۱۳۹۲/۰۱/۰۹

عیدی

از قدیم به علت علاقه به تکنولوژی، بدون استاد و دوره ی آموزشی به سرعت در کامپیوتر و موبایل و رفع مشکلات آنها تبحر پیدا کردم. برای همین در فامیل هرکسی برای خرید یا رفع مشکلاتش با من مشورت می کرد. بسیاری از برنامه های موبایل را به دیگران معرفی و برایشان نصب می کردم تا آنها هم استفاده کنند. به مناسبت سال جدید قصد دارم برنامه ی زیبایی را معرفی کنم که هم زیبا و سبک است و هم فایده فراوانی دارد.
برنامه ی ذکر دل که توسط شخصی بنام گورچین تهیه شده، ذکر روزهای هفته را هر روز روی گوشی آندرویدی شما نشان می دهد. اگر کسی 5 دقیقه وقت برای خدا نداشت تا 100 مرتبه یک ذکر کوچک را بگوید، اقلا یکبار دوبار هم در طول روز چشمش به آن بیفتد و آنرا زمزمه کند خوب است. انشالله با همین گام، خدا توفیقات بیشتر هم عطا می کند. می توانید آنرا از بازار دریافت کنید. پس از نصب باید از قسمت ویجت ها آن را روی صفحه ی خود قرار دهید.

کد دریافت:

۱۳۹۲/۰۱/۰۲

دعوا سر ریش ملا نیست!

چند روز پیش دو طلبه سنی در بیروت مورد هجوم چند جوان قرار گرفته و بلوایی در لبنان به پا شد. هرچند در رسانه ها خبر از هجوم جوانان و انتقال دو طلبه به بیمارستان دادند، اما شنیده ها حاکی از این است که چند جوان به آنها حمله کرده و ریش بلند آنان را کوتاه کرده اند.
چرایی و علت وقوع این حادثه را باید در فشارهای اخیر بر ضد شیعیان جستجو کرد.
بعد از شروع جنگ در سوریه از همان آغاز، ایران و حزب الله و بطور کل شیعیان مورد تهدید و اهانت و افتراهای گوناگون قرار گرفتند.
در لبنان هم یک شاگرد نانوایی که به دنبال پول بیشتر بود، خود را به شکل شیخ درآورده و سعی کرد با ایجاد سر و صدا خود را مطرح کند و دکان و دستگاهی راه بیاندازد. برای این کار شروع کرد در مسجدی خطبه های سیاسی ضد ایرانی و ضد حزب الله خواند و بعد از آنکه برای خود پیروانی پیدا کرد به خیابان آمد و چند بار خیابانهای شهر صیدا را بست.
همین کافی بود تا دولتهای خارجی مثل قطر و سعودی کمک های مالی عجیب و غریبی به وی بکنند بطوریکه اسلحه و ماشین های گرانقیمت تهیه کرده و به همراهانش روزی 50 دلار حقوق می دهد. در ماه محرم هم به محله ی شیعیان حمله کردند تا پرچمهای سرخ عاشورا را پایین بیاورند. چرا که ادعا می کنند این نشانه ها نشانه ی نفوذ ایران است! اعمال وی برای تحریک شیعیان بوده و در فیلمها مشهود است که بی هیچ اخطار یا تیر هوایی، بطور مستقیم به سوی مردم شلیک می کنند. آنها هم در جواب شلیک می کنند و شیخ پولکی فرار می کند! بار دیگر جلوی منزل شیعیان تحصن کرد و ادعا کرد این منازل را حزب الله در اختیار دارد و باید آنجا را تخلیه کنند.
خلاصه فشارها و اهانت های بی سابقه و زیادی به شیعیان شده و نمی توان انتظار داشت مردم بعد از دوسال تبعیت محض از رهبرانشان و خویشتنداری، باز هم دنباله روی سیاست پرهیز از درگیری باشند. در این مدت بارها برخی مردم زودرنج و عجول از دست سید حسن نصرالله و نبیه بری رنجیده اند و به کنایه می گویند رهبران ما ساکت نشسته اند و جوابی نمی دهند.
هرچند اقدام این چند جوان مورد اعتراض و محکومیت حزب الله و حرکت امل قرار گرفت و حرکت امل آنان را با همکاری ارتش بازداشت و تحویل مقامات قضایی داد، اما مردم در این میان به هیجان آمدند. با این حال لبنان در طول تاریخ، از زمان عثمانی تا کنون محل ظلم و ستم علیه شیعیان بوده است:
از وقتی شیعیان و علمای شیعه را در زمان عثمانی می کشتند (مانند شهید اول) و از هرگونه خدمات اجتماعی محروم می کردند، تا ربودن امام موسی صدر و یتیمی شیعه در لبنان، و امروز که با تمام قوا برای هجوم به شیعیان و راه انداختن جنگ مذهبی تلاش می کنند. شیعه در طول تاریخ مظلوم بوده و حقش را پایمال کرده اند. اولین ظلم در غصب خلافت اتفاق افتاد که به خدا و پیامبرش ظلم کردند، بعد با آتش زدن منزل دختر رسول خدا، و ضرب و جرح وی، که این ایام مصادف است با آن ظلمها، بعد با جفا در حق حسن (ع)، دردانه ی پیامبر (ص) ، که فرمود حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشتند، بعد هم که دردناک ترین و خونبار ترین ظلم تاریخ را با کشتن امام حسین علیه السلام به تصویر کشیدند تا ثابت کنند اصحاب شیطان قدرتشان فزونی یافته. تا به امروز هم همین بوده و هست. کافی است شیعه باشی تا در لبنان زیر چکمه ی اسراییل یا زیر ساطور سلفی ها کشته شوی. کافی است شیعه باشی تا در عراق منفجر شوی، کافی است شیعه باشی تا در پاکستان بی هیچ جرمی کشته شوی، کافی است شیعه باشی تا در بحرین با گاز سمی و گلوله کشته شوی و صدای کسی هم در نیاید.
شیعیان عیدتان مبارک. اما یادتان نرود ظلمی که شد و ظلمی که ادامه دارد. مبادا عید و شادی و امنیت و آسایش که در مملکت دارید شما را از دشمن غافل کند. گرگهایی که دندانهایشان را تیز کرده اند و با یکدیگر نجوا کنان به مرزها نزدیک می شوند.

۱۳۹۱/۱۲/۲۵

خودباوری

خودمان را خیلی دستکم می گیریم. بله، ما ایرانی ها همین الان هم از تمام کشورهای همسایه پیشرفته تریم. خیلی از جوانان ما فقط باور ندارند، و با دیدن چهارتا برج و آپارتمان شیک در کشورهای همسایه که توسط مهندسین انگلیسی و امریکایی ساخته شده فکر می کنند عجب کشور پیشرفته ای!!! کشورهای همسایه ی ما که از نظر برخی مردم پیشرفته حساب می شوند تنها هنرشان مصرف پول نفت و سرمایه های ملی و خریداری ماشین و تجهیزات و مهندسین غربی است. در همین کشورها وقتی با یک انسان منطقی حرف بزنید می بینید که از توانایی های ایران در تعجب هستند و خیلی از آنها به ایران و صنعت و اقتدارش افتخار می کنند و آروز دارند کشورشان روزی مانند ایران روی پای خود بایستد نه روی پای آمریکا.
کشور عزیزمان در صنایع مختلف مثل صنایع پتروشیمی، صنایع دفاعی، صنایع هوافضا، صنعت سلولهای بنیادی، صنایع نانو و صنعت نرم افزار پیشرفتهای قابل ملاحظه ای داشته است. خیلی از جوانانی که خودباوری ندارند و شیفته ی تفاله های غرب هستند می گویند ما در مملکت نمی توانیم یک ماشین رو درست تولید کنیم، آنوقت ادعا می کنیم در صنعت دفاعی فلان چیز را ساختیم که آمریکا هم ندارد. بله، دلایل مختلفی دارد که صنعت ما در حیطه ی دفاعی پیشرفته تر و با کیفیت تر از صنایع دیگر است. اولین دلیل آن اراده و خود باوری است. آیا در صنایع ماشین اراده داشته ایم تا برای نجات صنعت تلاش کنیم؟ یا همیشه چشم به دست شرکت پژو و کیا و رونو دوخته بودیم؟
دلیل دیگر آن، میزان تعهد و دلباختگی به کار است. در صنایع خودرو، کارگران و مسئولان کارخانه فقط به فکر سود هستند و ممکن است از کیفیت و ساعت کاری خود کم کنند. اما در صنایع دفاعی جوانان مخلصی فعالیت می کنند که اعتقاد قلبی دارند هر لحظه تلاششان برای نگهبانی و دفاع از مملکت و ناموسشان هزینه می شود و اجر و ثواب اخروی دارد. در اینجا دیگر ساعت کاری و کنترل کیفیت مطرح نیست، خود فرد بیش از آنچه از او توقع دارند، کار می کند، زحمت می کشد، از خدا کمک می خواهد و عرق می ریزد تا نتیجه ای که ما می بینیم به دست می آید.
دلیل دیگر، احتیاج است. ما در صنعت خودرو بجز مدت اخیر که به سبب تحریمهای شدید و ظالمانه، دچار مشکل شدیم، می رفتیم سراغ شرکت های خارجی مثل پژو و رنو و کیا و خط تولید را می گرفتیم و هلو برو تو گلو! در میزان سود و قیمت آن هم مناقشه نمی کنیم، اما امکان دریافت تکنولوژی را داشتیم. در بحث دفاعی ما از اول انقلاب بطور ضمنی و علنی تحریم شدیم؛ با خروج مستشاران نظامی، با دستکاری مدارها و فیوزهای موشک های مهم، با تحویل ندادن سلاح هایی که پولشان را داده بودیم، با تحریم هرنوع وسیله دفاعی. لذا رسیدیم به آنجا که باید برای حفظ مملکت دست خودمان را بالا می زدیم و برای بقای خود تلاش می کردیم.
بله ما تکنولوژی امریکا را نداریم، انواع چیپ های حساس را نمی توانیم تولید کنیم، اما از یک نکته غافل نشویم: ببر پوشالی دشمن بیش از آنکه به کیفیت و امکانات سلاح هایش متکی باشد به هیاهو و جنجال و ایجاد تصور ذهنی در دیگران متکی است. اگر فریب تبلیغات پوشالی آنها را خوردیم هیچ سلاحی به ما کمک نخواهد کرد. اما اگر ذهنیت درستی از امکانات و ظرفیتهای خود داشته باشیم با کمترین سلاحی می توانیم هر متجاوزی را سر جایش بنشانیم. داستان رقابت آمریکا و روسیه را شنیده اید: احتیاج به وسیله ای که زیر آب یا در فضا بتواند بنویسد آمریکا را مجبور به تحقیقات گسترده و هزینه های میلیون دلاری کرد. پس از زمانی خودکاری تهیه شد که قابلیت نوشتن در زیر آب و در خلاء را دارا بود. اما روسها از همان اول با مداد نوشتند! به همین راحتی.
تکنولوژی ما در موارد دفاعی به همین شکل است. یعنی برخلاف آمریکا که برای زیبایی و کلاس و شکل سلاحها بسیار اهمیت قائل است، ما به کارایی و کم هزینه بودن اهمیت می دهیم. این استراتژی سبب می شود که برخی تصور کنند حالا که جنگنده ساختیم باید بتوانیم ماشین پورشه هم بسازیم! نه خیر ابدا اینطور نیست. اولا صنعت دفاعی ما از تراکم تجربیات سی سال گذشته شکل گرفته و ما هنوز تجربه ی ساخت ماشین بصورت حرفه ای را نداریم. دوم اینکه تولید تانک با ماشین خیلی متفاوت است. ماشین ظریف است و امکاناتی برای شهروندان لازم دارد. اما یک تانک بسیار زمخت و ساده است. مهم بدنه و زره و موتور و سیستم های نشانه روی و توپ آن است. همین.
در بحث نرم افزار هم باید گفت شاید هیچ کشوری در منطقه از قدرت سایبری و نرم افزاری ایران برخوردار نباشد. نگویید هند بزرگترین صادر کننده نرم افزار است، آیا ذره ای از این نرم افزارها در کشورشان و برای رفاه حال شهروندان بکار گرفته می شود؟
اگر ما امروز می توانیم بدون رفتن به بانک، قبض های مختلف را پرداخت کنیم، انتقال وجه داشته باشیم، خرید اینترنتی انجام دهیم، و تمام این خدمات را از موبایل یا اینترنت خود انجام دهیم باید توجه داشته باشیم در خیلی از کشورهای منطقه قبوض هنوز دستی پرداخت می شود. در لبنان که بانکهای آمریکایی و کانادایی و سویسی حضور دارند، و خدمات ویزا و مستر وجود دارد، کارمند شرکت برق می آید درب منزل و بعد از قرائت کنتور بصورت دستی قبض می نویسد! یا برای قبض تلفن باید به مراکزی مراجعه کرد که مخصوص انتقال پول است (OMT) و یک دلار بابت خدمات دریافت می کنند. خدمات الکترونیکی موجود هم توسط شرکتهای خارجی بوجود آمده و بابتشان هر ماه پول می گیرند. سرویس موبایل برای مشاهده مانده حساب و خرید شارژ تلفن، ماهی 2 دلار، کارت بانکی ماهی 3 دلار، ...
برنامه های موبایل ایرانی روز به روز در حال رشد و قویتر شدن هستند. انواع برنامه های مذهبی، توریستی، اطلاعات عمومی، کتاب، خدماتی و... مدتی است برنامه ای به نام درسنامه را روی گوشی خود ریختم که درسهایی را ارائه می دهد و در پایان گواهینامه هم اعطا می کند. هر روز یک درس باز می شود و روز بعد امتحان می دهید. در خاتمه گواهینامه داده می شود.
خودمان را دستکم نگیریم.

مراسم قرعه کشی جوایز مسابقه اریج الصلاة

دیروز مراسم قرعه کشی مسابقه اریج الصلاة در ضاحیه در مسجد حضرت زینب سلام الله علیها برگزار شد.
این مسابقه از طرف کانون معراج برای اقامه ی نماز برگزار شده بود. قبلا دفترچه ی سوالات در مساجد و دانشگاه های سراسر لبنان پخش شده بود و دوازده هزار نفر در این مسابقه شرکت کرده و پاسخنامه را در صندوقهای مخصوص انداخته بودند. 5000 نفر تمام سوالها را درست جواب داده بودند که قرعه کشی از میان آنها انجام شد و به 20 نفر اول جوایز ارزنده ای تقدیم شد. سفر به عتبات مقدسه عراق، سفر زیارتی به ایران، دو دستگاه لپتاپ و مجموعه کتابهای مفید جمعیت معارف از جمله جوایزی بود که به برندگان اعطا شد.
مراسم با اجرای زنده سرود و موزیک توسط فرقة الفجر الاسلامیة همراه بود و پس از آن شیخ نعیم قاسم در مورد نماز و اهمیت و معنای آن سخنرانی کرد. یکی از قسمتهای جالب سخن او چنین بود:
فکر کنید به پنج نفر از شما جایزه ی دیدار با مقام معظم رهبری در ایران اعطا شود، البته این جزو جوایز امروز نیست، (هیجان و شادی و صلوات حاضران) چقدر در قلب خود احساس شادی و علاقه و انتظار می کنید، لباسهای برازنده و مرتب می پوشید، قبلش دوش می گیرید، عطر می زنید، خانمها حجابشان را درست می کنند، وقتی آنجا رفتید اگر بگویند با پنج ساعت تاخیر می توانید رهبر امت اسلامی را ببینید، می گویید شش ساعت هم که بشود همینجا می نشینیم تا ایشان را ببینیم، این هیجان و اشتیاق و علاقه را نسبت به رهبر امت اسلامی دارید، آنوقت در برابر خدای بزرگ چقدر انسان باید اشتیاق داشته باشد و مواظب باشد و مرتب باشد؟ برای همین است که پیامبر فرمود نور دیدگان من در نماز است. هروقت در مسجد نزدیک اذان می شد پیامبر گویی از صحبتها و نشستن خسته شده باشد می فرمود أرحنا یا بلال، بلال ما را راحت کن.
قرعه کشی و تقدیم جوایز با حضور شیخ ناجی حمادی مدیر کانون معراج برای اقامه ی نماز و شیخ نعیم قاسم انجام شد. زیبا ترین صحنه مربوط به نفر چهارم مسابقه به نام هادی بود، در کمال ناباوری یک پسربچه ی شش ساله با خوشحالی و عجله روی سن رفت و موجب خنده و شادی و تشویق ممتد حضار شد. شیخ نعیم قاسم هم با خنده جایزه ی وی را به او داد. مجری برنامه از او پرسید مسابقه را چه کسی برایت حل کرد؟ (خنده حضار و سکوت و لبخند هادی) هادی اسمت چیه؟ (بازهم خنده حضار و سکوت هادی)
اتفاق جالب دیگر مربوط به یکی از برندگان  بود که خانمی با حجاب با پوشیه به طرف سن آمد. از آنجا که در لبنان عموما سلفی ها پوشیه می زنند و شیعیان چادر لبنانی معمولی به سر می کنند، و به خاطر تشنج اوضاع در شهرهای سلفی نشین و خطر اقدامات تروریستی آنان، تمام محافظان از لحظه ی بالا آمدن این خانم تا وقتی جایزه اش را گرفت و رفت چشم به سن دوخته بودند و نگران به نظر می رسیدند.
به حضار در ابتدای ورود شماره ای داده بودند که قرار بود به 100 نفر از حاضران هم به قید قرعه جایزه ای اهدا شود.

۱۳۹۱/۱۲/۱۴

بالاخره ریش سازمانی یا ریش عقیدتی؟

تصویر تزیینی است - من نیستم هرچند شبیهیم!
تراشیدن یا نتراشیدن، مسأله این است!
ریشی که ما مردها در می آوریم چیزی است که برای خیلی ها مسأله است. بعضی ها می تراشند بعضی ها با ماشین می زنند بعضی ها بلند می کنند، برخی از روی عقیده آن را نمی تراشند، برخی از روی سلیقه.
اما من همیشه داستان برخورد پیامبر با دونماینده ی امپراطوری پارس برایم جالب بود که فرمودند خدای من به من دستور داده سبیل را کوتاه کنم و ریش را بلند بگذارم.
همیشه سعی کردم این موضوع را فراموش نکنم که رضایت خدا مهم تر از رضایت مردم است. هرچند گاهی ظاهرا ضرر هم به آدم می رسد که برایتان تعریف خواهم کرد.

وقتی ریش درآوردم
پیش دانشگاهی بودم و تازه ریش کم پشتی در صورتم سبز شده بود. دوستی داشتم که قد خیلی کوتاهی داشت ولی ریش درست و حسابی داشت. مسخره ام می کرد و میگفت مورچه روی صورتت بکسباد میکنه (لیز میخوره). بالاخره ما هم ریش درآوردیم و از آن موقع همیشه ریش بلند داشتم البته در دوران جهالت جوانی یکبار پروفسور شدم و چند بار هم ریشم را خیلی کوتاه کردم.

سود و ضرر ریش در مملکت
در ایران ریش داشتن ما برایمان سودی که نداشت باعث اخم و انزجار یک سری از مردم از ما می شد. فکر می کردند مامور یا بسیجی هستیم! یادمه خواهر زاده ی یک ساله ام بغلم بود و در تاکسی نشسته بودم. یک خانم با دخترش رد می شدند. (تاکسی در ترافیک ایستاده بود) دخترخانم به مادرش گفت: مامان نیگا کن این بچه هه چقدر خشکله! مادره که به قول معروف، بد حجاب بود تا چشمش به من و بچه افتاد یهو انگار شمر رو دیده چنان اخم کرد و اوقاتش تلخ شد که دلم براش سوخت! قشنگ شنیدم به دخترش گفت: اه! از این بسیجی هاست!
در سربازی هم که ریش را باید کوتاه و آنکادر می کردیم. یک بار روز جمعه ای که نگهبانی داشتم، یه دژبان عوضی که از ریش بدش می اومد گیر داد به ریشم که این پروفسوریه!! نذاشت برم تو. میگفت برو سلمونی درستش کن! آخه نامسلمون ساعت 5 و نیم صبح از کجا سلمونی گیر میاد! راهمون نداد که نداد! رفتم یه گشتی زدم و کلی دعا و نذر و نیاز کردم، برگشتم یکی دیگه وایساده بود، رد شدم مثل آدم رفتم تو.

ریش در لبنان
تا اینجا فهمیدید که ریش ما سازمانی نیست که بریم خارج فرقی بکنه. در لبنان ریش خیلی احترام دارد و به مرد ریش بلند می گویند حاج (همون حاجی خودمون البته بار معنایی اش خیلی مثبت تره). مردم هوای ما رو دارند و خوب تا می کنند، سلام می کنند، تحویل می گیرند، کمک می کنند.
از آن طرف وقتی از بین محله های سلفی ها رد میشوم انتظار سالم بیرون آمدن را ندارم! خب شاید من اولین قربانی برای راه افتادن جنگ شدم! سلفی های آدمکش علنا می گویند خدایا افتخار شهادت در راه نابودی حزب الله را به ما بده!! قیافه ی ما هم حزب اللهی، یهو من رو بگیرند، جیبم را که خالی کنند و ببینند ایرانی هم هستم، سر بریدنم حتمیه!
آرزو داشتم توسط رذل ترین دشمنان خدا (صهیونیستها) کشته بشم که ظاهرا امکانش نیست! نماینده هاشون (سلفیها) اینجا خدمتمون میرسند!
یکی نیست بهشون بگه بابا بیشتر حزب اللهی ها قیافه شون مشخص نمیکنه. اصلا ریش ندارند خیلی ها!