۱۳۹۲/۰۸/۲۰

شیعیان اهل بیت در لبنان و ایران

گاهی آنقدر ایرانی بودن برایمان مهم می شود که ناخودآگاه سعی می کنیم تمام افتخارات را به نام خود ثبت کنیم. هرچند دیگران هم بسیاری از افتخارات و مفاخر ایرانی را به نام خود مصادره کرده اند.
در پی نظر یکی از کاربران عزیز پیرامون تشیع در ایران و لبنان به نظرم رسید در این موضوع تحقیق کنم و صحت اطلاعات خودم را بررسی کنم. اطلاعات قبلی من این بود که علمای شیعه لبنان موجب نشر تشیع در ایران شدند و تشیع در لبنان سابقه طولانی تری از ایران دارد؛ حکومتی نیست و همیشه مورد ظلم و تجاوز دیگر طوایف بوده و در این شرایط دین خود را حفظ کرده است. منبع اصلی آن جناب ابوذر بوده و در زمان قیام امام حسین علیه السلام و عبور کاروان اسرا از لبنان به سوی شام، مردم لبنان با انوار خاندان اهل بیت آشنا شده بودند.
هرچند موضوع شیعه و جدا سازی تشیع و تسنن در میان مسلمانان، بین دانشمندان و مورخان جای اختلاف دارد اما بر اساس وقایع تاریخی می توان نتیجه گیری لازم را انجام داد.
آنچه معروف است این است که تشیع در ایران در عهد صفوی فراگیر شد و شاید اجباری شد! اما در لبنان تشیع به عصر تبعید جناب اباذر غفاری از اصحاب بزرگ پیامبر بر می گردد. با هم بر اساس منابع تاریخی موضوع را بررسی می کنیم.
باید اذعان کرد تشیع در ایران به قبل از عهد صفوی بر می گردد. چرا که شاه اسماعيل يک جوان 14 ساله بود و نمي‏توان پذيرفت که وي بدون حمايت شيعيان به قدرت رسيده باشد. زيرا منطقي نيست که حاميان وي از سني‏ها باشند و عليه مذهب خود، شاه اسماعيل را به نفع مذهب تشيع حمايت کنند. بنابراين، در ايران آن زمان شيعيان زيادي وجود داشته‏ اند که صفويه به اتکاي آنان توانسته ‏اند قدرتي تشکيل دهند و در برابر عثماني که يک امپراتوري پر قدرت مدعي سني بود، بايستند و مقابله کنند و در نهايت حکومت تشکيل دهند.
ضمنا در تاريخ ثابت نشده است که صفويه با زور شمشير شيعه را در ايران به وجود آورده باشند. (البته به صورت جزيي و موردي، اهل سنت مورد آزار صفويان واقع مي‏ شدند، چنانکه شيعيان مورد آزار عثماني‏ها قرار مي ‏گرفتند. روشن است که عمل هر دو حکومت نادرست و غيراسلامي بوده است)
بايد بپذيريم که استقرار و نفوذ يک مذهب در ميان يک قوم، امري نه دفعي بلکه به صورت تدريجي است. ما نبايد به دنبال تاريخ خاص و معيني باشيم. به نظر مي‏رسد از زماني که اولين ايراني به تشيع گرايش يافته تا زماني که تشيع در ايران فراگير شد و اکثريت ايرانيان را شيعيان تشکيل دادند، حدود 10 قرن به طول انجاميده باشد.
اتفاقاتي که طي 10 قرن اوليه اسلام در ايران به وقوع پيوست باعث فراگيري تشيع در ايران شد که به اجمال مي ‏توان آنها را اینگونه مرور کرد:
1- نخست آنکه «جناب سلمان» صحابه با وفاي پيامبر و اهل بيت، فردي ايراني و شيعي بود. در يمن نيز ايرانياني وجود داشتند که متمايل به سمت اهل بيت بودند. يمن توسط حضرت علي (ع) و در زمان حيات رسول اکرم (ص) به اسلام ایمان آورد و اهل یمن از همان زمان با حضرت علي (ع) آشنا شدند؛ در حالی که ساحل خليج فارس تا يمن تحت نفوذ ايران بود.
2- در دوره خليفه دوم، وي تبعیض‏هایي بين عرب و عجم قائل شد که موجب آزردگي خاطر ايرانيان گردید. پس از کشته شدن خليفه دوم به دست یک ایرانی، فرزند وي چند تن از ايرانيان موجود در مدينه را به قتل رساند. اما وقتي حضرت علي(ع) به حکومت رسید اعلام کرد که بين عرب و عجم تفاوتي نيست و عرب هيچ گونه فضلي بر عجم ندارد و اين باعث شد تا ايرانيان به حضرت علي(ع) گرايش پيدا کنند. همچنانکه «امام زین العابدین(ع)» با خریدن و آزاد کردن تعداد زیادی از بردگان و بندگان غیر عرب، جمعیت زیادی از موالیان در مدینه ایجاد کرد که محب اهل بیت(ع) بودند.
3- پس از شهادت حسين بن علي(ع) ايرانيان متوجه شدند از اسلام دو قرائت وجود دارد: اسلام يزيدي و اسلام حسيني. بني اميه با آن سابقه ظلم‏ها و اعمال تبعيض‏ها نمي‏ توانست در قلوب ايرانيان جايي داشته باشد و به صورت طبيعي ايرانيان به سوي امام حسين(ع) و اهل بیت(ع) گرايش پيدا کردند و بعدها در سقوط بني اميه بيشترين کمک‏ها را نمودند. زيرا بني عباس با شعار حمايت از آل محمد (ص) قيام کردند. اما بعد معلوم شد که اين جريان نيز با جريان اهل بيت فاصله دارد.
4- در طول تاریخ، برخي از شاگردان امام جعفر صادق و ساير ائمه ـ عليهم السلام ـ در ايران حضور يافتند و به طور گسترده مکتب اهل بيت(ع) را تبليغ کرده و ايرانيان را به مذهب آنان دعوت مي‏ کردند.
5- حضور حضرت امام رضا(ع) در خراسان عامل مهم ديگري است. يکي از دلايلي که «مأمون» مي‏ خواست امام رضا(ع) را وليعهد کند، مقابله با عرب‏ هایي بود که از برادرش «امين» حمايت مي‏ کردند. تحليل وي اين بود که با ولايت عهدي امام رضا(ع) هم ايرانيان شيعي را به سوي خود جذب خواهد کرد و هم شيعيان عرب؛ و اين باعث تقويت قدرت وي و ضعف امين خواهد شد.
6- بسیاری از امام زادگان از ظلم «منصور دوانيقي» و دیگر خلفای ستمگر به ايران آمدند و پراکندگي آنان در سراسر ايران عامل ديگري در گسترش تشيع در ايران بود. همانطور که حضور «حضرت معصومه(س)» در قم، «حضرت شاه چراغ(ع)» در شيراز و «حضرت عبدالعظیم(ع)» در ری، از دلايل مهم روي آوري مردم ايران به سمت تشيع است.
7- در عصر سلاطین شیعه‏ ی آل‏بويه موجبات تبليغ مکتب اهل بیت(ع) بیش از پیش فراهم شد و کتب مهم شيعي مثل تهذيب، استبصار، کافي و من لايحضره الفقيه در اين زمان تأليف شد. بزرگاني چون شيخ صدوق، شيخ مفيد، شيخ طوسي، سيد مرتضي و سيد رضي توانستند در این عصر اسلام شيعي را به مردم معرفي نمايند.
8-  در دوره ايلخانان، حضور علامه حلي به مدت 10 سال در ايران و آزادي وي در بيان احکام و مهارت او در فقه و کلام و نيز تلاش‏هاي «خواجه نصير الدين طوسي» عامل ديگري در اين زمينه است.
9- حلقه آخر اين جريان تاسيس دولت صفويه و اعلام تشيع به عنوان مذهب رسمي و حضور و دعوت از علماي شيعه از سراسر جهان اسلام است. اين همه سبب شد تا بالاخره در عصر صفويه پس از طي 10 قرن، اسلام شيعي در ايران گسترش يابد و به صورت يک مکتب و مذهب فراگير در اين کشور معرفي شود.
پس از شكست هراكليوس فرمانده رومى در زمان دومين خليفه مسلمانان، سپاهيان اسلام اين منطقه را به تصرف خويش در آوردند و بدين ترتيب سرزمين شام (فلسطين، لبنان و سوريه) تحت حكومت اسلام قرار گرفت. در زمان عثمان، يكى از بزرگترين اصحاب رسول اكرم(ص) يعنى ابوذر غفارى به اين سرزمين تبعيد شد، او لحظه اى در شام آرامش نداشت و نمى توانست تحمل كند كه خلفاى حاكم به نام اسلام بر عليه قرآن و سنت نبوى حركت مى كنند لذا ابوذر خشمگين مى غريد و بر رفتار و اعمال آنان اعتراض مى كرد و خلافكاریهاى كارگزاران عثمان را براى مردم افشا مى نمود. البته دليل اصلى تبعيد ابوذر از مدينه به شام انتقادهاى شديداللحن او بر شيوه حكومتى عثمان به خاطر فاصله گرفتن وى از موازين اسلامى و سيره خاتم رسولان بود. وقتى به شام هم رفت مشاهده كرد معاويه (والى و نماينده ی عثمان)، اين جرثومه فساد، شهوت و نفاق و هواپرستى به عنوان فرمانرواى مسلمانان بر مردم ستم مى كند و با نيرنگ و تزوير و خيانت در تحكيم پايه هاى حكومت خويش مى كوشد. ابوذر لحظه اى از اوضاع خود را غافل نگه نمى داشت و همواره امر به معروف و نهى از منكر مى نمود و با زبان گويا و رسايش مردم خفته در خواب غفلت را بيدار مى كرد. معاويه كه نتوانست از راه تهديد و تطميع و نقشه هاى خام خود ابوذر مومن و وارسته را خاموش كند، وى را به جنوب لبنان (جبل عامل) تبعيد كرد. او هم هر كجا كه مى رفت، منادى فضائل دودمان پيامبر بود (مجالس المومنين, قاضى نورالله شوشترى, ج 1, ص 217 به بعد - تنقيح المقال, علامه ممقانى, ص 200 به بعد. تاريخ يعقوبى, ج2, ص 140 - الغدير, علامه امينى, ج8, ص 292 - 300 و نيز مراجعه كنيد به كتاب ابوذر الغفارى, علامه سيد محسن امين جبل عاملى).
بسیاری از منابع تاریخی، جناب ابوذر را مصدر تشیع منطقه لبنان و سوریه می دانند (تاريخ الشيعة 149- حلب و التشيع17) - (السيد محسن الامين : خطط جبل عامل، ص 65-66).
نتیجه
تشیع در هر دو کشور بواسطه انوار الهی خاندان نبوت منتشر شد. هرچند شاید در لبنان از لحاظ زمانی کمی جلوتر بود یا نزدیکی بیشتری به اهل بیت و وقایع تاریخی آنان مانند عبور کاروان اسرا داشت. اما در ایران کوششها و کمکهای علمای لبنانی الاصل در تبلیغ تشیع و سازماندهی آن از طریق حکومت صفوی غیر قابل انکار است.
انقلاب اسلامی ایران هم یکی از مهم ترین نقاط تاریخی در این زمینه است. بطوریکه مسلمانان زیادی تازه بعد از انقلاب بزرگ ایران با تشیع آشنا شدند و در این باره تحقیق کردند و شیعه شدند. ضمن آنکه انقلاب ایران دوباره حامی بزرگی برای شیعیان در دنیا بوجود آورد که باعث دلگرمی و الگو گیری آنان است.
امیدوارم همه ی ما در راه اهل بیت علیهم السلام باشیم و الگوی مناسبی برای دیگران ارائه دهیم.

هیچ نظری موجود نیست: