۱۳۹۲/۰۹/۰۷

ایرانی ها کار را دو روزه تمام کردند؟

یکی از خوانندگان عزیز سوالی پرسیده بودند که قبلا در ذهن خودم آمده بود و شاید سوال خیلی از دوستان باشد. آیا قدرت نیروهای ایرانی از همه بیشتر است؟ ایران که حزب الله را بوجود آورده پس حتما خودش خیلی قویتر است و اگر ایرانی ها در سوریه بودند کار دو روزه تمام شده بود.
بررسی و مقایسه قدرت دو نیروی نظامی با یکدیگر خیلی مشکل است. چه برسد مقایسه کشور قدرتمندی مثل ایران با گروه مقاومت حزب الله یا ارتش کشور
سوریه. مقایسه در مقیاس کشورها به سبب وجود مولفه های دیگری مثل قدرت مانور سیاسی و اقتصادی و برگ برنده های پنهانی و آشکار آن کشور، بسیار سخت است. با این حال سعی می کنم عوامل مختلف و تاثیرگذاری که به نظرم می رسد ذکر کنم و قضاوت را به خودتان بسپارم.
مقایسه قدرت نظامی ایران و حزب الله یک اشتباه بزرگ
بله مقایسه قدرت این دو، اشتباهی بزرگ است. ایران کشوری است پهناور، که دارای حاکمیت و نظام و حمایت مردمی است. عمق استراتژیک زیاد، نیروهای منظم و با تجربه ارتش،  تجربه، توان و روحیه بالای سپاه پاسداران، تکنولوژی نظامی بومی پیشرفته و وجود فرماندهی واحد و یکپارچه و هوشمند از مولفه های قدرت نظامی ایران است که سالهاست طمع دشمنان در تجاوز به میهن اسلامی را در گلویشان خفه کرده است. اما حزب الله تنها یک گروه مقاومت است که در کشوری کوچک به مساحت استان تهران برای مقابله با تجاوزات دشمن متجاوز صهیونیستی تشکیل شد. هرچند اکنون حزب الله در مقیاس گروه های چریکی و پارتیزانی نمی گنجد و به اقرار تحلیلگران نظامی غربی، مشخصات یک ارتش منظم و توانمند را دارا است اما تنها یک گروه نظامی است و از حاکمیت و مملکت داری به دور است. برای همین برای بقای خودش در لبنان باید از دست تمام گروه های جاسوسی و اطلاعاتی داخلی و خارجی بگریزد.
حزب الله چگونه بوجود آمد؟
وقتی امام موسی صدر به لبنان رفت و وضع نابسامان کشور و بخصوص مناطق محروم جنوب را دید، بارها به دولت گوشزد کرد تا برای دفاع در برابر تجاوزات احتمالی دولت اشغالگر صهیونیستی اقدامات لازم را به کار بندد. بی توجهی دولت لبنان به این امر او را بر آن داشت تا برای دفاع از لبنان و خصوصا طایفه ی بی دفاع شیعه، شاخه نظامی تشکیل دهد. حرکت امل بعد از ربوده شدن امام موسی صدر مدتی از شور و حرکت سابقش کاسته شد و به خاطر برخی قضایای سیاسی و درگیر شدن در جنگ داخلی لبنان، به درخواست شیخ محمد مهدی شمس الدین و شیخ عبدالامیر قبلان جانشینان امام موسی صدر در مجلس اعلای شیعیان لبنان در جلسه ای که برای نجات ملی تشکیل شده بود شرکت کرد. این جلسه که از طرف ایران تحریم شده بود باعث شد سفیر ایران در سوریه که از او به عنوان پدر حزب الله یاد می کنند حکم به انحراف حرکت امل و رییس آن بدهد و زمینه برای تاسیس یک گروه مقاومت جدید توسط ایران فراهم شود. نیروهای سپاه پاسداران در بعلبک به هسته های مومن و مقاومی که از حرکت امل جدا شده بودند آموزش داد و به این شکل حزب الله شکل گرفت.
تفاوت نیروی نظامی ایرانی با نیروی حزب الله
نیروی نظامی ایرانی هرچند هم اکنون بسیار متفاوت از زمان جنگ تحمیلی است اما هنوز از دو نیروی عمده ارتش و سپاه تشکیل شده که هردو گروه، مشخصاتی از نیروهای نظامی را دارا هستند. رده بندی نیروها و تفاوت آموزش ها و تخصص ها در هر دو بسیار بالاست. اما یک نیروی حزب الله از نظر نظامی برای خودش یک افسر محسوب می شود و بسته به دوره های نظامی و تخصصی اش درجه اش بالاتر هم می رود. برای همین ممکن است توان یک نیروی خیلی جوان حزب الله از یک افسر و به مراتب از سرباز ایرانی بالاتر باشد.
تاکتیکها و استراتژی های نظامی مورد استفاده نیروهای ایرانی که مشخصات یک ارتش بزرگ را دارند، بسیار متفاوت از حزب الله است که بر اساس دسته های کوچک عملیات می کنند. هرچند سیاست و تاکتیکهای جدید ارتش و سپاه مشابه تاکتیکهای حزب الله، کوچک سازی شده است اما هنوز لشکرها و تیپ ها و گردان ها وجود دارند. این کوچک سازی شاید برگرفته از تجارب حزب الله بوده است. در اولین عملیات های حزب الله در بدو تاسیسش، عملیات مستقیما زیر نظر یک سپاهی با نام حاج داوود انجام می گرفت. از آنجا که وی بر اساس تجربه اش در جنگ تحمیلی برنامه ریزی و فرماندهی می کرد، تلفات حزب الله زیاد بود. مثلا ۴۰ نفر برای حمله به یک پایگاه اسراییلی یا لحدی انتخاب می شدند و با یک الله اکبر حمله آغاز می شد. قبل از رسیدن به پایگاه دشمن نیمی از نیروها زیر آتش دشمن متحمل تلفات می شدند و به دلیل شلوغی، کار از دست فرماندهان خارج می شد. در نهایت ۱۰ نفر سالم می ماندند که بقیه را عقب می آوردند. چنین تلفاتی برای حزب الله که در هر دهکده ای پنج شش جوان آموزش دیده داشت قابل تحمل نبود. لذا فرماندهی به افرادی مثل عماد مغنیه سپرده شد و خود سید عباس یا سید حسن مستقیما در اتاق عملیات به پیگیری مشغول بودند. از این به بعد می بینیم حزب الله با مثلا ۱۰ نفر به پایگاه دشمن نفوذ می کرد و قبل از آن که نگهبانان به تیربارها و تانکها برسند مثل عقاب بر سرشان فرود می آمدند. در این مرحله، تلفات حزب الله به شدت پایین آمد و تلفات دشمن بالا رفت.
تجهیزات انفرادی
ایران که در زمان جنگ و پس از آن از تحریم های خرد کننده ای رنج می برد امروزه توانسته تجهیزات ضروری خود را بومی سازی کند. هرچند ممکن است به کیفیت تجهیزات مدرن خارجی نباشد اما بومی بودن آن،‌ مزیت بزرگی در هر جنگ احتمالی در آینده به شمار می رود. در مقابل، حزب الله که از طرق مختلف توانسته بود تجهیزات مختلف آمریکایی و ناتو را برای خود تهیه کند، به خوبی از این تجهیزات استفاده کرده است. در جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ گاهی اسراییلی ها با گروهی برخورد می کردند که تا نزدیک شدن به سی متری آنها نمی فهمیدند تیم حزب الله است چون تجهیزات انفرادی و سلاح و لباسشان بسیار پیشرفته بود. مطمئنا در دست داشتن سلاح های عجیب و غریب مدرن، نتیجه بهتری به ارمغان می آورد تا در دست داشتن سلاحی که هر لحظه ممکن است گیر کند.
 
حزب الله لبنان نیرویی فراتر از شاگرد ایران
هرچند حزب الله لبنان توسط ایران تاسیس و آموزش داده شد اما به واسطه تفاوت خلق و خوی مردم لبنان با ایرانی ها و تجربه مداوم جنگ با اسراییل و جنگ های داخلی و جنگ با فلسطینی ها، به مرحله ای از تکامل رسیده که از خیلی جهات از نیروهای ویژه ایرانی شاید برتر باشد. اختفا و سری بودن نیروها، قدرت اطلاعاتی بالا و داشتن جاسوس حتی در ارتش دشمن، نداشتن پایگاه و مقر مشخص، زحمات شبانه روزی و پنهانی و آموزشهای مستمر و مرحله به مرحله، همه و همه از حزب الله نیرویی ساخته که واقعا بینظیر است. قدرت تغییر تاکتیک سریع، قدرت ارتباطی بالا، استفاده بی نظیر از پهپادها و جنگ الکترونیک، از مشخصه هایی است که برتری نیروی حزب الله را به نیروی ایرانی نشان می دهد.
مقایسه با ارتش سوریه
ارتش سوریه که تنها ارتش عربی است که هنوز خود را با اسراییل در جنگ می داند، تجارب زیادی در جنگ اعراب و اسراییل و پاسداری صلح در لبنان دارد. اگر عقب نشینی و آتش بس یکطرفه و غیر مترقبه مصر نبود، ارتش سوریه قطعا نتایج دیگری را رقم می زد. با آتش بس یکجانبه مصر و چند ماه مقاومت در برابر اسراییل، سوریه نتوانست به تنهایی به پیروزی در صحنه نبرد دست یابد. سوریه که جزو کشورهای بلوک شرق محسوب می شد امروز تنها کشوری است که روسیه در آن حضور پررنگ نظامی و لجستیکی دارد. بنا به گفته نیروهای مدافع حرم در سوریه، ارتش سوریه سلاح های روسی نو و بسیار خوبی در اختیار دارد، هرچند روسها بازهم طبق معمول نامردی کرده اند و در برخی سلاح های استراتژیک، برخی سیستم ها را دانگرید (تضعیف) کرده اند یا مثلا رادار آن را نداده اند. ارتش پهلوان سوریه که روحیه پهلوانی سوریه ای ها در آن بسیار بارز است، تنها با جنگ داخلی و توسط خود سوریه ای ها قابل نابودی بود. برای همین فتنه شام برای نابودی ارتش قدرتمند سوریه به عنوان حامی مقاومت کلید خورد. اما حضور و کمک دوستان سوریه از یک طرف و جنایات وحشی های تکفیری خارجی از طرف دیگر باعث شد نقشه بر وفق مراد آتش افروزان نباشد و جبهه مقاومت همانطور که رهبر انقلاب پیش بینی کردند قوی تر از گذشته در حال پیروزی است.
ارتش سوریه در مقایسه با ارتش ایران ارتشی است که تجربه جنگ مستقیم با اسراییل را دارد و توسط روسیه به سلاح های بسیار پیشرفته مجهز شده است. هرچند روزگاری ایرانی ها در سوریه آموزش موشکی می دیدند اما به لطف زحمات مهندسان ایرانی، امروز نیروهای مسلح ایران از موشکهای مختلف ساخت داخل بهره می برند.
آیا اگر ایران به جنگ تروریستها می رفت دو روزه کار تمام بود؟
مشکل جنگ سوریه در حمله ی تروریستهای خارجی است که نظم و استراتژی کلاسیک ندارند و تجربه و تاکتیک های زیادی را از مقاومت عراق و فلسطین و افغانستان به ارث برده اند. مساحت وسیع و طبیعت متفاوت سوریه، دو امری است که نیروهای ایرانی را در صورت ورود به سوریه دچار مشکل می کند. هرچند ارتش ایران تجربه موفق سرکوب مخالفان در ظفار عمان را دارد و از این نظر از آمریکا که در افغانستان شکست خورد جلوتر است اما سوریه ظفار نیست و ارتش امروز ایران هم ارتش شاهنشاهی نیست که دائما پل هوایی انتقال نیرو و سلاح و پشتیبانی هوایی قوی داشته باشد و سکوت کشورهای همسایه در قبال اقدامات آن. دیگر تامکت ها به جوانی گذشته نیستند و موشکهای داخلی جایگزین آمریکایی شده.
تروریستها در سوریه نیرویی کاملا عجیب و غریب هستند و وقتی با صدای بلند فریاد الله و اکبر می کشند و مانند زامبی جلو می آیند هر کسی جا می خورد و ته دلش خالی می شود. تک تیراندازهای خونسرد و بیرحمشان بسیاری از ارتش سوریه و حزب الله و مردم بی گناه را به شهادت رسانده اند. نیروهای ایرانی به غیر از معرکه کردستان، تجربه جنگ خیابانی را ندارند. برای همین بهتر است کار به لبنانی ها که سالها تجربه جنگ شهری داشته اند واگذار شود.

۷ نظر:

ناشناس گفت...

آقای عزیز من نمی دونم که به نظر شما سلاحهای ایرانی گیر میکند یعنی چه ولی می دونم که سلاحهای ایرانی خصوصا سلاحهای انفرادی در سطح سلاحهای پیشرفته جهان هستند این را در جنک علیه غزه می تونید ببینید که دوش پرتاپ های ایران جنگنده های اسرئیلی را سرنگون می کند در ضمن این یک سیاست در زمینه صادرات تسلیحات هست که سلاح های درجه دو به کشورهای دیگر صادر می شودو بعد از آزمایشات در میدان نبرد عیوب برطرف ومحصول درجه یک در اختیار خوده ارتش آن کشور قرار می گیرد

انوریوسفی گفت...

واقعن کارشناسی خوبی بود.بنظر خودم اولن باید ماهدف نیروهای مسلح روکه بازترکنیم واحساسی برخوردنکنیم واموزشهای قویتری رو ارایه بدیم.وبخصوص دررتبه سربازی واقعن اگه بادیدباز نگاه کنیم اصلن ضعیفیم.وجای کارنفس گیروداره

انوریوسفی گفت...

بایدالگوی اموزشی حزب الله روپیاده کنیم.اصلن یه انتقادی باید بکنم که ازجنگ سوریه بخوبی استفاده نمیکنیم.بهترین مکان برای ارتقانظرات وتفکرات دکترین نظامی جمهوری اسلامی مان است

انوریوسفی گفت...

بایدفرماندهان جوان روبرای چشیدن مزی جنگ واقعی بفرستن.نه اینکه باتجربهارو.ازین لحاظ که قدرت وتوان تجربی اونار دود میکنیم.واین به ضرل ماست

انوریوسفی گفت...

همانطورکه روسیه هواپیما وسلاحاشوازمایش میکنه.ایران هم میتونه تواین زمینه فعال باشه.پس توخواب روسها وارد نشیم چون هرچی باشه اونادشمنن.ومناطق زیادی ازایران رو جداکردن.فقط استقلال ایران.خودکفایی باعمل نه شعار

انوریوسفی گفت...

شرمنده شماییم

mood kerbes گفت...

شرمنده چرا؟ دشمنتون شرمنده