۱۳۹۲/۰۹/۱۱

توافق جدید یا ترکمانچای جدید؟

توافق ایران و شش دولت غربی، در ایران و جهان بازتاب وسیعی داشت. موافقان و مخالفان و افرادی که با تردید به این توافقنامه می نگرند هرکدام دلایل خود را دارند. اما به نظر می رسد در لبنان، بازتاب مثبت و امیدوار کننده ای برای همه داشته است. از نبیه بری رییس مجلس لبنان که این توافقنامه را توافقنامه ی عصر حاضر نامیده بگیرید تا حزب الله که آنرا پیروزی بزرگ و درخشان عنوان کرده است. حتی گروه های دیگر هم از این اتفاق به نیکی یاد کرده اند و تنها، طرفداران سعودی هستند که از ناراحتی ارباب خود، ناراحتند.
اما در این میان نکاتی هست که باعث شده افراد در برابر این جریان دو دسته شوند. موافقان با توافقنامه که آنرا باب رحمتی در برابر مشکلات اقتصادی می دانند و مخالفان که آنرا قدم اول عقب نشینی در برابر دشمن و ترکمانچایی جدید می دانند.
مردم محرم اسرار نبودند؟
یکی از مواردی که مخالفان موافقتنامه آنرا مطرح می کنند ساز و کار انجام مذاکرات بصورت محرمانه بود. آیا رسانه های ایران اینقدر قدرت دارند که در صورت اطلاع یافتن از محتوای مذاکرات، آنرا به چالش بکشند و از مسیر منحرف کنند؟ در مقابل، آیا غربیها آنقدر صداقت و حفظ اسرار دارند که محتوا را دو دستی به اسراییل و رسانه ها تقدیم نکنند؟ بحثی که جای شک و شبهه زیادی دارد.
از این گذشته، چنین رویکردی نسبت به مردمی که دولت تدبیر و امید را انتخاب کرده اند اصلا مودبانه، صادقانه، دموکراتیک و جالب نیست. مردمی که دولت را انتخاب کردند محرم اسرار دولت نیستند؟ اصلا چه اسراری پشت پرده است؟
سخنان وزیر در مورد متن توافقنامه صداقت کافی را ندارد
متاسفانه سخنان وزیر خارجه و شعارهایش مبنی بر ایستادگی بر حقوق کشور و متوقف نشدن فعالیت های هسته ای و لغو تحریمها، در عمل و بر مبنای متن موافقتنامه اصلا حقیقت ندارد. از آنجا که خیلی ها در این مورد مطالبی نوشته اند دیگر به جزئیات این بحث نمی پردازم اما خلاصتا عرض کنم در اولین گام از عقب نشینی هایمان، اجازه زیاد کردن سانتریفیوژ یا ارتقای آن را نداریم، تحریم ها برداشته نشده و بعضا برخی تحریمهای جدید هم اعمال شده که ادعا می کنند مربوط به قبل است!!!
تفاوت توافقات پشت پرده و ظاهری
عالمان دنیای سیاست و روابط بین الملل بهتر می دانند که توافق یعنی چه و چگونه توافق با کوتاه آمدن در برخی موارد و گرفتن امتیاز در موارد دیگر بین دو کشور به دست می آید. فرض کنید اگر ما در توافقنامه با غرب، کلیه حقوق هسته ای خود را به دست می آوردیم یعنی از مواردی مثل حمایت از گروه های مقاومت، پشتیبانی عراق و سوریه، برخی معاملات بزرگ نفت و گاز و غیره دست کشیده بودیم. اما اگر از برخی حقوق هسته ای خود کوتاه آمده ایم قطعا منافع خود در خارج از کشور را باید محکم چسبیده باشیم. مثل حزب الله و سوریه. اگر غیر از این باشد می شود قرارداد ننگین و خائنانه. پس لطفا کسی که اطلاعات کاملی در موارد روی پرده و پشت پرده ندارد، مسئولان را به خیانت متهم نکند.  
پشت پرده چه گرفته ایم و چه داده ایم؟
رژیم اشغالگر قدس که سلطه عجیبی بر آمریکا دارد، خط قرمز آمریکا برای مذاکرات است. آمریکا در پشت پرده از ایران می خواهد که تضمین دهد، امنیت اسراییل حفظ شود. ایران هم در مقابل تضمین می خواهد که امنیت لبنان و سوریه حفظ شود. باید دید در پشت صحنه چه امتیازاتی داده ایم و چه امتیازاتی گرفته ایم. اگر مجموع امتیازاتی که گرفته ایم کمتر از واگذاری امتیاز ما باشد قطعا ضرر کرده ایم و به خون شهدا و زحمات مردم و دانشمندانمان خیانت کرده ایم. از آنجا که ایران و حزب الله پیوند بسیار عمیقی با هم دارند به نظر نمی رسد ایران، پشت حزب الله را خالی کرده باشد، برعکس، به نظر می رسد به نفع حزب الله، آمریکا را وادار به دست کشیدن از حمایت تکفیری ها کرده است. حمایت کامل و تمام قد و جدی روسیه از سوریه می تواند یکی از نشانه های اثبات این نظر باشد. ضمن اینکه پیشروی های هر روزه ارتش سوریه و محاصره تروریستها در قلمون با کمک حزب الله و ارتش لبنان، نشانه ی دیگری از موافقت آمریکا با نابودی تروریستهاست. آمریکا تابع نظام فکری خاصی است که طبق آن، دشمن عاقل و توافق پذیر را به دشمن نادان و بربر و وحشی ترجیح می دهد. بنابر این خودشان هم می دانند گروه های تروریستی مثل داعش اگر افسارشان (از دست سعودی) رها شود، خطرشان از حزب الله بیشتر است.
آیا اسراییل واقعا ناراحت است یا نقش بازی می کند؟
رژیم حرام زاده اسراییل همانند سرانش، بسیار مکار و فریبکار است. بارها در طول تاریخ حتی به آمریکا و هم پیمانانش حقه زده یا صدمه وارد کرده است. بنابر این صرف اینکه اسراییل در ظاهر و در رسانه ها با توافقنامه اظهار مخالفت کند، نشان دهنده آن نیست که توافقنامه، توافقنامه ی خوبی است و اسراییل از آن ناراحت است. احتمال زیادی دارد که فقط برای دلخوش کردن مردم به آبنبات چوبی ای که در مقابل دستبند طلایی (که ازشان دزدیده شده) به آنها داده شده، اقدام به ظاهر فریبی می کنند.
باید امیدوار بود و منتظر شد تا اثرات توافقنامه در اقتصاد و سیاست خارجی کشور بروز کند. گامهای دولت در این راه، تعیین کننده ی بقای آن است. اگر این دولت نتواند شعارهای امیدوارانه اش را به عمل برساند، قطعا ریاست جمهوری دوره دوازدهم را از دست خواهد داد. پس تدبیر دولت ضامن بقای آن است و بی تدبیری اش نه تنها شکست آن را به دنبال خواهد داشت، بلکه صدمات جبران ناپذیری به مردم، اقتصاد کشور، منافع کشور و روحیه و اعتماد مردم وارد می شود.

هیچ نظری موجود نیست: