۱۳۹۲/۰۶/۱۸

نه دمشق نه تهران!

سفارت امریکا به شهروندانش تا سه شنبه مهلت داده تا از لبنان خارج شوند.
یک کشتی جنگی بریتانیایی در بندری در ترکیه لنگر انداخت.
سفیر سابق لبنان در واشنگتن: اوباما نیازی به جلب نظر کنگره برای حمله به سوریه ندارد.
نماینده لبنانی حامی مقاومت: جواب اولین گلوله ای که به سوریه شلیک شود، ۵۰۰ موشک به تل آویو است.
مخالفین سوری: با شروع حمله ي آمریکا نظام اسد از هم خواهد پاشید!
عبدالحلیم خدام: با پنج موشک اول آمریکا، اسد کشته خواهد شد.
ترکیه نیروهای خودش در مرز با سوریه را تقویت کرد.
مرکل: درست نیست دولتی از اتحادیه اروپا بدون اجازه اتحادیه بر ضد سوریه وارد عمل شود.
....
اینها گوشه ای از اخبار دیروز در لبنان بود. با بالا رفتن حجم تهدیدات، و افزایش تحرکات نیروهای مقاومت و نیروهای دشمن، تصور جنگ و ویرانی برای لبنانی هایی که سالهاست مورد تجاوز جنگ طلبان قرار گرفته اند، یادآور خاطره های تلخ و خرابی ها و ویرانی ها است. همه ی آنها که جنگ 33 روزه را تجربه کرده اند از صدای بمب ها و موشکهای دشمن و گریه ها و ناله های کودکانِ ترسیده و هراسیده، و درماندگی ناشی از تفاوت بالای تکنولوژی تهاجمی دشمن با تکنولوژی دفاعی مدافعان میهن، در رنج و نگرانی اند. هیچ کس دوست ندارد دوباره جنگی رخ دهد. خصوصا آنکه این بار دیگر جایی برای فرار نیست؛ نه سوریه ای برای پناهنده شدن هست نه آغوش باز خانواده های مسیحی و درزی و سنی شمال لبنان. این بار از یک طرف باید نه با اسراییلِ کوچک، که با موشکهای مرگبار آمریکا طرف بود و از طرف دیگر با کارد هموطنانی که شیعیان را مایه ی جنگ و دردسر لبنان می دانند. حتی برخی از مردم وقتی می فهمند ایرانی هستم می گویند همه ی این مشکلات به خاطر ایران است. ما داریم برای ایران فدا می شویم. خیلی ها این را با افتخار می گویند و عده ای هم با نارضایتی.
از طرف دیگر، نیروهای حزب الله منتظر تحرکات و تصمیم ایران هستند. حتما سران بلندپایه خبرهایی دارند اما نیروهای معمولی هنوز دستور خاصی دریافت نکرده اند. برخلاف اظهارات روزنامه های دروغ پرداز کویت و سعودی مبنی بر ارسال ده هزار نیروی جدید به سوریه، حتی برخی نیروهایی که ماموریتشان تمام شده به لبنان برگشته اند. مردم نگرانند که در صورت حمله آمریکا به سوریه، حزب الله در پاسخ به این حمله، بر ضد اسراییل حرکتی انجام دهد و لبنان هم مورد هجوم بی امان قرار بگیرد. از طرف دیگر در ایران، هر کسی می خواهد برگ برنده ای رو کند، می گوید بله در جواب آمریکا، حزب الله اسراییل را موشک باران خواهد کرد! عجیب است که حمله به لبنان و سوریه به خاطر ما انجام شده ولی تاوانش رو اونها باید بپردازند و تازه وقتی مبلغی برای بازسازی و جبران خسارات هزینه می شود، داد یک عده مفت خور در می آید که چرا به لبنان کمک می کنیم؟! اصلا اسراییل با ما هم مرز شود چه می شود!؟
امام موسی صدر بسیار حکیمانه فرمود که اسرائیل شر مطلق است. وجود اسراییل سبب تمام این مشکلات است. برخی لبنانی های مخالف حزب الله، ایران را عَلَم کرده اند و سر هر مشکلی می گویند تقصیر ایران است! تقصیر ایران و حزب الله است که فلان مشکل پیش آمد! خب قبل از انقلاب اسلامی در ایران، و اساسا قبل از تاسیس هرگونه حرکت مقاومت در منطقه، باز هم مشکلات تقصیر ایران بود؟! مشکلاتی که همان موقع هم وجود داشت و پایه و منشا آن اسراییل بود.
پس برای رفع مشکلات باید غده سرطانی منطقه جراحی شود. اما آیا ایران که در این سالها اسیر مصلحت طلبی های حزبی و سیاسی و جناحی و روابط پشت پرده شده، حاضر است در این جنگ مایه بگذارد و غیر از ارسال سلاح و آموزش و راهنمایی، خود نیز مستقیم وارد درگیری شود؟ آیا قدرت طلبان و سبزها و اعتدالیون و قاعدین زمان و منفعت طلبان و سرمایه داران، و عافیت طلبان و زمین خوارانِ امروز، اجازه خواهند داد تا نیروهای مخلصی که سالها آرزوی جنگ با دشمن را داشتند دست به حرکتی بزنند که صلاح نهایی همه در آن است؟ برآورد بنده این است که ایران با توجه به جبهه ی پراکنده و متشتت و بی ثبات داخلی، هیچ گونه حرکت عملی از داخل کشور نخواهد داشت. ضمن اینکه در پیشگویی هایی که قبلا انجام شده ذکر شده که در ایران جنگ نخواهد شد اما قحطی خواهد آمد1. پس خود را برای قحطی آماده کنید.
با این اوضاع و با منطق بعضی ها، لبنانی ها حق دارند بگویند نه دمشق نه طهران جانم فدای لبنان!
1- فردی قبل از انقلاب و قبل از شروع حرکتهای ضدشاه، پیش بینی کرده بود که روحانیون حکومت شاه را سرنگون کرده و حکومتی اسلامی تشکیل می دهند. بعد از آن چند سال جنگ خواهد بود و بعد از آن سالهای رفاه و فراوانی نعمت. سپس دور تا دور ایران را آتش جنگ فرا خواهد گرفت و آنگاه ظهور نزدیک می شود. ایران در آن زمان دچار قحطی خواهد شد.
پ.ن: شاید دوستانی اعتراض کنند که چرا لبنانی ها چنین دیدگاهی دارند. عرض کنم اولا دیدگاه همه چنین نیست، دوما تقصیر من نیست! عملکرد کشور خودمان چنین بازخوردی داشته. سوما باید واقعیت ها را پذیرفت.

هیچ نظری موجود نیست: