۱۳۹۲/۰۳/۰۳

من به علی می بالم و مولا به نبی

سلام و درود بر تمام دوستان و آشنایان و اقوام و خوانندگان.
میلاد برادرِ محمد مصطفی، شیر خدا، فاتح قلعه ها، نابودگر دشمنان خدا، وارث نبی خدا، قسیم بهشت و دوزخ، امیرالمومنین و مولای ما شیعه ها, علي ابن ابيطالب عيه السلام بر تمام دوستداران پیامبر و خاندان پاکش مبارک باد.
علی آن شیرمردی است که از بهشت و از جانب خدا برای او هدیه آمد. بلی، هدیه ای که تنها برازنده ی او بود، چرا که او برترین مدافع راستین محمد (ص) بود و هیچگاه ذره ای شک و تردید و عقب نشینی به خود راه نداد. این هدیه کوثر نبود. کوثر هدیه ی پیامبر بود. انا اعطیناک الکوثر. فاطمه سلام الله علیها هدیه ای به پیامبر بود تا تنهاییِ او را همراه و غمخوار باشد. آن ام ابیها که با وجود سن کم اش، بارِ غمهای رسول را سبک می کرد و با وجودش یادآور لطف و مرحمت خدا بود.
علی (ع) تنها صحابی و یار پیامبر است که از آسمان هدیه ای گرفت. آن هدیه ذوالفقار بود. بلی، ذوالفقار علی همراه با ندايي از آسمان نازل شد و پیروزی و نصرت را به دست پر صلابت علی برای مسلمین به ارمغان آورد. لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار. این هدیه و این جمله که همگان آنرا از فرشتگان آسمان شنیدند حتی از دشمنان و مخالفان علی هم نقل شده. پس به خود می بالیم که مولایمان علی است و از میان هفتاد و دو ملتی که بعد از رسول گمراه می شوند، ما پیرو کسی هستیم که رسول خدا گفت همیشه حق با اوست و او با حق است.
برخی خیال می کنند سخن گفتن از فضایل بیشمار علی علیه الاسلام باعث تفرقه بین مسلمین است. آنانی که از شنیدن فضایلِ برادرِ محمد (ص)، یار و صحابی نزدیک نبی، تربیت یافته ی دست امین مکه، داماد پیامبر اعظم و تنها کفو برترین زن عالم، رو ترش می کنند همان بهتر که دور شوند و با آنان وحدتی نداشته باشیم. علی و اولادش اشخاصی هستند که بی دین و مسیحی و مسلمان و عالم و جاهل و پیر و جوان عاشق رفتار و گفتار و منطقشان می شدند. نمونه ی کوچکش را در عضر حاضر می توان دید؛ امام موسی صدر. او که از نسل علی بود، سیمای علوی و هیبت حیدری داشت، و توانست برای همه ی اقوام و مردم لبنان سخن از علی بگوید. بی هیچ تحریف و خودداری و کوتاه آمدن از حق.

علی بن ابی‌طالب(ع) هیچ‌گاه نگفت من کسی هستم که در کعبه زاده شده‌ام. ولی در خطبۀ شقشقیه فرمود: «لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلانٌ وَإِنَّهُ لَیَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّی مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ وَلا یَرْقَى إِلَیَّ الطَّیْر» (فلانی جامۀ خلافت را پوشید و می‌دانست خلافت جز مرا نشاید که آسیاسنگ، تنها گرد استوانه به گردش درآید. [کوه بلند را مانم که] سیلاب از ستیغ من ریزان است و مرغ از پریدن به قله‌ام، گریزان.)
این گونه به خود می‌بالید. به چه چیزی می‌بالید؟ به دانش خود. می‌فرمود همۀ شما می‌دانید که من نسبت به رسول خدا همچون بچه شتر نسبت به مادرش بودم. یعنی امیر مؤمنان به خود می‌بالید و افتخار می‌کرد ولی نه به متولد شدن در کعبه یا اموری که خود در آن نقشی نداشت، بلکه به کارهایی که خود انجام داده بود، افتخار می‌کرد. اینجاست که این آیۀ قرآن کریم را به یاد می‌آوریم: «لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَفْرَحُونَ بِمَا أَتَواْ وَّیُحِبُّونَ أَن یُحْمَدُواْ بِمَا لَمْ یَفْعَلُواْ فَلاَ تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ.»
در هر حال، علی(ع) در کعبه به دنیا آمد و این مایۀ فخر و بزرگی اوست، ولی او به آن افتخار نکرد. او در کودکی در سن هشت سالگی به خانۀ پیامبر راه یافت و وقتی اسلام نازل شد، ایمان آورد. اما کسانی که می‌گویند آیا ایمان کودک پذیرفته است یا نه، بی‌جهت خود را خسته می‌کنند، زیرا اولاً، ایمان نتیجۀ هوشیاری و قانع شدن است و پیامد ایمان نیز رفتار است و اگر انسان توفیق یابد از کودکی رفتاری صحیح داشته باشد، همین برای افتخار و عزت او بس است. ثانیاً، قرآن کریم تأکید می‌کند که مسیح در گهواره پیامبر بود.

آری علی علیه السلام اعجوبه ای بود که هرچه از فضایلش بگوییم کم گفته ایم و قطره ای از دریای فضلش را نتوانیم چشیدن. هموست که پیامبر در مورد او بعد از فتح خیبر فرمود: یا علی اگر نمی ترسیدم که این امّت در بارۀ تو غلوّ کنند و آن چه در بارۀ عیسی بن مریم گفتند (مثل این که پسر خدا یا خود خداست) در بارۀ تو بگویند، امروز فضلیتی برای تو بیان می کردم که بر هر جمعیتی از مسلمانان بگذری، خاک زیر قدم تو و باقیماندۀ آب وضوی تو را برای شفا برگیرند، ولی همین فضیلت برای تو بس که تو از من هستی و من از تو هستم، تو از من ارث خواهی برد، و من از تو ارث می برم، و تو برای من همانند هارون هستی نسبت به موسی، جز آن که بعد از من پیامبری نیست... تویی که خلیفه و جانشین من بر حوض کوثر هستی ...، تویی که قبل از امّت من به بهشت می روی، شیعیان تو در قیامت، در حالی که از کوثر نوشیده باشند، با صورت هایی نورانی بر منبرهایی از نور قرار دارند و من از آنها شفاعت خواهم نمود، و آنها در بهشت همسایگان من هستند و...  (این حدیث در کتب معتبر اهل سنّت مانند ینابیع الموده و به نقل از علمای معروف آنها مانند موفق بن احمد خوارزمی درج شده است) 

پس یا علی دست ما را بگیر و از دریای پر طلاطم این آخر الزمان به سلامت به مقصد برسان.

هیچ نظری موجود نیست: