها هزینه ی فداکاری است.
باز شیخ گفت: خب بله، اما الان سلفی ها در کل منطقه بر علیه ما قیام کرده اند و هر جا دستشان به ما برسد قصد نابودی ما را دارند. وضع بدی شده. خطر تکفیری ها از خطر صهیونیسم بالاتر است!
شیخ ابو محمود گفت: نه، تکفیری ها خطری ندارند، سلفی های تکفیری تعدادشان خیلی کم است. اما چون جنایاتشان وحشتناک است سر و صدای آن زیاد است وگرنه در میان سنی ها تعداد خیلی خیلی کمی هستند که سلفی تکفیری باشند. اصلا این سلفیگری تکفیری در خاورمیانه درست شد. در حالیکه در بزرگترین کشورهای اسلامی تا به حال سلفیگری تکفیری نداشتیم.
مثلا اندونزی بیش از دویست میلیون مسلمان دارد، هند بالای 170 میلیون مسلمان، بنگلادش بالای 140 میلیون مسلمان ، مصر 80 میلیون مسلمان دارد. در این کشورها سلفی تکفیری نداشتیم. در طول تاریخ در مصر جنگ داخلی نداشتیم. این سلفی گری از مصر نیست. وارداتی و مصنوعی است. ضمن اینکه تکفیری ها حتی در میان سنی ها هم جایگاهی ندارند. قبل از ورود حزب الله به القصیر، مفتی های آنها گفتند اگر شیعه وارد القصیر بشه ما اعلان جهاد می کنیم، ما دنیا را بر سر شیعیان خراب می کنیم، همه شان را در هر جای دنیا نابود می کنیم و فلان و بهمان. حزب الله وارد شد، پیروز هم شد، هیچ کاری نتوانستند بکنند! هیچ اتفاقی نیفتاد. اینها حرفشان خریدار ندارد.
اینهمه اعلان جهاد کردند، چند ده هزار نفر کلا به سوریه رفتند. جنگ سوریه نشان داد اینها افرادی تو خالی هستند، از همه جهت. نه چیزی بلد هستند نه نقشه ای دارند، دشمنان از حماقتشان استفاده کرده اند تا ما را به چالش بکشند، اما وقتی دیدند که این جماعت نادان بدردشان نمی خورند و دارند خطری برای خودشان می شوند، ولشان کرده اند. الان گروه های مختلف تکفیری، خودشان دارند با هم می جنگند. چون دشمنان دیگر به آنها احتیاج ندارند. خطر اصلی خطر اسراییل و نظام سلطه جهانی است. آنها ثروت کشورهای اسلامی را می خواهند به تاراج ببرند و انتظار دارند کسی حرفی نزند. الان وضع اقتصاد آمریکا خراب است. کتابخانه ها و موسسات عمومی بسته است چون پول ندارند بدهند به کارمندانشان.
شیخ گفت: بله حاج آقا درسته. پس برای همین حمله اش به منطقه رو فعلا عقب انداخته. وضع اقتصادیشون خیلی خراب شده.
شیخ ابو محمود گفت: عقب انداخته؟! ضربه ای که خوردن قبل از شروع حمله شون، باعث لغو حمله شد. سالها بعد که اطلاعات محرمانه از طبقه بندی درآمد تازه خواهید فهمید که جبهه مقاومت چه کار کرده بوده با آمریکا که نتونستن حمله کنند.
بعد از این صحبتها شیخ ابومحمود بلند شد رفت و عیدی ای برای شیخِ نگران آورد و شیخ خوشحال و امیدوار خداحافظی کرد و رفت.

۱۳۹۲/۰۷/۲۰

هلاکت تروریست عامل انفجارهای ضاحیه

پرس تی وی: عمر الاطرش و دو نفر از همراهان وي به نام‌هاي «زياد الاطرش» و «سامر الحجيري» روز جمعه (۱۹ مهر) پس از اصابت يک موشک به خودروي حامل آن‌ها در منطقه «النحمت» در مرز سوريه و لبنان کشته شد.
الاطرش به دخالت در انفجارهاي خودروي بمب گذاري شده در « بئرالعبد» و « روييس» در جنوب بيروت در اگوست متهم بود.
دستکم ۲۲ نفر در اين انفجارهاي مرگبار کشته و ۳۲۵ تن ديگر زخمي شدند.
الاطرش همچنين به دخالت در طراحي دو حمله موشکي در منطقه ضاحيه لبنان در ماه مي که چهار زخمي به جا گذاشت، متهم بود.
فايز غصن، وزير دفاع لبنان در ماه جولاي اعلام کرد الاطرش در حمله به يک ايست بازرسي ارتش در منطقه «عرسال» که در آن سه سرباز کشته شدند، دخالت داشت. ..

قبل از آنکه خبر فوق در سایتهای خبری منتظر شود، شبکه های اجتماعی این خبر را منتشر کرده بودند.  برخلاف همیشه که هر اتفاقی در لبنان را به حزب الله نسبت می دهند، این بار اهالی منطقه عرسال که پذیرای تروریستهای سلفی هستند و به آنها کمک می کنند، گیج و درمانده و عصبانی هستند و این موضوع را با بی میلی به هواپیماهای سوریه نسبت می دهند.
اما عمر الاطرش کیست؟ جوانی لبنانی از عرسال که قبل از اتفاقات سوریه چوپانی بیش نبود و پس از تصمیم جنگسالاران غربی بر نابودی سوریه، از فرصت استفاده کرد تا پول و موقعیتی بدست آورد و در این راه بسیار موفق بود. او به سرعت تبدیل به ستاره ی رسانه های مخالف سوریه شد و اقدامات عملی تروریستی خود را شروع کرد.
در 17 جولای وزیر دفاع لبنان فایر غصن وی را مسئول نفجارهای ضاحیه معرفی کرد. از آنجا که سید حسن نصرالله قبلا گفته بود دستگاه های دولتی باید ماجرا را دنبال کنند و اگر نکنند خود حزب الله عاملان جنایت را به سزای عملشان خواهد رساند، شاید بعید نباشد که هلاکت وی بدست رزمندگان حزب الله انجام شده است. خصوصا آنکه در شبکه های اجتماعی لبنان هم گفته شد الاطرش پس از کار اطلاعاتی دقیق با یک موشک به هلاکت رسید.
با اینکه نزدیکان وی اتهام انفجارهای ضاحیه بوسیله الاطرش را رد می کنند و ادعا می کنند او هیچگاه به بیروت نرفته است!، اما برخی دیگر او را مامور سازمان اطلاعاتی سوریه خوانده اند! مخالفانش او را راهزن می نامند و موافقانش او را مجاهدی در راه دفاع از سوریه عنوان می کنند که توسط حزب الله از میان برداشته شده است.
هرچند باید منتظر گزارشهای رسمی در مورد علت و نحوه ی هلاکت این تروریست باشیم اما به نظر من حضور حزب الله در منطقه سنی نشین عرسال که وسعت و پیچیدگی زیاد آن، ارتشهای سوریه و لبنان را از محافظ مرزها بازداشته، بعید و تقریبا ناممکن به نظر می رسد. پس موشک شلیک شده در منطقه مرزی کار کیست؟ احتمال می دهم در صورتی که موشک از طرف حزب الله شلیک شده باشد نه از یک پرتابگر زمینی، که از یک پهپاد مسلح شلیک شده است. استفاده ی گسترده حزب الله از پهپادها در جنگ سوریه شگفتی تحلیلگران خارجی را برانگیخته است. شب گذشته نیز اخباری مبنی بر اشراف اطلاعاتی حزب الله نسبت به تحرکات تروریستها منتشر شد که بوسیله پهپادها بدست آمده است.

و سلام علی القاعدین!

حرم حضرت سکینه علیها سلام
بعد از حمله تروریستها به سوریه و رسیدن آنها به محله شیعیان و حرم حضرت زینب، شیعیان آن مناطق به سبب تهدیدات جدی و قصد تروریستها به کشتار آنها، یا کلا از سوریه خارج شدند یا به مناطق امن پناه بردند. بیمارستان امام خمینی به دست تروریستها افتاد، حوزه زینبیه و رایزنی فرهنگی ایران مورد هجوم و تهدید قرار گرفت و تعطیل شد. جمعی از علما و طلاب هم به شهادت رسیدند.
تروریستها روز به روز وحشیگری خود را بیشتر کردند و ثابت کردند این داستان، چیزی بیش از یک انقلاب است و هدف واقعی آن نابودی سوریه به عنوان مهم ترین همسایه ی پشتیبان مقاومت و انتقام از مردم سوریه است.
در این داستان که اگر با سوری ها در ارتباط باشید، کل امر برایتان واضح و روشن خواهد بود، یک سری از ایرانی ها به سبب تبلیغات رسانه ای منفی دشمنان، اعتقاد پیدا کردند که بشار اسد یک مجرم است که دارد مردمش را می کشد!!! تا اینجای کار خیلی عجیب نیست، اما عجیب اینجاست که برخی مذهبی هایی که همیشه پرچمدار سب و لعن و تحریک سنی ها بوده اند هم جزو این فریب خوردگان قرار گرفته و می گویند به ما چه، سنی ها و علوی ها به جان هم افتاده اند! آنهایی که دو هفته مانده به 9ربیع الاول سر و کله شان در شبکه های اجتماعی پیدا می شد و انواع احادیث و نوشته ها و کاریکاتور ها برای اهانت به اهل سنت و سرکردگان آنها منتشر می کردند، و به ادعای حمایت از شیعه و برملا کردن جنایات دشمنان شیعه هرچه می توانستند و در چنته داشتند بر طبق اخلاص گذاشته و به خورد ملت می دادند حالا به یکباره ساکت شده اند!
انگار نه انگار حرم عمه ی سادات مورد تعرض قرار گرفته و زامبی های تکفیری اصرار به اهانت و نبش قبر دارند. همانهایی که زیارت عاشورا می خواندند و یالیتنا کنا معکم می گفتند حالا شده اند عین همان کوفیانی که ساکت نشسته اند و حسین را تنها گذاشتند. تاریخ تکرار می شود. بله تاریخ در حال تکرار است. آنها که ادعای دین داشتند و دین و ایمان و اعتقاد انقلابیون ایران را دچار مشکل و نقص می دانستند حالا کوله بار اعتقاداتشان آنقدر سنگینشان کرده که توان دفاع از اهل بیت را ندارند. آنها که لعن خلفا و عایشه را واجب می دانستند تا مبادا تولی و تبرایشان ذره ای مشکل داشته باشد، حالا معتقد شده اند که نباید سر به سر تکفیری ها گذاشت! خطر دارد! انسان نباید خود را به تهلکه (مهلکه) بیاندازد! آدم باید پیرو ولی فقیه باشد! آقا دستور نداده اند برویم!!! (فقط در جهاد نرفتن پیرو هستند، در بقیه موارد خصوصا سب و لعن درست برعکس عمل می کنند)
ناز شستشان! بگذار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بیاید، مطمئنم باز هم حرکتی نخواهند کرد! و سلام علی القاعدین!
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: من سمع منادیا ینادی یا للمسلمین و لم یجبه فلیس بمسلم1. یعنی اگر کسی بشنود که فردی فریاد می زند مسلمانان به دادم برسید و به او کمک نکند مسلمان نیست. فرموده منادیا، یعنی هر ندا دهنده ای، چه مسلمان، چه غیر مسلمان، چه شیعه چه سنی. فریاد کمک خواهی مردم سوریه و عراق و بحرین بلند است. یا گوشهایمان سنگین شده یا اسلاممان کمرنگ شده. شاید هم هردو. وای برما.

۱۳۹۲/۰۷/۱۸

آنهایی که به حج می روند جاهلند یا آنها که نمی روند؟

چند سالی است برخی افراد اشعاری برای خود ساخته اند و با بازنشر آن برای خودشان خوشند! ببینید:
دلخوش از آنیم که حج میرویم                   غافل از آنیم که کج میرویم
کعبه به دیدار خدا میرویم                          او که همینجاست کجا میرویم
حج به خدا جز به دل پاک نیست                شستن غم از دل غمناک نیست
و یا:
جهالـــــــــــت
کاری کرد که پیرزن ایرانی گاو خود را بفروشد که مشرف مکه شود !
تا عرب از شتر به لامبورگینى واز چادر به برج رسد
و مردم ما سعادت را دودستی به اعراب تقدیم کنند
که شاید سعادت خود در دنیای دیگر یابند !!!
آیا میدانید خدا کجاست؟
خدا در قلب مادریست که برای مداوای فرزندش کلیه اش را میفروشد
خدا درقلب کودکیست که در همسایگی حاجی از فقر ناله میکند
و حاجی دربین عربها بدنبال خدا میگردد .؟؟!!

اما بشنوید از جهالت و شاید بهتر باشد بگوییم عداوت با خدا! برخی با ژست روشنفکری سعی می کنند جهالت خود را پنهان کنند. واقعا وقتی کسی مسلمان واقعی نیست و از احکام آن آگاهی ندارد و دنیا را وارونه می بیند، باید هم این شر و ورها را ببافد. شر و ورهایی که هیچ جمله ی آن با هیچ منطقی سازگار نیست.
اول از همه آنکه باید بدانیم طبق تمامی ادیان آسمانی، و طبق واقعیت این جهان، خدایی وجود دارد که خالق ما است. ذَلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّكُمْ ۖ لَا إِلَـهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿١٠٢انعام : اين است خدا، پروردگار شما هيچ معبودى جز او نيست، آفريننده هر چيزى است. پس او را بپرستيد، و او بر هر چيزى نگهبان است.
می دانیم واقعیت با سخن انسان عوض نمی شود. یعنی اگر روز باشد و ما بگوییم شب است، باز هم روز خواهد ماند. پس خدا و خلقت و جهان و مخلوقاتش با انکار انسان تغییری نخواهند کرد و تاثیری نخواهند پذیرفت.  
دوم آنکه حج یکی از احکام الهی است و کسانی که تسلیم خدا هستند باید این حکم را به درستی اجرا کنند. امام باقر علیه السلام فرمودند: بني الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولاية؛ اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت - فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1 (در منابع سنی هم نقل شده)
مطمئن باشید کسی که حج نمی رود، به نماز هم اهمیت نمی دهد، به فقرا هم کمک نمی کند. اینها صرفا ژست و قیافه روشنفکرنماهای منافق است برای شبهه و اشکال وارد کردن به مسلمانان. همان طور که خدا از ما خواسته به حج برویم، دستور کمک به فقرا را هم داده. اصلا طبق نظام اقتصادی اسلام، اگر فردی مستطیع شود یعنی امکان مالی حج را پیدا کند، باید اهل خمس و زکات باشد و حق مردم را به آنها داده باشد. وگرنه مالش پاک نیست و نمی تواند با آن حج برود. ضمنا اگر همه، خمس و زکاتشان را بدهند دیگر کسی فقیر و گرسنه باقی نخواهد ماند. چون انسانها نظام خدا را درست اجرا نمی کنند، مشکل پیش می آید و یک عده جاهل هم سبب آن را حج عنوان می کنند!!!
ادعاهای بی اساس متن بالا در فروش گاو و مانند آن بسیار کودکانه و خنده دار است. حج فقط بر کسی واجب می شود که مستطیع شود. مستطیع بودن شرایطی دارد: یعنی پول داشته باشد که به حج برود (نه اینکه قرض کند یا وسایلش را بفروشد). خرجی زن و بچه اش در این مدت را داشته باشد. ضمن اینکه چون در گذشته سفر با چهارپایان بود و طول می کشید، کسی که بخواهد به حج برود باید اینقدر وضعش خوب باشد که این دو سه ماه رفت و برگشت او را به فقر و بدبختی نیندازد و کسب و کار آینده اش را خراب نکند.
سوم آنکه یا مسلمان هستیم یا نیستیم. با خدا نمی شود شوخی کرد. اگر مسلمان هستیم که حکم خدا را باید اطاعت کنیم و گریزی از آن نیست. الْحَجُّ أَشْهُرٌ‌ مَّعْلُومَاتٌ ۚ فَمَن فَرَ‌ضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَ‌فَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ ۗ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ‌ يَعْلَمْهُ اللَّـهُ ۗ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ‌ الزَّادِ التَّقْوَىٰ ۚ وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ ﴿١٩٧بقره حجّ (واجب) در ماههایی معیّن است، پس هر که در این ماهها حج می‌گزارد بایست آنچه میان زن و شوهر رواست ترک کند و کار ناروا (مانند دروغ و بدگویی) را ترک کند و مجادله نکند، و شما هر کار نیک کنید خدا بر آن آگاه است و توشه (تقوا برای راه آخرت) برگیرید که بهترین توشه این راه تقواست و از من پروا کنید ای صاحبان عقل.
همان طور که از متن آیه ی قرآن مشخص است حج بر مسلمانان واجب می شود و عملی است انسان ساز و برای نزدیکی به خدا و انجام کارهای نیک. یکی از اعمال واجب حج، قربانی کردن است که گوشت آن میان فقرا تقسیم می شود. پس حج چیزی نیست که باعث فقر جامعه شود و خیر را از آنان بگیرد. برعکس، باعث خیر و برکت و روزی فقرا است. همانطور که می دانید صدقه و حل مشکلات مردم یکی از مهم ترین کارهایی است که خدا امر کرده است برای همین می بینیم امامان ما در هنگام عمره اگر کسی از ایشان پولی درخواست می کرد یا سوالی داشت و مشکلی داشت، اعمالشان را رها کرده و به مشکل او می رسیدند.
چهارم اینکه اعراب ثروتمند آیا از پول حجاج ثروتمند شدند یا از پول نفت؟ چرا دروغ؟ چرا تزویر؟ چرا مغلطه؟ ضمن اینکه تعدادشان چقدر است؟ آیا می دانید جمعیت عمده ی عربستان برخلاف تصور همه، فقیر هستند؟ و از تبعیض طبقاتی رنج می برند؟
پنج اینکه بیاییم منطقی باشیم. حساب کنید عربستان هر سال به چه تعداد ایرانی سهمیه حج می دهد؟ 75 هزار نفر آماری است که ذکر شده. در مقایسه با جمعیت بالای 70 میلیونی در کشورمان رقم پایینی است. برای فهم بهتر آن، باید بدانید کشور سه میلیونی کویت 14000 سهمیه حج دارد! (آمار تفکیکی حجاج کشورهای جهان)
خب حالا نگاهی به هزینه های حج داشته باشیم: غیر از سودی که کاروانها برای خودشان بر می دارند، هزینه های حج متشکل از هزینه هتل، هزینه حمل و نقل در عربستان، هزینه هواپیما و هزینه خورد و خوراک است. سوغاتی را جزو هزینه حج حساب نکنید. اینکه عموما کاروانهای ایرانی به دلیل حمایت و فشار دولت ایران بر عربستان، در بهترین و نزدیک ترین هتلها به حرم هستند، هزینه ی هتل را افزیش می دهد. متاسفانه غذاها هم منوهای شیک و گرانقیمت است. با این حال با وجود بوفه ی باز و غذاهای مختلف و آشپز ایرانی باز هم برخی غر می زنند! مسلمانان کشورهای دیگر، برخی حتی روی زمین می خوابند و هتل ندارند و غذایشان هم ساندویچ یا مواد غذایی است که از دکان ها تهیه می کنند. پس حج هزینه بر نیست. بریز و بپاش ایرانی ها هزینه بر است
در مقابل نگاهی داشته باشیم به سفر های توریستی به اروپا و آسیا! چیزی که از دید این روشنفکرنماهای مخالف حج پنهان است. آنها که یا خود اهل این مسافرت ها هستند یا از طرفداران و آرزومندان آن، اصلا چنین سفرهای غیر ضروری را برای فقرا و گسترش فقر و نرسیدن کمک به فقرا مضر نمی دانند! به آمار زیر که بخش کوچکی از واقعیت است دقت کنید:
- بر اساس آمار رسمی ترکیه، یک میلیون و 500 هزار ایرانی در سال 2011 به ترکیه سفر کرده‌اند که گردشگران ایرانی بعد از آلمان، روسیه و انگلیس بیشترین گردشگران ورودی به ترکیه محسوب می‌شوند.
- ایران رتبه چهارم ورود گردشگر به ترکیه را داراست که درآمد حاصل از این گردشگران ایرانی برای ترکیه در سال 2011 رقمی معادل یک میلیارد دلار اعلام شده است. (حال هزینه سفر مالزی، تایلند!، دبی و غیره را اضافه کنید ببینید واقعا چقدر آدم نگران فقرا وجود دارد!)
- امروز سالانه ۵ میلیون نفر از کشور به کشورهایی سفر می‌کنند که مرکز فحشا است و عمده افرادی که می‌روند جز برای فحشا خارج نمی‌شوند و اگر حداقل هر مسافر هزار دلار هزینه کند سالیانه ۵ میلیارد دلار از کشور برای فحشا هزینه می‌شود. (یک آمار عجیب از مسافرتهای خارجی ایرانیان)
- بر اساس آمار خانوارهای ایرانی در تابستان 91 در مجموع نزدیک به 13 میلیارد و 436 میلیون تومان برای ویزا و عوارض خروج از کشور پرداخته اند! (هزینه بیش از 600 میلیارد تومانی ایرانی‌ها برای سفرهای خارجی) (فقط در تابستان 91!!!!)
روشنفکرنماهای جاهل، دادشان از هفتاد و پنج هزار نفر که به زیارت خانه خدا می روند درآمده اما از 480 هزار سفر فقط در تابستان 91 هیچ نگرانی و ناراحتی ندارند.
این کوتوله های فکری که دائما ژست حمایت از فقرا می گیرند، چنان داد حمایت از فقرا سر می دهند که با دیدن آمار فوق جا دارد از ناراحتی و نگرانی زخم معده بگیرند یا لا اقل خودسوزی کنند!
حال سوال اصلی این است که چرا هیچ فرد و یا گروهی خواستار تعطیلی این سفرها و صرف هزینه های کلان آن که اصلا با هزینه های حج قابل مقایسه نیست، نمی شود؟
اگر در سایت ها و وبلاگ ها و شبکه های مجازی جستجویی اجمالی داشته باشید، متوجه خواهید شد که مطالب متعددی پیرامون مخالفت با حج نوشته شده است که همگی صرفا برای ترک این فریضه الهی تلاش می کند و از مسلمانان به دلائل مختلف خواسته شده است که این تکلیف الهی را ترک کنند.
بسیار جالب است بدانیم در روایات اسلامی یکی از فوائد مهم فریضه حج، رفع گرفتاری و  فقر از جامعه و همچنین توانگری افراد معرفی شده است که از جمله این روایات، دو روایت زیبا و شنیدنی از امام صادق علیه السلام است که می فرماید:
 1- ندیده ام که چیزی همانند مداومت بر زیارت این خانه چنان سریع توانگری بیاورد و فقر بزداید (امالی طوسی/694/1478)
2- امام صادق علیه السلام در پاسخ به عمار که عرض کرد من خودم را آماده کرده ام که هرساله به حج بروم یا مردی از افراد خانواده ام را با هزینه خود به حج بفرستم فرمود: آیا بر این کار مصمم هستی؟ عرض کردم آری، فرمود اگر چنین است یقین داشته باش که ثروتت زیاد خواهد شد و تو را نوید توانگری می دهم (ثواب الاعمال/70/40)
نکات مهمی را می توان از این دو روایت بدست آورد:
نکته اول: حج نه تنها سبب فقر نمی شود بلکه عاملی مهم برای توانگری افراد می باشد.
نکته دوم: آنچه در روایات مخصوصا در روایت دوم به آن تاکید شده است، توجه به این نکته است که نیت شخص سوال کننده آن است که یا خود به حج برود و یا فردی از خانواده خود که توانایی مالی ندارد را به همراه خود به حج ببرد.
نکته سوم: مسلم است وقتی حج حاجی مقبول می شود که او به فکر فقیران و نیازمندان جامعه باشد و از ثروتی که نصیب او می شود در راه رفع مشکلات و گرفتاری های جامعه استفاده کند. چنانچه این مسئله در حج امسال و توسط حجاج شهر های خوی و سلماس اتفاق افتاد و مبلغ 450 میلیون ریال از طرف مسافران سرزمین وحی به مستمندان و فقیران کمک شد. (خبر گزاری حج)
کلام آخر اینکه همیشه ی تاریخ کفار و منافقان و مسخره کنندگان بوده اند و سرنوشت خود را با چنین اعمالی به سیاهی کشیده اند. از سخنان آنها نه ناراحت می شویم نه خدشه ای در عزم و اراده مان وارد می شود. که مولا فرمود لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلة سالکیه یعنی از کمی رهروان راه حق مترس. خداوند توانایی و استطاعت حج به همه ی ما ارزانی دارد. آمین