۱۳۹۲/۰۷/۰۵

چرا حزب الله امنیت ضاحیه را به نیروهای امنیتی لبنان واگذار کرد؟

پس از انفجار در ضاحیه در محله ی رویس، نزدیک مجتمع سیدالشهدا، حزب الله برای تامین امنیت، خودش آستین بالا زد.
عصر جمعه 25 مرداد در تقاطع پر رفت و آمد رویس و مجتمع سیدالشهدا انفجاری رخ داد که اقلا 24 نفر شهید و بیش از 300 نفر دیگر زخمی شدند. مجتمع سید الشهدا سالن بزرگی است که حزب الله مراسم های مختلف و نمایشگاه های گوناگون در آن برگزار می کند. سالنی که بارها سید حسن نصرالله و دیگر مسئولین حزب الله را در خود جای داده است.
می توان انفجار رویس را ناشی از کم کاری ها و قصور دولت لبنان دانست؛ خصوصا جناح های سنی و مسیحی ۱۴ مارس، آنها حتی به تروریستهای وارد کننده سلاح و مواد منفجره کمک می کردند و برای تسهیل اقدامات آنها با سازمان اطلاعات دولت لبنان هماهنگی کامل داشتند.
حزب الله تصمیم گرفت علاوه بر کار اطلاعاتی پشت صحنه، در میدان حاضر شده و برای جلوگیری از ورود تروریستها به ضاحیه وارد عمل شود. دقت و حساسیت بالای آنها در تفتیش و بازرسی ماشین هایی که قصد وارد شدن به ضاحیه را داشتند جلوی اقدامات زنجیره ای تروریستها را گرفت. هرچند حزب الله کشفیات خود را رسانه ای نکرد اما در کار خود موفق بود. در عین حال مخالفت های دشمنان حزب الله و فشار سیاسی، حزب الله را بر آن داشت تا از دولت بخواهد به مسئولیت خود در برابر امنیت شهروندان پاسخگو باشد و تامین امنیت ضاحیه را به عهده بگیرد.
هرچند حزب الله همیشه خواستار حضور دولت در ضاحیه بوده اما دولت علنا از وظیفه خود سرباز زده و با ادعای اینکه ضاحیه برای او امن نیست در آن حضور جدی نیافته. بهانه ای که بارها عدم صحت آن به اثبات رسیده است.
حزب الله در شرایطی امنیت ضاحیه را به دولت سپرد که واضح است دولت در این کار قاصر و مقصر بوده و خواهد بود. هم اکنون هم ایست بازرسی های ارتش و پلیس خیلی سرسری و ظاهری است.
فشار جناح های مخالف حزب الله و تهدید آنها به برپایی امنیت داخلی که در واقع تهدید به تقسیم لبنان است یکی از دلایل عمده کنار کشیدن حزب الله از نظارت امنیتی ضاحیه بود. نظارتی که سید حسن آنرا صرفا کمکهای اولیه برای مداوای جراحت ضاحیه نامید. احزاب بدسابقه ای مانند کتائب و قوات اللبنانیه که سابقه طولانی در قتل و آدم ربایی دارند تهدید کرده بودند که آنها هم در مناطقشان اقدام به برپایی ایست بازرسی خواهند کرد. به همین جهت حزب الله تلاش کرد تا بهانه را از آنها بگیرد.
دلیل دیگر این است که حزب الله نیروهای زیادی را برای این امر بسیج کرده بود که می توانست از آنها در جاهای دیگر و برای اقدامات دیگر استفاده کند. خصوصا اینکه این بندگان مخلص خدا بدون جیره و مواجب و برای تامین امنیت مردم ضاحیه در گرمای بیروت مشغول کار بودند.
با این حال حزب الله قطعا امنیت را بطور کامل رها نکرده و مراقبت های پشت صحنه و اقدامات اطلاعای خود را ادامه خواهد داد. اضافه بر آن راه های ورود تروریستها از سوریه را ضمن نقشه های عملیاتی خود محدودتر خواهد کرد.

۱۳۹۲/۰۷/۰۳

آموزش دیدگان ایران در مقابل آموزش دیدگان آمریکا

همه می دانند تروریستهای خارجی در سوریه با وعده پول و لباس و به امید دستیابی به شهرت و عنوان و اعتبار و دختران نکاح به سوریه می روند. بیشتر آنها جوانهای بیکار و بی سواد و مستضعف کشورهای عربی هستند که در آن کشورها کسی نگاهشان هم نمی کرده، حالا می روند سوریه تا با تکیه بر سلاح و حمایت خارجی، بتوانند برای خودشان فرمانده و مجاهد و انقلابی و ... لقب بگیرند و با پول و امکانات به کشور خودشان برگردند. این خیال خام آنان به واقعیت نخواهد پیوست. چرا که هیچ کشوری اجازه برگشت به آنان را نخواهد داد زیرا اطلاعات تروریستی و توان بمب گذاری و خرابکاری پیدا کرده اند و برای امنیت کشور خطر دارند.
بعد از اینکه ارتش سوریه توانست به خودش سر و سامان بدهد یکدفعه همه دیدند که این تروریستها چقدر راحت و مثل آب خوردن کشته می شوند. جوانهای بی تجربه و آموزش ندیده ای که برای پول آمده بودند حالا شدند وبال گردن اجرا کنندگان طرح انقلاب در سوریه. برای همین آمریکا مستقیما تعدادی از نیروهایش را به اردن فرستاد تا به تعداد زیادی از این تروریستها آموزش نظامی بدهند. آموزشهای نظامی پیشرفته و فشرده آمریکا همراه با اسلحه های پیشرفته ای که توسط پادشاهی سعودی به تروریستها رسیده بود امید زیادی برای مجریان طرح سرنگونی بشار اسد و برای تروریستها داشت.
اما در شبی که تروریستها وارد خاک سوریه شدند توسط نیروهای حزب الله لبنان و ارتش سوریه به شکلی دقیق و حساب شده محاصره شدند و مانند کیکی که قطعه قطعه از آن را ببرند، تا آخرین نفر نابود شدند. کشته شدن 2000 تروریست آموزش دیده مسلح در یک شب، آه از نهاد جنگ سالاران غربی و بردگان عربیشان برآورد. دقیقا فردای آن روز داستان ساختگی حمله ی شیمیایی توسط خود تروریستها اجرا شد و همان روز آمریکا اعلام جنگ کرد و گفت به سوی سوریه به راه افتاده است.
آمریکایی ها هنوز حزب الله لبنان را نیرویی می دانند که توسط ایران آموزش داده می شود و انتظار داشتند با آموزش به اعراب تروریست بتوانند با حزب الله مقابله کنند. حال آنکه حزب الله در بسیاری از آموزشها و اجرای تاکتیک ها، راه ها و روش های خاص خود را علاوه بر تجارب ایران پیاده می کند. آمریکایی ها و تروریستها هنوز نفهمیده اند که نیرویی که دو بار اسراییل را شکست داده در برابر مشتی عرب گرسنه که برای پول و لباس و دختر به سوریه آمده اند شکست نخواهد خورد.
عقب نشینی آمریکا از طرح حمله مستقیم به سوریه را گذشته از اقدامات سیاسی علنی، باید در اقدامات نظامی پشت پرده و پالس های مختلفی که از جانب ایران و روسیه و حزب الله به آنها ارسال شد نگاه کرد. کشف و رهگیری و ساقط کردن موشکهای شلیک شده آمریکا توسط روسیه، ساقط کردن یک یا دو پرنده ی رادارگریز توسط پدافند سوریه، پرواز پهپادهای حزب الله بر روی ناوهای آمریکایی، اخبار تایید شده و تایید نشده ای در این رابطه هستند که برخی از آنها رسانه ای شد و بقیه در سکوت طرفین، به منزله هشدارهای پشت صحنه مسکوت ماند.
بیشتر بخوانید:

۱۳۹۲/۰۶/۲۹

امام موسی صدر و ایجاد جامعه ی مقاوم

می دانید که حرکت امل که یک گروه نظامی است توسط امام موسی صدر در لبنان تاسیس شد تا از جان و مال مردم شیعه لبنان محافظت کند. پس از ربوده شدن امام موسی صدر به دست قذافی ملعون، حرکت امل با ورود برادر جدیدش حزب الله مواجه شد که از طریق ایران تاسیس و حمایت می شد. پس از یک سری عملیاتهای حزب الله بر ضد دشمن اسرائیلی، اختلافات این دو گروه از حالت معمول فراتر رفت و جنگی بین آنها آغاز شد که حدود دو سال ادامه داشت. در این باره خیلی تحقیق کردم و فرصتی پیش آمد که به همراه یک محقق و به عنوان مترجم، نزد بزرگانی از حرکت امل و حزب الله و مجلس شیعیان لبنان رفتیم و دقیقا در همین زمینه سوالاتی رد و بدل شد. پس از آن با جمع بندی مطالب، مطلبی در این رابطه نوشتم که پس از مشورت با دوست عزیزی، صلاح ندیدم در فضای اینترنت منتشر شود و از خیر آن گذشتم.
اما امروز مصاحبه بسیار زیبایی را دیدم که همشهری دیپلماتیک با جناب آقای مهندس فیروزان داماد امام موسی صدر انجام داده و تحلیلهای کاملا صحیح و واقعی از این داستان ارائه کرده. برای مطالعه این مصاحبه به لینکهای زیر مراجعه فرمایید:

۱۳۹۲/۰۶/۲۷

حمله ی وایبری اسراییل!

تقریبا چهار سال از سرازیر شدن تلفنهای هوشمند و برنامه های آنها به بازار و فراگیر شدن آن در دست مردم می گذرد. و در این مدت خیلی ها برای خریدن آیفون و بلک بری و گوشی های مختلف آندرویدی خودشان را کشتند! دیگر کسی نماند که از فکر ارتباط دائم با دیگران در هر زمان و مکانی استقبال نکند. اما این تکنولوژی افسونگر جدید، توجه استفاده کنندگانش را از اینکه گوشی و برنامه چگونه کار می کنند و کسانی که آنها را در اختیار دارند و اداره می کنند منحرف کرد. بطور عمده به حوزه ی رعایت حریم شخصی افراد در این گوشی ها اشکال وارد است بطوریکه گاهی دشمن اسراییلی هم از شما دور نیست! بله.
برنامه های واتساپ، اسکایپ، فرینگ، تانگو و وایبر و امثال آنها اپلیکیشن هایی هستند مخصوص تلفنهای هوشمند که کاربرشان می توان بواسطه آنها با هرکسی که خواست تماس صوتی و متنی و حتی تصویری داشته باشد.
اطلاعات از طریق سرور خاص شرکت منتقل می شود که در اینجا مساله نقض حریم خصوصی کاربر اتفاق می افتد. چرا که شرکت، شماره تلفنهای کاربر را بررسی و ذخیره می کند و لیستهای مختلف را با هم مقایسه می کند.
خطر واقعی اینجاست که شرکت می تواند اطلاعات و شماره های کاربر را دریافت کرده و آنها را رصد نموده و گوش کند. به حدی که حتی مکانهایی که می روید در این فرایند ثبت خواهد شد. (به عنوان مثال، فکر می کنید برنامه جی پی اس گوگل مپ در گوشی چه نیازی به عکس برداری و ضبط صدا و تماس تلفنی دارد؟!)
با وجود برنامه های مختلف از این دست، وایبر برنامه ای تقریبا جدید به شمار می آید که به تازگی همه جا را پر کرده و خیلی ها را به خود مشغول ساخته. در مورد کیفیت عملکرد آن و میزان نفوذ به حریم خصوصی کاربر سوالات اساسی نهفته است خصوصا که درclosed privacy policy  هیچ چیزی جز اینکه انتقال اطلاعات از طریق سرور خاصی انجام می شود ذکر نشده است. در این سیاست نامه، شرکت اعلام می کند که اطلاعات را برای مدت طولانی نگه نمی دارد، و این عملیات فقط برای مدت مخابره پیام انجام می شود و بعد از انجام آن، اطلاعات پاک می شود. (البته دروغ می گوید چون شما می توانید عکسی را که برای کسی فرستادید بعدا برای دیگری فوروارد کنید!) ضمن اینکه در خصوص بندهای سیاست حریم خصوصی، ذکر نشده که اطلاعات رمزگذاری می شوند یا خیر.
آیا وایبر اسراییلی است؟
روزنامه اسراییلی یدیعوت آحرانوت در سایت انگلیسی زبان خود در تاریخ 22 فوریه سال 2012 با افتخار از موفقیت شرکت اسراییلی وایبر می نویسد که مجموع مشترکین آن در 13 ماه از 50 میلیون نفر فراتر رفته و بیش از یک میلیارد دقیقه مکالمه مخابره کرده است.
این روزنامه خاطر نشان می کند که وایبر در 193 کشور وجود دارد و روزانه بیش از 200 هزار کاربر جدید در آن ثبت نام می کنند.
جالب است بدانید برنامه اسکایپ که مخصوص مکالمه از طریق کامپیوتر و تلفن است، بعد از آغاز به کارش ظرف مدت دو سال و نیم توانست به 54 میلیون مشترک برسد. وایبر در لبنان بطور مشخص بیش از 300000 مشترک در سال 2012 داشت با اینکه بسیاری از افراد از هویت اسراییلی این برنامه اطلاع داشتند.
البته بعد از حمله سایبری اعراب به سایتهای رژیم صهیونیستی در پند ماه پیش، بسیاری از آنها این برنامه را از ترس اقدام خرابکارانه ی اسراییل، از روی تلفنهای خود پاک کردند.
تالیف خودم
منابع: مجله لبنانی مانشیت، شماره 3، آوریل 2012
بندهای سیاست حریم خصوصی برنامه های تلفن هوشمند

۱۳۹۲/۰۶/۲۵

فاطمه دختری از سوریه

سه چهار سال بیشتر نداشت. از جنگ هیچ چیز نمی فهمد. از آوارگی فقط معنای دوری از خانه و اسباب بازی هایش را می فهمد، و تنها اشکهای مادر و غصه ی پدر را می بیند. با این حال از کنار پدر و مادر بودن خوشحال است. چند هفته ای است که با پدر و مادر و برادرش، مهمان خانواده ای لبنانی شده اند. همانها که وقتی سال 2006 جنگ شد، به خانه ی کوچک پدربزرگش آمدند و مدتی ماندند.
یادش می آید که سفره ی کوچک و ساده ی خودشان، با آمدن خانواده ی آن سید لبنانی، آنقدر بزرگ و رنگارنگ شده بود که دوست داشت همیشه این لبنانی ها مهمانشان باشند. کم کم می فهمید که مهمان نوازی و محبت و احترام به میهمان یعنی چه؛ یعنی خودت وضعت خوب نباشد و به غذای ساده قناعت کنی، اما برای میهمانت سنگ تمام بگذاری.
فاطمه ی سه ساله، یک دختر شیعه ی سوریه ای است. پدر و مادرش می دانند تروریستهای آدمخوار، قسم خورده اند شیعیان را بکشند و به ناموسشان تجاوز کنند و خانه هایشان را ویران. برای همین آمدند پیش همان لبنانی هایی که قبلا آنها را پناه داده بودند. آخر در آن مدت، خیلی با هم دوست شده بودند و هر وقت خانواده ی سید برای زیارت به سوریه می رفتند به منزلشان سر می زدند و باز سفره ناهار یا شام، با غذاهای خوشمزه سوریه ای به راه بود.
پسرم عباس با فاطمه بازی می کرد. برادرش علی از او بزرگتر بود و با بچه های بزرگتر همبازی بود. فاطمه لباسی ساده به تن داشت و نگاه و لبخند معصومش دل را می لرزاند. وقتی نگاهم به خلخال پایش افتاد، .... یا علی ... دلم لرزید، یاد مولا افتادم و خلخالی که دشمنان، از پای دختر یهودی که در پناه حکومت علی علیه السلام بود ربودند. مولایمان علی (ع) داشت دق می کرد.
جرج جرداق مسیحی که با کتاب «الامام علی (ع) صوت العدالة الانسانیة»، علی عليه السلام  صدای عدالت انسانی ـ شگفتی همگان را برانگیخت ـ می‌گوید :«شما برای متلاطم کردن آب یک حوض، کافی است دستی به آن بزنید. اما اگر بخواهید آب یک استخر را متلاطم کنید، باید سنگی در آن بیندازید. و به همین ترتیب، اگر خواستید آب یک دریاچه را متلاطم نمایید، باید به نسبت، جسم بزرگ‌تری را در آن بیندازید. پس همه‌ی آب‌ها قابلیت متلاطم شدن با یک چیز را دارند.» سپس می‌گوید: «اما من دریایی را سراغ دارم که هیچ چیز نتوانست آن را متلاطم کند. جز آهِ مظلوم.» بعد مثال زده و می‌گوید: «همه‌ی شما شنیده‌اید که در دوران حکومت علی (ع)، سپاهیان معاویه، خلخال از پای یک دختر یهودی باز کرده و بردند. این خبر که به امیرالمومنین (ع) رسید، فرمودند: اگر مسلمانی از این غُصه که یک یهودی در حکومت اسلامی، مورد ظلم واقع شده، بمیرد، ملامتی بر او نیست.»
اما امروز شیعیانی هستند که از جان و مال و کار و زندگی خود گذشته اند تا دیگر علی را ناراحت نبینند، شیعیان علی را در خون و آتش نبینند، آنها به جهاد مقدسی رفته اند تا دیگر کسی نتواند خلخال از پای دخترانی مثل فاطمه باز کند. تا دیگر کسی نتواند زن و مرد شیعه را جلوی چشم فرزندانشان سر ببرد، تا فاطمه و بقیه کودکان سوریه بتوانند در کنار پدر و مادرشان شاد و خوشحال باشند. اگر آن روز لشکریان معاویه خلخال می دزدیدند، نوادگانشان امروز خلخال را با پا یکجا می کنند، گردن بند را با بریدن گردن می برند، گوشواره را با بریدن گوش. در مقابل، شیعیان علی با اراده ای راسخ تر و قدرتی بیشتر از قبل، در مقابل یاغیان می ایستند و به دفاع از ناموس شیعه و حرم عمه ی سادات افتخار می کنند. و چه افتخاری بالاتر از اینکه در راه بهترین خاندان خلقت، و در راه شیعیانشان جان بازی کنیم.
خدایا ظهور مهدی فاطمه ارواحنا له الفدا را برسان تا یاور مقاومین شیعه شود و پشتیبان مظلومان و نابودگر کفار و منافقان. آمین

لغو روادید با لبنان

همانطور که می دانید برای سفر به لبنان نیازی به دریافت ویزا نیست. لبنان هم یکی از کشورهایی است که با کشورمان جمهوری اسلامی ایران توافق لغو روادید امضا کرده. از آنجایی که این توافق یک توافقنامه دائم نیست، بهتر است قبل از سفر به لبنان در مورد آن کسب اطلاع کنید. آدرس اینترنتی سایت نیروی انتظامی لبنان به دو زبان عربی و انگلیسی را در زیر این متن، لینک می کنم تا کشورهایی که نیازی به ویزا ندارند را مشاهده کنید. ویزای سفر توریستی به لبنان یک ماهه و مجانی، در مرزهای این کشور به اتباع کشورهای مشخص شده اعطا می شود که قابلیت تمدید تا سه ماه را دارد.
ایرانی ها بطور اتوماتیک در لحظه ورود برایشان مجوز یک ماهه در نظر گرفته می شود و با دریافت کارت مشخصات سفید رنگ که عموما در هواپیما توزیع می شود، مهر ورود در گذرنامه خورده می شود.
لیست کشورهایی که نیاز به روادید ندارند: نسخه انگلیسی | نسخه عربی

۱۳۹۲/۰۶/۲۳

ضاحیه این روزها چه حال و هوایی دارد؟

حزب الله لبنان وقتی وارد جنگ در سوریه شد، خود را برای همه چیز آماده کرده بود: شماتت دوستان، تهدیدهای دشمنان، خمپاره و راکت ها، بمب ها و خطرات دیگر. اما چه شد که دو انفجار در ضاحیه یعنی مرکز حزب الله در بیروت رخ داد؟
اگر اخبار شبکه ها و روزنامه های عربی را دنبال کنید می بینید که همه می گویند انفجارها و عملیات های القاعده توسط شخصی به نام بندر بن سلطان برنامه ریزی و اجرا می شود. سیاست های حکومت پادشاهی سعودی توسط اقدامات خرابکارانه ی این شخص در دیگر کشورها دنبال می شود. یعنی ملک عبدالله دیگران را مهره هایی می پندارد و وقتی بخواهد، چند میلیارد دلار به این امیر بندر می دهد و می گوید برو کارش رو تموم کن! در قضیه سوریه هم او را فراخوانده و با دادن بودجه کلانی گفته این بابا (بشار) رو من دیگه نبینم! تو رو هم نبینم تا بشار سقوط کنه! چطور شد که در عراق و افغانستان و مصر و دیگر کشورها این اقدامات تاثیر گذار بود اما در لبنان به شکست انجامید؟
شاید علت عمده ی شکست سعودی، نگاه غلط آنها به دیگران و فرامین بچگانه پادشاه است. یک سیاستمدار شکست خورده و ضعیف در کشورهای عربی هم می داند برای کار سیاسی باید ورقه ها و برگ برنده هایی داشت. نگاه به اوضاع تنها از منظر پول، باعث چنین توهماتی برای جناب پادشاه شده است.
از جانب دیگر نادیده گرفتن قدرت حزب الله یکی از دلایل شکست سیاستهای سعودی است. گروهی که توانسته چند بار اسراییل را شکست بدهد، با چند زامبی ریش دراز مفنگی القاعده شکست نخواهد خورد.
نکته سوم مردم و حامیان مقاومت هستند. همکاری خوب مردم و صبر و اراده ی آنها کل نقشه ی سعودیان ملعون را نقش بر آب کرد. هدف سعودی از انفجارهای لبنان، در تنگنا قرار دادن مردم و نیروهای مقاومت بود، حال آنکه مردمی که زیر بمبهای چند هزار پوندی رژیم صهیونیستی سر خم نکردند با چند انفجار کور به زانو در نمی آیند.
اما حزب الله چه کرد که جریان بمب گذاریهای زنجیره ای متوقف شد و نتوانستند مانند عراق، هر روز برنامه ی کشتار مردم بیگناه را اجرا کنند؟
گذشته از اقدامات نظامی پشت پرده و محرمانه ای که از چشم مردم به دور است، تمهیدات امنیتی حزب الله بسیار مثمر ثمر بوده است. در غیاب سازمان امنیت لبنان و با وجود اقدامات برخی از اشخاص در دولت و جناح 14 مارس در ایجاد امارت اسلامی در شمال لبنان و تسهیل عملیات وارد کردن سلاح و تروریست به لبنان و ارسال آن به سوریه، حزب الله و حرکت امل برای تامین امنیت مردم دست به کار شدند. مهم ترین حرکتی که بطور علنی انجام شد ایجاد مناطق ایست بازرسی بود. 
در ورودی های ضاحیه، هر ماشین عبوری توسط حزب الله بازرسی می شود تا از عدم وجود بمب و مواد منفجره در آن اطمینان حاصل شود. ضمن اینکه در تمام خیابانهای ضاحیه برای جلوگیری از پارک ماشین های ناشناس، به سرعت میله های آهنی و زنجیر کاشته شد.
ایست بازرسی ها توسط جوانان داوطلب حزب الله انجام می شود و هیچ گونه مزایای مادی برای آنها ندارد. هرچند در اوایل از دستگاه های کشف بمب استفاده نمی شد اما اکنون بیشتر پست ها به دستگاه مجهز شده اند اما به جهت آنکه اطمینان زیادی به دستگاه نیست، موارد مشکوک با رویه خاصی بررسی می شوند. در بازرسی از دزدی نبودن ماشین و صحت مدارک اطمینان به عمل می آید، از ملیت سرنشینان و راننده با دو سه جمله سوال و جواب اطلاع حاصل می شود و اگر سوریه ای یا فلسطینی یا غیر لبنانی باشد بررسی های لازم انجام می شود. ایست بازرسی های ارتش لبنان با رنگ قرمز و سفید که نشانه پرچم لبنان است مشخص می شود و ایست بازرسی های حزب الله با موانع آهنی زرد و سفید. نیروها لباس های خاصی برتن دارند و بسیار محترمانه برخورد می کنند.
در خیابانهای مهم نیروهایی مثل پارکبان قرار داده اند که مطمئن باشند فقط اهل محل در آن خیابان پارک می کنند و موارد امنیتی سریعا گزارش و اقدام می شود.
با این تمهیدات جلوی شرارت های بندگان شیطان گرفته شده و مردم امنیت پیدا کرده اند. اما مشکلاتی هم ناخواسته ایجاد شده است. ترافیک در مبادی ورودی به ضاحیه و داخل آن، هر فردی را به فکر فرو می برد که اگر در تابستان که بیروت خلوت است اینقدر ترافیک باشد، وقت مدارس چه خواهد شد. البته ظاهرا حزب الله دستگاه های جدیدی تهیه و در صدد نصب آن است که تمام محتویات داخل ماشین در مانیتور دستگاه دیده می شود. از طرف دیگر مراکز حزب الله اکنون به جهت ایستادن نگهبان مسلح، مشخص شده و می توان فهمید در فلان ساختمان خبری هست.
خلاصه قدر امنیت را بدانید. قدر نعمت را آنکس می داند که آنرا از دست بدهد. مرزداران کشور اسلامیمان از لب مرزها با چشمانی تیزبین و هشیار به مراقبت مشغولند تا مردم امنیت و آرامش داشته باشند. هر پیشرفت علمی و هر پروژه ای که در کشور انجام می شود مرهون زحمات این عزیزان است. حتی عباداتی که مومنان با آرامش در مساجد و خانه هایشان انجام می دهند ثواب و بهره ای برای مرزداران عزیز و حافظان امنیت خواهد داشت. انشالله

۱۳۹۲/۰۶/۲۱

نزدیک شدن زمان آغاز مدارس در لبنان در سایه تهدیدات امنیتی

باز آمد بوی ماه مدرسه...

یادش به خیر، کوچیک که بودیم دلهره و اشتیاق شروع مدرسه یه حس غریبی داشت. الان که نزدیک آغاز مدرسه ها هستیم، پلیس و راهنمایی رانندگی و خیلی دستگاه های دیگه برنامه ریزی کردن تا بچه ها در امنیت و آرامش برن مدرسه.

 اما اینجا تو لبنان، دولت که رو هواست، دستگاه امنیت لبنان هم که داره زیرزیرکی به تروریستهای سوریه کمک میکنه چون زیر دست گروه 14 مارس هست.می مونه حزب الله و حرکت امل که مثل همیشه باید جور بی توجهی به شیعیان رو خودشون به دوش بکشن. البته ارتش لبنان هم اقداماتی می کنه اما فایده نداره، چون وقتی یه تروریست رو می گیرن، دولت میره آزادش میکنه! الان لبنان وضعش عادیه. میشه رفت لب دریا و صخره روشه رو تماشا کرد، میشه رفت سوپرمارکتها و پاساژها و مرکز خریدها و پول خرج کرد، میشه تو خیابونا چرخید، اما به ضاحیه که برسی، ایست بازرسی ها شروع میشه. اونم برای محافظت از مردم. تازگی تجهیزات و موانعشون هم مرتب تر و شیک تر شده و هر نقطه بازرسی یه تابلو داره که شماره نوشته و زیرش نوشته لحمایة الاهل و الوطن یعنی برای حمایت مردم و میهن. موانع آهنی هم رنگ سفید و زرد داره به نشانه حزب الله. هرچند از این دستگاه های کشف مواد دارند اما می دونند که به دستگاه ها اعتمادی نیست (مثل عراق که کلی می گردن با دستگاه، آخرش هم روزی ده تا انفجار پیش میاد!)برای همین دقت های خاص خودشون رو دارند. با این حال به شدت با احترام و حرفه ای بر خورد می کنند. کسانی که برای ایست بازرسی پست دارند، داوطلب هایی هستند که هیچ مزیت مادی هم براشون نداره. فقط برای حفظ امنیت مردم وایسادن و خدمت می کنند.
تصویر آرشیوی از ایست بازرسی حزب الله
در لبنان همه نگران شروع مدارس هستند. اگه بخواد وضع همینجوری باشه، حتی اگه انفجاری پیش نیاد، هر روز کلی ترافیک میشه. یعنی راهی که یک ربع پیاده طول میکشه ممکنه دوساعت با ماشین طول بکشه. خوشبختانه من که از قدیم سعی می کردم پیاده برم سر کار؛ مشکلی ندارم.
اما
در اینجا باید به قدرت حزب الله اعتراف کرد که با وجود برنامه های بندر بن سلطان ملعون برای انفجارهای متعدد در لبنان مانند عراق و سوریه، قبل از دومین انفجار، سرنخ ها را پیدا کردند و دست مجریان طرح را بستند. ضمن اینکه با اجرای اقدامات مختلفی، جلوی انفجارهای بعدی گرفته شد. با شکست طرح خرابکارانه بندر بن سلطان و ادامه ی پیروزی ها در سوریه، ناکارآمدی زامبی های وارداتی برای مجریان طرح به اثبات رسید و خودشان برای حمله به سوریه اقدام کردند. موضوع به حدی جدی بود که برخی لبنانی ها از لبنان رفتند و بیشتر کسانی که کار واجبی نداشتند، به دهکده هایشان رفتند. با این حال تحرکات امنیتی و نظامی ایران و حزب الله و سوریه، و نمایشهای روسیه منجر به عقب نشینی آمریکا از حمله شد.

برخی منابع امنیتی، شلیک چند روز پیش دو موشک از طرف آمریکا را شروع جنگ قلمداد کردند اما توانایی خیره کننده روسیه در ردیابی و ساقط کردن آنها، را باعث اتمام جنگ در همان ساعت اول می دانند. به گزارش منابع خبری، روسیه موشکها را از همان لحظه شلیک از خاک یکی از کشورهای عضو ناتو، ردیابی و اطلاع از آن را اعلام کرد. ضمن آنکه ظاهرا تماسی هم با ستاد ارتش آمریکا انجام داد. سپس یکی از موشکها با سیستم ضد موشک ساقط و دیگری با جنگال منحرف و به داخل دریا ساقط شد. در صورتی که این خبر حقیقت داشته باشد می توان اقدامات روسیه در حمایت از تنها هم پیمانش در خاورمیانه را چیزی فراتر از اقدامات نمایشی دانست.

۱۳۹۲/۰۶/۱۸

نه دمشق نه تهران!

سفارت امریکا به شهروندانش تا سه شنبه مهلت داده تا از لبنان خارج شوند.
یک کشتی جنگی بریتانیایی در بندری در ترکیه لنگر انداخت.
سفیر سابق لبنان در واشنگتن: اوباما نیازی به جلب نظر کنگره برای حمله به سوریه ندارد.
نماینده لبنانی حامی مقاومت: جواب اولین گلوله ای که به سوریه شلیک شود، ۵۰۰ موشک به تل آویو است.
مخالفین سوری: با شروع حمله ي آمریکا نظام اسد از هم خواهد پاشید!
عبدالحلیم خدام: با پنج موشک اول آمریکا، اسد کشته خواهد شد.
ترکیه نیروهای خودش در مرز با سوریه را تقویت کرد.
مرکل: درست نیست دولتی از اتحادیه اروپا بدون اجازه اتحادیه بر ضد سوریه وارد عمل شود.
....
اینها گوشه ای از اخبار دیروز در لبنان بود. با بالا رفتن حجم تهدیدات، و افزایش تحرکات نیروهای مقاومت و نیروهای دشمن، تصور جنگ و ویرانی برای لبنانی هایی که سالهاست مورد تجاوز جنگ طلبان قرار گرفته اند، یادآور خاطره های تلخ و خرابی ها و ویرانی ها است. همه ی آنها که جنگ 33 روزه را تجربه کرده اند از صدای بمب ها و موشکهای دشمن و گریه ها و ناله های کودکانِ ترسیده و هراسیده، و درماندگی ناشی از تفاوت بالای تکنولوژی تهاجمی دشمن با تکنولوژی دفاعی مدافعان میهن، در رنج و نگرانی اند. هیچ کس دوست ندارد دوباره جنگی رخ دهد. خصوصا آنکه این بار دیگر جایی برای فرار نیست؛ نه سوریه ای برای پناهنده شدن هست نه آغوش باز خانواده های مسیحی و درزی و سنی شمال لبنان. این بار از یک طرف باید نه با اسراییلِ کوچک، که با موشکهای مرگبار آمریکا طرف بود و از طرف دیگر با کارد هموطنانی که شیعیان را مایه ی جنگ و دردسر لبنان می دانند. حتی برخی از مردم وقتی می فهمند ایرانی هستم می گویند همه ی این مشکلات به خاطر ایران است. ما داریم برای ایران فدا می شویم. خیلی ها این را با افتخار می گویند و عده ای هم با نارضایتی.
از طرف دیگر، نیروهای حزب الله منتظر تحرکات و تصمیم ایران هستند. حتما سران بلندپایه خبرهایی دارند اما نیروهای معمولی هنوز دستور خاصی دریافت نکرده اند. برخلاف اظهارات روزنامه های دروغ پرداز کویت و سعودی مبنی بر ارسال ده هزار نیروی جدید به سوریه، حتی برخی نیروهایی که ماموریتشان تمام شده به لبنان برگشته اند. مردم نگرانند که در صورت حمله آمریکا به سوریه، حزب الله در پاسخ به این حمله، بر ضد اسراییل حرکتی انجام دهد و لبنان هم مورد هجوم بی امان قرار بگیرد. از طرف دیگر در ایران، هر کسی می خواهد برگ برنده ای رو کند، می گوید بله در جواب آمریکا، حزب الله اسراییل را موشک باران خواهد کرد! عجیب است که حمله به لبنان و سوریه به خاطر ما انجام شده ولی تاوانش رو اونها باید بپردازند و تازه وقتی مبلغی برای بازسازی و جبران خسارات هزینه می شود، داد یک عده مفت خور در می آید که چرا به لبنان کمک می کنیم؟! اصلا اسراییل با ما هم مرز شود چه می شود!؟
امام موسی صدر بسیار حکیمانه فرمود که اسرائیل شر مطلق است. وجود اسراییل سبب تمام این مشکلات است. برخی لبنانی های مخالف حزب الله، ایران را عَلَم کرده اند و سر هر مشکلی می گویند تقصیر ایران است! تقصیر ایران و حزب الله است که فلان مشکل پیش آمد! خب قبل از انقلاب اسلامی در ایران، و اساسا قبل از تاسیس هرگونه حرکت مقاومت در منطقه، باز هم مشکلات تقصیر ایران بود؟! مشکلاتی که همان موقع هم وجود داشت و پایه و منشا آن اسراییل بود.
پس برای رفع مشکلات باید غده سرطانی منطقه جراحی شود. اما آیا ایران که در این سالها اسیر مصلحت طلبی های حزبی و سیاسی و جناحی و روابط پشت پرده شده، حاضر است در این جنگ مایه بگذارد و غیر از ارسال سلاح و آموزش و راهنمایی، خود نیز مستقیم وارد درگیری شود؟ آیا قدرت طلبان و سبزها و اعتدالیون و قاعدین زمان و منفعت طلبان و سرمایه داران، و عافیت طلبان و زمین خوارانِ امروز، اجازه خواهند داد تا نیروهای مخلصی که سالها آرزوی جنگ با دشمن را داشتند دست به حرکتی بزنند که صلاح نهایی همه در آن است؟ برآورد بنده این است که ایران با توجه به جبهه ی پراکنده و متشتت و بی ثبات داخلی، هیچ گونه حرکت عملی از داخل کشور نخواهد داشت. ضمن اینکه در پیشگویی هایی که قبلا انجام شده ذکر شده که در ایران جنگ نخواهد شد اما قحطی خواهد آمد1. پس خود را برای قحطی آماده کنید.
با این اوضاع و با منطق بعضی ها، لبنانی ها حق دارند بگویند نه دمشق نه طهران جانم فدای لبنان!
1- فردی قبل از انقلاب و قبل از شروع حرکتهای ضدشاه، پیش بینی کرده بود که روحانیون حکومت شاه را سرنگون کرده و حکومتی اسلامی تشکیل می دهند. بعد از آن چند سال جنگ خواهد بود و بعد از آن سالهای رفاه و فراوانی نعمت. سپس دور تا دور ایران را آتش جنگ فرا خواهد گرفت و آنگاه ظهور نزدیک می شود. ایران در آن زمان دچار قحطی خواهد شد.
پ.ن: شاید دوستانی اعتراض کنند که چرا لبنانی ها چنین دیدگاهی دارند. عرض کنم اولا دیدگاه همه چنین نیست، دوما تقصیر من نیست! عملکرد کشور خودمان چنین بازخوردی داشته. سوما باید واقعیت ها را پذیرفت.

پیش بینی پیروزی حزب الله در احادیث

امام باقر از اميرمؤمنان عليهما السلام آورده است كه :
اذا اختلف الرمحان بالشام لم تنجل الا عن آية من آيات الله .
قيل : و ماهى يا اميرالمؤمنين !؟
قال : رجفة تكون بالشام يهلك فيها أكثر من مائة ألف ، يجعلها الله رحمة للمؤمنين و عذابا على الكافرين ، فاذا كان ذلك فانظروا الى أصحاب البراذين الشهب المحذوقة و الرايات الصفر، تقبل من المغرب حتى تحل بالشام و ذلك عند الجزع الأكبر و الموت الأحمر.
فاذا كان ذلك فانظر فانظروا خسف قرية من دمشق يقال لها: حرستا، فاذا كان ذلك فانتظروا خروج المهدى (عليه السلام) 

يعنى :
هنگامى كه نيزه ها در شام درگير شدند، از نشانه اى از نشانه هاى ظهور، پرده برمى دارد.
پرسيدند: چگونه؟
فرمود: زمين لرزه اى در شام رخ خواهد داد كه يكصد هزار تلفات بجاى مى گذارد، خداوند آن را رحمتى براى مؤمنان و كيفرى براى كافران قرار مى دهد، هنگامى كه چنين رخدادى بوقوع پيوست ، چشم به راه مركبهاى سياه و سفيد و سوارانى باش كه با پرچمهاى زرد از مغرب ، وارد شام مى گردند، آنگاه است كه هنگامه آن حادثه بزرگ و مرگ سرخ است . (لبنان در غرب سوريه قرار دارد)
آنگاه كه چنين رخدادى بوقوع پيوست در انتظار فرو رفتن روستايى در منطقه دمشق بنام حرستا باش و هنگامى كه چنين رويدادى بوقوع پيوست ، فرزند آن زن جگر خواره ، سفيانى ، از وادى يابس ، آن بيابان خشك و سوزان ، خروج مى كند و وارد دمشق مى گردد و بر منبر مسجد جامع قرار مى گيرد. و آنگاه كه چنين شد ديگر در انتظار ظهور حضرت مهدى (عليه السلام ) باشيد.
1-  غيبت نعمانى ، ص 305، عقدالدرر، ص 53 و بحارالانوار، ج 52، ص 216.
2- حرستا نام منطقه بزرگ و آبادى در اطراف دمشق است كه بر سر راه حمص مى باشد. معجم البلدان
لینک مطلب اصلی: نشانه های ظهور

۱۳۹۲/۰۶/۱۵

بالاخره آمریکا وارد جنگ می شود یا خیر؟

آیا جنگ خواهد شد؟
دل خیلی ها با شنیدن کلمه جنگ می لرزد. بعضی ها بیشتر بعضی ها هم کمتر. با اولین تهدید آمریکا به حمله به سوریه خیلی ها ترسیدند. همه می دانند هدف اصلی جنگ در سوریه قطع دستان ایران است. و بعد از آن نوبت جنگ به ایران می رسد. حالا ببینیم کفه ی ترازو به کدام سمت است.

اوضاع منطقه 
در ماه های اخیر خصوصا بعد از موفقیت حزب الله در عملیات پیروزمندانه و استراتژیک القصیر، ورق جنگ در سوریه به نفع نظام برگشت و پیشروی های نظام آغاز شد. زامبی های وارداتی در سوریه با زور مواد انرژی زا و مواد مخدر و جهاد زنا و پول و اسلحه و ... هنوز نتوانسته اند اهداف جنگ طلبان را برآورده کنند.
دو بار هم اسراییل حملاتی به سوریه کرد تا کمکی باشد به این تروریستهای ابله، نشد که نشد. وقتی بواسطه مواد مخدر نیروزا خمار می شوند مثل گاو جلو می آیند و در این هنگام است که مردان خدا با تعدادی اندک، صدها تن از آنان را می کشند. دقیقا مانند فیلمهای زامبی است. یک عده بلهوس بی عقل و بی اراده دارند جلو می آیند و چند نفر مصمم، جلوی آنها را می گیرند. همین دو هفته پیش بود که 17 نفر نیروی حزب الله در یک سیلو پنهان شدند و هنگام عبور لشکر زامبی ها 300 نفر از آنان را به درک واصل کردند و تنها دو مجروح دادند. ناز شصتشان، دمشان گرم. با این اوصاف سردمداران کاخ سفید و جنگ طلبان صهیونیست که هدف نهایی آنها نابودی ایران است، تنها راه را مداخله در سوریه دیدند.

داستان سلاح شیمیایی
در حالی که بارها بشار اسد داشتن و استعمال سلاح شیمیایی را رد کرده، دروغگویان روسیاه آمریکایی، آنرا بهانه ای برای حمله به سوریه کردند. آیا ارتشی که در حال پیروزی است سلاح کشتار جمعی استفاده می کند؟ یا ارتشی در حال فرار و شکست؟ آیا کسی که می خواهد شیمیایی بزند می زند داخل منطقه ای که ارتش خودش آنجاست؟ بهانه ی بچگانه و دروغ آمریکا برای همگان آشکار است. در سوریه همه می دانند سلاح استفاده شده از ترکیه آمده و توسط ارتش حر به منطقه ای شلیک شده که خودشان هم حضور داشتند! خودزنی به جهت بی عقلی و خماری! 

ناوها می آیند
روز اولی که رسیدم لبنان شروع شد از این پیامهای شبکه های اجتماعی در لبنان که آی ناو آمریکا رسید به سواحل مدیترانه! گفتم جل الخالق، اینا بخوان راه بیفتن یه هفته طول میکشه، چطوری اومدن؟ اینا جوسازی رسانه ایه. حق هم با من بود. دو هفته از آغاز هجمات رسانه ای و سیاسی گذشته و هنوز اقدام عملی در مورد حمله به سوریه اتفاق نیفتاده. از یک سو ناوها و شناورهای روسی در آبهای سوریه هستند و از سویی قرار است آمریکا بیاید. آیا این حضور به تقابلی خواهد انجامید؟

تاریخچه برتری سلاح های روسی و آمریکایی
از زمان جنگ اعراب و اسراییل، برتری سلاح های آمریکایی بخصوص هواپیماها، موشک ها و کشتی های جنگ مشهود بود. در حالیکه شوروی سیاست تولید سلاحش، بر کمیت و تعداد بالا بود، سیاست آمریکا بر کیفیت و کارایی سلاح بود. لذا یک هواپیمای آمریکایی چند هواپیمای شوروی را به راحتی حریف بود. چیزی که در جنگ تحمیلی هم تجربه کردیم. با پیشرفت روسها در زمینه های مهندسی مکانیک خصوصا سیالات، موشکهای بی نظیر روسی شگفتی آفرین شدند. سریعترین اژدر زیر آبی جهان، مهلک ترین موشک ضد ناو، قاتل تانکهای مرکاوا، دشمن موشکهای بالستیک و کروز، همه و همه مدیون دانش روسها در زمینه مکانیک سیالات و آیرودینامیک، و توجه آنها به رادار و تکنولوژی های نوین بود. امروزه با یک موشک روسی که یک هزارم ناو قیمت ندارد، می توان ناو به آن عظمت را نابود کرد. 

سیاستهای بزرگ
آیا واقعا روسیه به نفع سوریه وارد میدان خواهد شد و با آمریکا خواهد جنگید؟ آیا این جنگ در حد جنگهای جزیی چند روزه مثل فالکلند باقی خواهد ماند یا تبدیل به جنگ جهانی سوم خواهد شد؟ به نظر خود من، روسها با سابقه ی خرابی که دارند، حداکثر کاری که بکنند حمایت اسد و دمشق است و اجازه خواهند داد آمریکا، نیروهای خبره حزب الله و ارتش سوریه و سلاح های استراتژیک آنها را نابود کنند. و فقط چتر حمایت و دفاعی خود را بر دمشق یا طرطوس بیفکنند، تا این مرحله از نقشه های آمریکا و صهیونیستها، با حداقل پیروزی برای آنها تکمیل شود و به مرحله بعدی بروند؛ یعنی حمله به ایران. آنچه از سیاستهای چین و روسیه به گوش می رسد این است که آنها مایلند آمریکا با ایران وارد جنگ شود و می دانند آمریکا در این جنگ شکست سختی خواهد خورد. دقیقا چنین کلامی بین برخی مقامات چین و روسیه رد و بدل شده: بگذاریم آمریکا در ایران بشکند، بهای نابودی ایران را بعدا می پردازیم و آنرا بازسازی می کنیم. 

آنچه همگان نمی دانند و خدا می داند
شیطان توانسته با کمک فرزندانش قدرت زیادی کسب کند. حتی در خانه ی خدا هم نماد شیطان را گذاشته اند تا قدرت و انرژی مسلمانان را جذب کرده و به شیطان بدهند. آنها کشتن انسانها و خونریزی را یکی دیگر از راه های تقویت شیطان می دانند و می بینیم به جهت جهالت سلفی ها و وهابی ها چقدر انسان به دست آنها هر روز کشته می شوند. اما وعده ی خدا نابودی شیطان است. خلف صالح خدا در زمین هنوز در غیبت است و منتظر دستور او تا بیاید و عبادت آزادانه و عارفانه ی خدا را به همگان عرضه کند. بسیاری از وقایع و اتفاقاتی که پیش بینی شده بود قبل از ظهور اتفاق می افتند، محقق شده. برخی منجمین چیره دست عرب برای ظهور منجی موعود سال تعیین کرده اند. عالمی مسلمان در استرالیا با حساب اعداد و ارقامی که از آیات درآورده سال ظهور را پیش بینی کرده. اینها بین 2014 تا 2015 را مشخص کرده اند. در هر حال چه درست باشد چه نباشد، نیروهای شر دارند به آخر خط نزدیک می شوند. پس حتما باید نیروی خدا تقویت شود. و فقط خداست که هنگام ظهور مهدی فاطمه سلام الله علیهما را می داند. از آنجا که یدالله فوق ایدیهم، هیچ نگرانی برای مومنین نیست. اما جنگهای قبل از ظهور کشته های زیادی خواهد داشت. 

به کجا می رویم
سالها امامان ما بی یار و یاور بودند. وقتی مولا علی (ع) با غربت در کوچه ها راه می رفت و جواب سلامش را نمی دادند؛ وقتی به امام حسن خیانت کردند و بعد هم مسمومش کردند؛ وقتی امام حسین را بی یار و یاور در کربلا کشتند و تا وقتی مهدی فاطمه به اراده خدا غایب شد؛ همیشه یاوران خالص ائمه کم بودند. امروز که کشور 70 میلیونی ایران، پشت و پناه شیعیان جهان است و شیعیان، به اقتدار و سربلندی ایران، سربلندند، آیا باید امام ما باز هم مظلوم و بی یاور باشد؟ آیا فقط باید بنشینیم و دعا کنیم؟ آنها که ادعای شیعه گری دارند و می گویند خدایا ما را با شهدای کربلا محشور کن و زیارت عاشورا می خوانند و می گویند یالیتنا کنا معکم، کجا هستند؟ فرض کنیم تخریب ضریح و قبور عمه ی سادات و خانم رقیه، وجوب شرعی برای جهاد نداشته باشد، اما آیا می توان اجازه بی حرمتی به جنازه آنها را داد؟ روزی که بر جسد امام حسین تاختند، شیعیان واقعی امام حسین شهید شده بودند، امروز چه؟ شیعه واقعی نداریم؟ فقط حزب الله و عراقی ها شیعه هستند؟ فقط چهار تا بسیجی شیعه هستند؟ به کجا می رویم؟ بنشینیم تا اماممان به جای ما بجنگد؟ اصلا هنر جنگ داریم؟ یا ما هم برویم جنگ، مانند این سلفی ها در سویه مثل برگ خزان دسته دسته کشته می شویم؟ دیگر بس است. مدعیان انتظار، دیگر نشستن بس است. دیگر کنج مسجد و محراب بودن بس است. امروز باید دستت با سلاح آشنا شود. مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جنگجو می خواهد. نه خواننده و مداح و گرافیست و وبلاگ نویس. (با خودم هم هستم) طبل جنگ به گوش می رسد طبق روایات ظهور دو دسته در شام با هم می جنگند. حتی برخی از روایات گفته اند در فتنه ی شام همراه اصحاب پرچم های زرد باشید (حزب الله).
بعد از پیروزی اهل حق در شام، نیروی سومی وارد کارزار خواهد شد که او سفیانی است. هرچند به جهت تشابه اسم سفیانی با ابوسفیان برخی تفسیر کردند که باید از اعراب باشد اما دلیلی ندارد که این اسم مربوط به دجال ماسونی تک چشم، آمریکا نباشد. این جنگ و این فتنه نزدیک شده. آنها طبق روایات از بمب اتم استفاده خواهند کرد چیزی که هفته قبل آمریکا در خبرها بعید ندانسته بود. بعد از پیروزی آنها در سوریه، به طرف عراق حرکت خواهند کرد. در عراق سربازانشان را زمین در خود خواهد بلعید و سفیانی فرار خواهد کرد و در آخر به دست مهدی فاطمه کشته خواهد شد.
خدایا ما را از فتنه ی آخر الزمان مصون بدار و دینمان را حفظ کن و مرگ ما را در جهت تقویت مهدی فاطمه سلام الله علیهما قرار بده. آمین.

۱۳۹۲/۰۶/۱۲

محصول ایرانی، شهرت جهانی!

این پست تعدیل شد!
یادم میاد بعد از پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه، تو دانشگاه تهران یه جلسه دانشجویی بود که دکتر ر. برای یه جمع کوچیک بچه ها سخنرانی کرد. شروع کرد از کارایی و قدرت بالای سلاح های ایرانی و ناتوانی آمریکای جنایتکار و اسراییل خونخوار در برابر سلاح های ایرانی صحبت کردن و اینکه از الان به بعد ایران میشه یکی از بزرگترین صادرکننده های سلاح به کل دنیا!

بعد از یه مدت که از بچه های لبنانی پرسیدم، فهمیدم که ای دل غافل، آقای دکتر اطلاعاتش غلطه و حزب الله سلاحش بیشتر آمریکایی و روسیه! موشکی که پولشو ایران داده بود و سوریه از روسیه خریده بود و حزب الله امتحانش کرده بود، قند تو دل فروشندگان روسی آب کرده بود.
سر جنگ غزه هم ایران در رسانه ها مطرح کرد که این موشک ایرانی بوده که باهاش صهیونیست ها رو زدن و غیره. البته شکی درش نیست که دانشش رو ایران در اختیار فلسطینی ها گذاشته اما همون موقع هم فلسطینی های نمکدان شکن! اعلام کردن موشکا ساخت خودمونه نه ایران!
سر جنگ سوریه هم یه عده گفتن آقا ایران موشکی ساخته نیم متر قدشه، وقتی بزنی به اندازه موشک گراد تخریب داره. بله موشک برکان (آتشفشان) وجود داره و حزب الله از اون برای جبران نداشتن پشتیبانی هوایی استفاده میکنه و ساختمونو رو سر تک تیراندازای دشمن خراب میکنه. اما طراحی و ساختش از مهندسای حزب الله هست.
از یکی پرسیدم سلاح های ایرانی چی دیدی اونجا؟ گفت خیلی استفاده نمی کنیم.

یادم افتاد گاهی ماشینامون از کارخونه ایراد داره.
این نتیجه ی اینه که ما به یک جمله ی پیامبرمون عمل نکردیم و یهودی ها به اون جمله ی پیامبر ما عمل کردند: ان الله یحب عبدا اذا عمل عملا احکمه (الأمالی للصدوق : ص384 المجلس 61) یعنی خداوند دوست دارد وقتی بنده اش کاری را انجام می دهد آنرا با بهترین کیفیت انجام دهد. این جمله مربوط به وقتی است که پیامبر یکی از اصحابشان را دفن کردند و داشتند لای سنگ های لحد را گل می گرفتند. اصحاب گفتند این کارها لازم نیست. الان روی سنگها خاک میریزیم. و پیامبر فرمودند خداوند دوست دارد کارهایتان با کیفیت باشد نه سرسری و شل و ول.
یهودی ها بهترین مواد غذایی را برای مدارسشان استفاده می کنند و بهترین امکانات را برای تربیت کودکانشان به کار می گیرند. اما ما چه؟ وزارت آموزش و پرورش ما فقیر ترین و گدا ترین وزارتخانه است. آیا ما پیرو این پیغمبریم؟
مشکل ما در اینجاست. اگر کارگری که دارد قطعه ی ماشین یا سلاح یا هر محصول دیگری را می سازد، بیشتر دقت کند و کارش را جهاد بداند و بگوید من اگر ظرافت بیشتری به کار ببرم ممکن است از خرابی ها و صدمات زیادی جلوگیری بشود، آنوقت محصولش می شود چیزی که مرگ ندارد.

بزرگداشت متفاوت امام موسی صدر در لبنان

امسال یادبود ربودن امام موسی صدر در لبنان بطور متفاوتی برگزار شد. به جهت قضایای داخلی لبنان و جنگ در سوریه و تهدیدات مداوم نسبت به شیعیان، جای امام موسی صدر کاملا خالی بود. بیشتر از هر سال دیگری در سراسر مناطق مختلف لبنان، تصاویر و بنرهایی از امام موسی صدر نصب شده بود و جملات ایشان در مورد وطن، مقاومت، سلاح و رویارویی با دشمن صهیونیستی به چشم می خورد. آنقدر پرچم های حرکت امل و تصاویر امام موسی صدر به در و دیوار نصب شده بود که با خودم گفتم شاید حزب الله هم در این قضیه هزینه کرده وگرنه حرکت امل اینقدر در این موارد خرج نمی کرد. مراسم بزرگداشت امام موسی صدر هم به خاطر خطرات امنیتی فعلا لغو شده تا سلفی های خونریز نتوانند از اجتماع بزرگ شیعیان برای کشتار و ترور شیعه استفاده کنند.

۱۳۹۲/۰۶/۱۱

بازنوشت

سلام به همه دوستان و خوانندگان عزیز

با عرض تسلیت سالگرد شهادت امام جعفر صادق، صاحب مکتب جعفری و دانش نبوی.
بالاخره بعد از گذشت یک هفته از بازگشت به لبنان، دوباره فرصتی شد تا بنویسم. کارهای عقب افتاده زیاد است و وقتم خیلی فشرده است اما برخی مطالب را باید بنویسم که به زودی منتشر خواهد شد.
بطور خلاصه بگویم که فعلا وضع خوب است و ایست بازرسی های زیادی در ضاحیه برپا شده تا امنیت مردم تامین شود. برای همین مردم برای فرار از ترافیک و شلوغی که روزهای اول ایجاد شده بود، برای کار غیر ضروری بیرون نمی روند. بسیاری از افراد هم اصلا به جنوب یا شمال و زادگاه اصلی خود رفته اند تا امنیت و آرامش بیشتری داشته باشند. برای همین این روزها ضاحیه بسیار خلوت و آرام است.
نیروهایی که از سوریه بازگشته اند از وحشیگری و دروغگویی تروریستهای زامبی وارداتی می گویند و پیروزی های بچه های حزب الله و چالش پیش روی آمریکا و دشمنان سوریه. بر خلاف ادعاهای رسانه ای و جو حاکم، وضع در سوریه خوب است و ارتش سوریه و نیروهای حزب الله تسلط و اقتدار کاملی در میدان جنگ دارند.
زندگی با دو بچه خیلی سخت تر از یک بچه است و تقریبا آدم فلج می شود! منظورم این است که هر چقدر می دویم باز هم کارها عقب می افتد چون دائما باید به دو بچه رسیدگی کرد.