۱۳۹۲/۰۷/۲۶

عید قربان، مسلمانان، سلفی ها، آمریکا

عید قربان در کشورهای عربی و از جمله لبنان یکی از اعیاد بزرگ است و همانطور که ما برای عید نوروز لباس نو می پوشیم و به دیدن بزرگتر ها می رویم، در لبنان هم مردم حتما با لباس عید، به دیدن یکدیگر، خصوصا بزرگترها رفته و شیرینی مخصوص عید می خورند. آنها که دستشان به دهنشان می رسد برای ناهار عید، کباب درست می کنند.
بچه ها حتما ترقه و فشفشه می خرند و تفنگ های پلاستیکی که گلوله پلاستیکی شلیک می کند و به یکدیگر شلیک می کنند! خلاصه به همه خوش می گذرد، خصوصا با سه روز تعطیلی رسمی که امسال برای بچه مدرسه ای ها تبدیل شد به یک هفته! علاوه بر آن، بزرگان فامیل به بچه ها عیدی می دهند و بچه ها حسابی کیف می کنند. غیر مسلمانها هم در عید شریکند و به کافه بارها و رستورانهایی می روند که خوانندگان و رقاصه ها در آنها به مناسبت عید برنامه برگزار می کنند!!! البته برخی مسلمانها هم در این مراسم ها شرکت می کنند!
نماز عید در اماکن مختلف برگزار می شود و هر طایفه ای برای خودش برنامه نماز و سخنرانی دارد. بعد از نماز و در طول روز عید، روحانیون سرشناس، خصوصا آنها که سمت و منصبی دارند ناگزیر پذیرای روحانیون و طلابی می شوند که برای شیرینی خوری و تبریک عید به نزد آنها می روند و البته انتظار عیدی هم دارند.
دیروز منزل شیخ ابو محمود، یک روحانی حزب الله بودم. شیخی برای تبریک عید به نزد او آمد و بعد از تبریک و احوال پرسی برای آنکه سر سخن را باز کند گفت: حاج آقا، ضاحیه خیلی وضع خراب شده. همه چیز ریخته به هم. همه جا رو زنجیر کشیدن و جای پارک نیست. آدم نمی تواند از ماشین پیاده شود تا از مغازه چیزی تهیه کند.
شیخ ابو محمود گفت: اصلا باید اینطوری بشود. خیلی هم خوب است. بلکه مردم مجبور شوند از حمل و نقل عمومی استفاده کنند و ترافیک و شلوغی کم شود. همه جای دنیا همینطور است. نمی شود هر کسی برای خرید یک سیگار یا سطل ماست ماشین شخصی اش را راه بیاندازد و برود از دکان خرید کند. این کاری است که باید از قبل انجام می شد و حالا به خاطر شرایط امنیتی مجبور شده اند اجرا کنند. انشالله خیر است.
شیخ گفت: بله حاج آقا، درست می فرمایید. این تکفیری ها می خواستند لبنان هم مثل عراق بشود. خدا ما رو حفظ کنه.
شیخ ابومحمود گفت: الان عراق مگر چه مشکلی دارد؟ الان عراق در بهترین وضع است. این انفجارهایی که هر روز هست در مقابل آنچه به دست آورده ایم هیچ است. کل مملکت را به دست آورده ایم، برای چنین امری فداکاری لازم است. اینها هزینه ی فداکاری است.
باز شیخ گفت: خب بله، اما الان سلفی ها در کل منطقه بر علیه ما قیام کرده اند و هر جا دستشان به ما برسد قصد نابودی ما را دارند. وضع بدی شده. خطر تکفیری ها از خطر صهیونیسم بالاتر است!
شیخ ابو محمود گفت: نه، تکفیری ها خطری ندارند، سلفی های تکفیری تعدادشان خیلی کم است. اما چون جنایاتشان وحشتناک است سر و صدای آن زیاد است وگرنه در میان سنی ها تعداد خیلی خیلی کمی هستند که سلفی تکفیری باشند. اصلا این سلفیگری تکفیری در خاورمیانه درست شد. در حالیکه در بزرگترین کشورهای اسلامی تا به حال سلفیگری تکفیری نداشتیم.
مثلا اندونزی بیش از دویست میلیون مسلمان دارد، هند بالای 170 میلیون مسلمان، بنگلادش بالای 140 میلیون مسلمان ، مصر 80 میلیون مسلمان دارد. در این کشورها سلفی تکفیری نداشتیم. در طول تاریخ در مصر جنگ داخلی نداشتیم. این سلفی گری از مصر نیست. وارداتی و مصنوعی است. ضمن اینکه تکفیری ها حتی در میان سنی ها هم جایگاهی ندارند. قبل از ورود حزب الله به القصیر، مفتی های آنها گفتند اگر شیعه وارد القصیر بشه ما اعلان جهاد می کنیم، ما دنیا را بر سر شیعیان خراب می کنیم، همه شان را در هر جای دنیا نابود می کنیم و فلان و بهمان. حزب الله وارد شد، پیروز هم شد، هیچ کاری نتوانستند بکنند! هیچ اتفاقی نیفتاد. اینها حرفشان خریدار ندارد.
اینهمه اعلان جهاد کردند، چند ده هزار نفر کلا به سوریه رفتند. جنگ سوریه نشان داد اینها افرادی تو خالی هستند، از همه جهت. نه چیزی بلد هستند نه نقشه ای دارند، دشمنان از حماقتشان استفاده کرده اند تا ما را به چالش بکشند، اما وقتی دیدند که این جماعت نادان بدردشان نمی خورند و دارند خطری برای خودشان می شوند، ولشان کرده اند. الان گروه های مختلف تکفیری، خودشان دارند با هم می جنگند. چون دشمنان دیگر به آنها احتیاج ندارند. خطر اصلی خطر اسراییل و نظام سلطه جهانی است. آنها ثروت کشورهای اسلامی را می خواهند به تاراج ببرند و انتظار دارند کسی حرفی نزند. الان وضع اقتصاد آمریکا خراب است. کتابخانه ها و موسسات عمومی بسته است چون پول ندارند بدهند به کارمندانشان.
شیخ گفت: بله حاج آقا درسته. پس برای همین حمله اش به منطقه رو فعلا عقب انداخته. وضع اقتصادیشون خیلی خراب شده.
شیخ ابو محمود گفت: عقب انداخته؟! ضربه ای که خوردن قبل از شروع حمله شون، باعث لغو حمله شد. سالها بعد که اطلاعات محرمانه از طبقه بندی درآمد تازه خواهید فهمید که جبهه مقاومت چه کار کرده بوده با آمریکا که نتونستن حمله کنند.
بعد از این صحبتها شیخ ابومحمود بلند شد رفت و عیدی ای برای شیخِ نگران آورد و شیخ خوشحال و امیدوار خداحافظی کرد و رفت.

هیچ نظری موجود نیست: