۱۳۹۱/۱۱/۱۰

خواب زمستانی مسئولان فرهنگی و غیره!

هر کشوری بدون درنظر گرفتن نوع نظام آن، یک طیف طرفدار دارد و یک مقدار مخالف و بقیه مردم هم همه چیز برایشان عادی است. فقط عیششان تکمیل باشد، بقیه اش مهم نیست. تمام کشورها برای جذب حداکثری ملت خود و تقویت روحیه وطن پرستی برنامه های فرهنگی تربیتی زیادی دارند. در این میان ترکیه گوی رقابت را از دیگر کشورها ربوده و با بودجه فراوان، سعی دارد ارزشهای مورد نظر خود را نه تنها در داخل ترکیه، بلکه در تمام سرزمینهای اسلامی نفوذ دهد. ترکیه که نماد اسلام امریکایی و عثمانی نوین است جدا از سریالهای خانوادگی مبتذل و فاسدش برای آلوده کردن و سرگرم کردن مردم (به جهت اینکه شرشان از سر حکومت کم شود و به پای حکومت نپیچند) و جدا از سریالهای تاریخی تحریف شده برای منحرف کردن تاریخ، سریالهای وطن پرستانه ای مثل قله ی شفقت (Şefkat Tepe) ساخته که در آن هر دروغ و تهمتی را به کردها و ایران می زند تا روحیه ی وطن پرستی ترک ها را افزایش دهد.
 در سایه ی خواب زمستانی مسئولین ایرانی، در سریال فوق ایرانیان موجودات خشن و آب زیرکاه و بی دست و پایی معرفی می شوند که بر ضد امنیت مردم ترکیه اقدام می کنند.
هرچند ترکی بلد نیستم و دقیقا نمی دانم چه دیالوگ هایی در این فیلم بکار رفته و چه فحشهایی نصیب ما شده اما بعد از دیدن 3 ساعت از این سریال، داستان این دو قسمت را چنین فهمیدم:
ژنرال ارتش ترکیه گروهی از کماندوهای زبده ی ترکیه را برای ماموریتی به داخل کردها می فرستد. ظاهرا قرار است یکی از رهبران کرد اسیر شود. (نوع فیلم برداری و تجهیزات و هیبت و کلاس نیروهای ترکیه جالب توجه است. کاش ما یک فیلم درست حسابی مثل اینها داشتیم) عملیات بی عیب و مرتب پیش می رود. اما کردها با سیستمی شبیه منافقین وارد محل زندگی ژنرال شده و وی را مسموم می کنند. جانشین وی که سرتیپ میانسالی است، عامل کردها است و دستور می دهد تیم های پشتیبانی هوایی که برای برگرداندن کماندوها رفته بودند بازگردند. به این شکل آنان را در میان کردها تنها می گذارد تا نابود شوند. درگیری شدیدی در می گیرد و کماندوها می گریزند. یک کرد طرفدار ترکیه به آنان پناه می دهد و ون خود را در اختیار آنان می گذارد. از آنجا که همه افراد جا نمی شوند، فرمانده کماندوها و فرمانده تیم ها باقی می مانند. کردها حمله می کنند و کرد جوان و خانواده اش را به رگبار بسته و قتل عام می کنند! فرمانده و سر تیم ها اسیر می شوند. در سرمای زمستان آنها را از درختی آویزان می کنند و می روند تا به دست گرگ ها نابود شوند. در این میان جیپی سر می رسد و نیروهای داخل آن، کماندو ها را اسیر می کنند. آنها مرزداران ایرانی با لباسی شبیه ارتش و بدون آرم و علائم هستند. 
از کماندو ها در برابر پرچم ایران عکس می گیرند تا استفاده تبلیغاتی کنند. یک فرمانده ایرانی با ظاهر بسیجی و بدون دست چپ وارد می شود. وی که نیمی از صورتش هم سوخته رفتار سخیفی دارد و حرکات و صحبتهایش دیوانه وار است. (به نیت کثیف ترکیه توجه کنید)
 فرمانده ارتشی هم خیلی دست و پا چلفتی است و همیشه نیشخند ابلهانه ای بر لب دارد و بدون دستور سپاهی هیچ کاری نمی کند.
  آنها را با تریلری که در آن موشک حمل می شود منتقل می کنند. 

دوباره نزد کردها می روند و نشان می دهد که ایرانی ها با کردهای تروریست دوست هستند. 
چند بار این کماندوهای دست بسته با تنه و لگد محافظان خود را بر زمین می اندازند اما اسلحه دست ایرانی هاست! یکبار یکی از آنها موفق می شود فرار کند. سپاهی یک گلوله در رولور خود می گذارد و آنرا می چرخاند و سر فرمانده را نشانه می رود و تهدید می کند تا فراری برگردد. فرمانده ترک چند بار شانس می آورد و شلیکی انجام نمی شود اما نهایتا گلوله به پشت لوله می رسد و شلیک می شود و فرمانده کماندوها را زجر می دهد. 
در بازداشتگاه با کمک یک ترک نفوذی نگهبانان را قتل عام می کنند 
و سر وقت موشک می روند اما ناگهان همان ترک نفوذی که از اقوام معاون ژنرال است آنها را به دام می اندازد و سپاهی و ارتشی ها بر می گردند. در این میان سوریه نیز بی نصیب نبوده و شریک جرم ایران معرفی می شود. حتی شماره ماشین ایرانی ها شماره های سوریه ای است!
نکته ی تاسف برانگیز این داستان، فقط خواب مسئولان ما نیست. بلکه بیداری دشمن استراتژیک ایران، ترکیه است. طبق نظر علمای روابط بین الملل، کشورهای همسایه که منابع مشترکی بینشان وجود دارد و مرز مشترک دارند دشمنان استراتژیک یکدیگر هستند. دشمنی ما با آمریکا استراتژیک نیست، سیاسی و عقیدتی است. اما ترکیه دشمن استراتژیک ما است، عراق دشمن استراتژیک است، آذربایجان دشمن استراتژیک است. ما با آنها بر سر منابع نفت و آب مشکل داریم. ترکیه با تقویت ارتش خود به انواع سلاح های آمریکایی و پر کردن مغز مردم کشورش و مردم منطقه، در حال آماده شدن است. اگر به لطف مسئولان خواب آلود و مردم بی خیال، به جایی برسیم که حس کنند قدرتمان کم شده حتما حمله خواهند کرد (1و2).

این فیلم ایران را صاحب قدرت خطرناک موشکی می داند و با نشان دادن رفتارهای دیوانه وار فرمانده ی نیمه مجنون سپاهی، القا می کند که ایران کشوری بی سیاست و بی کله است و ممکن است این سلاح ها برای کشتار مردم ترکیه استفاده شود.
 مقاومت و مردانگی و پایداری کماندوهای ترک هرچند ساختگی است اما زیبا و ستودنی است. وقتی تیم فراری به یک امامزاده پناه می برند می توان توجه به نیازهای مخاطب را در این فیلم به خوبی درک کرد. فیلم از عشق مردم به اسلام و پیامبر خبر دارد. روی قبر امام زاده پارچه سبز لا اله الا الله محمد رسول الله است و کماندوها با دعا موفق می شوند از چنگ کردها فرار کنند.

میدان جنگ نرم فقط محدود به مقابله با آمریکا و غرب نیست، دشمنِ بیدار و فعال ما ترکیه، سالهاست خود را الگویی برای کشورهای منطقه معرفی کرده و سعی دارد سیاست خود را سیاست فعال و نتیجه بخش معرفی کند تا بتواند کشورهای منطقه را تحت حاکمیت خود بگیرد و به رویای عثمانی کبیر جدید دست پیدا کند. ترکیه با تقویت اقتصاد و صنعت خود اکنون نیمی از بازارهای کشورهای عربی را در دست دارد. نیمی از سریالهای شبکه های عربی، ترکی است و بطور واضح سبک زندگی ترکی را تبلیغ می کند. اما ایران روز به روز در میان دوستان خود مثل عراق و لبنان کم ارزش تر می شود. چرا که دچار ضعف اقتصادی جدی است و جدیدا هم کشمکش های تقسیم قدرت و ثروت در ایران چشم ایرانیان را از توطئه های خطرناک خارجی به دعواهای لوس و بچگانه ی داخلی جلب کرده و کشور را در معرض تهدید قرار داده است.
 امیدوارم مدعیان عقلانیت و سیاست در کشور به خود بیایند و برای یکدیگر ارزش و سهم قائل شوند تا همه با هم برای اعتلای تنها مملکت اسلامی شیعه در جهان قدم بردارند.
این سریال به قسمت 94 خود رسیده و در یوتیوب موجود است (3). 
پ.ن: بسیار متاسفم که مجبورم مسئولان را به خواب متهم کنم. از دیدن صحنه های کشتار ایرانی ها و کردها بسیار متاسف شدم. متاسفم که غیورمردان سپاه و ارتش در این متن مورد اهانت ترکها قرار گرفته اند. برای همه ی مرزداران مملکت اسلامی ایران، آرزوی سلامتی و موفقیت در ماموریتهای محوله را دارم. از مردم مسلمان ترکیه که با سیاست های غلط دولتمردان ترکیه موافق نیستند هم می خواهم تا تصور نکنند ما با آنها دشمنی داریم.

هیچ نظری موجود نیست: