۱۳۹۲/۰۲/۲۰

امام موسی صدر و مشکل بی حجابی زنان

بخش اول از خاطرات حجت الاسلام سید هادی خسروشاهی سفیر سابق ایران در واتیکان و کاردار سابق فرهنگی ایران در مصر*
بنده‌ در يكی از سفرهايی كه‌ به‌ حازميه‌ رفته‌ بودم، صبح‌ زود و بدون‌ تعيين‌ وقت‌ قبلي، خدمت‌ ايشان‌ رفتم. ايشان‌ با كمال‌ لطف‌ و محبت‌ بيرون‌ تشريف‌ آوردند و بعد از پذيرايی كوتاهی فرمودند كه‌ بعدازظهر در صيدا ميهمان‌ هستيم. اگر جنابعالی هم‌ تشريف‌ بياوريد، خيلی خوب‌ خواهد بود. بنده‌ هم‌ با كمال‌ اشتياق‌ پذيرفتم‌ و روز بعد هم‌ در صور مراسمی بود كه‌ مردم‌ برای دفاع‌ از فلسطينی ها تدارك‌ داده‌ بودند. ايشان‌ به‌ من‌ فرمودند، امشب‌ آنجا می رويم‌ ولی آنها يك‌ خانواده‌ شيعه‌ هستند كه‌ تحت‌ سلطه‌ فرهنگ‌ استعمار فرانسه‌ هستند و از لحاظ‌ حجاب‌ آن‌ طور نيستند كه‌ شما می خواهيد. اگر برايتان‌ اشكال‌ دارد، نياييد و اگر تحمل‌ می كنيد كه‌ يك‌ خانواده‌ شيعه‌ بی حجاب‌ پيش‌ شما باشند، بياييد. بنده‌ عرض‌ كردم‌ هر جا كه‌ شما تشريف‌ می بريد، من‌ هم‌ می آيم. البته‌ ايشان‌ گفتند كه‌ اينها در واقع‌ هم‌ جديدالاسلام‌ هستند و هم‌ جديد التشيع‌اند. چون‌ قبل‌ از اين‌ نه‌ چيزی از اسلام‌ می دانستند و نه‌ چيزی از تشيع. خوب‌ شب‌ آنجا رفتيم. خانم‌های مسن‌تر يك‌ روسری سرشان‌ داشتند. ولی كوچك‌ترها به‌ هيچ‌ وجه‌ حجاب‌ نداشتند و امام‌ موسی صدر با معرفی بنده‌ كه‌ ايشان‌ از علمای قم‌ هستند، آنها را تشويق‌ كرد كه‌ پوشش‌ مختصری داشته‌ باشند ... اما خبری نشد!
البته‌ قبل‌ از آن‌ هم‌ ايشان‌ در كليه‌ الاداب (دانشکده ادبیات دانشگاه البنانیه)‌ يك‌ سخنرانی داشتند. باز هم‌ ايشان‌ فرمودند كه‌ می آييد يا نه؟ عده‌ای از آنان‌ مسيحی و بی حجابند. خوب‌ ما هم‌ گفتيم‌ اهل‌ كتاب‌ اشكال‌ ندارد. ما می آييم‌ و از سخنرانی شما استفاده‌ می كنيم. وقتی به‌ كليه‌ الاداب‌ رفتيم، در تالار، نزديك‌ به‌ 2000  نفر از خانم‌ها و دختران‌ بی حجاب‌ و آرايش‌ كرده‌ بودند، كه‌ امام‌ موسی صدر رفتند و برايشان‌ سخنرانی كردند. چون‌ عكس‌برداری و فيلمبرداری می شد، بنده‌ گوشه‌ای پنهان‌ شدم‌ كه‌ آن‌ عكس‌ها به‌ تهران‌ و قم‌ نرسد، و بگويند آقا شما آنجا چه‌ كار می كرديد. مانند اين‌ را من‌ در همايش‌های انديشه‌ اسلامی در الجزاير هم‌ ديدم. من‌ چهار بار به‌ آنجا رفتم‌ و تحقيقاً‌ 80% دختران‌ آنجا بی حجاب‌ بودند. امام‌ موسی در آنجا هم‌ كه‌ هشتاد درصدشان، بلكه‌ بيشتر، بی حجاب‌ بودند، سخنرانی می كرد. جلسات‌ ديگری نيز برايشان‌ می گذاشتند. شب‌ها می رفتند و سخنرانی می كردند. من‌ به‌ ايشان‌ گفتم‌ كه‌ آقا شما چرا!؟ ايشان‌ فرمودند: پس‌ آشيخ‌ اگر ما برای اينها صحبت‌ نكنيم، چه‌ كسی صحبت‌ كند؟ مبشرين‌ غرب؟! خوب‌ ما بايد به‌ اينها بگوييم‌ كه‌ اسلام‌ و حجاب‌ چيست. اگر ما به‌ علت‌ ظاهرشان‌ نگوييم، برای هميشه‌ بی حجاب‌ خواهند ماند و اولادشان‌ هم‌ بی حجاب‌ خواهند شد. البته‌ من‌ بعد از انقلاب‌ هم‌ به‌ الجزاير رفتم، تحقيقاً‌ موضوع‌ به‌ عكس‌ بود. بر اثر حركت‌های اسلامی در الجزاير و آثار انقلاب‌ اسلامی ايران‌ تحقيقاً‌ هشتاد درصد دخترها با حجاب‌ بودند. و حتی جوان‌های دانشجو هم‌ عمامه‌های سياه‌ سرشان‌ بود، كه‌ من‌ خيال‌ كردم‌ از قبايل‌ الجزاير هستند. اما وقتی سؤ‌ال‌ كردم‌ گفتند:«نحن‌ الخمينيون». چون‌ عمامه‌ امام‌ سياه‌ بود، و تا اين‌ حد بر آنان‌ تأثير گذاشته‌ بود. 


* اندیشه ی ربوده شده، به کوشش مهدی فرخیان. موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر 1385- 164 تا 176

هیچ نظری موجود نیست: