۱۳۹۲/۰۹/۲۸

خوانندگان لبنانی جزو طرفداران سید حسن نصرالله

شاید ندانید بسیاری از خواننده های لبنانی و هنرمندان که شاید هیچ التزام دینی هم نداشته باشند، جزو عاشقان و علاقمندان سید حسن نصرالله محسوب می شوند. خیلی ها در میان جنگ33 روزه 2006 یا مستقیم یا از طریق رسانه ها به سید حسن نصرالله پیام دادند که او را دوست دارند و از مقاومت پشتیبانی می کنند و حاضرند از اموالشان برای کمک به مقاومت هزینه کنند. مثل هیفا وهبی که خواهر شهید هم هست. در ادامه مقاله آقای ناهض حتر در روزنامه الاخبار را می خوانیم در مورد علاقه خانم فیروز به سید حسن نصرالله که توسط فرزندش زیاد الرحبانی در مصاحبه از آن پرده برداشت.

 ناهض حتر - روزنامه الاخبار شماره ٢١٧٩ چهارشنبه ١٨ دسامبر ٢٠١٣ 
فیروز
شک نداشتم که خانم فیروز1 سید حسن نصرالله را دوست دارد؛ اما زیاد رحبانی2 در مصاحبه ای حساس و هوشمندانه با سایت خبری العهد - که از زیباترین مصاحبه های اخیرش است - ترجیح داد حدسها را به یقین تبدیل کند. و نمی دانم حدس من تا چه اندازه درست است که آیا سید حسن نصرالله هم فیروز را دوست دارد یا نه، اما من موضوع را چنین می بینم: نمی شود بین دو شخصت برجسته جامعه لبنان ارتباطی نباشد، دو اسطوره سرشار از غنای روح و اسرار عالم، ابداع و حضور و سحر و حیا؛ تمام آنچه فیروز از نمادهای عزت ملی و انسانی بر روی سن آواز سرداد، سید حسن نصرالله در صحنه عمل به واقعیت تبدیل کرد؛ فیروز به عنوان چراغ پرفروز فرهنگی و انسانی می تواند با اتکا به قدرت آزادی و محبتی که در ما بوجود آورده سکوتی سنگین از معناها اختیار کند، در حالیکه سید حسن نصر الله ناگزیر است به صحنه آمده و سخن بگوید.
اگر ضرورت مبارزه و التزامات سیاسی نبود تصور می کنم سید حسن نصرالله هم مانند فیروز ترجیح می داد سکوت اختیار کند و میگذاشت نیروی مقاومت در جان های ما بدون سخنرانی و خطبه به جوشش درآید. اما مجموعه سخنرانی های سید حسن نصرالله که شخص هنرمند و فرهیخته ای مثل زیاد رحبانی برای خودش آرشیو کرده نشان می دهد که در آن روح و رگه هایی از هنر وجود دارد که ما غرق شدگان در جریان روزانه ی سیاست آنرا نمی توانیم درک کنیم؛ چنین آرشیوی در نزد یکی از مفاخر فرهنگی ما، بی سبب و بی علت نیست. زمان هنری آن در آینده مشخص خواهد شد، اما چگونه و کی؟ دیگر جزو علم غیب است. اما برای فیروز و عاصی3 کار آسانتر به نظر می رسد: مثلا در تداخل زمانها و معناها در مقدمه ی موسیقیایی نمایش جبال الصوان4 سرودی برای مقاومین حزب الله سروده شده.
به زبان چپی های لبنان نقد کنایه آمیزی از تصویر میهن وجود دارد که فیروز آنرا خوانده ولی در آنچه، سید حسن نصرالله و مردانش آنرا به واقعیت رسانده اند، نشانه هایی اصیل از آن تصویر به چشم می خورد: «بَعْدا جْبال الصوَّان ... عمّ بتقاوِم/ زحف الزحف عليها/ وقع الويل عليها...»5، ولی این مقاوم نه زانو می زند نه فرار می کند و نه می ترسد.
خیزش فقط از طرف جنوب نبوده، هیچ وقت فقط جنوب به تنهایی نبوده، اما ائتلاف بین تل آویو و ریاض امروز آشکار شده، چیزی که ارتش اشغالگر به آن دست نیافت الان مردان تکفیری و تروریست آل سعود برای آن تلاش می کنند. هدف هم روشن است: ضربه زدن از پشت به امنیت مناطق حزب الله و امنیت پایگاه های آن و موسساتش با ترورها و بمب گذاریها. و نقشه سعودی اسرائیلی برای آنکه جای شکی برای کسی باقی نماند بصورت سریالی رو به افزایش است: خسته کردن مقاومت در داخل و مجبور ساختن آن به عقب نشینی، مجروح و به ستوه درآمده در لبنان و سوریه، تا مقدمه ای باشد برای خرد کردن آن با ماشین جنگی صهیونیستی.
بندر بن سلطان آماده ی انتقام تلمودی از شکست سال 2006 است، برای همین بهار عربی سیاه را باز کرد، راهی برای خلاص شدن از کوه های صوان سرکش از جنوب لبنان تا دمشق.  و سلاح موثرش اش نفرت است، همان شیطانی که از صدای ترانه های فیروز فرار می کند خصوصا وقتی محبت خشمناک باشد6.
سعودی جنگ نفرت را بر لبنان و سوریه - و عراق- آغاز کرده و هیچ نوع قید و بندی در مقابل کشتار عامدانه ی مردم بیگناه ندارد، مجرمینش را در جنگ های نظامی با ارتش سوریه از دست می دهد، برای همین بی هدف دو روستای محاصره شده در شمال را بمباران می کند که ساکنانش مردمان شیعه ی زحمتکش هستند. مرگ بیشتر برای دیگران: شیعیان دو روستای نبل و زهرا بعد از علویها و مسیحیان و درزیها - و سنی هایی که با تکفیری ها از نظر سیاسی مخالف هستند - از ریف لاذقیه تا محله های دمشق تا عدرا و علاوه بر همه ی اینها ضاحیه و جنوب لبنان.
فیروز و نصرالله؛ این جواب تابنده و فرهیخته به صحرای خشک وهابیت است: محبتِ مسلح، نفرت نمی ورزیم و مقاومت می کنیم! قلب هایی که کوه های صوان را بر شانه های زمان به دوش می کشند در مرداب تنفر غرق نخواهد شد، بلکه از کرامت غضبِ مبارز، تصمیم مقاومت فوران خواهد کرد در روح و فکر و قلم و هنر و سلاحش که نفرت نورزد، با قربانیان نجنگد، بلکه قلعه های تلمودی صهیو-وهابیت را درهم شکند و بشریت را آزاد کند: «يا ريت فييّ دوْر حرِّرْ هلعبيد»7. سرّ کوچکی که بعد از مصاحبه مطبوعاتی دیگر محرمانه نیست و زیاد از افشای می ترسد، شادمانی اکشتافش چنین می درخشد: غضب و نه نفرت، مقاومت و نه کشتار، برادری با مردم که دین یا مذهب یا نژادشان آنرا را غیرخودی قرار نمی دهد - برخلاف اتحاد سعودی صهیونی که آنها را ذبح می کند- بلکه برادرانه و همتا و هم میهن هایی آزاد.
فیروز و نصر الله. چیز جدیدی نیست، همان دست بند عروس8 است که با طلا و خون ساخته شده است، با وعده و اراده ... و برق آن را دیدیم و پیروزی آن را در میان قهر و درد و اشک چشیدیم، پیروزی آینده از قدس تا مکه تا انطاکیه... و دیگر سرزمینهای مشرق زمین.
1- خواننده لبنانی معروف. تلفظ آن با فیروز خودمان فرق دارد: Fayrooz
2- پسر بزرگ فیروز که خود موسیقیدان و هنرمند است.
3- خواننده لبنانی.
4- ترانه ای از فیروز.
5- بعد از کوه های صوان مقاومت می کنی- سینه خیز یورش می بری- پریشانی بر آن نازل شد...
6- اشاره به ترانه المحبّة که فیروز خوانده.
7- کاش مرا هم نقشی در آزاد سازی این بندگان بود.
8- ترانه ای دیگر از فیروز.
پ.ن1: مایل به ترجمه چنین متنی نبودم اما دوستی توصیه کرد و به نظرم رسید خوب است بدانید چرا خیلی از هنرمندان و خواننده ها و افراد مختلف مسلمان و غیر مسلمان به سید حسن عشق می ورزند.
پ.ن2: لینک ترانه ها را نمی گذارم به دلایل شخصی و دینی. حساس نشوید بروید دنبالشان!
پ.ن3: مطالبی که می نویسم یا مانند این متن ترجمه می کنم، گاه مورد استفاده خبرگزاریها قرار می گیرد. هرکس نفع مادی برایش داشت یک صلوات ما را شریک کند. ما بخیل نیستیم کپی رایت بزنیم!

۱ نظر:

مهشا گفت...

آقا موسی هم صدای فیروز و وجه حماسی اشعارش را دوست داشت. گفته اند که همزمان با سفر امام صدر به قاهره، فیروز هم در این شهر برنامه داشت؛‌اما امام نتوانسته بود شرکت کند و در عوض فیروز در هتل برنامه را برای امام اجرا کرده بود. و العهدة علی الراوی