۱۳۹۲/۰۳/۰۲

شیعیانی که به دست سلفی ها شهید می شوند


دیروز شهید جوانی از حزب الله در صیدا تشییع شد که با مزاحمت سلفی ها، در شهر برای مدتی تشنج ایجاد شد.
شهید صالح الصباغ در خانواده ای سنی به دنیا آمد و بزرگ شد. بعد از آنکه شیعه شد به مقاومت پیوست و آموزش های مختلف را گذراند. دیروز که پیکر پاکش را می خواستند طبق وصیتش در قبرستان شیعیان صیدا دفن کنند پدرش مخالفت کرد. احمد الاسیر، سلفی عامل قطر، از پیروانش خواست راه قبرستان شیعیان را مسدود کنند. خیابان با ماشین ها بسته شد و ارتش از بیم درگیری، به حالت آماده باش در آمد. با این حال بعد از آنکه حزب الله با فرماندار هماهنگی کرد، باز هم سلفی ها کوتاه نیامدند و به سوی تشییع کنندگان آتش گشودند. در پی این حرکت شنیع که تنها از وارثان غاصبان خلافت بر می آید، جمع زیادی از نیروهای حزب الله و نیروهای یک حزب سنی صیدا بصورت مسلح وارد معرکه شدند و سلفی های مزاحم  از ترس فرار کردند.
امروز یک نماینده ی سنی حزب المستقبل اعتراض کرده و گفته نمایش مسلحانه حزب الله مردود است!
او ظاهرا فراموش کرده که ایجاد درگیری و تیر اندازی از طرف چه کسانی صورت گرفت.
بنا به گزارشات ارتش سوریه، استحکامات و تونل های انتقال سلاح و انبارهای سلاحی که در القصیر کشف شده با تکنولوژی حماس و اسراییل ساخته شده و زمان آماده کردن آنها به بیش از سه سال قبل بر می گردد. یعنی سلفی ها سه سال است دارند در سوریه تدارک می بینند. آنوقت دو ماه است حزب الله چند شهید داده صدای اعتراضشان بلند شده.

واقعا حزب الله لبنان در سوریه چه می کند؟
حزب الله لبنان از اول شروع مشکلات در سوریه، تحولات را به دقت زیر نظر داشت و بعد از فرار ساکنان منطقه ی زینبیه و گزارش آنان از نیت پلید تروریستها در قتل و تجاوز به شیعیان و حرم مطهر، سعی کرد ارتش سوریه را در دفاع کمک کند. ارتش سوریه که آمادگی جنگ های چریکی را نداشت در اول بسیار آسیب پذیر بود و به گفته ی مردم منطقه ی زینبیه که به لبنان فرار کرده اند، همینکه از خودش دفاع کند خیلی هنر کرده!
کمک های فکری حزب الله و ایران افاقه نکرد. چرا که ارتش سوریه یک ارتش کلاسیک است و تفکرات کلاسیک دارد و حرف هم گوش نمی کرد. شیعیان عراق اقدام به تشکیل گردان حضرت عباس در دفاع از حرم نمودند و برخی جوانان غیور هم از لبنان به آن پیوستند. حزب الله اظهار داشت که در اوضای سوریه دخالتی ندارد اما هر جوانی بخواهد در دفاع از مقدسات شیعه جانبازی کند مانعش نخواهد شد.
علیرغم گزارشها و اتهاماتی که به حزب الله وارد می کنند تعداد رزمندگان لبنانی در سوریه زیاد نیست. ضمن اینکه تعداد شهدا بسیار کم است. تروریستها هر وقت شکست می خوردند می گفتند به سبب کمک حزب الله به نظام است! شکست در القصیر هم بیش از آنکه به سبب جنگاوری رزمندگان حزب الله باشد به جهت تاکتیکهای ارتش سوریه و راهکارهایی است که حزب الله برای جنگ خیابانی و مقابله با تک تیراندازها و تله ها به ارتش آموزش داده.
در حالی که همین امروز منابع دروغگوی ارتش حر (لبنانی ها می گویند کُر یعنی کره خر!) از شهادت 200 تا 300 مبارز حزب الله خبر می دهند باید اعلام کنم همانطور که سید حسن گفت کذب است و شهیدانی که با افتخار و سربلندی در لبنان تشییع می شوند تعدادشان بسیار کم است. خود من در ضاحیه تا حالا کمتر از ده تصویر از شهدا دیده ام. این در حالی است که وقتی فردی شهید می شود همه ی ضاحیه عکس او را با افتخار روی مغازه و خانه و حتی ماشین و موتورشان می چسبانند.

سلفی ها چه می گویند؟
سلفی ها از اول با ادعای ظالم بودن و واجب القتل بودن بشار اسد، سنی ها را تشویق به جهاد کردند. با بدست آوردن پیروزی های مختلف و رسیدن میلیاردها دلار پول از قطر و سعودی، جوانان بی کار را جذب کردند. هر جوانی بیکار و بی هنری که تا دیروز عرضه ی آشغال جمع کردن را هم نداشت و مردم به او نگاه هم نمی کردند الان ریشش را بلند کرده و یک اسلحه دستش گرفته و به هرکس بخواهد زور می گوید و هر دختری را بپسندد به زور می برد! جنایات آنها در سوریه باعث شد مردم سوریه حتی کسانی که دل به رحیل نظام کنونی بسته بودند به غلط کردن بیفتند. یکی از علل پیشرفت ارتش سوریه هم عدم اقبال و حمایت مردم از تروریستهاست.
از آغاز معرکه سلفی ها شروع به عربده کشی و تهدید حزب الله کردند و به نیابت از اربابشان اسراییل گفتند بعد از سوریه به لبنان آمده و حزب الله را نابود خواهند کرد. با شکست های پی در پی این موجودات خونخوار در سوریه، تقصیر را گردن حزب الله انداختند و سلفی های لبنان گفتند حزب الله در حال درگیر کردن لبنان در مشکلات سوریه است. یادشان رفت اقلا سه سال است که خودشان در حال تدارک شورش در سوریه هستند و سلاح و جنگجو به سوریه می فرستند.
هم اکنون تمام تلاش سلفی ها برای متهم کردن حزب الله و ترساندن سنی ها و القای این است که طایفه ی سنی از سوی حزب الله در معرض خطر قرار دارد. تا کنون حزب الله با هوشمندی و صبر و متانت و عقل و درایت و با همکاری گروه های سنی ائتلاف 8 مارس توانسته از تشکیل چنین ذهنیتی در عموم سنی ها جلوگیری کند اما بسیاری از سنی ها در دل موافق اقدامات سلفی هایی مثل اسیر و شهال هستند.

از جانبداری و وابستگی های دینی و سیاسی که بگذریم واقعا کدام طرف بر حق است؟
اگر بدون هیچ تعصب و جانبداری سیاسی و مذهبی نگاه کنیم می بینیم در کشور سوریه عده ای به جان هم افتاده اند. کشوری که سالها به دست یک خانواده بوده و یک حزب آن را اداره کرده است. ادعای انقلاب در سوریه بیشتر از آنکه دروغ باشد خنده دار است. جمعیت بسیار زیادی از مردم سوریه (اگر نگوییم 80 درصد) عاشق بشار اسد هستند. آنها دلایل خودشان را دارند:
او تنها رهبر کشورهای عربی است که درس خوانده و دکتر است (نه مثل امیر قطر و سعودی! که بدون تحصیلات دانشگاهی دکترای افتخاری الکی گرفته اند)،
او تنها رهبر عربی است که مال و اموال مردم را برای خود و خانواده اش چپاول نکرده،
او تنها رییس جمهور عرب است که کشورش را بدون داشتن منابع نفتی و ثروت باد آورده اداره کرده و زندگی خوبی برای مردمش فراهم کرده. (مردم خیلی از کشورهای منطقه به امکاناتی مثل آب و برق سوریه و اجناس ارزان قیمت و مناسب آن حسادت می کنند. لبنانی های نزدیک مرز سوریه از قدیم حتی گوشت و ارزاق خود را از سوریه تهیه می کردند)،
او تنها رییس جمهور عرب است که از صنعت داخلی حمایت کرده و به جای وارد کردن کارخانه چیپس و پفک و شوکولات از آمریکا و اروپا صنایع داخلی را رونق داده است.
.....
این مردم که داشتند در کشورشان به خوبی و خوشی زندگی می کردند ناگهان با یک عده مواجه شدند که ادعای انقلاب داشتند. یکهو انقلابیون پوست عوض کردند و مسلح شدند و معلوم شد بیشترشان خارجی هستند! همینها شروع کردند به کشتن و ویران کردن. هرکس هر نوع وابستگی به نظام داشت می کشتند. یعنی حتی مامور پست یا آب یا...
این موجودات خونریز دست به کشتار فجیع می زدند و بعد عکس می گرفتند و ادعا می کردند که اینها را بشار کشته! اگر بشار می خواست بکشد که سالها قبل می توانست چنین کاری بکند بخصوص که نظام اطلاعاتی معروفی هم داشت. خلاصه از سر بریدن و اعدام صحرایی بگیرید تا خوردن قلب مردم! (نگویید فقط یکی بوده، این یه فیلم منتشر شده، از این کارا زیاد می کنند.) آنها قرصهایی می خورند که بسیار انرژی زاست و باعث میشه وقتی گلوله بخورند احساس صدمه نکنند و به راهشون ادامه دهند. (برای همین آدمخواری و نمردن، من بهشون میگم زامبی.) برای همین رفتارهایشان غیر انسانی میشود و به همه حمله می کنند. چند سال پیش شنیده بودم ارتش آمریکا در حال تحقیق بر روی سلاح جنسی است که سربازان دشمن با آلوده شدن به آن دست از جنگ بکشند و مشغول آن کار دیگر شوند! ظاهرا اینها هم همینطورند، برای همین فتوای جواز لواط هم برایشان صادر شده! قصه ی فتوا هم جالب است. با آنکه فقه سنی اجازه ی فتوا به خود نمی دهد می بینیم مفتی های الکی جدید می آیند و فتواهای عجیب و غریب می دهند.
پس در یک طرف نظام سوریه را با تمام اشکالات و محسناتش داریم و در طرف دیگر زامبی های بیکار و بی مغز.
مسلما در چنین حالتی راهکار سیاسی وجود ندارد. بخصوص اینکه این گروه ها با هم منسجم نیستند و هیچ کس حرف دیگری را قبول ندارد و برای مقداری پول یکدیگر را می فوشند.

همه ی مشکلات زیر سر ماست!
بله انقلاب اسلامی ایران از ابتدا خار گلوی مستکبران بود و دقیقه ای از دشمنی با آن دست بر نداشتند. با انقلاب اسلامی، شیعیان برای اولین بار از مظلومیت تاریخی خود آزاد شدند. ولی این آزادی دیری نپایید و با تحمیل جنگ و خرابی و کشتار بازهم ظلم ادامه پیدا کرد. بعد از جنگ هم به اشکال مختلف از جمله تحریم ها.
جنگ 33 روزه ی سال 2006 نقطه ی ابتدایی حرکت مسلحانه ی جدید بر علیه ایران بود. براساس نقشه ی دم مار، اسراییلی ها و استکبار جهانی می خواستند با نابودی حزب الله و بعد حمله به سوریه، قدرت ایران را کاهش دهند تا در نهایت بتوانند مستقیم با ایران درگیر شوند.
حزب الله لبنان در مقاومتی معجزه گونه توانست اسراییل را شکست دهد. چند سال پس از جنگ و با دستگیری یکی از اعضای حزب الله به عنوان جاسوس، وی اعتراف کرد که اسراییل نقشه داشته تا بعد از عبور از جنوب لبنان به بقاع آمده و نیروهای اصلی یگان ویژه حزب الله را که او محلشان را لو داده بود نابود کند و در این صورت حزب الله ضربه سخت و بسیار شدیدی می خورد و تقریبا از میان می رفت. ضمن اینکه با تسلط بر ارتفاعات استراتژیک بقاع، می توانستند تمام لبنان و فلسطین و سوریه را زیر نظر داشته باشند. اما خواست خدا بر این بود که چند رزمنده که حزب الله برای کند کردن سرعت پیشروی اسراییل، در هر دهکده ی جنوب قرار داده بود، توانستند کاملا هجوم اسراییل را سد کنند. ارتش رژیم صهیونیستیی اصلا قصد نداشت از وادی الحجیر عبور کند، اما به سبب مقاومت رزمندگان حزب الله مجبور شد از آن راه عبور کند که آنجا هم به کمین افتاد و خاطره ی عملیات وادی الحجیر اول دوباره تکرار شد.
خواست خدا در سوریه هم دشمن زمینگیر شد و پیروزی از آن مقاومت است. پس یادمان نرود تمام این جنگها و خونریزی ها و مشکلات همه اش به خاطر آن است که از سربلندی شیعه ی ایرانی وحشت دارند و ایرانی ای را می پسندند که به سگشان هم اعتراض نکند (کاپیتولاسیون) همانطور که در دیگر کشورها هر کاری بخواهند می کنند و پایگاه دارند و از منافع خودشان محافظت می کنند.

هیچ نظری موجود نیست: